گفتهها و ناگفتههای روزنامههای امروز
قاجارنامه و حکایت نخبه و پخمه
انتشار خبر مذاکره احتمالی ایران و آمریکا و تکذیبهای متفاوت آن، مهمترین خبر امروز روزنامههاست. حواشی درخواست رئیسجمهور برای بازدید از اوین و پیشنهاد مجلس برای تشکیل نهاد انتخابات دیگر مطالب مهم امروز هستند.
کد خبر: ۲۸۰۲۶۲
| | 14922 بازدید
مرور روزنامههای امروز با طرح مسائل مهم مشترک بین روزنامهها و مهمترین اخبار و مطالب هر روزنامه به قرار زیر است.موضوع نخست: داستان مذاکره با آمریکا
شاید واکنش به اخبار نقل شده درباره مذاکره مستیم ایران و آمریکا ـ که نخست در روزنامه نیویورکتایمز منتشر و سپس خبر برنامهریزی چنین مذاکرهای از سوی سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا تکذیب شد و از سوی ایران هم وزیر خارجه وجود مذاکره با آمریکا را تکذیب کرد ـ پررنگترین عنوان امروز روزنامههاست.
ابتکار تیتر اخبار متناقض درباره مذاکره را برگزیده و در مطلبی با نام تغییر رویکرد آمریکا در برابر ایران به آن پرداخته است. روزنامه اعتماد با تیتر انفجار شایعه مذاکره و سرمقاله تابوهای شکسته به استقبال این اخبار رفته است.
روزنامههایی مانند افکار، جامجم، قدس، تهران امروز، ملت ما، آفتابیزد، جوان، همشهری و آرمان این خبر را از زبان وزیر خارجه تکذیب کردهاند؛ افزون بر این، همشهری ایران را برگ برندهای در مناظره انتخاباتی آمریکا دانسته و روزنامه مغرب مذاکره را در گرو نتیجه انتخابات آمریکا دانسته است.
اما در حالی که روزنامه ایران، چندان به انتشار این خبر توجه نکرده و تنها در لابلای سخنان وزیر خارجه از تکذیب آن خبر داده، روزنامه کیهان به دنبال هدف آمریکا از بازی مذاکره پرداخته است.
موضوع دوم: درخواست بازدید احمدینژاد از اوین و واکنشها
انتشار نامه رئیسجمهور به قوه قضائیه برای بازدید از زندان اوین، دیگر موضوع مهم امروز روزنامههاست. روزنامههای امروز بیشتر به نقل سخنان دیروز سخنگوی قوه قضائیه در این باره از زوایای گوناگون پرداختهاند.
روزنامههای افکار، جام جم و ابتکار از تیتر «صلاح نیست یا مصلحت نیست» بهره گرفتهاند، در حالی که جوان از تیتر «صلاح نمیدانیم احمدینژاد به اوین برود» استفاده کرده است.
روزنامههای همشهری و وطن امروز ترجیح دادهاند یادآوری کنند اولویت کشور مسائل اقتصادی است. این سخن در روزنامه تهران امروز از زبان یکی از نمایندگان مجلس نقل شده و از تیتر پاسخ منفی به نامه احمدینژاد استفاده کرده است.
ملت ما به جمعبندی واکنشها نسبت به درخواست احمدینژاد پرداخته، مغرب واکنشها را یک منع اصولگرایانه دانسته، روزنامه وطن امروز، درخواست احمدینژاد را به مسأله استقلال قوا گره زده و روزنامه اعتماد در بخش نگاه روز خود، راه جدیدی برای این کار پیش روی رئیسجمهور گذاشته است.
موضوع سوم: پیشنهاد تشکیل شورای عالی انتخابات
در ادامه طرحهای رنگارنگ نمایندگان مجلس برای انتخابات، دیروز نمایندگان مجلس خبر از تشکیل شورای انتخابات دادند. هرچند این خبر بدون حاشیه و تحلیل در بسیاری از روزنامهها نقل شده است، ولی روزنامه اعتماد آن را طرح انتخاباتی با هدف خلع ید دولت دانسته و روزنامه آرمان از زبان وکیل دادگستری، تشکیل چنین نهادی را به شرط شفافیت مفید دانسته است.
