اميد به پيشرفت، نگراني از نابودي
واگذاري باشگاههاي فوتبال به بخش خصوصي براي رسيدن به پيشرفت و توسعه بيشتر، مدتهاست به عنوان هدف دولت و به دنبال آن دستگاه ورزش كشور شناخته شده، اما مشكلات و موانع بسياري پيشروي اين طرح است كه عملي كردن آن را در هالهاي از ترديد و ابهام قرار داده است.
به نوشته جامجم، گرچه بسياري كارشناسان بر اين باورند كه ورزش كشور بخصوص فوتبال براي پيشرفت و همسويي با استانداردهاي ورزش كشورهاي توسعهيافته چارهاي جز انتقال به بخش خصوصي ندارد، اما نبود ساز و كارهاي لازم براي رسيدن صحيح به هدف خصوصيسازي، نگرانيهايي در پي دارد كه مهمترين آن نابودي بسياري از باشگاهها به بهانه انتقال به بخش خصوصي است.
خصوصيسازي باشگاهها در راستاي تحقق اصل 44 قانون اساسي تا يك سال ديگر بايد عملي شود، در حقيقت باشگاهها يك سال فرصت دارند به بخش خصوصي انتقال يابند و حتي گفته ميشود در غير اين صورت باشگاهي كه نتواند به اين موقعيت برسد اجازه شركت در رقابتها را نخواهد داشت.
براستي صرف تعيين مدت زمان براي عملي كردن آرماني با اين اهميت، گرهي از مشكلات پرشمار باشگاههاي فوتبال ما ميگشايد؟ چه تضميني وجود دارد كه خصوصيسازي باشگاهها عاقبت به توسعه و پيشرفت ورزش منجر شود و اگر اينچنين نشود اصلاح اشتباهات ممكن خواهد بود؟
دستكم در فوتبال كه هيچگونه ثبات مديريتي وجود ندارد و دخل و خرج باشگاهها به هيچ عنوان تناسبي با يكديگر ندارند، آينده را نميتوان تضمين كرد. به ياد آوردن تجربه ناموفق تيمهايي مثل ابومسلم، پاس، صباباتري و پيام و مشكلاتي كه امروز پس از انتقال به بخش خصوصي با آن دست به گريبان هستند، ميتواند نماي روشني از آينده را ترسيم كند. به نظر ميرسد خصوصيسازي باشگاهها و انجام اين انتقال علاوه بر نياز به زمان براي فراهم كردن مقدمات كار دورانديشي و تدبير ميخواهد. آنچه مشخص است اين كه ثبت نام باشگاهها به صورت شركتهاي سهامي خاص كافي نيست و عاقبت به نابودي آنها ميانجامد.
افراط و تفريط و دور شدن از هدف خصوصيسازي
كاظم اوليايي، مديرعامل باشگاه پاس همدان در گفتگو با جامجم ميگويد: بر هيچ كس پوشيده نيست كه ما چارهاي جز خصوصيسازي نداريم. كشور ما در خوشبينانهترين حالت، كشوري در حال توسعه است. در كشورهاي توسعهيافته دولتها به عنوان برنامهريز و ناظر حضور دارند و در هر بعدي در حداقل قرار ميگيرند و اين راه درست است، اما متاسفانه در كشور ما گاهي شاهد افراط و تفريط هستيم و همين ما را از هدف دور ميكند.
وي ميافزايد: درباره انتقال باشگاهها به بخش خصوصي هم همينطور است؛ يا ميگوييم همه چيز را دولت تامين كند يا اين كه باشگاه را به طور كل رها كند و اين سبب ميشود ما نتوانيم درست به سمت آنچه ميخواهيم حركت كنيم.
اوليايي در ادامه با اشاره به انقلاب شكوهمند اسلامي ميافزايد: افتخار ما اين است كه انقلاب ما يك انقلاب فرهنگي است، حتي در مجلس ورزش زيرمجموعه كميسيون فرهنگي است و اين دو مقوله از هم جدا نيستند. در تمام دنيا هم به مقولات فرهنگي يارانه تعلق ميگيرد. به اين معنا كه ورزش با اقتصاد تفاوت دارد و خودش به تنهايي نميتواند درآمدزا باشد، بخصوص در ايران كه درست نيست دولت به يكباره از صحنه ورزش خارج شود. به نظر من اگر سهم فرهنگ و ورزش به طور كلي حذف شود ضايعهاي بزرگ و غيرقابل جبران پيش ميآيد.
