سياست خارجي دولت اوباما، چالشي بزرگتر از ايران ندارد
سرويس بينالملل «تابناك» ـ در حالي كه ممكن است جهان متمركز بر عراق، افغانستان و اقدامات تروريستي بمبئي باشد، كارشناسان بر اين باورند كه بزرگترين چالش سياست خارجي رئيسجمهور آينده آمريكا، چگونگي تقابل با ايران است. اوباما وعده در پيش گرفتن راهبرد جديدي را داده است، اما احتمال شكست اين روش بسيار بالاست.
هفتهنامه «اشپيگل» در تحليلي نوشت: تلويزيون مستقر در دفتر «باراك اوباما» در شيكاگو به رغم وجود بحران مالي، از رشوهخواري در صنعت خودرو آمريكا و حوادث تروريستي بمبئي، تصاوير گوناگوني را پخش ميكند.
اين هفتهنامه با بيان اين كه در ميان همه اين جنجالها، اخباري كه از وين ميرسد، چيز ديگري است، مدعي شد: «بنا بر اطلاعات آژانس بينالمللي انرژي اتمي، ايران هماكنون بيش از 630 كيلوگرم اورانيوم سبك غنيشده دارد و در حال ساخت سانتريفيوژهاي بيشتري نيز هست و چندان هم با بازرسان همكاري نميكند. اين آژانس هشدار ميدهد كه احتمال انجام يك آزمايش اتمي توسط ايران در يك سال آينده قابل تصور است.
اوباما هنوز در اين زمينه اظهارنظري نكرده است، اما زمان زيادي هم ندارد.
«توماس پيكيرينگ»، سفير سابق آمريكا در اسرائيل كه هماكنون عضو شوراي آمريكايي ايرانيهاست، ميگويد: ابداع يك شيوه ديپلماتيك جديد در برابر ايران، روز به روز ضروريتر ميشود.
«دنيس راس»، نماينده سابق «بيل كلينتون» در خاورميانه، از اين نيز فراتر ميرود و ميگويد: براي سياست خارجي دولت اوباما، هيچ چالشي بزرگتر از اين وجود ندارد.
استراتژي آينده درباره ايران، يكي از مهمترين بحثها و پرسشهاي سياست خارجي در واشنگتن است. هشت سال است كه آمريكا روش روشني در پيش گرفته است. روابط دو كشور همراه با شايعات گاه و بيگاه در مورد طرح يك حمله نظامي به تأسيسات اتمي ايران كاملا تيره است.
در عين حال، ايران برنامه خود را به گونهاي پيش برده كه هماكنون جلوگيري از موفقيت آن غيرممكن به نظر ميرسد و يكي از مهرههاي جمهوريخواه نزديك به بوش نيز به «اشپيگل» گفت كه بوش ديگر اين مسأله را رها و به دولت بعدي واگذار كرده است.
حمله مشكل را حل نميكند
اين گزارش ميافزايد: به نظر ميرسد روزنامههاي اسرائيلي از موضع تندروانه خود فاصله گرفتهاند. پيش از انتخاب اوباما، بسياري از سياستمداران برجسته اين كشور پيشنهاد اوباما براي گفتوگو بدون پيششرط با ايران را به باد حمله گرفته و آن را عقبنشيني نسبت به گذشته خواندند، اما هماكنون «آموس يالدين»، رئيس ستاد اطلاعاتي نيروهاي نظامي اسرائيل بر اين باور است كه اين روش لزوما منفي هم نيست. يالدين ميداند كه حمله نظامي ممكن است برنامه اتمي ايران را به تعويق بيندازد، اما آن را متوقف نميكند.
همانگونه كه «ريچارد هاس»، رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا در نيويورك نيز در مطلبي در «نيوزويك» نوشت: حمله نظامي ممكن است تا اندازهاي زمان را براي آمريكا به ارمغان بياورد، اما مشكل را حل نميكند، بلكه ميتواند منجر به اقدامات تلافيجويانه از سوي ايران عليه نيروهاي آمريكايي در عراق و افغانستان و نيز افزايش قيمت نفت به عنوان آخرين چيزي كه جهان درگير با بحران مالي به آن نياز دارد، شود.
اين گزارش با متهم كردن ايران نوشت: يك چيز روشن است و آن اين كه وجود يك ايران اتمي، نه تنها باعث بيثباتي در خاورميانه ميشود، بلكه ميتواند باعث ايجاد يك رقابت تسليحاتي در منطقه نيز هست.
