گفتهها و ناگفتههای روزنامههای امروز
رویایی که به کابوس بدل شد
پس از حضور پررنگ حسن روحانی در روزنامههای دیروز، امروز هاشمی رفسنجانی است که سخنانش مورد توجه روزنامهها قرار گرفته است. چند روزنامه به اشتباهات بشار اسد پرداختهاند و نگاه بیشتر کارشناسی به ارز، فوتبال و دادگاههای اقتصادی هم فصل مشترک همه روزنامهها هستند.
کد خبر: ۲۷۹۱۳۸
| | 27851 بازدید
در ادامه سفر رهبر انقلاب به خراسان شمالی، امروز روزنامهها به سخنان دیروز ایشان درباره انتخابات پرداخته و مسائلی چون پرهیز از جنجال، کار کارشناسی و سلامت انتخابات را در این سخنان برجسته کردهاند.سوریه و تحریمهای جدید اروپا مسائل مهم سیاست خارجی و بینالملل امروز روزنامهها هستند و در عرصه سیاست داخلی هم، اظهارات در مورد انتخابات سال آینده و ماجرای سوال از رئیسجمهور، داستان هر روز روزنامههای کشور شده است.
از سخنان دیروز محسنی اژهای، سخنگوی قوه قضائیه هم هر روزنامه به پرونده افراد مشخصی جدیتر پرداخته است؛ از تبرئه پورمحمدی گرفته تا شرایط مهدی هاشمی در زندان و آن چه بر هدایتی و زنوزی گذشته است و بر اخلالگران ارزی خواهد گذشت.
مهمترین تیترهای روزنامههای امروز
تصویر صفحه نخست روزنامه ابتکار، باز هم به فوتبال مرتبط است و تیتر «شبی برای آشتی ملی با فوتبال» برای آن برگزیده شده و افزون بر آن از زبان آیتالله امامی کاشانی گفته شده است که فقها هم فوتبال میبینند. از سخنان رهبری، موضوع سلامت انتخابات مورد توجه قرار گرفته است. هاشمی رفسنجانی هم تأکید کرده است که با هیچ کشوری جنگ نداریم. برای این روزنامه از بین اظهارات سخنگوی قوه قضائیه، مجازات شدید اخلالگران ارزی اهمیت بیشتری داشته است.
روزنامه ایران از سخنان رهبری تیتر «آتش توپخانه را به سمت دوست نگیرید» را برگزیده است. تیترهای اقتصادی مثل دیروز باز هم در صفحه نخست ایران دیده میشود، از جمله، کاهش شکاف درآمدی در ایران، شکست تحریم گازی پیش از اجرا و ادامه تولید و واردات لوازم خانگی و موبایل و رایانه.
روزنامه آفتاب یزد در صفحه نخست امروز خود، به سراغ بررسی مخالفتها با طرح هاشمی در مورد انتخابات رفته و با توجه به سخنان سخنگوی قوه قضائیه از حضور یک زن در میان اخلالگران بازار ارز خبر داده است. این روزنامه مانند دیگر روزنامهها به موضوع اخراج کاپیتان شهبازی از هواپیمایی هم پرداخته، ولی از سخنان رهبری به اهمیت سیاستهای اقتصادی علمی، مدبرانه، مستمر و باثبات تمرکز کرده است.
همشهری روزنامه شهرداری تهران هم تأکید رهبری بر سیاستهای اقتصادی علمی و مدبرانه و باثبات را تیتر یک خود کرده و از زبان محسنی اژهای از اعدام اخلالگران بازار ارز خبر داده و در تیتری دیگر به دنبال مقصر اصلی تخلف واردکنندگان رفته است. این روزنامه با درج تصویری زیبا و با تیتر «گشایش چهارمین نمایشگاه گل و گیاه پاییزه» درباره گشایش این نمایشگاه در بوستان به گفتوگو پرداخته است.
