آلودگي «ريزگردها» از انكار تا واقعيت
مژگان جمشيدی
کد خبر: ۲۶۷۹۴۴
| | 5247 بازدید
موضوع آلودگي هواي ايران ناشي از ورود ريزگردهاي مملو از اورانيوم ضعيف شده در چند روز گذشته يکي از مناقشات جدي مجلس و سازمان محيط زيست بود. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي که عمدتا توصيه ها و هشدارهاي زيست محيطي شان در چندماه گذشته به بحث ريزگردها و خشک شدن درياچه اروميه و بي تفاوتي سازمان محيط زيست به اين موضوعات ختم شده حالاکمي پا را فراتر گذاشته و از ورود ذرات اورانيوم ضعيف شده همراه با ريزگردها به کشور سخن مي گويند. اگرچه اين نخستين بار نيست که چنين هشداري داده مي شد اما طرح موضوع از سوي چند نماينده مجلس در چند روز گذشته و به دنبال آن تکذيب و انکار رييس سازمان محيط زيست موجب شد تا اين پرسش مطرح شود که اگر براساس ادعاي عالي ترين مقام اجرايي محيط زيست کشور مطالعات صورت گرفته وجود اورانيوم را تاييد نمي کند پس چرا اين مطالعات به طور گسترده در اختيار عموم قرار نمي گيرد و منتشر نمي شود؟ آن هم در حالي که دو نفر از استادان دانشگاه شهيد چمران اهواز در مقاله اي وجود اورانيوم در ذرات گرد و غبار خوزستان را تاييد کرده اند!
نخستين هشدارها درباره ورود ذرات آلوده به اورانيوم ضعيف شده به کشور دو سال قبل توسط محمد مهدي شهرياري، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي عنوان شد. اين نماينده مجلس با اشاره به اظهارات مقامات دولت آمريکا که اعلام کرده بودند «خطر اورانيوم ضعيف شده در منطقه تنها يک تئوري توطئه است»، خواستار اقدامات فوري براي مقابله با اين پديده در کشورمان شده بود. او از استفاده ارتش آمريکا از مقادير زيادي سلاح و مهمات آلوده به اورانيوم ضعيف شده به ميزان 1000 تا 2000 تن در طول جنگ سه هفته اي در عراق در سال 2003 سخن گفته و هشدار داده بود که هرگونه سکوت در اين مورد مي تواند يک فاجعه انساني در کشور ايجاد کند. به گفته او، ذرات آلوده به اورانيوم از طريق باد، خاک و هواي ايران را تحت تاثير آلودگي قرار داده و اين امر مي تواند سلامت مردم را تهديد کند. حالاپس از دو سال نماينده انديمشک در مجلس ادعا مي کند که «در زمين هاي عراق اورانيوم ضعيف شده وجود دارد و ورود آنها به کشور تبعات خطرناکي خواهد داشت اما سازمان محيط زيست تاکنون هيچ اقدامي براي مقابله با اين مشکل انجام نداده است.»
اما آيا به راستي خاک عراق آلوده به اورانيوم ضعيف شده است و اين آلودگي مي تواند به ايران هم منتقل شود؟ اگرچه دولت آمريکا اين موضوع را يک توطئه تلقي مي کند اما اعترافات مقامات انگليسي و مطالعات چيز ديگري مي گويد. وزارت دفاع انگليس چند ماه پس از اظهارات مقامات آمريکايي اعلام کرد نيروهاي آمريکايي و انگليس در جريان حمله سال 2003 به عراق از اورانيوم ضعيف شده استفاده کرده اند. اعتراف انگليس به استفاده از اورانيوم ضعيف شده در جنگ عراق در حالي منتشر شد که وزارتخانه هاي علوم، بهداشت و محيط زيست عراق اعلام کرده بودند مردم نزديک شهرهايي نظير نجف، بصره و فلوجه طي پنج سال گذشته آمار بالايي در ابتلابه سرطان و تولد نوزادهاي ناقص الخلقه داشته اند. براساس گزارش ها، بيش از 40 شهر عراق آلوده به تشعشع بالاست. هر چند تاکنون هيچ مطالعه مدون و مستقل قابل تاييدي در اين باره صورت نگرفته ولي برخي مطالعات پراکنده که توسط کارشناسان عراقي و برنامه محيط زيست سازمان ملل انجام شده صحت اين ادعا يعني آلودگي خاک عراق به اورانيوم ضعيف شده را تاييد مي کند. بنابراين چندان دور از انتظار نيست که با وزش باد و حمل ريزگردها به آسمان ايران مقاديري هم از ذرات اورانيوم موجود در خاک به ايران برسد. با اين حال شدت و حدت اين آلودگي تنها به انجام مطالعات گسترده در کشورمان بستگي دارد اما موضوع قابل انکاري نيست!
ارزيابي سازمان ملل از مصرف اورانيوم در جنگ خليج فارس
آلودگي و تخريب محيط زيست ناشي از وقوع جنگ ها بدون شک يکي از جدي ترين تهديدات طبيعت و حتي بهداشت عمومي در برخي مناطق جهان است. از اين رو برنامه محيط زيست سازمان ملل بر آن شد تا يك ارزيابي را براي نخستين بار در سال 2000 از عواقب زيست محيطي جنگ هاي ويرانگر از جمله جنگ خليج فارس، بوسني و هرزگوين و بالکان و کوزوو، صربستان و مونته نگرو به عمل آورد. در اين ميان بررسي ميزان اورانيوم رقيق شده در منابع آب و خاک نيز يکي از بخش هاي اين مطالعه بود. اورانيوم ضعيف شده يا DU يک فلز سنگين سمي است که اگرچه ميزان راديواکتيو آن کم است اما به راحتي مي تواند آب و خاک و هوا را آلوده کند. اين فلز متراکم به عنوان يک ماده محافظ در ساخت تجهيزات نظامي همچون تانک ها و زره پوش هاي ارتش کاربرد دارد و بعضا در ساخت برخي مهمات جنگي هم به کار مي رود.
براساس اين گزارش پيامدهاي بهداشتي ناشي از آلودگي با اورانيوم ضعيف شده به فاکتورهايي همچون اندازه ذرات، ميزان حلاليت و ميزان و مدت زمان قرار گرفتن در معرض آلودگي متفاوت است. اورانيوم ضعيف شده نه تنها سطح خاک که حتي مي تواند در اعماق خاک هم نفوذ کند و منجر به آلودگي آب و پوشش گياهي شود و از سوي ديگر با وزش باد به هوا برخاسته و مناطق سالم را هم آلوده کند. لذا اين مطالعه با همکاري سازمان بهداشت جهاني و آژانس بين المللي انرژي اتمي براي تعيين خطرات بالقوه اورانيوم ضعيف شده در کوتاه مدت و بلندمدت روي سلامت و بهداشت عمومي صورت گرفت.
نتايج حاصل از اين مطالعه در بالکان نشان داد نخست اينکه ميزان اورانيوم در عمق خاک در مقايسه با هفت سال قبل حدود 25 درصد افزايش يافته بود اگرچه اين ميزان در خاک سطحي کاسته شده بود. همچنين در يکي از 15 سايت مورد بررسي در منطقه بالکان آلودگي آب به اورانيوم هم گزارش شد اگرچه اين ميزان بسيار کم بود اما قابل چشم پوشي نبود، از اين رو برنامه پايش آب براي يک دوره زماني طولاني مدت در اين منطقه در دستور کار قرار گرفت و نهايتا براي آب شرب مردم نيز منبع ديگري پيشنهاد شد. سوم اينکه در دو سايت هم آلودگي هوا به اورانيوم گزارش شد که باز هم مقدار آن ناچيز بود اما اين فرضيه را قوت بخشيد که اين ذرات آلوده قابل نشر از طريق باد هستند.
اما آنچه نگراني ها را دامن زد مصرف گسترده سلاح هاي حاوي اورانيوم ضعيف شده در جنگ خليج فارس و جنگ عراق بود. براساس گزارش برنامه محيط زيست سازمان ملل در سال 1991 حدود 300 تن مهمات آلوده به اورانيوم توسط انگلستان و ايالات متحده و در سال 2003 حدود 1000 تن مورد استفاده قرار گرفت. سازمان ملل تاکيد مي کند يافته هاي اين گزارش که در سال 2003 منتشر شد اگرچه هشدار دهنده نيست اما نقاط ابهام زيادي دارد و نياز به تحقيقات بيشتري دارد تا مشخص شود که اين آلودگي چه تاثيراتي بر محيط زيست و سلامت مردم داشته و دارد. از اين رو با همکاري سازمان ملل و سازمان بهداشت جهاني برنامه اي براي مطالعات بيشتر در زمينه تاثير اورانيوم بر محيط زيست در عراق تدوين شد اما در عمل محدوديت هاي امنيتي مانع از سفر مداوم کارشناسان به اين کشور و تکميل اين مطالعه شد. اما از طريق برگزاري کارگاه هاي آموزشي در سوييس و اردن و دعوت از کارشناسان عراقي آموزش هاي لازم به اين افراد داده شد و برنامه هايي براي توانمند سازي نهادهاي ذي ربط در عراق تدوين شد.
