دریای متلاطم ورزش و خونسردی آقایان
مشکل از خود ماست و البته از مدیرانی که در راس ورزش کشور نشسته اند و به هشدارها و به انتقادات و راهکارهای دلسوزان ورزش گوش نمی دهند و بی مهابا ورزرش ایران را به لبه پرتگاه برده اند.
ورزشی که با درخشش در المپیک و پارالمپیک دل مردم را شاد کرد و می بایست از این فضای مطلوب در جهت افزایش روی آوری مردم به ورزش نهایت استفاده را می برد به دلیل بی تدبیری مدیران ارشد و ندانم کاری ها و پشت گوش انداختن ها ، بر عکس مردم را از ورزش دلزده کرده چرا که هر روز باید شاهد شنیدن محرومیت و تعلیق این فدراسیون و آن مدیر و آن مسئول باشیم.
به نظر می رسد همه این اتفاقات از جایی آغاز شد که آخر و عاقبت کار ختم به انتخابات کمیته ملی المپیک می شود.
کمیته ایی که علی آبادی و افشارزاده و تعدادی معدود از روسای فدراسیون های ورزشی در یک طرف قضیه نشسته اند و تلاش برای برنده شدن و از دست ندادن موقعیت فعلی خود دارند و از طرف دیگر وزارت ورزش و جوانانی قرار دارد که به طور طبیعی خود را مالک و متولی کمیته می داند.
اتفاقا در ادوار مختلف ثابت شده که مدیریت بر این دو نهاد ورزشی باید یک کاسه باشد و مدیریت دو گانه به هیچ عنوان پاسخگوی ثبات و پیشرفت در ورزش نیست و بر عکس موانع بزرگی در این مسیر ایجاد می شود.
با این حال اشتباهات وزارت ورزش در عزل و نصب روسای فدراسیون های ورزشی به صورت گروهی و اعتراضات فراوان وزارت ورزش در این مسیر باعث اعتراضات و بعضا کارشکنی هایی از سوی برخی ها شد و دامنه این اعتراضات به مجامع جهانی و از جمله کمیته بین المللی المپیک هم سرایت کرد و کار را به جایی رساند که اکنون کمیته ملی المپیک کشورمان در مجامع انتخاباتی فدراسیون ها حضور پیدا نمی کند و این یعنی عملا به رسمیت نشناختن انتخابات فدراسیون ها از سوی کمیته ملی المپیک و کمیته بین المللی المپیک.
حالا هم که با اتفاقی که در جودو افتاده باید گفت گل بود به سبزه هم آراسته شد.
انشاالله که دروغ باشد اما وقتی ما متهم به پرداخت رشوه به ورزشکاران کشوری دیگر می شویم بیش از پیش نگران ورزش می شویم و در این میان این سوال مطرح می شود که چرا وزارت ورزش و جوانان کار را به حال خود رها کرده و متوجه نیست که چه اتفاقاتی در اطراف این ورزش پر تلاطم ما می افتد و آیا این موارد برای ایشان اهمیتی ندارد که واکنشی نشان نمی دهند؟
به هر حال حرکتی و تحرکی و تدبیری و تعقلی باید به کار آید و به میدان آید تا ورزش بیش از این غرق مسائل و مشکلات حاشیه ایی نشود.
از همه بدتر اینکه تیم ملی فوتبال در وضعیتی بسیار خطرناک برای صعود به جام جهانی قرار گرفته نگرانی ها چند برابر می شود ولی بازهم تئوری خنده و سکوت و بی خیالی حاکم بر جریان ورزش، ما را و مردم ما را و بیشتر از همه کارشناسان کاربلد را نگران و ناامید می کند.
دایره این مشکلات امروز از جودو و دیگر رشته ها به کشتی هم رسیده و جالب اینکه یک جنگ پنهانی بین دو مدعی اصلی ریاست فدراسیون که هردو مورد تایید وزارت ورزش هم هستند آغاز شده و جبهه گیری ها هر روز شدید و شدیدتر می شود و طبیعی است که بدنه کشتی هم دو شقه خواهد شد.
این در حالی است که حجت الله خطیب سرپرست فدراسیون کشتی دارای وزن و وجهه ایی مشخص در جامعه ورزش است و اصلا دوست ندارد رقیبی مثل حسن رنگرز را در انتخابات داشته باشد.
اما حسن رنگرز که از جمله قهرمانان خوش اخلاق و خوشنام ماست هم توانسته بخشی از بدنه وزارت ورزش را با خود همراه کند و خود را محق تر از دیگران برای ریاست کشتی می داند و این در حالی است که بزرگان کشتی مانند رسول خادم و محمد بنا و دیگران به شدت مخالف این جریانات هستند و معتقدند که وزارت ورزش و جوانان باید کار کشتی را دست مردی کاردیده و کاردان بسپارد و جسته و گریخته اعلام کرده اند که ریاست فدراسیون هنوز برای مدیر جوانی مثل حسن رنگرز زود است.
کسانی که امیر خادم را به دلیل جوانی در راس فدراسیون بر نتابیدند آیا می توانند ریاست حسن رنگرز را قبول کنند و از آن تبعیت کنند و هر چند که ما به عنوان رسانه ایی بیطرف حسن رنگرز را به عنوان یک پهلوان و قهرمان ملی می ستاییم و براین باوریم که او می تواند آینده کشتی ایران باشد اما از وزارت ورزش و جوانان انتظار داریم که سرمایه های ورزش را در این گیرودار فنا نکند و عنان کشتی را به دست مدیری بسپارد که اجماع کلی روی آن فرد از سوی اهالی کشتی وجود داشته باشد.
با این حال و با مطالبی که گفتیم آیا وزارت ورزش همچنان خونسردی و سکوت خود را حفظ خواهد کرد و با همین سیاست در پی گذزان این چند صباح تا انتخابات ریاست جمهوری است یا شاهد تحرک و تحول و تدبری در حیطه کلان ورزش خواهیم بود؟