تهران امروز که از نظر سیاسی به همشهری نزدیک تلقی میشود، با توجه به سخنان رهبری گفته است که مسئولان در مدت باقی مانده تا انتخابات، مانع جنجال در فضای سیاسی کشور شوند. روزنامههای امروز عامل جنجال و تنش و نیز مسئول مقابله با این روند را به گونههای مختلف بیان کردهاند. تهران امروز از معدود روزنامههایی است که نام متهمان این روزهای پروندههای قوه قضائیه یعنی مهدی هاشمی، زنوزی و هدایتی را در صفحه نخست خود آورده است و نیز پس از این که دیروز به ضعفهای عملکرد فرهنگی دولت پرداخته بود، امروز به مشکلات بخش بهداشت توجهی جدی دارد.

در حالی که روزنامههای زیادی بر سخن هاشمی رفسنجانی در مورد جنگ نداشتن با سایر دنیا تأکید کردهاند، سیاست روز در مطلب مهم صفحه نخست خود با توجه به تناقضات رفتاری غرب دوران مذاکره را پایان یافته دانسته و تیتر زده است که «مذاکره بی مذاکره».

روزنامه جوان از سخنان رهبری، «بسیج کلید طلایی موفقیتهای آینده ملت ایران است» و از سخنان سردار نقدی، «محکمترین اقتصاد را بر خاکستر تحریمها میسازیم» را تیتر کرده و قطع پخش تلویزیونهای ایران از ماهواره هاتبرد را «اتحادیه اروپا آزادی بیان شبکههای ایرانی را قطع کرد»، نامیده است.
روزنامه جام جم، ارگان صدا و سیما هم با تیتر «سانسور شبکههای ایران در ماهواره» به موضوع بالا پرداخته، ولی عنوان مطلب اصلی آن در صفحه نخست فضای انتخاباتی کشور جنجالی نشود برگرفته از سخنان رهبری است. این روزنامه بازی امروز تیم ملی فوتبال با کره جنوبی را گذرگاه صعود به جام جهانی دانسته است.
«برداشت غیر قانونی دولت از حساب ذخیره ارزی» تیتر مهم مردمسالاری است که همانند انتقادهای دیروز این روزنامه از وضعیت اقتصادی با برخی روزنامههای دیگر مشترک است.
مغرب هم در کنار تیتر گزینه پدر که به سخنان فاطمه هاشمی، چهره رسانهای این روزهای خانواده هاشمی مربوط است، در پرونده امروز خود به بحث مد و سازماندهی آن و قابلیتهای مدلهای ایرانی مد و لباس پرداخته است.
مغرب هم در کنار تیتر گزینه پدر که به سخنان فاطمه هاشمی، چهره رسانهای این روزهای خانواده هاشمی مربوط است، در پرونده امروز خود به بحث مد و سازماندهی آن و قابلیتهای مدلهای ایرانی مد و لباس پرداخته است.

آخرین روزنامه امروز وطن امروز است که در کنار دیگر مطالب، در یادداشت روز خود به قلم مهدی محمدی نویسنده پیشین روزنامه کیهان به اصلاحطلبان هشدار داده که سوءتفاهم شده است. وی گفته است اگر اصلاحطلبان تصور میکنند، بر فضای سیاسی کشور، تسلط گفتمانی پیدا کردهاند، توهمشان با نتیجه پرونده مهدی هاشمی و نقش وی در سال 88 از بین خواهد رفت. سرمقاله امروز کیهان به قلم حسین شریعتمداری نیز محتوایی مشابه دارد.
سرمقالهها و یاداشتهای مهم امروز
سوریه و مسائل آن، امروز هم در روزنامهها حضور پررنگی دارند. در حالی که بسیاری به سفر اخضر ابراهیمی و مذاکرات وی پرداختهاند، آرمان و اطلاعات و اعتماد از حاکم شدن فضای امنیتی و نظامی بر شهر دمشق خبر دادهاند و ابتکار در سرمقاله خود به شرح زیر با اشتباهات حکومت سوریه پرداخته است:
بيست ماه از اولين جرقه مخالف خوانيها در سوريه گذشته است. پس از چهار انقلاب بزرگ در تونس، مصر، ليبي و يمن، حدود يك سال است كه فتيله خيزشهاي عربي از جنوب مديترانه گرفته تا شمال خليج عدن هم فروكش كرده است و اعراب به خانه هايشان برگشته اند. حالا ديگر براي بسياري روشن شده است كه تحولات دو سال اخير در سوريه نه در طول بهارعربي و نه درعرض آن، كه به طور كلي از جنسي ديگر بوده است و قرار نيست، اين ماجراي فرسايشي به كسي در داخل سوريه يا كشوري در جهان منفعتي برساند.
