كودتاي بدون خونريزي در انجمن مثلا ورزشينويسان ايران!
هياهو براي هيچ يا برنامهریزی براي انتخابات؟
آيا قرار نيست از جماعت ورزشينويس در راستاي اهداف گروهي خود بهره ببريم؟ آيا صرفا براي كمك به اين جماعت وارد صحنه شدهايم؟ در اين بين بايد دلمان به حال ورزش، وزارتش و به ويژه روابط عمومي وزارت ورزش بسوزد كه سر را در برف كرده و يا نميدانند و يا نميخواهند بدانند كه در بعد رسانهاي ورزش چه ميگذرد. آنها كه هر روز درباره بحث تعليق به اطلاعات نادرست داخليها به مجامع جهاني استناد ميكنند، نميدانند سرنخ اين ماجرا كجاست؟ باید نگاه ویژهای به این انجمن و تشکیلات و تصمیمات آن داشت که خواسته یا ناخواسته به دامان گروه یا جناح خاصی نرود.
کد خبر: ۲۷۸۶۵۷
| | 8599 بازدید
انجمن نويسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشي ايران در هفته گذشته، دچار تغييري اساسي شد. دبير كل اين انجمن (شما بخوانيد مبتكر اصلي تشكيل اين انجمن) در نشستي مختصر و مفيد استعفا داد و پست خود را بدون كشمكش به نفري ديگر سپرد!به گزارش «تابناک»، هرچند ظاهرا تغییر مدیریت در هر ارگانی عادی است، آنهایی كه از دیرباز شكلیری و ادامه مسیر این انجمن را رصد كردهاند، این رخداد را معمولی نمیدانند. انجمن ورزشی نویسان ایران كه سالها پیش به عنوان زیر مجموعه كمیته ملی المپیك به شكل تقریبا فرمالیته یك نفر را به مجامع بینالمللی میفرستاد، با سماجت و پیگیری عدهای شكل تقریبا قانونی به خود گرفت.
گویا در این میان، رییس شورای ورزش بانوان سابق با حمایتهای پشت پردهاش، باعث ثبت رسمی این انجمن شد. از همان روز برای كله پاچه این مورچه جنگ پیدا و پنهان درگرفت. گروهی كه در آن سالها در بین هفته نامههای مطرح سردمدار بودند برای نشستن روی كرسیهای این انجمن به دلشان صابون زده بودند؛ اما آنچه از دل انتخابات این انجمن بیرون آمد، آنی نبود كه میخواستند. از همان روز هجمه به این انجمن نه از سر رضای خدا بلكه به دلیل بیرون ماندن از چرخه پست و مقام شروع شد. بازندگان انتخابات جلوی در اصلی ساختمان دفتر مشترك فدراسیونها گرد هم حلقه زدند و تلاش برای تخریب این انجمن كلید خورد. از سوی دیگر برندگان این ماجرا در گوشهای دیگر به فكر مقابله با این تخریبها بودند.
اما آن كه در این میان سرش بی كلاه ماند نویسنده، خبرنگار و عكاس ورزشی بود. در حالی كه بیثباتی كاری و هرج و مرج در رابطه كاری بین رسانهها و ارگانهای ورزشی تار و پود ورزش ایران را خراش میداد و میدهد، این انجمن به جای رتق و فتق چنین اموری، محلی برای بده بستان شد. ضعف دبیر كل مستعفی امروز در برخی امور، باعث شد تا از همان روز نخست حامیان تشكیل این انجمن در پی یافتن یك عنصر حلال مشكلات باشند.
