30 سال ديگر 20 ميليون سالمند داريم
مریم نظری
کد خبر: ۲۷۶۳۷۶
| | 2387 بازدید
اين يك هشدار جدي است! اگرچه ايرانِ امروز، كشوري است كه بيشتر جمعيتش را جوانان تشكيل ميدهند اما فقط 30 سال ديگر 20ميليون سالمند خواهيم داشت چرا كه بر اساس آخرين سرشماري رسمي نفوس و مسكن در سال گذشته، 32 درصد جمعيت كشور را جوانان 20 تا 35 ساله تشكيل ميدهند.
گراني و مشكل نگهداري سالمندان
عبدالرضا عزيزي رئيس كميسيون اجتماعي مجلس سازمان بهزيستي را در اين امر مقصر مي داند. او ميگويد:«بهزيستي كار كارشناسي انجام بدهد و لايحه را به مجلس بياورد آن وقت اگر ما حمايت نكرديم ديگر اين سازمان را مقصر قلمداد نميكنيم. وقتي لايحه اي به مجلس نيامده، چگونه ميتوان انتظار اوضاع بهتر را داشت؟» او ميگويد:«مردم هزار و يك مشكل دارند. همين گراني مگر مشكل كمي است؟ معلوم است كه پدر و مادر در جامعه ما هنوز جايگاه خاص خودشان را دارند و هيچكس دلش نميخواهد پدر و مادر عزيزش را سر راه بگذارد. مردم ايران آنقدرها هم بيعاطفه نيستند.» او با اشاره به مشكلات نگهداري از سالمندان در خانه ادامه مي دهد:«عده اي گمان ميكنند كه سالمندان فقط يك لقمه غذا ميخواهند؛ اين درحالي است كه برخي سالمندان دچار فراموشي ميشوند، سالمند هزينه دوا و درمان ميخواهد و واي از آن روزي كه بيمه هم نباشد! از سوي ديگر جوانترها در دو شيفت كار ميكنند و تمام روز در خانه نيستند. هزينه پرستار براي سالمند هم چندان ارزان نيست. در اين شرايط تنها يك راه وجود دارد و آن هم اين است كه دولت نگهداري از سالمندان را متقبل شود تا هم شأن سالمند حفظ شود و هم خانواده از سر ناچاري والدينش را سر راه نگذارد.»
عزيزي معتقد است كه بايد مراكز نگهداري روزانه سالمندان را گسترش داد تا هر روز صبح خانواده ها، سالمندان را تحويل اين مراكز بدهند و بعد با خيال راحت به امورات روزمره برسند و هر شب پدر و مادر خود را از اين مراكز برداشته و به خانه ببرند تا سالمندان نيز از محيط گرم خانه محروم نشوند. او تاكيد ميكند: «برخي از فرزندان اين سالمندان علاقه مند هستند كه به آنها سر بزنند اما چون اين مراكز از آنها هزينه نگهداري سالمند را طلب ميكنند و آنها عاجز از پرداخت هزينه ها هستند به ناچار پا روي دل خود گذاشته و قيد ديدار پدر و مادر را مي زنند. اما اين روند نادرست است. بهزيستي بايد يك نقشه راه تهيه كرده و اين افراد را بر اساس آن نقشه راه شناسايي كند تا خانواده ها ملزم به پرداخت هزينه نباشند.» او تاكيد ميكند:«از آنجا كه اين مراكز به بخش خصوصي واگذار شده روند كنوني دور از ذهن نيست. بهزيستي براي نگهداري هر سالمند ماهانه 200 هزار تومان يارانه ميدهد و اين در حالي است كه هزينه نگهداري هر سالمند ماهانه 600 هزار تومان است. اختلاف اين دو عدد بايد از كمك هاي مردمي و پرداختي خانواده ها تامين شود.»
تنها كنار خيابان
پيرمرد كنار خيابان ايستاده بود. قد بلند بود، كت و شلوار تميز و اتو كشيده اي پوشيده بود. توي يك دستش يك اسكناس پانصد توماني بود و توي دست ديگرش يك اسكناس پنجهزارتوماني. وقتي با خجالت جلو آمد و پرسيد:«دخترم اينها چند توماني هستند؟» تازه فهميدم حافظه اش درست كار نميكند. عقربه كوچكِ ساعت تقلا ميكرد تا 7 را نشان دهد. ميگفت كه بايد برود سركار! چينهاي صورتش را اگر حذف ميكردند ميتوانستي تصور كني مدير مدرسه باشد يا سمتي رسمي در يكي از ادارات دولتي داشته باشد. مي توانستي تصور كني جوانتر كه بوده روزانه كار چندين نفر از مراجعان را راه مي انداخته تا هر روز با رضايتِ حاصل از باز كردن گره هاي كار مردم به خانه بازگردد. اما حالا پيرمرد كنار خيابان ايستاده بود و نمي توانست تشخيص بدهد كدام اسكناس پانصد تومان مي ارزد و كدام يكي پنج هزار تومان. راه خانه اش را هم بلد نبود. چشمانش پر از اشك شده بود. عابران دورش جمع شده بودند. يكي ميخواست زنگ بزند به پليس، ديگري ميگفت كه با ماشينش پيرمرد را به كلانتري ميرساند و مرد ديگري پيشنهاد ميكرد كه او را به مغازه دارهاي اطراف نشان بدهند شايد كسي بشناسدش! پيرمرد نگاه مضطربش را از چپ به راست مي چرخاند و از راست به چپ و به دنبال چهره يا نشانهاي آشنا ميگشت. اما همه چيز برايش ناآشنا بود...
چ مثل چشم به راهي
همين كه در را باز ميكنم رويش را از پنجره برميگرداند و خيره نگاهم ميكند. پيرزني كه به گفته مددكار آسايشگاه سالمندان، 6 ماه پيش سر يكي از چهارراههاي اين شهر پيدايش كردهاند. چينهاي عميق صورتش گواهي ميدهند كه 80 سال را گذرانده است. كنارش كه روي تخت مينشينم با دست پينه بستهاش، دستم را ميگيرد و زهرا صدايم ميكند. پوست زبر دستش برايم يادآور سالها تلاش است. انگار پيرزن سالها شسته و سابيده و پخته است تا فرزندانش از آب و گل در بيايند. پيرزن يكي از روزهاي زمستان گذشته در خيابان رها شده است. روزي كه آدمها با عجله براي رسيدن به مقصدشان از كنار او گذشتهاند و او بيآنكه مقصدي داشته باشد، هراسان از عابران سراغ خانهاش را گرفته است. روزي كه با رفتن خورشيد، به شب مبدل شده اما پيرزن همچنان در خيابان مانده است. حالا روزها و شبهاي پيرزن در چشم به راهي خلاصه ميشود. اينجا پيرزن را استحمام ميكنند، داروهايش را به موقع ميدهند و غذايش را قاشق قاشق در دهانش ميريزند اما او دوست دارد برود خانه! خانهاي كه راهش را نمي داند. ميگويد:«دوست دارم يا زودتر بميرم يا بچههام بيان منو ببرن!» هماتاقياش كه روي تخت نشسته برايم تعريف ميكند كه چند ماه قبل يكي از هم اتاقيهايشان را از دست دادهاند. پيرزن يكي از تختها را با دست نشانم ميدهد و مي گويد:«بردنش! لاي ملحفه بردنش!» ميپرسم چند تا بچه داري مادر؟ به جاي آنكه جوابم را بدهد از شوهرش حرف مي زند كه سركار رفته و او بايد براي ظهرش غذا بپزد!
طرح هاي ناتمام دولت
اكرم شاهرخي، كارشناس مسائل سالمندان و رئيس پيشين فرهنگسراي سالمند، در اينباره ميگويد:«مهم تر از رسيدگي به سالمندان كنوني كه البته يكي از وظايف با اهميت دولت است، بايد برنامه ريزي كنيم كه چگونه سالمندان آينده در چنين وضعيتي قرار نگيرند.» او ميگويد:«هرم سني در كشور به زودي تغيير ميكند. زماني پيك جمعيت كشور روي سن جواني بود اما تا چشم بر هم بزنيم اين پيك روي سالمندي قرار ميگيرد. آن وقت اگر برنامه اي براي شرايط موجود ريخته نشده باشد، بازهم سالمند سرراهي خواهيم داشت اما در مقياسي بزرگتر.» او ادامه مي دهد:«بسياري از سالمندان حتي تا 90 سالگي نه تنها براي خود و خانوادههايشان بلكه براي جامعه هم بازدهي دارند اما در كشور هيچ برنامهاي براي بهرهبرداري از اطلاعات اين عزيزان وجود نداشته است.»
سال گذشته بود كه در گير و دار روز جهاني سالمند حسين نحوينژاد رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان از تهيه سه طرح «سند ملي سالمندي»، «بيمه مراقبتي سالمندي» و «شوراهاي ساماندهي استانها» خبر داد. طرح هايي كه پس از گذشت يكسال همچنان نتيجه اي براي سالمندان نداشته و تنها در روز جهاني سالمند امسال در حركتي نمادين به وسيله رئيس سازمان بهزيستي از سندملي سالمندي رونمايي شده است. قرار است سند ملي سالمندي با در نظر داشتن وضع سالمندان، نقش سند پشتيبان را بازي كند تا از اين پس در مواردي مانند قوانين حمل و نقل، بهداشت و خدمات پزشكي سالمندان، شاهد خلأهاي بسيار نباشيم.
به گفته همايون هاشمي رئيس سازمان بهزيستي كشور، «در این سند، به موضوعاتي مهم مانند بهداشت سلامت، مباحث فرهنگی، درمانی و اجتماعی سالمندان توجه شده و نخستین جلسه شورای عالی سالمندان در آذر ماه امسال تشکیل خواهد شد.» روند اقدامات براي سالمندان كشور در حالي به كندي پيش مي رود كه بسياري از مسئولان كنوني نيز، خود به زودي به مرحله سالمندي مي رسند. سالمندي شتري است كه در خانه همه ميخوابد و از امروز بايد به فكر آن بود.
منبع: تهران امروز
گراني و مشكل نگهداري سالمندان
عبدالرضا عزيزي رئيس كميسيون اجتماعي مجلس سازمان بهزيستي را در اين امر مقصر مي داند. او ميگويد:«بهزيستي كار كارشناسي انجام بدهد و لايحه را به مجلس بياورد آن وقت اگر ما حمايت نكرديم ديگر اين سازمان را مقصر قلمداد نميكنيم. وقتي لايحه اي به مجلس نيامده، چگونه ميتوان انتظار اوضاع بهتر را داشت؟» او ميگويد:«مردم هزار و يك مشكل دارند. همين گراني مگر مشكل كمي است؟ معلوم است كه پدر و مادر در جامعه ما هنوز جايگاه خاص خودشان را دارند و هيچكس دلش نميخواهد پدر و مادر عزيزش را سر راه بگذارد. مردم ايران آنقدرها هم بيعاطفه نيستند.» او با اشاره به مشكلات نگهداري از سالمندان در خانه ادامه مي دهد:«عده اي گمان ميكنند كه سالمندان فقط يك لقمه غذا ميخواهند؛ اين درحالي است كه برخي سالمندان دچار فراموشي ميشوند، سالمند هزينه دوا و درمان ميخواهد و واي از آن روزي كه بيمه هم نباشد! از سوي ديگر جوانترها در دو شيفت كار ميكنند و تمام روز در خانه نيستند. هزينه پرستار براي سالمند هم چندان ارزان نيست. در اين شرايط تنها يك راه وجود دارد و آن هم اين است كه دولت نگهداري از سالمندان را متقبل شود تا هم شأن سالمند حفظ شود و هم خانواده از سر ناچاري والدينش را سر راه نگذارد.»