تا همين يك سال پيش و در كشاكش جنگ مخالفان و ارتش در حمص و حماء و در شرايطي كه اوضاع هم در نوار مرزي غرب سوريه و هم در كل منطقه خاورميانه غبارآلود و غير قابل تحليل بود بسياري از شباهتهاي ناآراميهاي سوريه با تحركات انقلابيون در ليبي ميگفتند. اما هر چه كه زمان گذشت و مجهولهاي معادله پيچيده سوريه يكي پس از ديگري عيان شدند، ورق برگشت و براي بسياري پشت پرده آنچه كه بر سرزمين شام ميگذشت روشن شد. از هر زوايه اي كه به متغيرهاي عيان شده اين معادله نگاه ميكردي ناخودآگاه ذهن را به روياي بازتاسيس يك «امپراطوري در شمال سرزمين شام» و آرزوي تاسيس «قدرتي بي سرزمين» در جنوب خليج فارس حواله ميداد. اكنون ديگر روشن شده است كه درگيريهاي سوريه نه جنگي داخلي و نه انقلابي از درون عليه حكومت كه جنگي تحميلي از سوي ائتلافي غربي ـ عربي ـ تركي عليه مردمان بلاد شام بوده است و نه بيشتر. به عبارت ديگر دراين مدت در كنار دشمنيهاي غرب و مخالفتهاي سنتي رياض با تهران و دمشق، دو حكومت روياپرداز ـ يكي در قطر كوچك و ديگري با نوستالژي عثماني بزرگ ـ آتش بياران اصلي معركه سرزمين شام بوده اند.
اكنون پس از نزدیک دو سال جنگ فرسايشي و بدون نتيجه و به اوج رسيدن برادركشيها در حلب و حمص و حماء و ويران شدن بي سابقه شهرها و زيرساختهاي كشور تازه يك به يك اعضاي ائتلاف مرگبار غربي ـ عربي ـ تركي به خود آمده اند كه در آوردگاهي هر دو سر باخت گرفتار آمده اند و نه راه پس دارند و نه راه پيش.
ديگر پوشيده نيست كه رجب طيب اردوغان و تئوري پرداز حوزه سياست خارجي دولتش يعني احمد داود اوغلو از پس تاريخ و به گونه اي نوستالژيك، در جريان تحولات جهان عرب به سوريه به چشم دروازه و فرصتي براي بازگشت به شكوه امپراطوري گذشته و نقطه آغاز احياي نوعثماني در قلمرو كنوني خود مينگريستند. اما تركها اكنون و در شرايطي كه جنگ در سوريه مغلوبه شده است به اصلي ترين بازنده اين ماجرا بدل شده اند. آنها به مثابه سلاطيني گم شده در تاريخ، شرايط و قابليتهاي جهان امروز و متغيرهاي موثر براي عينيت يافتن يك روياي خام را دست كم گرفتند تا به ناگهان فرصت سوريه، به تهديدي جدي براي آنان تبديل گردد و اكنون پس از مردم سوريه دولت آنكارا به دومين بازنده اين تحولات بيست ماهه بدل شده است.
تركهاي عثماني را اكنون هم خطر جنگ در مرزهاي جنوبي با سوريه تهديد ميكند و هم با خودمختاري و قدرت گرفتن كردهاي سوريه، تهديد گروههاي جدايي طلب كرد و بي ثباتي داخلي را بيش از هر زمان ديگري بالاي سر خود احساس ميكند.
