سرآغاز جنبش دانشجويي در ايران
به بهانه 16 آذر
کد خبر: ۲۷۱۶
| | 11301 بازدید
صالح زماني
1. شانزدهم آذر، يکي از روزهاي حساس در تاريخ معاصر ايران به شمار ميآيد چرا که در آن سال (1332) به سبب تغييرات سياسي در ايران و ورود «نيکسون»، معاون وقت رئيسجمهور ايالات متحده، به تهران و اعتراض دانشجويان،حرکتي شکل گرفت که از آن پس، نام «دانشجو» به ساير تحولات سياسي و اجتماعي در ايران ضميمه شد.
در اين يادداشت در صدديم تا به اختصار، دريابيم که بستر سياسي و اجتماعي ايران در دهه 30 تحت تاثير چه شرايطي بوده که پيامد آن، شکلگيري جنبشهاي اجتماعي و ضد استعماري نظير جنبش دانشجويي در ايران است.
2. اگرچه تا پيش از دهه 30 شاهد برخي جنبشها و حرکتهاي جمعي نظير جنبش تنباکو و يا نهضت مشروطهخواهي بوديم، اما آنچه مراد ما از جنبش اجتماعي است، متفاوت است از آنچه قبلا در ايران رخ داده است. شايد بتوان گفت عمل جمعي و جنبش اجتماعي ضد استعماري در معناي جامعه شناختي آن براي اولين بار پس از کودتاي 28 مرداد در ايران شکل گرفت که نقطه اوج و انسجام يافته آن، شکلگيري و آغاز نهضت انقلاب در سال 1342 به رهبري امام خميني بود که با سازماندهي و راهاندازي يک جنبش فراگير ضد شاه، چه در داخل ايران و چه در دوران تبعيد توانستند در يک پروسه نسبتا طولاني، زمينه وقوع انقلاب اسلامي را پس از قرنها استبداد و ديکتاتوري رژيمهاي فاسد سياسي به پيروزي برسانند.
3. پس از کودتاي آمريكايي 28 مرداد، شاه به کمک اربابان خود به صحنه سياسي ايران بازگشت. پيدايش اين شرايط صرفا يک حرکت سياسي در جهت کسب مجدد قدرت رژيم کودتا نبود، بلکه بسياري از سياستها و کنشهاي شاه در حوزه مسائل داخلي، تغيير اساسي کرد و به تعبيري با خصومت دو چندان نسبت به مردم،برنامهريزي براي حاکميت تازه به قدرت رسيده را آغاز نمود. تشکيلات رژيم اقتدارگرا با حمايت رهبران فئودال و همينطور دستگاههاي نظامي، تداوم يافت و وابستگي سياسي به دولت آمريكا تشديد شد.
سالهاي پس از کودتا نشان ميدهد که نارضايتيهاي سياسي و تنگتر شدن فضاي عمل سياسي براي بسياري از کنشگران فعال در عرصه سياست غيرقابلتحمل بوده و به همين منظور محدوديتهاي اجتماعي و سياسي به شدت ملموس گشت. تأسيس سازمان امنيت و اطلاعات کشور (ساواک) به منظور تقويت کنترل سياسي از اتفاقات برجسته و همينطور حوادث ديگر نظير سرکوب فداييان اسلام نشان از محدودسازي حوزه سياست در طول دهه 30 بود تا جايي که در اواخر سال 1339، مقامات سياسي آمريكا وضع ايران را نگرانکننده توصيف ميکنند و يکي از مسئولان وزارت خارجه اين کشور در گزارش مفصلي، پس از بررسي دقيق نيروهاي اپوزيسيون و تاکيد بر بي اعتباري روز افزون شاه، دستورالعملي 14 مادهاي را ارائه ميکند تا شاه را از خطر سقوط مجدد رهايي بخشد.
4.موضوعات مطرح شده به شيوهاي روشن بيان ميکند که زمينههاي سياسي پس از کودتا به شدت نامساعد بوده است. نيکسون چند ماه پس از کودتا و براي بازديد از پروژه سياسي ــ نظامي ايالات متحده در ايران به تهران آمد تا نتايج سياسي کودتا را از نزديک مشاهده کند و ضمنا از همان دانشگاهي که اولين حرکتهاي جنبش دانشجويي در آن اتفاق افتاد،دکتراي افتخاري کسب کند. اعتراض به حضور اين مقام آمريكايي از روزهاي قبل از شانزدهم آذر ماه آغاز شد و در اين روز به اوج خود رسيد که شاه با حمايت ارتش نظامي خود جنايت خونين بيسابقهاي را در دانشگاه تهران کارگرداني کرد و خوشرقصي خود را براي ايالات متحده بيشتر از قبل به نمايش گذاشت.اين جنايت اگرچه توانست سفر آرامي را براي نيکسون فراهم سازد اما بعدها سبب ساز يک حرکت گسترده جمعي عليه رژيم بود.تقابل رسمي شاه با مردم و آشکار شدن چهره حقيقي و خود فروخته شاه در اين روز تاريخي نمايان گشت.