مطالب مهم روزنامههای امروز
روزنامه همشهری در پروندهای مفصل و چند صفحهای به این پرداخته است که چرا مدیران ایرانی آشنا با فرهنگ انگشتشمارند.
روزنامه افکار با تیتر «مهمانی به سر آمد»، به سراغ خودروهایی رفته است که از بازار ایران رفتهاند از ماکسیما تا پژو 206.
جام جم، پرونده ویژه خود را به اسباب بازی اختصاص داده و در مطلبی دیگر به رنج تک فرزند بودن و در گفتوگویی به راههای جدید علمی مقابله با ناباروری پرداخته است.
روزنامه قدس تلاش کرده پاسخ دهد که چرا رتبه دانشگاه آزاد در برخی ردهبندیها از دانشگاه تهران هم بالاتر رفته است.
تهران امروز خبر داده که بودجه 92 انقباضی خواهد بود. این موضوع مفصلتر در روزنامه جهان صنعت و به نقل از مقامات دولت و مجلس بیان شده است.
اعتماد فیلترینگ اینترنت را در جهان بررسی کرده، از ادامه تلاشها برای منتفی شدن سوال از رئیسجمهور خبر داده، پس از گذشت هفت ماه از سال، تهاتر نفت و کالا را غیر قانونی دانسته و در گفتوگویی مفصل که عنوان آن «در مورد احمدینژاد علم غیب نداشتیم» است، پای سخنان سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه نشسته است.
روزنامه افکار به نقل از حسن روحانی نوشته است که شکی در سلامت انتخابات نیست. این خبر در روزنامههای مغرب و آرمان هم تکرار شده است. از نگاه وی احساس سلامت انتخابات است که مهمتر است. مغرب در گفتوگو با منتجبنیا و ثروتی به بررسی نقشهای آتی خاتمی و احمدینژاد هم پرداخته است.
روزنامه ایران ضمن این که از زبان همه مصدومین حادثه اتوبوس دانشآموزان بروجنی تأکید کرده ترمز اتوبوس حامل آنها از آغاز مشکل داشته است، به صراحت و در صفحه نخست خود، خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی را متهم به خبرسازی علیه دولت کرده است. این روزنامه همچنین ادعا کرده که صادرکنندگان خصوصی تاکنون بیست میلیون بشکه نفت صادر کردهاند.
روزنامه آرمان از زبان فاطمه هاشمی گفته، قرار نیست خانواده هاشمی همیشه ساکت باشند و در مطلبی دیگر به شش راهکار مهار نرخ ارز پرداخته است.
مطالب منتخب روزنامهها
ابتکار: تغيير رويکرد آمريکا در برابر ايران
گاهي روند شکلگيري يک رویداد به اندازهاي آرام است که حتي ناظران هميشگي آن نيز متوجه رخدادي تازه نميشوند. اينچنين روند آرام و تدريجي در رويکرد آمريکا نسبت به ايران در چند ماه گذشته رخ داده و البته از چشم بسياري از ناظران دور مانده است. از بهار تاکنون دو مسأله بسيار مهم رخ داده است: واشنگتن کنترل ماجراجويي اسرائيليها در خصوص شعار حمله به ايران را در دست گرفته است. پروندهاي که در دستان نخست وزير تندروي اسرائيل بنيامين نتانياهو بود و البته بر اساس آن کاخ سفيد براي همراهي با تل آويو جهت حمله به ايران تحت فشار شديد قرار گرفته بود. اکنون به نظر ميرسد که انعظاف پذيري بيشتري در ميان سياستمداران امريکايي در خصوص پرونده ايران بوجود آمده و البته همگان به فوايد مذاکره با ايران نيز آگاهي يافته اند. مذاکره اي که بايد همزمان نه تنها ماجراي هسته اي ايران که تمامي موضوعات مورد اختلاف تهران با غرب را تحت الشعاع قرار داده و بررسي کند.ماجراي حمله و حمله به ايران که در چند سال اخير در افکار عمومي اسرئيل و آمريکا جاي خود را باز کرده بود اکنون جاي خود را به بررسي هزينهها و تبعات اينچنين حمله اي داده است.