پدر به 3 بيمار زندگي بخشيد
کد خبر: ۲۸۲۶۹۱
| | 4708 بازدید

خانواده يك جوان كرماني كه دچار مرگ مغزي شده بود، با اهداي اعضاي بدن او به بيماران نيازمند، آنها را به زندگي بازگرداندند.
به گزارش جامجم، شالخ سلاجقه مرد 30 ساله كرماني كه براي جوشكاري ساختمان يك بانك در حال احداث، به شهرستان ريگان سفر كرده بود، هنگام كار از بلندي به پايين سقوط كرد و دچار حادثه شد. با تماس يكي از كارگران، امدادگران در محل حادثه حضور يافتند و مصدوم را به بيمارستان منتقل كردند.
پزشكان پس از بررسي شرايط اين بيمار كه بيهوش شده بود، وي را به بيمارستاني در كرمان انتقال دادند، اما با وجود انجام عمل جراحي، پزشكان به خانواده اين جوان اعلام كردند وي مرگ مغزي شده و ديگر اميدي به بازگشت او نيست و اگر تمايل داشته باشند، ميتوانند اعضاي بدن مرد جوان را به بيماران نيازمند اهدا كنند.
زن و مرد ميانسال به همراه عروس خانواده پشت در اتاقي كه پسرشان روي تخت آرميده بود، ايستاده بودند، همگي اشك ميريختند و باورشان نميشد، اين آخرين ديدارشان است و ديگر پسر كوچولو، پدرش را نميبيند تا در آغوش وي بخندد.
تصميمي بزرگ
آنها چند مرتبه حرفهاي پزشكان را در ذهنشان مرور كردند تا سرانجام پدر در حالي كه غم بزرگي را در قلبش جا داده بود و اشك ميريخت، تصميم بزرگ خود را گرفت و با آرام كردن همسر و عروس جوانش، نظر خود مبني بر اهداي اعضاي بدن پسرش به بيماران نيازمند را با آنها در ميان گذاشت.
آنها نيز با پدر موافقت كردند و پس از امضاي برگههاي اهداي عضو، دو كليه و كبد مرد جوان كه خود پدر يك پسر يك و نيم ساله بود به سه بيمار نيازمند اهدا و وي آسماني شد.
احساس رضايت پدر از اهداي عضو پسرش
در پي اين اقدام خداپسندانه، پدر اين اهداكننده عضو روز گذشته به خبرنگار ما گفت: پسرم ـ شالخ ـ دومين فرزندم بود.
وي براي كسب روزي حلال خانوادهاش براي كار به شهرستان ريگان رفته بود. شب حادثه از طريق يكي از اقوام متوجه ماجرا شده و به بيمارستان رفتيم. شالخ روي تخت بيمارستان خوابيده بود. از خدا ميخواستيم او را به خاطر تنها فرزندش دوباره به ما هديه دهد.
وي اضافه كرد: با ديدن فرزندم گويي احساسي به من ميگفت اين آخرين ديدارمان است، سعي ميكردم خانوادهام را دلداري دهم. همه اميد به بازگشت وي به زندگي داشتيم، اما انگار تقدير الهي اين گونه رقم زده شده بود كه پسرمان ما را ترك كند. راضي به رضاي خداوند بوديم.
پدر داغديده در ارتباط با اهداي اعضاي بدن فرزندش گفت: هميشه به خانوادهام گفته بودم اگر اتفاقي برايم افتاد، اعضاي بدنم را به بيماران اهدا كنند تا آنها دوباره سلامتشان را به دست آورند؛ اما تقدير اين شد كه فرزندم اعضاي بدنش را هديه كند. وقتي پزشكان بيمارستان گفتند ديگر به بازگشت پسرم به زندگي اميدي نيست، موضوع را با همسر و عروسم در ميان گذاشتم و آنها نيز رضايت دادند. هر چند پسرم در ميان ما نيست، اما دو كليه و كبد وي به سه بيمار پيوند زده شده و آنها پس از سالها بيماري و تحمل درد و رنج به آسايش رسيدهاند.