مديرعامل باشگاه پاس همدان با اشاره به اين كه بايد پول دولت در ورزش با حساب و كتاب هزينه شود، ادامه ميدهد: اين درست نيست كه يك باشگاه با هزار حيله و فريب به 10 ميليارد پول از خزانه دولت برسد، اما حق طبيعي يك باشگاه ديگر كه مثلا 500 ميليون تومان است، ناديده گرفته شود. به نظر من درك درستي از بند «پ» برنامه چهارم توسعه نزد برخي مسوولان ورزش وجود ندارد، چون به بهانه اختصاص يك درصد از اعتبارات عمراني به باشگاهها، يك باشگاه به صفر و باشگاهي ديگر به صددرصد منفعت ميرسد.
اوليايي ميگويد: براي رسيدن به خصوصيسازي ابتدا بايد طرز تفكرهاي نادرست اصلاح شود. اين كار و عملي كردن آن علاوه بر اين كه زمان ميخواهد احتياج به تجربه افراد پيشكسوت و مشاوره و كارشناسي بسيار دارد وگرنه نهتنها پيشرفت نميكنيم، بلكه چيزي را كه داريم هم از دست ميدهيم.
اين شيوه رهاسازي است نه خصوصيسازي
بنياسد، مديرعامل باشگاه ابومسلم مشهد درباره طرح خصوصيسازي باشگاهها ميگويد، آنچه مهم است اين كه بايد شرايط چنين كاري فراهم شود. آنچه در حال حاضر از خصوصيسازي در ورزش كشور ميبينيم بيشتر رهاسازي است تا خصوصيسازي.
وي ميافزايد: الان به عنوان انتقال به بخش خصوصي تيمهايي مثل ابومسلم، پيام، استقلال اهواز، داماش و صباباتري به حال خودشان رها شدند، فقط به خاطر اين كه توسط بخش خصوصي اداره شوند، در اين زمينه تنها نبود حمايتهاي مالي مشكلساز نيست، بلكه حمايتهاي ديگري هم از اين باشگاهها دريغ ميشود كه مشكلات زيادي را پيشروي ما قرار ميدهد.
بنياسد تصريح ميكند: در شرايطي كه برخي باشگاهها هزينههاي گزافي را ميپردازند، باشگاههاي ديگر به بهانه خصوصي شدن از حل مشكلات ناچيز عاجز ميمانند و اين نابرابري ايجاد ميكند. در حال حاضر بالغ بر 150 ميليارد تومان در طول يك فصل توسط تيمهاي دولتي هزينه ميشود كه به نظر نميرسد تمام آن لازم باشد.
مديرعامل باشگاه ابومسلم در مورد فرصت يك ساله تعيين شده براي انتقال كليه باشگاهها به بخش خصوصي به جامجم ميگويد: ما الگوهاي ديگري هم داريم كه به معناي صحيح ما را به هدف برسانند. در كشورهايي كه اين طرح را به درستي عملي كردند به باشگاهها وامهايي بلندمدت با بهره كم تعلق ميگيرد.
دولت به عنوان مثال به فلان باشگاه 10 ميليارد وام ميدهد به شرط آن كه باشگاه با استفاده از اين پول طرح اقتصادي تعريف و ضمن آن تيمش را اداره كند. پس از 2 سال توقف، اين وام بازپرداخت ميشود و در حقيقت با كمكي اصولي، باشگاه راه رسيدن به خصوصي اداره شدن را طي ميكند.
من اين مشكلات را در ابومسلم تجربه كردم و ميدانم عملي كردن اين طرح بدون كار كارشناسي فقط نابودي باشگاهها را به دنبال دارد. ما نميگوييم تيمهاي دولتي را مثل تيمهايي كه با مشكل اداره ميشوند دچار دردسر كنند. حرف ما اين است كه حالا كه 4 سال از برنامه توسعه عقب هستيم و تنها يك سال فرصت داريم با نگاهي درست خصوصيسازي را به معناي واقعي عمليكنيم.
