چشم و گوش و زبان ملت، خاموش ميشوند؟!
يك خبرنگار كتك خورد؛ اين يك عبارت ساده است كه هر از چندگاهي استماع ميشود و متعاقب آن موضعگيريهايي در جهت محكوم ساختن چنين اقداماتي صورت ميپذيرد و با اظهار تاسف طرفين همهچيز ختم به خير ميشود اما آيا همين ميزان پيگيري كفايت كرده و براي آناني كه از اين خانواده كينه به دل دارند، انگيزهسازي نمي كند كه از هر فرصتي براي تسويه حساب شخصي يا گروهي بهره بگيرند؟
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، اتفاقي كه پس از اتمام ديدار تيمهاي فوتبال پيام خراسان و مقاومت سپاسي شيراز براي يكي از خبرنگاران در مشهد به وقوع پيوست، از همين دست اقدامت خشونتآميز بود كه به نظر ميرسد، سرنوشتي مشابه ضرب و شتمهاي پيشين اصحاب رسانه داشته باشد.
خبرنگار شيرازي كه حق نداشت با پيروزي تيمش ، آن هم با صداي بلند (!) صلوات بفرستد و سببساز عصبانيت سهامدار پيام مشهد شد، با همين منطق به باد كتك گرفته شد. خداداد عزيزي بدون هيچ ترس و واهمهاي اعلام كرد، اين خبرنگار حقش بوده كه زير دست و پاي همراهان غزال آسيا ادب شده و از راهروهاي ورزشگاه ثامن مشهد به پايين پرتاب شود!
البته عزيزي مدعي شد كه اين خبرنگار فحاشي كرده كه توسط عدهاي از اشخاص موجه اين ادعا رد شد و اصولاً مگر يك خبرنگار، چه انگيزهاي مي تواند داشته باشد كه با پيروزي تيم مورد نظرش، به مسئول تيم رقيب در جايگاه ويژه فحاشي كند؟
به هر صورت براي توجيه زير باد كتك گرفتن يك خبرنگار، ميبايست يك توجيه منطقي وجود داشته باشد كه البته به فرض محال، حتي درصورت فحاشي اين خبرنگار نيز، هيچكس حق له كردن خبرنگار يا هرشخص ديگري را ندارد و نهايتاً ميبايست با وي برخوردي قانوني در محل صورت پذيرد.
به فاصله يك روز پس از وقوع اين مسئله به رسم معمول انجمن عكاسان، خبرنگاران و نويسندگان ورزشي تنها به محكوم كردن اين حركت اكتفا كرد و كميته انضباطي فدراسيون فوتبال نيز به عنوان جديترين اقدامي كه مي توانست، انجام دهد، عزيزي را احضار كرد تا مشخص شود براي قائممقام باشگاه پيام مشهد به عنوان فرد اولي كه در اين واقعه نقش داشته، اتفاق خاصي نخواهد افتاد.
با اين حال آنچه به عنوان يك دغدغه در مقطع كنوني مطرح است، تنها بحث ضرب و شتم يك خبرنگار نيست، بلكه باب شدن چنين رفتارهايي در ميادين ورزشي است كه توسط اقشار مختلف همچون برخي مسئولان حراست ورزشگاهها، مديران، مربيان و ورزشكاران صورت پذيرفته و با رويهاي كه در پيش گرفته شده، پس از اين نيز شاهد تكرار چنين رفتارهاي زننده اي با چشم و گوش و زبان ملت خواهيم بود.
چشم و گوش و زباني كه به زعم برخي جريانات فكري، بسياري از اوقات بيش از حد فعال هستند و به واسطه همين موضوع بسياري از اشخاص در پي آن بر ميآيند كه را كور و كر و لالشان كنند.
با اين اوضاع و احوال كه برخوردهاي فيزيكي و چكشي با خبرنگاران ورزشي مسترماً در حال شدت گرفتن است، به نظر ميرسد تنها امنيت رسانه است در حد صفر تنزل پيدا خواهد كرد و ديوار بياعتمادي ميان ورزشكار و رسانه روز به روز مرتفعتر از گذشته خواهد شد، مگر آنكه هر دو جريان در اقدامي جدي با اين مقوله برخوردي قاطع داشته باشند.
