صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

توطئه زنانه قتل ستون پنجم ياکوزاها در ايران

کد خبر: ۲۷۰۴۶۱
| |
5927 بازدید
فراري خطرناك از دنياي مافياي افيون ژاپن تصور نمي‌كرد كه با بازگشت به ايران از سوي همسر و برادرش به قتل خواهد رسيد.

به گزارش ایران زن توطئه‌گر مي‌گويد که اين مرد بدرفتار وي را به تنگ آورده بود و براي فرار از زندگي جهنمي تصميم به قتل وي گرفته است.

ساعت 3 عصر 28 شهريور سال 89 زن جوان پس از خريد روزانه هنگامي كه پاي در خانه‌اش گذاشت، با ديدن صحنه‌اي هولناك سر جايش خشكش زد. همسرش بي‌جان و غرق در خون در گوشه‌اي از پذيرايي به كام مرگ فرو رفته بود. اين زن كه نمي‌دانست چه كاري انجام دهد، با داد و فرياد از همسايه‌هايش خواست تا به كمكش بيايند.

در ادامه با مخابره قتل مرموز مرد صاحبخانه به پليس 110 بندر انزلي تيمي از كلانتري براي بررسي ماجرا پاي در قتلگاه قرباني گذاشتند و با جسد خون‌آلود وي كه در شليك‌هاي مرگباري به پرتگاه مرگ كشانده شده بود، روبه‌رو شدند.

مأموران پس از بررسي‌هاي ابتدايي دريافتند اين مرد كه «حسين» و 37 ساله بوده با شليك گلوله از تپانچه‌اي به كام مرگ فرو رفته است. بدين‌ترتيب بازپرس كشيك جنايي و كارآگاهان ويژه قتل پليس آگاهي را از اين ماجرا باخبر كردند.

با حضور بازپرس در صحنه جنايت، بررسي جسد و بازجويي ابتدايي از همسر قرباني به تيمي از كارآگاهان دستور داد تا از اين پرونده رازگشايي كنند.

در ادامه كارآگاهان تجسس‌هاي ميداني خود را آغاز كردند و از همسر حسين بازجويي كردند كه وي با چهره‌اي ناراحت و چشماني گريان به آنان گفت: 2ساعت پيش براي خريد از خانه بيرون رفتم و همسرم در پذيرايي مشغول تماشاي تلويزيون بود، هنگامي كه از خريد برگشته و در را باز كردم، ديدم وي غرق در خون كنار مبل افتاده است.

وي در ادامه افزود: من تا جايي كه اطلاع دارم، حسين با كسي خصومت نداشت، ولي چند هفته‌اي بود با چند مرد كه تلفني با آنان صحبت مي‌كرد، درگيري داشت و مدام ناسزا مي‌گفت.
كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات و بازجويي از چند تن از كساني كه با قرباني ارتباط داشتند، دريافتند كه اين مرد چندين سال در كشور ژاپن اقامت داشته است و در آنجا مشغول به توزيع و قاچاق مواد مخدر بوده و حتي پاي راست وي نيز در درگيري با ياكوزاها تحت اصابت گلوله قرار گرفته بود و وي در طول اين سال‌ها با دشمن‌تراشي در آخرين اقدامش به همدستان ايراني‌اش رودست زده و با معرفي آنان به پليس و دستگيري آنان پول‌ها را برداشته و به كشور بازگشته است.

در بررسي‌هاي ديگر مشخص شد وي زماني كه به محل زندگي‌اش در بندرانزلي رفته، از قاچاق و توزيع مواد مخدر دست نكشيده است و با ادامه تبهكاري‌هايش ارتباط‌هاي مرموز و نامشروعي با چند زن داشته و تحقيقات محلي بازگوي آن بود كه وي داراي سوء شهرت و فساد اخلاقي بوده است.

با به دست آمدن اين سرنخ‌ها، كارآگاهان با چند فرضيه روبه‌رو شدند كه شايد يكي از همدستان وي به ايران آمده و با هدف انتقامجويي، «حسين» را به قتل رسانده است يا يكي از قاچاقچيان كه وي با آنان درگير بوده با يافتن آدرسش به خانه وي رفته و با شليك گلوله به زندگي اين مرد مرموز پايان داده است.

پليس جنايي كه به دنبال ردي از عامل جنايت بود با رديابي مكالمات «حسين»، يك به يك كساني كه با وي ارتباط داشتند را تحت تجسس قرار داد و موفق به يافتن سرنخي در اين باره نشد.

تيم ديگري از كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات متوجه شدند «منيژه» با همسرش اختلاف داشته است وي را تحت نظر گرفتند و با استعلام از اموالي كه به اسم وي بود دريافتند اين زن 2 روز پيش از مرگ همسرش 2 خط موبايل اعتباري خريداري كرده است و همه تماس‌ها بين اين 2 خط با يكديگر بوده است، بنابراين احتمال دادند ارتباطات بين اين 2خط مشكوك بوده باشد.
با احضار منيژه به پليس آگاهي وي طوري وانمود مي‌كردكه بسيار ناراحت است و سعي داشت از پاسخ به سؤالات تيم تحقيق طفره برود، وي پس از اين كه متوجه شد پليس مي‌داندكه وي 2 خط موبايل پيش از به قتل رسيدن شوهرش خريده است و با همسرش مدام درگيري داشته ادعا كرد كه از قتل شوهرش بي‌خبر است و ارتباط تلفني وي با برادرش به نام علي بوده و چون همسرش نمي‌گذاشته وي با برادرش صحبت كند مجبور شده 2 خط موبايل بخرد و يكي از آنها را به برادرش بدهد و از اين طريق با يكديگر ارتباط داشته باشند.