در كنار اين بازنده اصلي، هم اعراب حاشيه خليج فارس و هم كشورهاي غربيِ ذي نفع در تحولات خاورميانه، ديگري اميدي به كسب منفعت در نزاع سوريه را براي خود متصور نيستند. زماني نه چندان دور، براي غربيهاي هوادار اسرائيل و اعراب ضد شيعه، تصور سوريه اي بدون اسد، رويايي شيرين و سهل الوصول مينمود. اما اكنون و در شرايطي كه نيروهاي القاعده، سلفيهاي افراطي و تندروهاي اخوان الملسمون سلاح به دست در خانههاي زيرميني و مخفي گاههاي شهرها و روستاهاي سوريه جولان ميدهند بيش از هركسي اعراب و غربيها از بدل شدن سوريه به حيات خلوتي پيچيده و غير قابل كنترل احساس خطر ميكنند. به عبارت بهتر براي همه طرفهاي درگير ثابت شده است كه ادامه وضع موجود و يا تضعيف و سقوط دولت مركزي در دمشق به نفع هيچ كس نيست. شايد از اين روست كه ائتلاف سهگانه گفته شده نااميد از حصول نتايج موعود خود، دست به دامن اخضر ابراهيمي شدهاند. آنها با فراخوان اين ديپلمات بازنشسته كه يد طولايي در ميانجيگري براي پايان دادن به جنگهاي فرسايشي و بي نتيجه دارد، به دنبال پيدا كردن پاياني آبرومندانه براي جنگي هستند كه خود كليد زدهاند اما اكنون به بازندگان اصلي آن بدل شدهاند.
مدیریت دلارهای نفتی
سرمقالهها و یاداشتهای مهم امروز
سوریه و مسائل آن، امروز هم در روزنامهها حضور پررنگی دارند. در حالی که بسیاری به سفر اخضر ابراهیمی و مذاکرات وی پرداختهاند، آرمان و اطلاعات و اعتماد از حاکم شدن فضای امنیتی و نظامی بر شهر دمشق خبر دادهاند و ابتکار در سرمقاله خود به شرح زیر با اشتباهات حکومت سوریه پرداخته است:
بيست ماه از اولين جرقه مخالف خوانيها در سوريه گذشته است. پس از چهار انقلاب بزرگ در تونس، مصر، ليبي و يمن، حدود يك سال است كه فتيله خيزشهاي عربي از جنوب مديترانه گرفته تا شمال خليج عدن هم فروكش كرده است و اعراب به خانه هايشان برگشته اند. حالا ديگر براي بسياري روشن شده است كه تحولات دو سال اخير در سوريه نه در طول بهارعربي و نه درعرض آن، كه به طور كلي از جنسي ديگر بوده است و قرار نيست، اين ماجراي فرسايشي به كسي در داخل سوريه يا كشوري در جهان منفعتي برساند.تا همين يك سال پيش و در كشاكش جنگ مخالفان و ارتش در حمص و حماء و در شرايطي كه اوضاع هم در نوار مرزي غرب سوريه و هم در كل منطقه خاورميانه غبارآلود و غير قابل تحليل بود بسياري از شباهتهاي ناآراميهاي سوريه با تحركات انقلابيون در ليبي ميگفتند. اما هر چه كه زمان گذشت و مجهولهاي معادله پيچيده سوريه يكي پس از ديگري عيان شدند، ورق برگشت و براي بسياري پشت پرده آنچه كه بر سرزمين شام ميگذشت روشن شد. از هر زوايه اي كه به متغيرهاي عيان شده اين معادله نگاه ميكردي ناخودآگاه ذهن را به روياي بازتاسيس يك «امپراطوري در شمال سرزمين شام» و آرزوي تاسيس «قدرتي بي سرزمين» در جنوب خليج فارس حواله ميداد. اكنون ديگر روشن شده است كه درگيريهاي سوريه نه جنگي داخلي و نه انقلابي از درون عليه حكومت كه جنگي تحميلي از سوي ائتلافي غربي ـ عربي ـ تركي عليه مردمان بلاد شام بوده است و نه بيشتر. به عبارت ديگر دراين مدت در كنار دشمنيهاي غرب و مخالفتهاي سنتي رياض با تهران و دمشق، دو حكومت روياپرداز ـ يكي در قطر كوچك و ديگري با نوستالژي عثماني بزرگ ـ آتش بياران اصلي معركه سرزمين شام بوده اند.
اكنون پس از نزدیک دو سال جنگ فرسايشي و بدون نتيجه و به اوج رسيدن برادركشيها در حلب و حمص و حماء و ويران شدن بي سابقه شهرها و زيرساختهاي كشور تازه يك به يك اعضاي ائتلاف مرگبار غربي ـ عربي ـ تركي به خود آمده اند كه در آوردگاهي هر دو سر باخت گرفتار آمده اند و نه راه پس دارند و نه راه پيش.
ديگر پوشيده نيست كه رجب طيب اردوغان و تئوري پرداز حوزه سياست خارجي دولتش يعني احمد داود اوغلو از پس تاريخ و به گونه اي نوستالژيك، در جريان تحولات جهان عرب به سوريه به چشم دروازه و فرصتي براي بازگشت به شكوه امپراطوري گذشته و نقطه آغاز احياي نوعثماني در قلمرو كنوني خود مينگريستند. اما تركها اكنون و در شرايطي كه جنگ در سوريه مغلوبه شده است به اصلي ترين بازنده اين ماجرا بدل شده اند. آنها به مثابه سلاطيني گم شده در تاريخ، شرايط و قابليتهاي جهان امروز و متغيرهاي موثر براي عينيت يافتن يك روياي خام را دست كم گرفتند تا به ناگهان فرصت سوريه، به تهديدي جدي براي آنان تبديل گردد و اكنون پس از مردم سوريه دولت آنكارا به دومين بازنده اين تحولات بيست ماهه بدل شده است.
تركهاي عثماني را اكنون هم خطر جنگ در مرزهاي جنوبي با سوريه تهديد ميكند و هم با خودمختاري و قدرت گرفتن كردهاي سوريه، تهديد گروههاي جدايي طلب كرد و بي ثباتي داخلي را بيش از هر زمان ديگري بالاي سر خود احساس ميكند.
در كنار اين بازنده اصلي، هم اعراب حاشيه خليج فارس و هم كشورهاي غربيِ ذي نفع در تحولات خاورميانه، ديگري اميدي به كسب منفعت در نزاع سوريه را براي خود متصور نيستند. زماني نه چندان دور، براي غربيهاي هوادار اسرائيل و اعراب ضد شيعه، تصور سوريه اي بدون اسد، رويايي شيرين و سهل الوصول مينمود. اما اكنون و در شرايطي كه نيروهاي القاعده، سلفيهاي افراطي و تندروهاي اخوان الملسمون سلاح به دست در خانههاي زيرميني و مخفي گاههاي شهرها و روستاهاي سوريه جولان ميدهند بيش از هركسي اعراب و غربيها از بدل شدن سوريه به حيات خلوتي پيچيده و غير قابل كنترل احساس خطر ميكنند. به عبارت بهتر براي همه طرفهاي درگير ثابت شده است كه ادامه وضع موجود و يا تضعيف و سقوط دولت مركزي در دمشق به نفع هيچ كس نيست. شايد از اين روست كه ائتلاف سهگانه گفته شده نااميد از حصول نتايج موعود خود، دست به دامن اخضر ابراهيمي شدهاند. آنها با فراخوان اين ديپلمات بازنشسته كه يد طولايي در ميانجيگري براي پايان دادن به جنگهاي فرسايشي و بي نتيجه دارد، به دنبال پيدا كردن پاياني آبرومندانه براي جنگي هستند كه خود كليد زدهاند اما اكنون به بازندگان اصلي آن بدل شدهاند.
مدیریت دلارهای نفتیذهن تقریبا همه کارشناسان و فعالان اقتصادی و سیاسی وقتی در مورد اوضاع اقتصادی چند سال گذشته قضاوت میکند با یک سوال مهم مواجه است. با رقم 600 تا 700میلیارد دلار چه کاری انجام شده و چرا هنوز اقتصاد کشور تا این اندازه به نفت وابسته است؟ همیشه به سند لایحه بودجه توجه زیادی دارم. امسال هم روی سند لایحه بودجه کار کردهام. یک قسمت منابع و یک بخش مصارف در سند درج شده است. بخش مصارف هر سال 100درصد محقق میشود و گاهی هم بیشتر است. دولت باید فکر کند چطور برای این مصارف، منابع تامین کند؟ با دقت در این سند به نکات جالبی میتوان رسید. مجموع منابعی که از محل وامگیری داخلی، وامگیری خارجی و انتشار اوراق مشارکت بدست آمده، 4/2 برابر درآمد نفت در بودجه دولت است. بنابراین بحث بر سر این موضوع است که چه اتفاقی باید رخ دهد که متوجه شویم این روش تصمیمگیری ما را در معرض شرایط ناهنجاری قرار داده است؟ سقوط عملکرد اقتصادی مانند ایستقلبی یک موجود زنده نیست. بهطور مثال اقتصاد سوئیس میگوید زنده است و فعالیت میکند و اقتصاد افغانستان هم همین ادعا را دارد. شما نمیتوانید بگویید اقتصاد افغانستان فروپاشیده و حیات ندارد ولی بحث بر چگونگی حیات است. براساس تصوری که از آینده وجود دارد میتوان در مورد شرایط حال و عملکردها هم داوری کرد. در اقتصاد سیاسی یک اصطلاحی به نام «گروگانگیری دولت بعدی» وجود دارد. وقتی این میزان از منابع مالی موردنیاز قوهمجریه برای اداره اقتصاد در سال 91 متکی به بدهکارکردنهایی است که تسویه آنها در دولت بعدی اتفاق میافتد، آنوقت دولت بعدی چطور میخواهد اقتصاد کشور را اداره کند؟ اتفاقی شبیه به این در مورد گذار از دولت آقای هاشمی به دولت آقایخاتمی هم وجود داشت. البته مشکل اصلی در آن دوره بیشتر در مورد بدهیهای خارجی بود. در واقع ماجرا هم این بود که ضابطهای در دخلوخرج وجود نداشت. بهیاد دارم در 2سال آخر دولت سازندگی، یک حسابرس خبره را به عنوان معاون ارزی بانک مرکزی منصوب کردند. ایشان بعد از نزدیک 5/1 سال با افتخار اعلام کردند سرانجام امروز میدانیم به کجاها به چه میزان بدهکار هستیم. همان زمان میگفتم اگر کسی پشت پرده انتصاب یک حسابرس به عنوان معاون ارزی بانک مرکزی را نداند، نمیتواند متوجه شود این حرف چه معنایی دارد. باید توجه داشته باشید این فرد چقدر کار بزرگی کرده است ولی همین کار بزرگ چه ربطی داشت به نهادی که مسئولیت آن سیاستگذاری بود. همین شرایط در بینظمی مالی تا حدود زیادی تکرار شده است. معمولا اخلاق حرفهای ایجاب میکند وقتی سکان کار را در دست گرفتید خیلی راحت به دولت قبلی اتهامی نزنید. در دولت هشتم هم رئیسجمهوری یکبار هم نگفتند بار بدهیهای دولت قبلی را به دوش میکشند. بنابراین اگر فقط قصد رعایت اخلاق وجود داشته باشد، نه میتوانند حرف بزنند و نه میتوانند حرف نزنند. دولت بعدی به شهروندان تعهداتی میدهد و اگر بخواهد بدهیهای دولت قبلی را بدهد، نمیتواند تعهدات خود را انجام دهد. همین جریان کار را پیچیده میکند. بنابراین یکی از آسیبهای جدی انحلال سازمانبرنامه این است که هرآنچه به افقهای بلندمدت مربوط میشود، ردی از آنها در سیاستگذاریها نمیبینیم. درواقع سازوکارهای مانیتور و کنترل وجود ندارد ولی برای سال 1404 یکسری تعهدات داده شده است. این زمان بالاخره فرا میرسد. قانون دولت را ملزم کرده هر 6ماه یکبار گزارش عمومی منتشر کند و بگوید کجای اهداف چشمانداز ایستادهایم. ابتدا اعلام کردند این اهداف خیلی افق دوری دارند و باید زودتر به آنها برسیم. بهنظرم ثبت و ضبط این تجربهها برای کشور ضروری است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