عزيزي معتقد است كه بايد مراكز نگهداري روزانه سالمندان را گسترش داد تا هر روز صبح خانواده ها، سالمندان را تحويل اين مراكز بدهند و بعد با خيال راحت به امورات روزمره برسند و هر شب پدر و مادر خود را از اين مراكز برداشته و به خانه ببرند تا سالمندان نيز از محيط گرم خانه محروم نشوند. او تاكيد ميكند: «برخي از فرزندان اين سالمندان علاقه مند هستند كه به آنها سر بزنند اما چون اين مراكز از آنها هزينه نگهداري سالمند را طلب ميكنند و آنها عاجز از پرداخت هزينه ها هستند به ناچار پا روي دل خود گذاشته و قيد ديدار پدر و مادر را مي زنند. اما اين روند نادرست است. بهزيستي بايد يك نقشه راه تهيه كرده و اين افراد را بر اساس آن نقشه راه شناسايي كند تا خانواده ها ملزم به پرداخت هزينه نباشند.» او تاكيد ميكند:«از آنجا كه اين مراكز به بخش خصوصي واگذار شده روند كنوني دور از ذهن نيست. بهزيستي براي نگهداري هر سالمند ماهانه 200 هزار تومان يارانه ميدهد و اين در حالي است كه هزينه نگهداري هر سالمند ماهانه 600 هزار تومان است. اختلاف اين دو عدد بايد از كمك هاي مردمي و پرداختي خانواده ها تامين شود.»
تنها كنار خيابان
پيرمرد كنار خيابان ايستاده بود. قد بلند بود، كت و شلوار تميز و اتو كشيده اي پوشيده بود. توي يك دستش يك اسكناس پانصد توماني بود و توي دست ديگرش يك اسكناس پنجهزارتوماني. وقتي با خجالت جلو آمد و پرسيد:«دخترم اينها چند توماني هستند؟» تازه فهميدم حافظه اش درست كار نميكند. عقربه كوچكِ ساعت تقلا ميكرد تا 7 را نشان دهد. ميگفت كه بايد برود سركار! چينهاي صورتش را اگر حذف ميكردند ميتوانستي تصور كني مدير مدرسه باشد يا سمتي رسمي در يكي از ادارات دولتي داشته باشد. مي توانستي تصور كني جوانتر كه بوده روزانه كار چندين نفر از مراجعان را راه مي انداخته تا هر روز با رضايتِ حاصل از باز كردن گره هاي كار مردم به خانه بازگردد. اما حالا پيرمرد كنار خيابان ايستاده بود و نمي توانست تشخيص بدهد كدام اسكناس پانصد تومان مي ارزد و كدام يكي پنج هزار تومان. راه خانه اش را هم بلد نبود. چشمانش پر از اشك شده بود. عابران دورش جمع شده بودند. يكي ميخواست زنگ بزند به پليس، ديگري ميگفت كه با ماشينش پيرمرد را به كلانتري ميرساند و مرد ديگري پيشنهاد ميكرد كه او را به مغازه دارهاي اطراف نشان بدهند شايد كسي بشناسدش! پيرمرد نگاه مضطربش را از چپ به راست مي چرخاند و از راست به چپ و به دنبال چهره يا نشانهاي آشنا ميگشت. اما همه چيز برايش ناآشنا بود...