از این روی، همای اقبال بر شانه رییس چندین ساله این انجمن نشست؛ همایی كه گویا خیال پریدن از روی شانه او را ندارد. انجمن با روش كجدار و مریز به راهش رفت و هر از چند گاهی كاری كوچك انجام داد. انتخابات چند سال یك بار هم برنامه ریزی شده و نمایشی چندشآور برگزار شد. دبیر و رییس از این رهگذر بی بهره نبودند و چند سفر رفتند. در چند اجلاس جهانی شركت كردند و ظاهرا به پست بینالمللی هم رسیدند. آنها برای خالی نبودن عریضه هراز چند گاهی در داخل دست به نمایشهایی هم زدند. كلاس گذاشتند، با سران ورزش نشست و برخاست كردند و حتی به نوبت چند نفر را همراه خود به خارج بردند و برای عدهای كارت «ایپز» گرفتند تا رد گم كنند.
در سوی دیگر ماجرا بازندگان انتخابات حضور داشتند. آنها كه شرط رها كردن انجمن و عدم حاشیه سازی خود را كسب یك كرسی فرض میكردند، نخست به تشكیل جلسات همدلی در یكی از مؤسسات بزرگ انتشاراتی دست زدند. پس از مدتی این جلسات همدلی نیز رنگ باخت، ولی یكی از بازندگان اصلی همچنان دست بردار ماجرا نبود تا با انتخاب(!) اخیر به نظر میرسد او به آرزوی دیرینه اش رسیده باشد.
بله! انجمنی كه باید همه توانش را به حل مشكلات جمعیت انبوهی بسیج كند، به محلی برای جنگ موش و گربه تبدیل شد و گویا قرار است، این بار كج به ثریا برسد. در خبر منتشر شده در سایت این انجمن در خصوص استعفای دبیر به نكات جالب توجهی دست مییابیم. این دبیر استعفا داد تا نیرویی جوانتر كارها را به شكل بهتری ادامه دهد! برای آنهایی كه به موضوع اشراف دارند، این سخن به یك شوخی بیشتر شبیه است؛ اما شاید این ماجرا یك كودتای بدون خونریزی باشد.
همین انجمن كه ما اوضاع کنونیاش را به مورچه تشبیه كردیم در صورت حمایت لازم میتواند یك عنصر تعیین كننده در بسیاری از امور ورزشی ما باشد؛ حمایتی كه بی گمان از امروز به بعد شكل خواهد گرفت. سر نخ این حمایت و حامیان كاملا پیداست. هماکنون دبیر کنونی كجا فعالیت میكند؟ آیا این یك حركت برای رخنه در اركان ورزش نیست؟
با نگاه بدبینانه این گونه تصور میشود ممکن است این حركت ربطی به انتخابات آینده ریاست جمهوری داشته باشد؟ آیا قرار نیست از جماعت ورزشی نویس در راستای اهداف گروهی خود بهره ببریم؟ آیا صرفا برای كمك به این جماعت وارد صحنه شدهایم؟ در این میان، باید دلمان به حال ورزش، وزارتش و به ویژه روابط عمومی وزارت ورزش بسوزد كه سر را در برف كرده و یا نمیدانند و یا نمیخواهند، بدانند كه در بعد رسانهای ورزش چه میگذرد. آنها كه هر روز در خصوص بحث تعلیق به اطلاعات نادرست داخلیها به مجامع جهانی استناد میكنند، نمیدانند سرنخ این ماجرا كجاست؟
سخنان دیروز رییس جمهوری در اردوی تیم ملی فوتبال را مرور كنید. حتی ریاست جمهوری با دنیایی از مشغله نسبت به وضعیت اسفبار رسانههای ورزشی آگاهی یافته و ملی پوشان را توصیه به نخواندن نشریه و بیتوجهی به برنامههای ورزشی صدا و سیما میكند. آیا چنین خطر بزرگی نیاز به بازنگری توجه وزارت ورزش به موضوع رسانههای ورزشی را گوشزد نمیكند؟ اگر نقد دلسوزانه ما را برنمیتابید به توصیه مسئول خود توجه كنید. گفتنی در این باره فراوان است كه آن را به نوبت و مجالی دیگر واگذار میكنیم.
به هر حال، باید نگاه ویژهای به این انجمن و تشکیلات و تصمیمات آن داشت که خواسته یا ناخواسته به دامان گروه یا جناح خاصی نرود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