5.در شانزدهم آذر ماه بود که جنبش دانشجويي ايران با يک هويت ضد آمريكايي و ضد استعماري در صحنه سياسي ايران شناخته شد.اگر کمي به مفهوم جنبش اجتماعي بازگرديم متوجه ميشويم که اساسا جنبشها متمرکز بر کنشهايي هستند که خارج از محدوده نهادهاي رسمي شکل ميگيرند و از همين طريق ميتوان با برخي مفاهيم نظري به بررسي جنبش دانشجويي پرداخت.اگرچه اين جنبش نوپا در سالهاي آغازين دهه 30 به شکل يک سازمان رسمي در نيامده بود و اينکه دستورالعمل سياسي و راهبردي مشخصي نداشت اما بي گمان ماهيت دگرگون ساز و استعمار ستيز دانشجويان ايراني قابل انکار نيست و همين مسئله موجب شکل گيري سازمان دانشجويي منسجمي در سالهاي بعد شد.
6. «اسملسر» به عنوان يکي از نظريه پردازان جنبش اجتماعي شروطي را در مورد منشا عمل جمعي به طور عام و جنبش اجتماعي به شکل خاص مطرح ميکند.اين نظريه به شکل نسبي قابليت تبيين حرکت دانشجويان در شانزدهم آذر را در قالبي جامعه شناختي دارد که اجمالا به شروط اساسي اين نظريه اشاره اي داريم.
ـ زمينههاي ساختاري (شکل گيري کودتا و آشکار شدن نفوذ ايالات متحده به عنوان نمادي از امپرياليسم براي نفوذ درشالوده ساختار سياسي ايران)
ـ فشارهاي ساختاري (تغيير سياستهاي داخلي شاه و فشار بر نيروها و گروههاي سياسي جهت محدود سازي فعاليتها)
ـ گسترش باورهاي تعميم يافته (اثبات خيانت شاه و بي کفايتي سياسي وي به مردم و شکاف بيش از اندازه حاکميت با مردم)
ـ عوامل شتاب دهنده (سياستها و اقدامات ضد مردمي شاه که مصاديق آن در تاريخ معاصر به وفور يافت ميشود)
با شروط ذکر شده براي شکلگيري جنبش دانشجويان در دهه 30 به درک صحيحي از اهداف اين جنبش ميرسيم. جنبشي که سرآغاز يک حرکت تاريخي،ضد رژيم در بعد داخلي و ضد آمريكايي در بعد بينالمللي بود. اين باورهاي اجتماعي و زمينههاي مبارزاتي دانشجويان در چارچوب مفاهيم جامعه شناسي سياسي، زمينهساز شکلگيري جنبش دانشجويي ايران به شمار ميآيد. شانزدهم آذر در واقع شروع يک عمل سياسي در راستاي مبارزه با امپرياليسم بود و به نوعي اولين نشانههاي ظهور و واکنش جنبش دانشجويي در چالش با مسائل سياسي کشور در اعتراض به سياستهاي رژيم تلقي ميشد. بيشک بسياري از تحولات سياسي و بحرانهاي داخلي و احساس خطر کردنهاي رژيم در طول دهه 30 تحت تاثير اين حرکت دانشجويان بود.
7. نکتهاي که در انتها بايد به آن توجه داشت، حراست از اصالت جنبش دانشجويي در تاريخ معاصر ايران است. پوشيده نيست که جنبش دانشجويي در سالهاي نهضت انقلابي امام در داخل و خارج از کشور سرمنشأ برکات عظيم براي ملت ايران بوده است. در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي دانشجويان همواره پشتيبان ارزشهاي انقلابي و کرامات انساني بودهاند. آنچه امروز پس از گذشت چندين دهه از حادثه خون بار شانزدهم آذر بر ما ضرورت مييابد، حفظ آرمانخواهيهاي جنبش دانشجويي است که سر لوحه آن مبارزه با دشمنان ايران و تلاش براي حفظ استقلال و آزادي ايران عزيز است.
1. شانزدهم آذر، يکي از روزهاي حساس در تاريخ معاصر ايران به شمار ميآيد چرا که در آن سال (1332) به سبب تغييرات سياسي در ايران و ورود «نيکسون»، معاون وقت رئيسجمهور ايالات متحده، به تهران و اعتراض دانشجويان،حرکتي شکل گرفت که از آن پس، نام «دانشجو» به ساير تحولات سياسي و اجتماعي در ايران ضميمه شد.
در اين يادداشت در صدديم تا به اختصار، دريابيم که بستر سياسي و اجتماعي ايران در دهه 30 تحت تاثير چه شرايطي بوده که پيامد آن، شکلگيري جنبشهاي اجتماعي و ضد استعماري نظير جنبش دانشجويي در ايران است.
2. اگرچه تا پيش از دهه 30 شاهد برخي جنبشها و حرکتهاي جمعي نظير جنبش تنباکو و يا نهضت مشروطهخواهي بوديم، اما آنچه مراد ما از جنبش اجتماعي است، متفاوت است از آنچه قبلا در ايران رخ داده است. شايد بتوان گفت عمل جمعي و جنبش اجتماعي ضد استعماري در معناي جامعه شناختي آن براي اولين بار پس از کودتاي 28 مرداد در ايران شکل گرفت که نقطه اوج و انسجام يافته آن، شکلگيري و آغاز نهضت انقلاب در سال 1342 به رهبري امام خميني بود که با سازماندهي و راهاندازي يک جنبش فراگير ضد شاه، چه در داخل ايران و چه در دوران تبعيد توانستند در يک پروسه نسبتا طولاني، زمينه وقوع انقلاب اسلامي را پس از قرنها استبداد و ديکتاتوري رژيمهاي فاسد سياسي به پيروزي برسانند. 3. پس از کودتاي آمريكايي 28 مرداد، شاه به کمک اربابان خود به صحنه سياسي ايران بازگشت. پيدايش اين شرايط صرفا يک حرکت سياسي در جهت کسب مجدد قدرت رژيم کودتا نبود، بلکه بسياري از سياستها و کنشهاي شاه در حوزه مسائل داخلي، تغيير اساسي کرد و به تعبيري با خصومت دو چندان نسبت به مردم،برنامهريزي براي حاکميت تازه به قدرت رسيده را آغاز نمود. تشکيلات رژيم اقتدارگرا با حمايت رهبران فئودال و همينطور دستگاههاي نظامي، تداوم يافت و وابستگي سياسي به دولت آمريكا تشديد شد.
سالهاي پس از کودتا نشان ميدهد که نارضايتيهاي سياسي و تنگتر شدن فضاي عمل سياسي براي بسياري از کنشگران فعال در عرصه سياست غيرقابلتحمل بوده و به همين منظور محدوديتهاي اجتماعي و سياسي به شدت ملموس گشت. تأسيس سازمان امنيت و اطلاعات کشور (ساواک) به منظور تقويت کنترل سياسي از اتفاقات برجسته و همينطور حوادث ديگر نظير سرکوب فداييان اسلام نشان از محدودسازي حوزه سياست در طول دهه 30 بود تا جايي که در اواخر سال 1339، مقامات سياسي آمريكا وضع ايران را نگرانکننده توصيف ميکنند و يکي از مسئولان وزارت خارجه اين کشور در گزارش مفصلي، پس از بررسي دقيق نيروهاي اپوزيسيون و تاکيد بر بي اعتباري روز افزون شاه، دستورالعملي 14 مادهاي را ارائه ميکند تا شاه را از خطر سقوط مجدد رهايي بخشد.
4.موضوعات مطرح شده به شيوهاي روشن بيان ميکند که زمينههاي سياسي پس از کودتا به شدت نامساعد بوده است. نيکسون چند ماه پس از کودتا و براي بازديد از پروژه سياسي ــ نظامي ايالات متحده در ايران به تهران آمد تا نتايج سياسي کودتا را از نزديک مشاهده کند و ضمنا از همان دانشگاهي که اولين حرکتهاي جنبش دانشجويي در آن اتفاق افتاد،دکتراي افتخاري کسب کند. اعتراض به حضور اين مقام آمريكايي از روزهاي قبل از شانزدهم آذر ماه آغاز شد و در اين روز به اوج خود رسيد که شاه با حمايت ارتش نظامي خود جنايت خونين بيسابقهاي را در دانشگاه تهران کارگرداني کرد و خوشرقصي خود را براي ايالات متحده بيشتر از قبل به نمايش گذاشت.اين جنايت اگرچه توانست سفر آرامي را براي نيکسون فراهم سازد اما بعدها سبب ساز يک حرکت گسترده جمعي عليه رژيم بود.تقابل رسمي شاه با مردم و آشکار شدن چهره حقيقي و خود فروخته شاه در اين روز تاريخي نمايان گشت.