چ مثل چشم به راهي
همين كه در را باز ميكنم رويش را از پنجره برميگرداند و خيره نگاهم ميكند. پيرزني كه به گفته مددكار آسايشگاه سالمندان، 6 ماه پيش سر يكي از چهارراههاي اين شهر پيدايش كردهاند. چينهاي عميق صورتش گواهي ميدهند كه 80 سال را گذرانده است. كنارش كه روي تخت مينشينم با دست پينه بستهاش، دستم را ميگيرد و زهرا صدايم ميكند. پوست زبر دستش برايم يادآور سالها تلاش است. انگار پيرزن سالها شسته و سابيده و پخته است تا فرزندانش از آب و گل در بيايند. پيرزن يكي از روزهاي زمستان گذشته در خيابان رها شده است. روزي كه آدمها با عجله براي رسيدن به مقصدشان از كنار او گذشتهاند و او بيآنكه مقصدي داشته باشد، هراسان از عابران سراغ خانهاش را گرفته است. روزي كه با رفتن خورشيد، به شب مبدل شده اما پيرزن همچنان در خيابان مانده است. حالا روزها و شبهاي پيرزن در چشم به راهي خلاصه ميشود. اينجا پيرزن را استحمام ميكنند، داروهايش را به موقع ميدهند و غذايش را قاشق قاشق در دهانش ميريزند اما او دوست دارد برود خانه! خانهاي كه راهش را نمي داند. ميگويد:«دوست دارم يا زودتر بميرم يا بچههام بيان منو ببرن!» هماتاقياش كه روي تخت نشسته برايم تعريف ميكند كه چند ماه قبل يكي از هم اتاقيهايشان را از دست دادهاند. پيرزن يكي از تختها را با دست نشانم ميدهد و مي گويد:«بردنش! لاي ملحفه بردنش!» ميپرسم چند تا بچه داري مادر؟ به جاي آنكه جوابم را بدهد از شوهرش حرف مي زند كه سركار رفته و او بايد براي ظهرش غذا بپزد!
طرح هاي ناتمام دولت
اكرم شاهرخي، كارشناس مسائل سالمندان و رئيس پيشين فرهنگسراي سالمند، در اينباره ميگويد:«مهم تر از رسيدگي به سالمندان كنوني كه البته يكي از وظايف با اهميت دولت است، بايد برنامه ريزي كنيم كه چگونه سالمندان آينده در چنين وضعيتي قرار نگيرند.» او ميگويد:«هرم سني در كشور به زودي تغيير ميكند. زماني پيك جمعيت كشور روي سن جواني بود اما تا چشم بر هم بزنيم اين پيك روي سالمندي قرار ميگيرد. آن وقت اگر برنامه اي براي شرايط موجود ريخته نشده باشد، بازهم سالمند سرراهي خواهيم داشت اما در مقياسي بزرگتر.» او ادامه مي دهد:«بسياري از سالمندان حتي تا 90 سالگي نه تنها براي خود و خانوادههايشان بلكه براي جامعه هم بازدهي دارند اما در كشور هيچ برنامهاي براي بهرهبرداري از اطلاعات اين عزيزان وجود نداشته است.»
سال گذشته بود كه در گير و دار روز جهاني سالمند حسين نحوينژاد رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان از تهيه سه طرح «سند ملي سالمندي»، «بيمه مراقبتي سالمندي» و «شوراهاي ساماندهي استانها» خبر داد. طرح هايي كه پس از گذشت يكسال همچنان نتيجه اي براي سالمندان نداشته و تنها در روز جهاني سالمند امسال در حركتي نمادين به وسيله رئيس سازمان بهزيستي از سندملي سالمندي رونمايي شده است. قرار است سند ملي سالمندي با در نظر داشتن وضع سالمندان، نقش سند پشتيبان را بازي كند تا از اين پس در مواردي مانند قوانين حمل و نقل، بهداشت و خدمات پزشكي سالمندان، شاهد خلأهاي بسيار نباشيم.
به گفته همايون هاشمي رئيس سازمان بهزيستي كشور، «در این سند، به موضوعاتي مهم مانند بهداشت سلامت، مباحث فرهنگی، درمانی و اجتماعی سالمندان توجه شده و نخستین جلسه شورای عالی سالمندان در آذر ماه امسال تشکیل خواهد شد.» روند اقدامات براي سالمندان كشور در حالي به كندي پيش مي رود كه بسياري از مسئولان كنوني نيز، خود به زودي به مرحله سالمندي مي رسند. سالمندي شتري است كه در خانه همه ميخوابد و از امروز بايد به فكر آن بود.
منبع: تهران امروز
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