هاس معتقد است كه آمريكا بايد آماده گفتوگوي رو در رو و بدون پيششرط با ايران شود. عاقلانهتر اين است كه گفتوگو را يك ابزار براي امنيت ملي بدانيم و نه پاداشي به ايران.
اين در حالي است كه حتي بوش نيز در روزهاي پاياني رياستجمهورياش قصد گشايش يك دفتر ديپلماتيك در تهران را داشت.
در نظر گرفتن «معادله بزرگ»
كريم سجادپور، كارشناس مؤسسه صلح بينالملل «كارنج اندوصنعت» در گفتوگويي در راديو ملي اظهار كرد: «اينكه به سرعت وارد مذاكره با ايران شده و درباره مسائل اتمي و اسرائيل به آنها اولتيماتوم دهيم، مانند اين است كه اعتمادسازي با آنها را از ياد برده و همكاريهاي ايران در ديگر مسائل را نيز از دست بدهيم.
منافع مشترك اين دو كشور در عراق و افغانستان و روابط خوب ميان مردم اين دو كشور، موضوعات مهمي هستند؛ بنابراين ميتوان احتمال يك معامله بزرگ را داد.
پيشنهادهايي مانند ورود ايران به ساختار امنيتي منطقه و همكاريهاي اقتصادي و اصلاح ايده تغيير رژيم در ايران در قبال امنيت اين كشور، ميتواند پيشنهادهايي باشد كه البته سالها طول خواهد كشيد.
«لري داندن» از كارمندان سابق «مادلن آلبرايت» كه هماكنون از مقامات بنياد «برتلزمان» است به «اشپيگل» گفت: اروپاييها كه هماكنون نيز پيشنهادهايي داده و سيستم تحريم هوشمندانهتري دارند، ميتوانند ابزار مؤثري در اين راه باشند.
به نظر وي، اروپا ميتواند پيشنهادهاي جديدي بدهد كه يكي از آنها ممكن است پيشنهاد نزديك شدن سوريه و اسرائيل باشد و آمريكا هم در اين زمينه تلاشهايي را داشته است.
سياستمداران آمريكايي هم در طولانيمدت ميتوانند اميدوار باشند كه به اين ترتيب و با روابط نزديك دمشق و تهران به اين كشور نزديك شوند.
شايد به همين علت است كه سياستمداران حاكم بر قدرت در ايران سرتاپا گوش شدهاند. احمدينژاد پس از پيروزي اوباما، بلافاصله براي وي پيام تبريك فرستاد. تهران به زودي شاهد كنفرانسي از نقش دمشق در روابط ايران و آمريكا خواهد بود. وزارت خارجه ايران نيز به روشني تمايل خود براي تغيير در روابط را اعلام كرده است و سرانجام همان شعار اوباما در ذهن تداعي ميشود: «بله، ما ميتوانيم».
مشکل اهداف و عملکرد ایران نیست . ایران هم مثل سایر کشورها حق دارد مراحل رشد و ترقی توسعه صنعتی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی را طی نموده ودر عرصه جهانی به دنبال تامین منافع خود باشد . چرا آمریکا به خود حق می دهد که به کشور ها حمله کند ، کشتار راه بیندازد ، مردم کشورها را زندانی بکند ولی سازمان ملل حتی یک قطعنامه نمی تواند علیه او صادر بکند .این همه جنایات توسط رژیم صهیونیسم انجام می شود و سازمان ملل مهر خفگی برلب دارد . مشکل اصلی زیاده خواهی ها و خوی استکباری قدرتهای غربی است . که همه چیز را برای خود و تحت سیطره خود می خواهند .مطمئنا" قدرتهای استکباری نمی خواهند هیچ کشور قدرتمندی در حوزه خلیج فارس قد علم کند .ما که بارها اعلام کرده ایم آماده مذاکره برابر می باشیم .اما آنان بدنبال ضربه زدن به منافع ایران می باشند .باید عرض کنم مشکل اصلی کشور ما در این مقطع زمانی مفاسد اقتصادی ، فساد اداری ،خودخواهی های جناحی و به خطر افتادن وحدت بین ملت و دولت است . چراکه در صورت سلب صداقت و ازبین رفتن پشتوانه مردمی است که مشکل آفرین خواهد بود . امروز دنیا به قدرت و اقتدار ایران اسلامی اعتراف دارد . ما هم باید با حداکثر توان قدرت تدافعی خود را افزایش و در آمادگی کامل بسر ببریم .دیری نخواهد پایید که نصرت الهی به مدد این ملت و کشور خواهد آمد .بایدبا خودخواهی ها و رانت خواری ها و مفاسد بشدت برخورد و شورو نشاط را دوباره در دل مردم زنده و به ملت هدیه کرد .
گزینش باراک اوباما اشک برچشمان بسیاری از مردم در آمریکا خسته از سیاست جنگ طلبانه و نو محافظه کاران این کشور جاری نمود. با توجه به قول انتخاباتی اوباما در مورد تغییر در سیاست خارجه این کشور در زمان ریاست جمهوری وی و نیز انتقاد شدید از جنگ عراق، بیشتر نظرپردازان بر این باور بودند که وی بی تردید تغییرات پایه ای در دیدگاه های این کشور در عرصه جهان بوجود آورد.
رقیبان باراک اوباما در دوران مبارزات انتخاباتی وی بویژه نخست خانم هیلری کلینتون در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات و سپس رقیب جمهوریخواه خود متهم به ساده لوحی و بی تجربگی می گردید. رقیب جمهوریخواه وی حتی پا را فراتر گذاشته و در مبارزات انتخاباتی برای حمله به وی بویژه در بخشهای جنوبی این کشور که رقابت بسیار نزدیک بود از صدای خانم کلینتون و انتقاد شدید وی از اوباما نهایت بهره را برد.
براستی دلیل اتهام بی تجربگی چه بود؟ پاسخ این پرسش را می توان در باور وی مبنی بر نبود نیاز برای تعیین پیش شرط برای گفتگو با برخی از کشورهای مخالف سیاستهای آمریکا از جمله ایران و کره شمالی یافت. وی همچنین اعلام کرد در صورت پیروزی در انتخابات حاضر است برای حل چالشهای جهانی با رهبران این کشورهای گفتگو مستقیم داشته باشد. وی همچنین سیاست خارجی بوش را به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را شکست خورده و ناتوان از پاسخگویی به نیازهای قرن 21 نامید.
آقای اوباما در رد ادعاهای رقبای خود اظهارات آنان را مورد تمسخر قرارداده و آنها را به نداشتن قدرت تصمیم گیری مناسب و دادن چراغ سبز به جورج برای حمله به عراق متهم نمود. وی از بحث عراق برای شکست رقیبان خود نهایت بهره را برد.
با توجه به آنچه که در جریان مبارزات انتخاباتی گذشته کمتر کسی احتمال می داد رییس جمهور منتخب رقیب پیشین و منتقد سرسخت خود هیلاری رادم کلینتون را به عنوان وزیر خارجه معرفی کند. انتخاب خانم کلینتون که یکی از چهره های محبوب لابی یهود در آمریکا و نیز به دلیل مواضع اسراییلی و نیز اظهارات ضد ایرانی– وی در مصاحبه ای گفته بود درصورت حمله ایران به اسراییل، آمریکا این کشور را محو خواهد کرد – چهره ای نچندان مثبت در جهان اسلام به حساب می آید مورد ستایش سیاست مداران کهنه کار آمریکا به ویژه هنری کیسینجر وزیر امور خارجه دولت ریگان قرار گرفته است.
براستی جای پرسش است که چگونه باراک اوباما که با شعار "تغییر" در انتخابات پیروز گشته با شگفتی فراوان کسی را به سمت وزیر خارجه گماشته است که نظرات وی تفاوت چندانی با سیاستمداران واشنگتن حاکم در طول ده سال گذشته ندارد. شاید تعریف واژه تغییر از سوی وی تنها اسمی باشد نه محتوایی. چگونه می توان از تغییر سخن گفت ولی در تصمیم گیری ها کمتر از تغییر دید و جالب آنکه این گونه تصمیم گیری ها نیز از سوی مخالفین تغییر ستوده می شود.
بنده به عنوان یک ایرانی که تحولات سیاست آمریکا را بیش از ده سال دنبال می کنم نخستین انتصاب باراک اوباما را نا امید کننده می دانم. البته این بدین معنا نیست که خانم کلینتون شایستگی این پست را ندارد بلکه اظهارات نسنجیده وی در مورد ایران است که هربار نام وی شنیده می شود به ذهن ایرانیان خطور می کند. با انتصاب خانم کلینتون به عنوان وزیر خارجه ی آمریکا تردید جدی در مورد برگزاری گفتگوی مستقیم میان ایران و این کشور بوجود آمده است. ولی بیایید پیش داوری نکرده و منتظر بمانیم که چگونه وی و باراک اوباما برای ایجاد تغییر درسیاست خارجه آمریکا گام خواهند برداشت. ولی تاریخ همواره نشان داده است که رهبران حزب دموکرات در برخورد با ایران از همکاران جمهوریخواه خود از موضع تندتری برخوردار بوده اند.