اين صداي معتدل پذيرفته است که ايران به غني سازي اورانيوم روي آورده و در حال تکميل کردن چرخه کامل سوخت هسته اي خود است. نه تحريمها و نه تهديد به حمله نظامي هم نتوانسته است برنامه هسته اي اين کشور را عقب ببرد. بنابراين مهم ترين نشانه تغييرات منطقي در رويکرد آمريکا، سبک و سنگين کردن تبعات حمله به ايران است. اين همان استراتژي است که آمريکا و انگليس هنگام حمله به عراق در سال 2003 ميلادي اندک توجهي به آن نکردند. جهان هنوز هم گرفتار تبعات ناخوشايند و پرداختن بهاي اين حرکت است. اگر نگران جريان سلفي هستيد که اين روزها به بهانه نابودي بشار اسد به سوريه وارد ميشود بايد پاسخ سوالهاي خود را از توني بلر نخست وزير وقت انگليس و جورج بوش رئيس جمهوري آمريکا که اين هياهو را در عراق به راه انداختند، بگيريد.عراق اين روزها به اصلي ترين مرکز آموزش جريانهاي سلفي از زمان سقوط اتحاد جماهير شوروي تبديل شده است.بهترين مصداق براي اين تغيير رويکرد، تحقيق و تفحص منطقي است که اخيرا توسط جمعي از نخبگان و سياستمداران امريکايي در خصوص تبعات و فوايد حمله به ايران صورت گرفته است. پروژه مستقل ايران در سال 2002 در نيويورک جرقه زده شد تا در لواي آن ايرانيهاي فعال و سياستمداران امريکايي در خصوص سياستهاي واشنگتن در قبال تهران اظهار نظر کنند. سياستمدارن برجسته اي چون برژينسکي در زمره فعالان در اين پروژه هستند.نتيجه اين تحقيقات توصيه اي به دولتمردان نيست اما اقدام به ذکر تبعات و فوايد برخورد با ايران به شکل منطقي ميکند. اين گزارش به دليل موضوعات حاشيه اي که مطرح ميکند اهميت دارد و البته از سوي ديگر هم به دليل تاکيد آن بر به راه اندازي تحقيقي مبي در خصوص تبعات حمله نظامي به تهران.در اينجا بايد به جمله اي از آبراهام لينکولن اشاره کنم:» من به مردم اعتقادي راسخ دارم. اگر حقيقت را به آنها بگویيد، ميتوانيد به آنها براي پايان دادن به هر بحران ملي حساب کنيد. مساله اصلي اين است که حقايق را به آنها بگوئيد.” به نظر ميرسد که شايد مردم آمريکا در حال حاضر تمامي حقايق در اين خصوص را در اختيار ندارند.در جريان سفرم به ايالات متحده در سال گذشته ميلادي متوجه شدم که تغييري تدريجي اما حائز اهميت در قبال پرونده هسته اي ايران شکل گرفته است. بر اساس اين تعبير، ديپلماسي از نگاه غالب سياستمداران و مردم بهترين راه براي ممانعت از دستيابي ايران به تسليحات هسته اي است. يکي از بهترين اظهارنظرها در اين خصوص را سفير سابق آمريکا و يکي از مسئولان ارشد وزارت امور خارجه نيکولاس برنز بر زبان راند که سابقه کار بر روي پرونده ايران در سالهاي رياست جمهوري جورج بوش و باراک اوباما را در پرونده خود دارد. برنز چه در محافل خصوصي و چه در مصاحبههاي عمومي نکات ارزشمندي را بيان ميکند:1 ـ او اعتقاد دارد که رئيس جمهور آمریکا بايد کانال مستقيم و بي واسطهاي از گفتوگو را با تهران باز کند. در اين مسير بايد تمامي مسائل موجود يک به يک با طرف ايراني مطرح و به نوبت حل و فصل شود. آمريکا بايد به دنبال گفتوگويي مداوم و حقيقي باشد که حلقه مفقوده سه دهه گذشته در اين رابطه دوجانبه بوده است.
2 ـ آمريکا براي به ثمر رسيدن مذاکرات بايد طرحهاي بسيار عميق و البته سخاوتمندانه بر روي ميز قرار دهد.
3 ـ واشنگتن بايد قدرت عمل در پرونده تهران را از اسرائيل بگيرد. اين حرکت واشنگتن را مستقل تر کرده و البته هستههاي منفعت اين رژيم را هم در حيطه محافظت خود ميگيرد.