آيا محكوم كردن چنين برخوردهاي خشني با اهالي رسانه و همچنين در نظر گرفتن يك محرويمت چند جلسهاي و جريمه مالي ساده براي برخورد با چنين رفتارهاي غيرطبيعي به خودي خود كفايت مي كند؟
بدون شك پاسخ به اين پرسش منفي است و ضرورت اين موضوع كاملاً حس ميشود متوليان فعلي ورزشينويسان كه در حين اين وقايع تنها به محكوم كردن چنين اقدامات و انجام چند گفتگو بر ضد ضارب يا ضاربين اقدام نكرده و با در دستور كار قرار دادن رويهاي جدي تر، نشان دهند اين منصبها با راي اهالي رسانه، به حق به ايشان تعلق گرفته است.
نبايد از نظر دور داشت كه در صورت ادامه يافتن اين روند، بعيد نيست خبرنگاري حقش افتادن از بالاي يك ارتفاع به بهانه فحاشي باشد و بدين شكل مجازاتي منصفانه (به زعم مرتكبين اين خبط) برايش اجرا شود كه در اين بين ديگر هيچ استثنائي نميتوان برشمرد و بعيد نيست حتي شامل حال اين متوليان رسانههاي ورزشي نيز شود.
به بيان سادهتر با ادامه يافتن اين روند ميتوان به استقبال عصر پارينهسنگي در فوتبالي رفت كه در تمامي دنيا با تمدن همراه است و آن گونه كه ظاهر امر نشان مي دهد در ايران ميرود كه با توحش پيوند ناگسستني برقرار سازد و بدين سان چشم و گوش وزبان مردم در اين ميادين ديگر جرات جويا شدن واقعيتها و بيان حقايق را نداشته باشد.
مطمئناً رسانهها بهترين ابزار را براي برخورد با اشخاصي دارند كه حرمتشان را زير دست و پايشان له ميكنند و قطعاً برخورد قاطع با اين چهرهها متضمن حفظ همين اندك امنيت كنوني اعضاء حوزه خبررساني خواهد بود.
اين جمعيت عليرغم تنوع سلايق و ديدگاهها و همچنين با وجود اختلافات متعدد، در چنين مقاطع حساسي ميبايست يكپارچگياش را بدست آورد و در پس اين اتحاد براي بقاء اهالي رسانه، جامعه ورزش و مردمي قرار گيرند كه اهالي رسانه تمام دغدغهشان متوجه پوشش دلمشغوليهاي ايشان است.
جامعهاي كه به يقين براي نقدهاي دقيق و صادقانه سراغ رسانه را ميگيرد و صرفاً به اخباري امنيت طيف خبرنگار را به خطر نمي اندازد، قانع نخواهد بود!
جالب اینجاست که یک بازیکن به یا مربی به دلیل اعتراض به داور و یا تحرک تماشاگر بلافاصله با محرومیت تا اطلاع ثانوی محکوم شده ولی برای چنین عملی تنها به احضار به کمیته انضباطی اکتفا می شود!
بزرگ کردن بی حساب و کتاب بازیکنان با عنوانهائی جون حماسه ساز ملبورن این تبعات را به دنبال دارد ، که اقای عزیزی اینچنین جسورانه از حرکت غیراخلاقی خود دفاع کرده . این ورزش به کجا میرود با این مدیریت..........
بزرگ کردن بی حساب و کتاب بازیکنان با عنوانهائی جون حماسه ساز ملبورن این تبعات را به دنبال دارد ، که اقای عزیزی اینچنین جسورانه از حرکت غیراخلاقی خود دفاع کرده . این ورزش به کجا میرود با این مدیریت..........
من كار عزيزي را قبول ندارم ولي جديدا" بعضي خبرنگارها پا را فراتر از شغل خود دراز كرده اند .
اي كاش مرجعي براي رسيدگي به اين بي بند و باري خبري بعضي از خبرنگاران وجود داشت تا امسال عزيزي ها به آنجا مراجعه كنند