وي اضافه كرد: ما همه بندگان خدا هستيم و همه چيز در يدقدرت اوست. پس براي رضاي خداوند اين كار را انجام داديم. حتي هنگام پيوند عضو تصميم گرفتم در بيمارستاني كه پيوند انجام ميشد، حضور نيابم تا نكند عواطف پدريام مانع انجام تصميمي كه گرفته بودم، شود. خوب است اگر خداينكرده خانوادهاي، عزيزش دچار مرگ مغزي شد، اعضاي بدن او را اهدا كرده تا زندگي را به بيماران و خانوادههايشان هديه كنند.
تنها يادگار شوهرم به وي افتخار ميكند
عروس جوان كه راضي از اين تصميم بزرگ بود، گفت: در شبي كه همسرم دچار حادثه شد، دلشوره عجيبي وجودم را فراگرفته بود. تلفن همراه شوهرم خاموش بود و يك روز از وي بياطلاع بوديم تا اينكه به ما خبر دادند شوهرم در حين كار دچار حادثه شده است.
وي اضافه كرد: اعضاي بدن شوهرم را اهدا كرديم تا او به آرامش بيشتري برسد و خير اين كار در آخرت نصيبش شود. او مرد مهربان و معتقدي بود. هميشه عاشق من و پسر يك و نيم سالهمان بود. او نانآور خانهمان بود؛ هرچند وي را از دست دادم و جايش در كنارمان خالي است، اما از اينكه دو كليه و كبد وي به نانآوران خانوادههايي پيوند زده شد، خوشحالم و ميخواهم از اين امانتها بخوبي نگهداري كنند. ابتدا قرار بود قلب شوهرم نيز به بيماري پيوند زده شود، اما به دليل نبود امكانات درماني، اين كار ميسر نشد و قلب او از حركت ايستاد.
زن جوان گفت: هر چند پسرم در نبود پدر، بزرگ ميشود، اما وقتي بفهمد كه پدرش زندگي را به سه نفر هديه كرده است به خود ميبالد و بابت اين ايثار، راضي و خشنود ميشود. تنها يادگار شوهرم به پدرش افتخار ميكند.
به گزارش جامجم، شالخ سلاجقه مرد 30 ساله كرماني كه براي جوشكاري ساختمان يك بانك در حال احداث، به شهرستان ريگان سفر كرده بود، هنگام كار از بلندي به پايين سقوط كرد و دچار حادثه شد. با تماس يكي از كارگران، امدادگران در محل حادثه حضور يافتند و مصدوم را به بيمارستان منتقل كردند.
پزشكان پس از بررسي شرايط اين بيمار كه بيهوش شده بود، وي را به بيمارستاني در كرمان انتقال دادند، اما با وجود انجام عمل جراحي، پزشكان به خانواده اين جوان اعلام كردند وي مرگ مغزي شده و ديگر اميدي به بازگشت او نيست و اگر تمايل داشته باشند، ميتوانند اعضاي بدن مرد جوان را به بيماران نيازمند اهدا كنند.
زن و مرد ميانسال به همراه عروس خانواده پشت در اتاقي كه پسرشان روي تخت آرميده بود، ايستاده بودند، همگي اشك ميريختند و باورشان نميشد، اين آخرين ديدارشان است و ديگر پسر كوچولو، پدرش را نميبيند تا در آغوش وي بخندد.
تصميمي بزرگ
آنها چند مرتبه حرفهاي پزشكان را در ذهنشان مرور كردند تا سرانجام پدر در حالي كه غم بزرگي را در قلبش جا داده بود و اشك ميريخت، تصميم بزرگ خود را گرفت و با آرام كردن همسر و عروس جوانش، نظر خود مبني بر اهداي اعضاي بدن پسرش به بيماران نيازمند را با آنها در ميان گذاشت.
آنها نيز با پدر موافقت كردند و پس از امضاي برگههاي اهداي عضو، دو كليه و كبد مرد جوان كه خود پدر يك پسر يك و نيم ساله بود به سه بيمار نيازمند اهدا و وي آسماني شد.
احساس رضايت پدر از اهداي عضو پسرش
در پي اين اقدام خداپسندانه، پدر اين اهداكننده عضو روز گذشته به خبرنگار ما گفت: پسرم ـ شالخ ـ دومين فرزندم بود.
وي براي كسب روزي حلال خانوادهاش براي كار به شهرستان ريگان رفته بود. شب حادثه از طريق يكي از اقوام متوجه ماجرا شده و به بيمارستان رفتيم. شالخ روي تخت بيمارستان خوابيده بود. از خدا ميخواستيم او را به خاطر تنها فرزندش دوباره به ما هديه دهد.
وي اضافه كرد: با ديدن فرزندم گويي احساسي به من ميگفت اين آخرين ديدارمان است، سعي ميكردم خانوادهام را دلداري دهم. همه اميد به بازگشت وي به زندگي داشتيم، اما انگار تقدير الهي اين گونه رقم زده شده بود كه پسرمان ما را ترك كند. راضي به رضاي خداوند بوديم.
پدر داغديده در ارتباط با اهداي اعضاي بدن فرزندش گفت: هميشه به خانوادهام گفته بودم اگر اتفاقي برايم افتاد، اعضاي بدنم را به بيماران اهدا كنند تا آنها دوباره سلامتشان را به دست آورند؛ اما تقدير اين شد كه فرزندم اعضاي بدنش را هديه كند. وقتي پزشكان بيمارستان گفتند ديگر به بازگشت پسرم به زندگي اميدي نيست، موضوع را با همسر و عروسم در ميان گذاشتم و آنها نيز رضايت دادند. هر چند پسرم در ميان ما نيست، اما دو كليه و كبد وي به سه بيمار پيوند زده شده و آنها پس از سالها بيماري و تحمل درد و رنج به آسايش رسيدهاند.
وي اضافه كرد: ما همه بندگان خدا هستيم و همه چيز در يدقدرت اوست. پس براي رضاي خداوند اين كار را انجام داديم. حتي هنگام پيوند عضو تصميم گرفتم در بيمارستاني كه پيوند انجام ميشد، حضور نيابم تا نكند عواطف پدريام مانع انجام تصميمي كه گرفته بودم، شود. خوب است اگر خداينكرده خانوادهاي، عزيزش دچار مرگ مغزي شد، اعضاي بدن او را اهدا كرده تا زندگي را به بيماران و خانوادههايشان هديه كنند.
تنها يادگار شوهرم به وي افتخار ميكند
عروس جوان كه راضي از اين تصميم بزرگ بود، گفت: در شبي كه همسرم دچار حادثه شد، دلشوره عجيبي وجودم را فراگرفته بود. تلفن همراه شوهرم خاموش بود و يك روز از وي بياطلاع بوديم تا اينكه به ما خبر دادند شوهرم در حين كار دچار حادثه شده است.
وي اضافه كرد: اعضاي بدن شوهرم را اهدا كرديم تا او به آرامش بيشتري برسد و خير اين كار در آخرت نصيبش شود. او مرد مهربان و معتقدي بود. هميشه عاشق من و پسر يك و نيم سالهمان بود. او نانآور خانهمان بود؛ هرچند وي را از دست دادم و جايش در كنارمان خالي است، اما از اينكه دو كليه و كبد وي به نانآوران خانوادههايي پيوند زده شد، خوشحالم و ميخواهم از اين امانتها بخوبي نگهداري كنند. ابتدا قرار بود قلب شوهرم نيز به بيماري پيوند زده شود، اما به دليل نبود امكانات درماني، اين كار ميسر نشد و قلب او از حركت ايستاد.
زن جوان گفت: هر چند پسرم در نبود پدر، بزرگ ميشود، اما وقتي بفهمد كه پدرش زندگي را به سه نفر هديه كرده است به خود ميبالد و بابت اين ايثار، راضي و خشنود ميشود. تنها يادگار شوهرم به پدرش افتخار ميكند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