برنز نيز مانند تمام امريکاييهايي که درگير اين داستان هستند اعتقاد دار که گزينه نظامي نبايد کاملا از روي ميز برداشته شود بلکه بايد براي روز مبادايي نگاه داري شود. با اينهمه شنيدن سخنان برنز که از مذاکره مستقيم و مداوم ايران و آمريکا در تمامي ابعاد صحبت ميکند خود تازه و رويکردي نو به حساب ميآيد. اغلب آمريکاييها با جنگ با ايران مخالف هستند. شايد هم دولت باراک اوباما و ديگر سياست گذاران امريکايي اکنون به اين نتيجه رسيده باشند که به هدف رسيدن دغدغههاي سياست خارجي از مجراي ديپلماسي بر گزينه جنگ ارجحيت دارد. چه تغيير تازه اي رخ داده است!

همشهری: تکرار تجربه شکست خورده به قلم احمد میدری:
مسئولان و دست اندرکاران تنظیم بازار میگویند به جای برخورد با گرانفروشی تصمیم گرفتهاند مانع از عرضه کالاها و خدماتی شوند که بهزعم ایشان قیمت آن گران است و به این ترتیب توزیع و فروش کالاها و خدمات دارای قیمت بالاتر از قیمت مصوب متوقف خواهد شد.باید گفت این چرخش در سیاستهای معطوف به تنظیم بازار نشان از دشواریهای پیش روی مسئولان دارد و روش جلوگیری از توزیع و فروش کالاها و خدمات دارای قیمت بالاتر از نرخ مصوب در هیچ کشوری تاکنون جواب نداده است و به یقین این سیاست در ایران هم به بن بست خواهد خورد. اما در ارتباط با مدیریت قیمتها در بازار باید دو مسئله را از هم تفکیک کرد.
نخست اینکه در برخی بازارها که تولیدکننده و عرضهکننده کالاها و خدمات به رقابت با همدیگر میپردازند، دولت نمیتواند و نباید در قیمتگذاری دخالت داشته باشد. به یاد داشته باشیم در دهه 70میلادی که نرخ تورم شدید در اروپا و آمریکا رخ داد، دولتهای کشورهای درگیر با تورم سعی کردند سیاستهای کنترل قیمتها را اجرا کنند اما بهطور کامل شکست خوردند و نتوانستند به نتیجه مورد انتظار دست پیدا کنند.
اما در اقتصاد ایران با پدیده متفاوتی مواجه هستیم به این معنا که برخی کالاها و خدمات توسط بنگاهها یا شرکتهای دولتی تولید و عرضه میشود و بخش خصوصی هم در این بازارها به فعالیت میپردازد و تولید میکند، نظیر صنعت هواپیمایی یا لبنیات کشور. مشاهداتی وجود دارد که دولت برای حمایت از تولیدکننده دولتی اجازه افزایش قیمت زیاد را میدهد اما چنین افزایشی به بنگاههای خصوصی داده نمیشود.
مصداق این سخن را در هفته گذشته شاهد بودیم که فعالان بخش خصوصی در صنعت لبنیات به صراحت اعلام کردند که دولت اجازه افزایش 27درصدی فراوردههای لبنی بخش دولتی را داده است درحالیکه با افزایش 12درصدی قیمتها، تولید فراوردههای لبنی برای فعالان بخش خصوصی توجیه اقتصادی دارد اما بهدلیل هزینه تمامشده بنگاههای دولتی این افزایش قیمت 27درصد تعیین شد و همین ماجرا در صنعت هوایی و افزایش نرخ بلیت هواپیما در حال تکرار شدن است.
انتظار مردم و کارشناسان و فعالان بخش خصوصی این است که دولت منافع مصرفکننده نهایی را قربانی ناکارآمدی در بنگاههای اقتصادی وابسته به دولت نکند. از سوی دیگر مکانیسم قیمتگذاری در بخشهایی از اقتصاد که هم دولت فعالیت دارد و هم بخش خصوصی باید به نحوی باشد که بخش خصوصی بتواند به رقابت ادامه دهد.
نکته دوم آنکه در برخی بازارها کالاها و خدمات بهصورت رقابتی تولید یا ارائه میشود که بهدلیل افزایش هزینه تمام شده، قیمتها افزایش پیدا کرده است. اگر دولت میخواهد جلوی افزایش بیرویه قیمتها را بگیرد، بهتر است جلوی سوداگریهای سازمان یافته در بازارهای کالا توسط نهادهای مالی را بگیرد.
