اقتصاد و خاورمیانه مخرج مشترک انتخابات آمریکا
ششم نوامبر، جامعه آمریکا به پای صندوق رأی میروند تا تصمیم بگیرند که آیا برای چهار سال دیگر به برنامههای اوباما و سیاستهای او رأی داده و اعتماد کنند یا اینکه سرنوشت این کشور را به دست فرماندار سابق ماساچوست بدهند. سرنوشت کشوری که پس از سال ۱۹۲۹ یک چنین رکود اقتصادی را تجربه نکرده بوده است.
کد خبر: ۲۷۶۷۶۹
| | 12409 بازدید
ششم نوامبر، جامعه آمریکا به پای صندوق رأی میروند تا تصمیم بگیرند که آیا برای چهار سال دیگر به برنامههای اوباما و سیاستهای او رأی داده و اعتماد کنند یا اینکه سرنوشت این کشور را به دست فرماندار سابق ماساچوست بدهند. سرنوشت کشوری که پس از سال ۱۹۲۹ یک چنین رکود اقتصادی را تجربه نکرده بوده است.
بنا بر این گزارش، اقتصاد آمریکا هنوز و به رغم تلاشهای فراوان برای بازپروری، درگیر کسری بودجه شدید، قروض دولتی فراوان و آینده مبهم اشتغال و رشد اقتصادی است.
پل وایزمن، در نشریه هافینگتون پست نوشته: پس از جنگ سرد، هیچ گاه شاهد یک چنین رشد اقتصادی ضعیفی در آمریکا نبودهایم، هزینه کردهای عمومی در راه مصرف کالا تا این اندازه پایین نبوده و هیچ گاه درگیر بحران اشتغال به این نحو نشده بودیم. این اظهار نظر در پی آماری است که چندی پیش، آسوشیتدپرس منتشر ساخت که در آن نشان داده شده بود، عملکرد اوباما در مهار بحران بسیار ضعیفتر از ده بحران گذشته است که پس از جنگ دوم جهانی آمریکا دچار آن شده بود.
در حالی که دمکراتها در تلاشند پیام انتخاباتی خود را بینابین اقتصاد و دیگر مسائل مورد توجه جامعه آمریکایی همچون خدمات درمانی و اجتماعی مسائل سقط جنین، مهاجرت حقوق مدنی و امثال آن متمرکز کنند، هماکنون جمهوریخواهان از آن سوی امیدوارند با توجه به شرایط بحران اقتصادی، بتوانند اذهان عمومی را از ماترک هشت ساله جورج دبلیو بوش در هزینه کردهای نظامی پاک کنند.
خط جبهه اقتصادی اکنون خط ممتدی برای هر دو حزب است که مشغولیتهای فراوانی برای آنها در تعریف مشکلات اقتصادی رقم زده و اساساً ارائه راهکارها گویی به وقتی دیگر موکول شده است.
آنچه در فضای پیش از انتخابات در آمریکا دیده میشود، اما نوعی ناامیدی در درون این جامعه است؛ شعار امید و تغییر اوباما که رمز پیروزی وی در چهار سال گذشته بود، اکنون گویی مدت زمانی است فراموش شده و دمکراتها دیگر قادر به دادن پاسخهای سراسر احساس به جامعه آمریکایی نیستند.
اما جمهوری خواهان نیز گویا وضعیت خوبی ندارند و این حزب در نفرت خود از اوباما، بیش از حمایتشان از رامنی مشترک هستند. عدم انسجام این حزب، ناتوانیشان برای ارائه یک دیدگاه پیوسته و نفرت تقریباً ۴۷ درصدی آمریکا از پیشینیان و دیدگاههای جمهوری خواهانه و محافظهکارانه در آمریکا، شانسی برای رامنی نمیگذارد تا خود را به عنوان ناجی آمریکا معرفی کند.
اما اهمیت انتخابات آمریکا، تنها در مسائل مربوط به اقتصاد خلاصه نمیشود، بلکه به همان اندازه مربوط به جایگاه این کشور در صحنه جهانی نیز هست، به ویژه وضعیت خاورمیانه پس از تحولات آن و مسائل مبتلا به در آن، از موضوعات مهم برای هر دو کاندیدا در انتخابات است.
این گزارش در ادامه میافزاید، چندی پیش، والاستریت ژورنال در تحلیلی پیرامون سیاست خارجی رامنی، وی را تشویق به تغییر و نیز به چالش کشیدن ناکارآمدی و نامشخص بودن سیاست خارجی کنونی آمریکا کرد. این مطلب لزوم گرفتن تصمیمهای جدی در مقابل ایران، حمایت بیشتر از اسرائیل، دخالت جدی در سوری و لیبی و سرانجام «جایگزینی افراط گرایان با آزادی و فرصت در خاورمیانه» را از امیدهای سیاست خارجی رامنی معرفی کرده بود.
هرچند تفاوتهایی در سیاست خارجی هر دو رقیب وجود دارد؛ اما بیگمان، هر دو حامی جدی اسرائیل در خاورمیانه بوده و در حمایت از لابی اسرائیلی در آمریکا چشم و هم چشمی شدیدی دارند. با این حال در جایی که اوباما از کشیدن خط قرمز در برابر ایران به خواست اسرائیل طفره میرود، رامنی این موضوع را در بوق و کرنا کرده و هر جایی از آن سخن میگوید.
شمای کلی انتخابات آمریکا نشان میدهد، صرفنظر از آنکه چه کسی زمام آینده این کشور را در دست میگیرد، وضعیت وخیم اقتصادی و سوگیری در مقابل درگیری در یک ماجراجویی نظامی، مخرج مشترکی است که اکنون آینده ایالات متحده را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