پيشنهاد بنياسد اين است كه دولت با اعطاي وام و تسهيلات به باشگاهها به حرفهايتر شدن آنها هم كمك كند و ميافزايد: مثل خدماتي كه براي مسكن 99 ساله به مردم داده ميشود، ميتوان براي ساخت ورزشگاه و مجموعه هاي ورزشي اختصاصي باشگاهها اقدام كرد. در آن صورت اداره باشگاه در بخش خصوصي ممكن ميشود و هيچگونه چشمداشتي هم از دولت وجود نخواهد داشت.
بهره بردن از الگوهاي بينالمللي
سعيد آذري، مديرعامل باشگاه ذوبآهن اصفهان در اين خصوص ميگويد: تصور ميكنم اولين گام در اين راستا برداشته شده است. همين كه نام باشگاهها به صورت شركتهاي سهامي خاص ثبت شده نشان ميدهد بستر خصوصيسازي در حال فراهم شدن است، اما نبايد فراموش كرد كه در كشور، تفاوتي با كشورهاي دنيا در مقوله ورزش وجود دارد.
در ايران تعالي روح انسان هدف اصلي ورزش است، در حالي كه در دنيا فقط به سلامت و مسائل مادي نگريسته ميشود بنابراين ما بايد هدف را مشخص كنيم. اگر به طور مطلق به سمت و سوي مسائل مالي و خصوصي سازي ورزش برويم ممكن است بخشي از هدفهاي ما تامين نشود.
آذري در ادامه ميگويد: از نظر اقتصادي هم ميتوان موضوع را بررسي كرد. اختصاص 30 ميليارد تومان به پخش مسابقههاي ورزشي فوتبال گام مهمي در اين خصوص بود، اما اگر بخواهيم تا يك سال آينده تمام باشگاهها را به بخش خصوصي منتقل كنيم بايد شرايط و قوانين را هم فراهم كنيم، مثل حق كپيرايت البسه ورزش، حق رايت پخش تلويزيوني، اسپانسر و مسائل اينچنيني، در حقيقت اگر ميخواهيم گام بزرگي برداريم بايد پيش از آن گامهاي كوچك را برداشته باشيم و نميتوانيم يكباره اين كار را انجام دهيم.
پيشنهاد مديرعامل باشگاه ذوبآهن اصفهان اين است كه براي رسيدن به چنين هدفي از الگوهاي بينالمللي بهره ببريم و از كشورهايي كه در اين مقوله تجارب زياد دارند، مشاوره بگيريم. وي در ادامه ميگويد: عملي كردن اين طرح به نظر من، زمانبر است و با يك سال انجام نميشود.
اعطاي وام و تسهيلات براي حمايت باشگاهها
صلاحي، مديرعامل باشگاه پيام خراسان نيز نظري مشابه بنياسد دارد. وي در اين خصوص ميگويد: بين خصوصيسازي و آنچه ما تاكنون از آن تعريف كردهايم تفاوت زيادي وجود دارد. در كشورهاي ديگر براي رسيدن به بخش خصوصي، دولت بهاي فراهم شدن اين امكان را در قالب اعطاي وام و تسهيلات ميپردازد و باشگاه موظف ميشود آن را طبق اقساط بلندمدت بپردازد و به اين ترتيب روي پاي خود بايستد. آنچه تا به حال در فوتبال ما رخ داده اين است كه يك برگه كاغذ، حكم به خصوصيشدن باشگاه ميكند و مجوز حضور در ليگ برتر هم داده ميشود تا در واقع باشگاه رها شود نه اين كه خصوصي شود.
صلاحي ادامه ميدهد: پيرو دستور رهبر معظم انقلاب و تحقق اصل 44 قانون اساسي همه ما خواهان انتقال باشگاهها به بخش خصوصي هستيم، اما معتقدم بايد ساز و كار اين بخش تعريف شود تا در آينده با مشكل مواجه نشويم.
با اين شيوه كه بخواهيم فقط به حكم ثبت شركتها به عنوان سهامي خاص باشگاهها را به بخش خصوصي منتقل كنيم به ضرر فوتبال است و در نهايت ما را از پيشرفت دور ميكند. حالا كه رقابت با حضور تيمهاي دولتي و صنعتي نابرابر است، اما اگر قرار باشد تمام تيمها به چنين سرنوشتي مبتلا شوند، كيفيت ليگ فوتبال ما و در نهايت تيم ملي ايران پايين ميآيد و ما فقط به نابودي باشگاهها و فوتبال ميرسيم.