با ادعاهاي زن مرموز كارآگاهان براي تحقيق به مقابل خانه «علي» رفتند ولي وي در خانه نبود و شواهد نشان مي‌داد وي از روز به قتل رسيدن «حسين» به طرز مرموزي ناپديد شده است و در بازرسي از خانه‌اش نامه‌اي از وي به دست آمد كه براي همسرش نوشته بودكه مأموران به دنبال وي هستند و او چند مدتي آنان را ترك مي‌كند، بدين ترتيب و با فرضيه اين كه وي دامادشان را به قتل رسانده است دستگيري وي در دستور كار آنان قرار گرفت.

با به دست آمدن ردي از «علي» در استان‌هاي جنوبي كشور كارآگاهان براي دستگيري وي به جنوب كشور رفتند ولي شنيده‌ها حاكي از آن بود كه وي به كشور آلمان گريخته است. بر اين اساس مأموريت جديدي به پليس اينترپل داده شد تا اين مرد را دستگير كنند و براي بازجويي به كشور بازگردانند.

همچنان كه پليس در تصور آن بود كه «علي» در كشور آلمان است ردپايي روز 15 مردادماه سال‌جاري به آنان داده شد كه نشان مي‌داد وي در يكي از شهرهاي استان گيلان است و با خودرويش در حال عبور از جاده رشت به انزلي است.

بدين ترتيب چند تيم از پليس در طول مسير به تعقيب وي پرداختند و موفق شدند علي را نرسيده به عوارضي شهر بندرانزلي دستگير كنند.

«علي» در بازجويي‌ها ابتدا ادعاي بي‌گناهي كرد ولي هنگامي كه با شواهد و مدارك پليس و نامه‌اي كه براي همسرش نوشته بود روبه‌رو شد لب به اعتراف باز كرد و به افشاي سناريوي قتل دامادشان پرداخت و گفت: «حسين» خلافكار بود و خواهرم را بشدت آزار مي‌داد و اختلاف شديدي بين آنان بود و با زنان ديگري ارتباط داشت و اين مسئله من و خواهرم را بشدت ناراحت كرده بود تا اين كه تصميم گرفتم با همدستي خواهرم وي را به قتل برسانيم. بنابراين خواهرم مقداري از طلاهايش را فروخت و با پول آن تپانچه خريدم و خواهرم نيز 2 خط موبايل اعتباري تهيه كرد و با آن با يكديگر ارتباط داشتيم و هماهنگي‌ها را با هم انجام مي‌داديم.

وي در ادامه افزود: روز قتل خواهرم با من تماس گرفت و گفت كه «حسين» مواد مصرف كرده و
نيمه هوشيار است. به خانه آنان رفتم و مشغول صحبت با دامادمان شدم. وي آنقدر مواد مصرف كرده بود كه حال حرف زدن نداشت. به خواهرم اشاره كردم كه به اتاق برود و به بهانه شربت آوردن به آشپزخانه رفتم و در يكي از كابينت‌ها كه خواهرم پيش از آمدنم به من گفته بود را باز كردم و اسلحه را برداشته و 2تير به حسين زدم، وقتي مطمئن شدم كه وي كشته شده مي‌خواستم از خانه بروم كه خواهرم به من گفت كه يك دست لباس تازه برايم تهيه كرده است و آن را بپوشم تا كسي مرا نشناسد. لباس‌ها را پوشيدم و با نوشتن نامه‌اي براي همسرم از انزلي فرار كردم تا اينكه پس از 2 سال دستگير شدم.

وي در ادامه بيان كرد: در طول اين مدت چند ماهي در يكي از استان‌هاي جنوبي زندگي مي‌كردم و دوباره به گيلان آمدم و در يكي از شهرهاي رشت خانه‌اي اجاره كردم و امروز نيز قصد داشتم براي ديدن همسرم به انزلي بروم كه غافلگير شدم.

با ادعاي برادرزن دامادكش، خواهر وي نيز در جريان بازجويي‌ها و پس از اينكه متوجه شد برادرش راز 2 ساله قتل همسرش را فاش كرده است، گفت: من از برادرم خواسته بودم كه همسرم را به قتل برساند و همه مقدمات آن را از پيش برنامه‌ريزي كرده بودم و تا حدي نيز موفق به گمراه كردن پليس در جريان تحقيقات شده بودم كه متأسفانه نامه‌اي كه علي براي همسرش نوشته بود نقشه‌ام را خراب كرد.

با ادعاهاي خواهر و برادر جنايتكار، كارآگاهان پس از بازسازي صحنه جنايت و تكميل مراحل تحقيق، پرونده را براي صدور كيفرخواست به بازپرس قتل ارجاع دادند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار