126 ماه زندان قطعي براي مسافر خشن يك تاكسي
کد خبر: ۲۷۹۰۷۳
| | 4746 بازدید
مسافر يك تاكسي كه در توهم شيشه به سمت مسافر زن و راننده حمله كرده بود به 126 ماه زندان محكوم شد. مرد زورگير نه تنها قصد سرقت پول و طلاهاي مسافر زن را داشت بلكه ميخواست وي را تسليم نيت شوم خود كند.
به گزارش ایران اوايل آذرماه سال90 فريادهاي زنانهاي كه از تاكسي زردرنگي به گوش ميرسيد توجه رهگذران خياباني در جنوب پايتخت را به خود جلب كرد. همه ديدند كه دختري جيغ و فرياد ميكند و كمك ميخواهد و جالب اينكه راننده تاكسي در حالت نامتعادل فرمان را به گوشهاي چرخاند و با توقف آن در را باز كرده بيرون پريده و پياده پا به فرار گذاشت.
اين در حالي بود كه مردي خشن با چاقويي كه در دست داشت به تعقيب راننده تاكسي پرداخت. همه هاج و واج مانده بودند دختر جوان هنوز روي صندلي تاكسي گريه ميكرد و مرد چاقوكش به سمت راننده فراري ميدويد كه خودروي گشت پليس وارد خيابان شد. راننده تاكسي وقتي پليس را ديد براي نجات جانش به سمت آنان دويد و با فرياد «كمك، كمك» خود را به پليس رساند. اين در حالي بود كه مرد شيشهاي با ديدن پليس خواست كه به سمت تاكسي زردرنگ برگردد كه خود را درحلقه محاصره مردم و پليس ديد و به ناچار خود را تسليم كرد.
با دستگيري مصطفي «36 ساله» پليس به سمت تاكسي زردرنگ رفت و دختر جوان كه لرزش دستانش و اشك روي گونههايش نشان از وحشت داشت را تحت تحقيق گرفت.
دختر جوان كه «فرناز» نام دارد ادعا كرد كه مرد شيشهاي قصد داشت وي را با تهديد چاقو طعمه نيت شومش كند.
«فرناز» زماني كه در برابر داديار پرونده در دادسراي امور جنايي تهران قرار گرفت گفت: براي خريد از خانه بيرون آمدم و سوار بر تاكسي زردرنگي شدم و چون در تاكسي مسافر ديگري نبود در صندلي جلو نشستم و بعد از چند لحظه مرد ديگري كه با ما هممسير بود در صندلي عقب نشست و هنوز دقايقي نگذشته بود كه مرد شيشهاي چاقويي به پهلوي راننده تاكسي فشار داد و با تهديد به قتل وي خواست كه به مسيرش ادامه دهد و از من خواست طلا، پول و گوشي موبايلم را به وي بدهم. دختر جوان در ادامه گفت: زماني كه دار وندارم را به وي دادم خواستم صورتم را به عقب برگردانم كه چهرهاش را نگاه كنم با دست راستش گردنم را گرفت و مرا به صندلي عقب كشاند و قصد داشت نيت شيطانياش را اجرا كند و من از ترس با جيغ و فرياد درخواست كمك ميكردم اما با چاقو خواست كه ساكت باشم كه مرد راننده وقتي ديد چاقو وي را تهديد نميكند در كنار خيابان توقف كرد و پا به فرار گذاشت و مرد شيشهاي كه جنون داشت به تعقيب راننده تاكسي رفت كه خيلي زود از سوي مأموران پليس دستگير شد.
با ادعاي دخترجوان راننده تاكسي كه شاهرخ نام دارد به عنوان شاهد در جايگاه قرار گرفت و با تأييد حرفهاي دختر جوان گفت: هيچوقت فكر نميكردم درخودرويم طعمه دزدان شوم و آن روز خيلي ترسيده بودم و وقتي احساس كردم تيزي چاقو روي پهلويم نيست در يك لحظه خودرو را نگه داشتم و پا به فرار گذاشتم و اگر پليس در محل نبود شايد روز وحشت دختر جوان پايان زندگيام ميشد.