در حال حاضر برخی از نهادهای مالی برخلاف سیاستهای پولی و بانکی بهصورت گسترده در واردات کالاهای اساسی حضور دارند که مصداق این ادعا را میتوان در واردات کنجاله و دانههای روغنی بهعنوان یکی از نهادههای تولید رصد کرد که این دخالتها اثرات بسیار زیادی روی قیمتها گذاشته است. پیشنهاد میشود که دولت در این زمینهها جدیتر وارد شود و ببیند در ساختارهایی که واردات انحصاری یا نیمه انحصاری است، چه اتفاقی میافتد نه اینکه وارد بازارهایی شود که عرضه و تقاضا رقابتی است و کنترل دولتی قیمتها و بازار به نتیجه روشنی هم نمیرسد.
روزنامه قدس: محاصره گروههای افراطگرا در پاکستان به قلم پیر محمد ملازهی:
با محاصره میران شاه مرکز ایالت وزیرستان شمالی توسط ارتش پاکستان، اکنون این پرسش مهم مطرح شده است که آیا حمله بزرگ ارتش پاکستان که از مدتها قبل انتظار آن می رفت آغاز شده است یا این هم بخشی از بازی پیچیده ای است که ارتش برای کاهش فشارهای آمریکا به آن متصل شده است.چه محاصره میران شاه را مقدمه ای برای آغاز عملیات گسترده ارتش بمنظور پاکسازی گروههای افراطی وابسته به القاعده بدانیم و چه آن را بازی ارتش تصور کنیم، یک واقعیت هم وجود دارد و آن این است که پاکستان بیش از این نمی تواند سیاست دوگانه گذشته اش را ادامه دهد.
پاکستان اکنون با دو خطر جدی روبهرو شده است:
1 ـ خطر گسترش افراط گرایی از وزیرستان شمالی به شهرهای بزرگ
2ـ خطر دخالت نظامی آمریکا.
گروههایی که در وزیرستان شمالی حضور مسلحانه دارند، دستکم بخشی از آنها از متحدان ارتش پاکستان هستند. گروههای کشمیری نظیر لشکر طیبه و شبکه حقانی در وزیرستان شمالی حضوری مؤثر دارند و این هر دو گروه در چهارچوب استراتژی جهادی ارتش پاکستان کارکردها و مأموریتهای خاص خود را در هندوستان و افغانستان دارند. آیا ارتش پاکستان از قبل نوعی جداسازی بین جهادگران حاضر در وزیرستان شمالی بر مبنای خوب وبد انجام داده است سؤالی مهم بنظر می رسد. اگر چنین برداشتی درست باشد علی القاعده باید مسیر برای خروج آنها از صحنه باز شده باشد. منتها مشکل این است که این گروهها به لحاظ ایدئولوژیک بشدت با القاعده پیوند خورده اند و در فرهنگ سنتی و دینی مردم منطقه جداکردن حسابها در شرایط بروز جنگ مطلوب نیست. بنابراین احتمال مقاومت گروههای مرتبط با ارتش پاکستان در کنار القاعده بطور کلی منتفی نیست و اگر چنین اتفاقی رخ دهد جنگ در وزیرستان دشوارتر از آن خواهد بود که به نظر میرسد.
از این روی، میتوان تصور کرد که در حمله ارتش پاکستان به وزیرستان شمالی اهداف متنوع تری وجود داشته باشند که از هم اکنون شناسایی آنها دشوار باشد. هدف ارتش پاکستان از این حمله هر چه باشد در یک امر نباید تردید کرد. اینکه نقش و مأموریت جریان افراطی و رادیکال در شبه قاره هند رو به پایان است و پاکستان راهی جز هماهنگ کردن خود با این روند پیش روی ندارد.
روزنامه افکار در متنی به قلم دکتر علی معنوی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، سالگرد درگذشت میرزا قائم مقام فراهانی وزیر باکفایت قاجارهای بیکفایت را گرامی داشته است.
قاجارنامه و حکایت نخبه و پخمه
آوردهاند که روزی روزگاری در زمان پادشاهان قدر قدرت و عالی شوکت قاجار، شاگرد مکتبخانهای که در زیادت «رو» و «سر» بر دیگران پیشی داشتی از استاد خود پرسید:
چرا همیشه روی کاغذ نخبگان را سیاه میکشیم؟!
چرا باغ را خالی از گل و گیاه میکشیم؟!
چرا شب سیاه و سرد را بدون ماه میکشیم؟!
چرا پیش پای رفتن دیگران همیشه چاه میکشیم؟!
چرا بر سر زیبافکران حجاب میکشیم؟!
چرا بر فراز قامت سروقامتان خود تبر میکشیم؟!
و چرا در حوض نقاشی نقاشان اجتماعی خلاق و صاحب سبک خود آب نمیکشیم؟!
تاملی کرد.
از تاریخ پرسید روایت و حکایت این که میکنیم چگونه است؟
سکوت کرد.
از سکوت پرسید.
گفت: «این راز و معما، نه تو دانی و نه من».
از «رند عالی مقامی» پرسید.
جواب شنید که اتفاقا من نیز زمانیچند سخت افسون این معما بودمی، تا مجالی حاصل گشت و در مجلس عیش و عشرت شاهانهای که دعوت داشتمی، شجاعت کردمی و راز این معما از شاه شاهان پرسیدمی.
فرمودند: در نزد ما، آدمیان این مرز و بوم به اعتبار رفتار و کردارشان چهار گونه بودندی.
نخست، آنان که رفتارشان را غیر پسندیدی نه ما.
دوم، آنان که رفتارشان را خود پسندیدی نه ما.
سوم، آنان که رفتارشان را هم غیر پسندیدی و هم خود، نه ما.
چهارم، آنان که رفتارشان را نه ما پسندیدی و نه ما و نه ما.
اگر چه فهمی از چهارمی حاصل نکردم، اما جرات فهم هم نیافتمی و با لکنت زبان گفتمی: میفرمایند که پسند این «ما» از چه رو و به چه سبب حاصل میگردد؟
گفت: آنگاه که نخبه به هیبت پخمه درآید و یا دیگر نفس و نفسش ممد حیات نگردد.
آوردهاند که روزی روزگاری در زمان پادشاهان قدر قدرت و عالی شوکت قاجار، شاگرد مکتبخانهای که در زیادت «رو» و «سر» بر دیگران پیشی داشتی از استاد خود پرسید:
چرا همیشه روی کاغذ نخبگان را سیاه میکشیم؟!
چرا باغ را خالی از گل و گیاه میکشیم؟!
چرا شب سیاه و سرد را بدون ماه میکشیم؟!
چرا پیش پای رفتن دیگران همیشه چاه میکشیم؟!
چرا بر سر زیبافکران حجاب میکشیم؟!
چرا بر فراز قامت سروقامتان خود تبر میکشیم؟!
و چرا در حوض نقاشی نقاشان اجتماعی خلاق و صاحب سبک خود آب نمیکشیم؟!
تاملی کرد.
از تاریخ پرسید روایت و حکایت این که میکنیم چگونه است؟
سکوت کرد.
از سکوت پرسید.
گفت: «این راز و معما، نه تو دانی و نه من».
از «رند عالی مقامی» پرسید.
جواب شنید که اتفاقا من نیز زمانیچند سخت افسون این معما بودمی، تا مجالی حاصل گشت و در مجلس عیش و عشرت شاهانهای که دعوت داشتمی، شجاعت کردمی و راز این معما از شاه شاهان پرسیدمی.
فرمودند: در نزد ما، آدمیان این مرز و بوم به اعتبار رفتار و کردارشان چهار گونه بودندی.
نخست، آنان که رفتارشان را غیر پسندیدی نه ما.
دوم، آنان که رفتارشان را خود پسندیدی نه ما.
سوم، آنان که رفتارشان را هم غیر پسندیدی و هم خود، نه ما.
چهارم، آنان که رفتارشان را نه ما پسندیدی و نه ما و نه ما.
اگر چه فهمی از چهارمی حاصل نکردم، اما جرات فهم هم نیافتمی و با لکنت زبان گفتمی: میفرمایند که پسند این «ما» از چه رو و به چه سبب حاصل میگردد؟
گفت: آنگاه که نخبه به هیبت پخمه درآید و یا دیگر نفس و نفسش ممد حیات نگردد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


