نگاه شما: احمدینژاد مرد بایدها
وقتی به سخنرانی یا مصاحبه آقای احمدی نژاد گوش میکنیم او را متفاوت از دیگر رئیسجمهورها میبینیم. انگار صورت و محتوای جملات متفاوت از حرفهای کسی است که قدرت اجرایی کشور را در دست دارد. با اینکه گاهی ادبیات ایشان در حد ادبیات محاورهای و عامیانه میشود اما چیزی که همین صحبتهای معمولی و عامیانه را برای مخاطب عام خود جذاب و جالب میکند یک کلمه است: «باید». باید ظرفیتهای دنیا را فعال کنیم ، بايد افق نگاهها رو به قله باشد ، بايد تلاش كنيم تا رقم بيكاري در كشور به صفر برسد ، همه بايد دست به دست هم دهيم و كار احمدينژادي كنيم ، باید عادلانه و نه سیاسی، با متخلفان برخورد شود ، بايد گذرگاههاي علمي دنيا را در دست بگيريم ، باید تمام درآمد نفت را به روز میان مردم تقسیم کنیم و باید سالی یک میلیون بسیجی واقعی به جامعه تحویل دهیم ، باید به موضوع اشتغال نگاه عمیقی داشت و همه چیز را پرسیدید ولی باید سوالات مهمی می پرسیدید!
«باید» آقای احمدینژاد یک «باید» دستوری مطلق نیست، او وقتی میگوید باید در المپیک بعدی جزو ۱۰ کشور برتر باشیم منظورشان این نیست که «من به شما قول میدهم که در المپیک بعدی جزو ده کشور برتر باشیم». منظور ایشان بیشتر بیان یک نوع آرمان است. یک نوع آرزو که هیچ مسئولیتی را برای گوینده آن ایجاب نمیکند.
زمانی که رئیس جمهور میگوید حداقل حدود 5 میلیون نفر باید از تهران بروند منظورشان این نیست که «دولت و مجموعة نظام اجرایی حتماً به گونهای برنامهریزی خواهند کرد که حداقل حدود 5 میلیون نفر از تهران به جاهای دیگر مهاجرت کنند» بلکه منظور ایشان بیشتر این است که «ای کاش 5 میلیون نفر از تهران بروند» یا «بهتر است 5 میلیون نفر از تهران بروند». این نوع صحبت کردن هیچ هزینهای را متوجه گویندة آن نمیکند زیرا این جملة بایدی هیچ نوع تعهدی را برای گویندة سخن ایجاب نکرده است. مخاطبان این حرف که صفر تا ۱۰۰ درآمدهای نفتی باید به جیب ملت برود میدانند که این حرف یک نوع آرزو و تمنا است تا یک قول و یک تعهد اجرایی. یا این جمله که بايد داخل را سريع جمع و جور كنيم و به مسووليتهاي جهاني بپردازيم در شنوندگان انتظاری را برای عملی شدن این ادعا به وجود نمیآورد و مخاطب میداند که نه میتوان داخل را به این سرعت جمع و جور کرد و نه میتوان انتظار داشت که به مسئولیتهای جهانی پرداخته شود. شنوندگان این عبارت که باید به ۷۵ میلیون ایرانی نشان صلح داده شود میدانند که این جملة زیبا و دلپسند تنها در سطح یک آرزوی ساده و رؤیاگونه مطرح شده است چرا که نشان فقط به افراد برگزیده و دارای نشانههای خاص داده میشود نه به کل یک جمعیت، آنهم از سوی یکی از اعضای همان جمعیت. یا وقتی رئیس جمهور میگویند ما بايد به داشتههاي خود در طب سنتي برگرديم مخاطب او میداند که این جمله به معنای آن است که «چه بهتر بود که به داشتههای خود در طب سنتی برمیگشتیم».
این نوع صحبت کردن از بایدها ما را به یاد ریشسفیدان و مشاورانی میاندازد که چون قدرت اجرایی ندارند تنها به اندرز دادن و بیان آرزوها و آمال خود اکتفا میکنند. اما رئیس جمهور بالاترین قدرت اجرایی کشور است و مسئولیت کارهای اجرایی با ایشان است اما وقتی ایشان میگویند بايد دست به دست هم بدهيم و با ايجاد 2.5 ميليون شغل، يك ركورد تازه در كشور ثبت كنيم در واقع ایشان با این نوع بیان هیچ قول و تعهدی را برای ایجاد حتی یک شغل هم ندادهاند. در حقیقت آقای رئیس جمهور با گفتن یک «باید» خود را از این اتهام آتی مبرا ساختهاند که «پس چی شد این دو و نیم میلیون شغل؟» ایشان با استفاده از کلمة «باید» باری را از دوش خود برداشته و در عین حال در مقابل مدعیان آینده نیز حرفی برای گفتن خواهند داشت که «ما بر اوضاع و شرایط وقوف داشتیم و میدانستیم که کشور نیازمند دو و نیم میلیون شغل است» و «من قولی دربارة ایجاد دو و نیم میلیون شغل ندادهام».