مرد شيشهاي كه چارهاي جز اعتراف نداشت به داديار پرونده گفت: من از حمله به دختر جوان هيچ چيزي در خاطرم نيست چون شيشه كشيده بودم. داديار جنايي دستور داد تا «مصطفي» به زندان انتقال داده شود و سپس با صادر شدن كيفرخواست پرونده اين مسافر عجيب تاكسي در اختيار قاضي شعبه 1144 دادگاه قضايي عمومي بعثت قرار گرفت. جلسه دادگاه اين مرد شيشهاي به رياست قاضي علي رحيمي ايشكاد برگزار شد. پس از ادعاهاي دختر جوان و راننده تاكسي زردرنگ، مصطفي براي دفاع در جايگاه قرار گرفت و به قاضي رحيمي ايشكاد گفت: به خاطر مصرف شيشه چيزي به ياد ندارم و فقط ميدانم 10 روز بود كه نخوابيده بودم و زماني كه سوار خودرو شدم خوابيدم و وقتي كه بيدار شدم متوجه شدم كه به دنبال راننده هستم و بعد از دستگيري و 2 روز تازه به خودم آمدم و متوجه شدم كجا هستم!
مصطفي كه ادعا ميكرد از حملهاش به دختر جوان هيچ چيزي به خاطر ندارد و حتي قصد نداشته دختر را طعمه نقشه شيطانياش كند پس از محاكمه باز به زندان بازگشت و اين در حالي بود كه در پروندهاش 14 بار زورگيري، رابطه نامشروع و اعتياد و حمل مواد وجود داشت و بارها به زندان افتاده بود. مصطفي با ادعاهاي دروغين سعي كرد اتهامش را تغيير دهد كه قاضي رحيمي ايشكاد مصطفي را به خاطر سرقت به قصد آزار و اذيت و تهديد به مرگ در مجموع به 10 سال و 6 ماه زندان و 114 ضربه شلاق محكوم كرد كه اين حكم پس از اعتراض در اختيار شعبه 58 دادگاه تجديدنظر تهران قرار گرفت و قضات روز 3 ارديبهشت ماه سال جاري حكم را تأييد و قابل اجرا دانستند.
به گزارش ایران اوايل آذرماه سال90 فريادهاي زنانهاي كه از تاكسي زردرنگي به گوش ميرسيد توجه رهگذران خياباني در جنوب پايتخت را به خود جلب كرد. همه ديدند كه دختري جيغ و فرياد ميكند و كمك ميخواهد و جالب اينكه راننده تاكسي در حالت نامتعادل فرمان را به گوشهاي چرخاند و با توقف آن در را باز كرده بيرون پريده و پياده پا به فرار گذاشت.
اين در حالي بود كه مردي خشن با چاقويي كه در دست داشت به تعقيب راننده تاكسي پرداخت. همه هاج و واج مانده بودند دختر جوان هنوز روي صندلي تاكسي گريه ميكرد و مرد چاقوكش به سمت راننده فراري ميدويد كه خودروي گشت پليس وارد خيابان شد. راننده تاكسي وقتي پليس را ديد براي نجات جانش به سمت آنان دويد و با فرياد «كمك، كمك» خود را به پليس رساند. اين در حالي بود كه مرد شيشهاي با ديدن پليس خواست كه به سمت تاكسي زردرنگ برگردد كه خود را درحلقه محاصره مردم و پليس ديد و به ناچار خود را تسليم كرد.
با دستگيري مصطفي «36 ساله» پليس به سمت تاكسي زردرنگ رفت و دختر جوان كه لرزش دستانش و اشك روي گونههايش نشان از وحشت داشت را تحت تحقيق گرفت.
دختر جوان كه «فرناز» نام دارد ادعا كرد كه مرد شيشهاي قصد داشت وي را با تهديد چاقو طعمه نيت شومش كند.