5.در شانزدهم آذر ماه بود که جنبش دانشجويي ايران با يک هويت ضد آمريكايي و ضد استعماري در صحنه سياسي ايران شناخته شد.اگر کمي به مفهوم جنبش اجتماعي بازگرديم متوجه ميشويم که اساسا جنبشها متمرکز بر کنشهايي هستند که خارج از محدوده نهادهاي رسمي شکل ميگيرند و از همين طريق ميتوان با برخي مفاهيم نظري به بررسي جنبش دانشجويي پرداخت.اگرچه اين جنبش نوپا در سالهاي آغازين دهه 30 به شکل يک سازمان رسمي در نيامده بود و اينکه دستورالعمل سياسي و راهبردي مشخصي نداشت اما بي گمان ماهيت دگرگون ساز و استعمار ستيز دانشجويان ايراني قابل انکار نيست و همين مسئله موجب شکل گيري سازمان دانشجويي منسجمي در سالهاي بعد شد.
6. «اسملسر» به عنوان يکي از نظريه پردازان جنبش اجتماعي شروطي را در مورد منشا عمل جمعي به طور عام و جنبش اجتماعي به شکل خاص مطرح ميکند.اين نظريه به شکل نسبي قابليت تبيين حرکت دانشجويان در شانزدهم آذر را در قالبي جامعه شناختي دارد که اجمالا به شروط اساسي اين نظريه اشاره اي داريم.
ـ زمينههاي ساختاري (شکل گيري کودتا و آشکار شدن نفوذ ايالات متحده به عنوان نمادي از امپرياليسم براي نفوذ درشالوده ساختار سياسي ايران)
ـ فشارهاي ساختاري (تغيير سياستهاي داخلي شاه و فشار بر نيروها و گروههاي سياسي جهت محدود سازي فعاليتها)
ـ گسترش باورهاي تعميم يافته (اثبات خيانت شاه و بي کفايتي سياسي وي به مردم و شکاف بيش از اندازه حاکميت با مردم)
ـ عوامل شتاب دهنده (سياستها و اقدامات ضد مردمي شاه که مصاديق آن در تاريخ معاصر به وفور يافت ميشود)
با شروط ذکر شده براي شکلگيري جنبش دانشجويان در دهه 30 به درک صحيحي از اهداف اين جنبش ميرسيم. جنبشي که سرآغاز يک حرکت تاريخي،ضد رژيم در بعد داخلي و ضد آمريكايي در بعد بينالمللي بود. اين باورهاي اجتماعي و زمينههاي مبارزاتي دانشجويان در چارچوب مفاهيم جامعه شناسي سياسي، زمينهساز شکلگيري جنبش دانشجويي ايران به شمار ميآيد. شانزدهم آذر در واقع شروع يک عمل سياسي در راستاي مبارزه با امپرياليسم بود و به نوعي اولين نشانههاي ظهور و واکنش جنبش دانشجويي در چالش با مسائل سياسي کشور در اعتراض به سياستهاي رژيم تلقي ميشد. بيشک بسياري از تحولات سياسي و بحرانهاي داخلي و احساس خطر کردنهاي رژيم در طول دهه 30 تحت تاثير اين حرکت دانشجويان بود.
7. نکتهاي که در انتها بايد به آن توجه داشت، حراست از اصالت جنبش دانشجويي در تاريخ معاصر ايران است. پوشيده نيست که جنبش دانشجويي در سالهاي نهضت انقلابي امام در داخل و خارج از کشور سرمنشأ برکات عظيم براي ملت ايران بوده است. در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي دانشجويان همواره پشتيبان ارزشهاي انقلابي و کرامات انساني بودهاند. آنچه امروز پس از گذشت چندين دهه از حادثه خون بار شانزدهم آذر بر ما ضرورت مييابد، حفظ آرمانخواهيهاي جنبش دانشجويي است که سر لوحه آن مبارزه با دشمنان ايران و تلاش براي حفظ استقلال و آزادي ايران عزيز است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