این را باید به حساب هوش و ذکاوت خاص آقای احمدینژاد و قدرت سخنوری ایشان گذاشت که در عین حال که حرفهای اصلی خود را در قالب یک جمله تمنایی بیان میکنند ولی هیچ تعهدی را در مقابل مخاطبان خود برای عملیاتی کردن این آرزوها و تمناها ایجاد نکردهاند. مخاطب جملة باید کف حقوقها بالا برود بعد از شنیدن این جمله احساس میکند که رئیس جمهور یک آدم مطلع از اوضاع است و به اندک بودن حقوق کارمندان و کارگران وقوف دارد اما همین مخاطب انتظار دارد که رئیس جمهور اقدامی نیز در همین راستا انجام دهد اما اگر ایشان کاری هم در این راستا انجام ندهند کسی از او شکایت نخواهد کرد چرا که ایشان ادعا نکردهاند که «قول میدهم کف حقوقها بالا برود».
بنابراین میتوان گفت که «بایدِ احمدینژادی» یک نوع «باید» دستوریِ قطعی و مطلق نیست بلکه نوعی «باید» تمنایی و آرمانی است، یک نوع قول و تعهد بدون پشتوانه و نوعی آرزوی بلند مدت که مسئولیتی را برای گوینده ایجاب نکرده است. وقتی ایشان میگویند تا حدود 2 تا 3 سال آینده تعداد شبکههای ایران باید به 100 شبکه برسد حتی کسی از ایشان سؤال نمیکند که «آیا واقعاً در شرایط فعلی، تا سه سال آینده تعداد شبکههای ایران میتواند به 100 شبکه برسد؟» یا «این عدد 100 را چگونه و با چه فرمولی به دست آوردهاید؟» همچنین است در مورد این جمله که باید سن ازدواج را برای پسران به حدود 20 سال و سن ازدواج برای دختران به حدود 16 الی 17 برسانیم کسی در مورد اعداد 20 و 16 و 17 و امکان عملیاتی بودن این مدعا از ایشان سؤالی نمیپرسد زیرا همه میدانند که این «باید» ایشان نوعی آرزو و امل است تا دستوری برای اجرایی شدن یک ادعای علمی و عملی.
رئیس جمهور در مقابل همه مخاطبان خود، اعم از خارجی و داخلی، عامی و باسواد، اجرایی و غیراجرایی از این کلمة «باید» استفادة فراوان میکنند اما نه در معنای دستوری. برای مثال وقتی رئیس جمهور میگویند حوزهها بايد پاسخگوي مطالبات مردم باشند همه میدانند که این جملة ایشان بدان معنا است که «اگر حوزهها پاسخگوی مطالبات مردم باشند بهتر است». چرا که اصولاً حوزههای علمیه بایدی را از رئیسجمهور نمیشنوند و آنها طبق اصول و مبانی خود عمل میکنند نه مطابق بایدها و شایدهای رئیس جمهور.
مخاطب با شنیدن این همه «باید» در یک سخنرانی یا مصاحبه احساس میکند که به سخنرانی یک ایدئولوگ یا یک پیشوا و مراد گوش میدهد تا یک رئیسجمهور. پیشوایی که مسئولیت اصلیاش ایجاد انگیزه و نشان دادن راه به حامیان خود است. بایدهای برانگیزاننده و تحریککنندهای که مخاطبان را سرشار از هیجان و امید لحظهای میکند.
شاید یکی از دلایل اصلی موفقیت رئیس جمهور در جذب مخاطبان عام خود استفاده از همین یک کلمه «باید» است!
گوشهای از بایدهای یک رئیس جمهور:
بايد پاي حق ايستاد و سيلي خورد
مرزهای ایران و پاکستان باید فعال ترین مرزها باشد
باید در همه خانههای دنیا پسته و قالی کرمان باشد
باید در المپیک بعدی جزو ۱۰ کشور برتر باشیم
در المپیک برزیل باید جزو 10کشور برتر باشیم
نظم حاكم بر جهان بايد بصورت زيربنايي تغيير كند
اگر در جایی قانون زیر پا گذاشته و حقی تضعیف شود، باید بر اساس قانون برخورد شود.
هدفمند كردن يارانهها يك قانون است كه بايد اجرا شود
همه بايد دست به دست هم دهيم و كار احمدينژادي كنيم
کتابخانه ملی ایران باید جزو فعالترین مراکز فرهنگی کشور باشد
باید عادلانه و نه سیاسی، با متخلفان برخورد شود
باید تحریم را فرصتی برای کاهش وابستگی به نفت ببینیم
كشورهاي مستقل بايد در تحولات آينده جهان تأثير گذار باشند
نظارت بايد فضاي مناسب را براي اعمال مديريت منسجم و هماهنگ فراهم كند
دوست، آشنا و همگروه هم باید تسلیم عدالت باشند
بايد گذرگاههاي علمي دنيا را در دست بگيريم
باید در مدیریت جهانی به نفع ملت ها و در جهت عدالت تغییرات اساسی صورت گیرد
همه مسئولان باید آماده اجرای گام دوم هدفمندی باشند
باید بهترین فردا را برای خود و جامعه بشری بسازیم
مدیریت جهانی باید اصلاح شودفرستنده: جلیل یاری (دانشجوی دکترای جامعه شناسی)
مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته را در نظر داشته باشند:
1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.
2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.
3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.
4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.
5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.
6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.
مشخصات فنی
1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.
2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.
3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv, flv, wav, mp3, wma)