«فرناز» زماني كه در برابر داديار پرونده در دادسراي امور جنايي تهران قرار گرفت گفت: براي خريد از خانه بيرون آمدم و سوار بر تاكسي زردرنگي شدم و چون در تاكسي مسافر ديگري نبود در صندلي جلو نشستم و بعد از چند لحظه مرد ديگري كه با ما هممسير بود در صندلي عقب نشست و هنوز دقايقي نگذشته بود كه مرد شيشهاي چاقويي به پهلوي راننده تاكسي فشار داد و با تهديد به قتل وي خواست كه به مسيرش ادامه دهد و از من خواست طلا، پول و گوشي موبايلم را به وي بدهم. دختر جوان در ادامه گفت: زماني كه دار وندارم را به وي دادم خواستم صورتم را به عقب برگردانم كه چهرهاش را نگاه كنم با دست راستش گردنم را گرفت و مرا به صندلي عقب كشاند و قصد داشت نيت شيطانياش را اجرا كند و من از ترس با جيغ و فرياد درخواست كمك ميكردم اما با چاقو خواست كه ساكت باشم كه مرد راننده وقتي ديد چاقو وي را تهديد نميكند در كنار خيابان توقف كرد و پا به فرار گذاشت و مرد شيشهاي كه جنون داشت به تعقيب راننده تاكسي رفت كه خيلي زود از سوي مأموران پليس دستگير شد.
با ادعاي دخترجوان راننده تاكسي كه شاهرخ نام دارد به عنوان شاهد در جايگاه قرار گرفت و با تأييد حرفهاي دختر جوان گفت: هيچوقت فكر نميكردم درخودرويم طعمه دزدان شوم و آن روز خيلي ترسيده بودم و وقتي احساس كردم تيزي چاقو روي پهلويم نيست در يك لحظه خودرو را نگه داشتم و پا به فرار گذاشتم و اگر پليس در محل نبود شايد روز وحشت دختر جوان پايان زندگيام ميشد.
مرد شيشهاي كه چارهاي جز اعتراف نداشت به داديار پرونده گفت: من از حمله به دختر جوان هيچ چيزي در خاطرم نيست چون شيشه كشيده بودم. داديار جنايي دستور داد تا «مصطفي» به زندان انتقال داده شود و سپس با صادر شدن كيفرخواست پرونده اين مسافر عجيب تاكسي در اختيار قاضي شعبه 1144 دادگاه قضايي عمومي بعثت قرار گرفت. جلسه دادگاه اين مرد شيشهاي به رياست قاضي علي رحيمي ايشكاد برگزار شد. پس از ادعاهاي دختر جوان و راننده تاكسي زردرنگ، مصطفي براي دفاع در جايگاه قرار گرفت و به قاضي رحيمي ايشكاد گفت: به خاطر مصرف شيشه چيزي به ياد ندارم و فقط ميدانم 10 روز بود كه نخوابيده بودم و زماني كه سوار خودرو شدم خوابيدم و وقتي كه بيدار شدم متوجه شدم كه به دنبال راننده هستم و بعد از دستگيري و 2 روز تازه به خودم آمدم و متوجه شدم كجا هستم!
مصطفي كه ادعا ميكرد از حملهاش به دختر جوان هيچ چيزي به خاطر ندارد و حتي قصد نداشته دختر را طعمه نقشه شيطانياش كند پس از محاكمه باز به زندان بازگشت و اين در حالي بود كه در پروندهاش 14 بار زورگيري، رابطه نامشروع و اعتياد و حمل مواد وجود داشت و بارها به زندان افتاده بود. مصطفي با ادعاهاي دروغين سعي كرد اتهامش را تغيير دهد كه قاضي رحيمي ايشكاد مصطفي را به خاطر سرقت به قصد آزار و اذيت و تهديد به مرگ در مجموع به 10 سال و 6 ماه زندان و 114 ضربه شلاق محكوم كرد كه اين حكم پس از اعتراض در اختيار شعبه 58 دادگاه تجديدنظر تهران قرار گرفت و قضات روز 3 ارديبهشت ماه سال جاري حكم را تأييد و قابل اجرا دانستند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