سازمان ملل اگرچه تاکنون موفق نشده برنامه هاي پايش خود را در عراق به درستي و دقت انجام دهد اما وجود دوز پاييني از اورانيوم ضعيف شده در منابع آب و خاک و حتي توليدات کشاورزي اين کشور به تاييد رسيده ولي اينکه اين اورانيوم چه تاثيراتي بر سلامت مردم داشته هنوز مشخص نيست. با اين حال يونپ براي جلوگيري از هرگونه تبعات ناشي از آلودگي با اورانيوم راهکارهايي را ارايه کرده که شايد بيان آنها خالي از فايده نباشد. از جمله اين راهکارها اطلاع رساني گسترده به جوامع محلي و مردم در ارتباط با اثرات سوء ناشي از اورانيوم و نيز ايجاد ممنوعيت هاي جدي براي ورود به مناطق جنگي و جلوگيري از تماس با تجهيزات نظامي براي مردم عادي و نيز پرهيز از هرگونه ذوب آهن هاي قراضه تجهيزات نظامي و اعمال مديريت بهينه پسماندهاي خطرناک در مورد ادوات به جامانده از جنگ است.
کارشناسان عراقي چه مي گويند؟
يافته هاي پژوهشي يکي از محققان عراقي به نام علي التايي، نيز نشان مي دهد که حتي بعد از گذشت 10 سال اورانيوم ضعيف شده همچنان به شکل نامحلول در خاک مناطق مورد مطالعه در عراق وجود دارد و انتظار مي رود در نتيجه وزش باد نيز اين ذرات به ديگر نقاط هم منتشر شود. اين پژوهشگر که در دانشگاه بغداد مشغول است در مقاله خود مي نويسد:
محيط زيست عراق به طور گسترده اي تحت تاثير اورانيوم ضعيف شده قرار دارد. اين آلودگي ها عمدتا در نتيجه عمليات هاي نظامي در فاصله زماني 1991 تا 2003 به وجود آمده است. سوختن تانک ها و زره پوش هاي ارتش نيز منجر به تشکيل مقادير زيادي ذرات آيروسل حاوي اکسيدهاي اورانيوم با غلظت کم در هوا شده است. اين ذرات علاوه بر انتشار قابل توجه در هوا در زمان سوختن در سطح خاک نيز گسترده شدند و از طريق باد به ديگر مناطق هم گسترش يافتند.
او مي نويسد: حلاليت برخي از انواع اورانيوم ضعيف شده در خاک هاي آلوده عراق و گسترش آن تا مزارع کشاورزي منجر به انتقال يون هاي اورانيوم به بافت هاي گياهي مزارع مورد مطالعه به ويژه مزارع گوجه فرنگي شده است. حتي در بافت گياهان بومي صحراها و بيابان هاي عراق اين اورانيوم مشاهده شده که اين پژوهشگر انتقال آلودگي از گياهان به حيوانات از جمله شتر و گوسفند را بسيار محتمل دانسته است. براساس اين مطالعه مناطق بياباني جنوب عراق همچنان آلوده به اورانيوم ضعيف شده است که بسته به ميزان آلودگي و تماس انسان با آلودگي اين امر مي تواند پيامدهاي سوئي هم براي سلامت به دنبال داشته باشد.
نتايج مطالعات دانشگاه شهيد چمران اهواز
عليرضا زراسوندي و بابک مختاري از اعضاي هيات علمي دانشگاه چمران اهواز نيز در مقاله اي با عنوان «نگاهي به پديده گرد و غبار در فضاي شهرهاي استان خوزستان» در مورد آلودگي اين گرد و خاک عنوان مي کنند: متاسفانه نتايج بررسي هاي انجام شده روي نمونه هاي زيادي از گرد و غبار موجود در شهر اهواز و خاک هاي نزديک مرز ايران و عراق اين آلودگي را تاييد مي کند. به عنوان مثال ميزان عناصري مانند اورانيوم، توريم، آرسنيک، سرب، روي، نيکل و کبالت در اين نمونه ها کمي بيشتر از ميزان طبيعي آن است. نمونه هاي مورد آزمايش در سه بازه زماني توسط دستگاه ICP-MS آناليز شده اند. با توجه به استفاده مکرر سلاح هاي ميکروبي، شيميايي توسط رژيم صدام و استفاده آمريکا از سلاح هاي حاوي اورانيوم ضعيف شده، وجود اين آلودگي ها تعجب زيادي برنمي انگيزد.
نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت نوع خاک اين گرد و غبارهاست که بيشتر از دو نوع رسي و سيلتي (کوارتزي) است. خاک رسي سبک تر بوده و گرد و غبار ناشي از آن مسافت طولاني تري را طي مي کند. گرد و غباري که در مناطق دور از خوزستان ديده مي شود بيشتر از اين نوع است. با توجه به قابليت بالاي خاک رس در جذب مواد شيميايي آلي و معدني و همچنين دانه بندي ريز آن خطرات اين نوع خاک بسيار بيشتر از خاک سيلتي (کوارتزي) است که دانه درشت تر دارند و قابليت جذب سطحي آنها کمتر است. مطالعاتي که اخيرا توسط دو گروه تحقيقاتي خارجي انجام شده نشان مي دهد که هر دو نوع ذرات علاوه بر پتانسيل بالادر جذب فلزات مانند آهن، مس، روي، سرب، کادميم، نيکل، کبالت، توريم، آرسنيک و اورانيوم؛ در طول مسير نيز مي توانند ساير آلاينده هاي آلي و معدني را جذب و به نقاط دوردست منتقل کنند. از سوي ديگر در اين مطالعات وجود ميزان بالايي از باکتري ها و گرده گياهان نيز گزارش شده است.
اما با فرض آلوده بودن اين خاک ها به اورانيوم ضعيف شده، اين ماده چه تاثيري بر سلامت انسان ها دارد؟ علاوه بر مشکلاتي که اين ماده بر کبد و کليه و ساير اندام هاي حياتي انسان بر جاي مي گذارد، عموما عنوان مي شود که اورانيوم ضعيف شده اثر خود را در نسل بعد بر جاي مي گذارد که اين امر بسيار خطرناک به نظر مي رسد. روزنامه ساندي تايمز، طي گزارشي که به مناسبت نهمين سالروز اشغال عراق توسط آمريکا منتشر شده بود، از اثرات مخرب و نتايج فاجعه آميز اورانيوم ضعيف شده روي مردم عراق به ويژه کودکان و نوزادان عراقي که نيروي دريايي ارتش آمريکا در جنگ با عراق از آن استفاده کرده خبر داده بود. در اين گزارش آمده است: در پي استفاده ارتش آمريکا از اورانيوم ضعيف شده در حملات خود به عراق ميزان عقب ماندگي نوزادان متولد شده در مناطقي که شاهد عمليات هاي نظامي آمريکا بودند، به بالاترين سطح خود رسيد به حدي که از هر 1000 کودک عراقي، 95 کودک دچار عقب ماندگي ذهني و جسمي يا نقص عضو شديد هستند. اين کودکان که اغلب با شکل و شمايل هولناک متولد مي شوند به «کودکان هيولايي» معروف شده اند.
پزشکاني که در بيمارستان عمومي شهر فلوجه مشغول به کار هستند، تاکيد مي کنند: پرونده هاي بي شماري از انواع عقب ماندگي يا به دنيا آمدن کودکاني بي سر يا بدون عضو يا به دنيا آمدن تکه اي گوشت بي آنکه نشاني از خصوصيات انسان در آن باشد، وجود دارد و همين امر زنان فلوجه را بسيار نگران کرده به گونه اي که بسياري از آنها فکر بارداري را از سر به درکرده اند. اين در حالي است که در 31 مارس 2004 فلوجه توامان با فسفر سفيد و اورانيوم رقيق شده بمباران شد.
با وجود مطالعات مختلف صورت گرفته توسط کارشناسان ايراني، عراقي و سازمان ملل بنابراين ديگر جايي براي انکار و تکذيب وجود اورانيوم در ريزگردهاي موجود در آسمان ايران وجود ندارد و تنها بايد به فکر چاره اي براي کاهش اثرات سوء اين آلاينده و البته اندازه گيري هاي دقيق تر در سايت هاي مختلف بود و گرنه تکذيب و متهم کردن رسانه ها و کارشناسان و حالاهم نمايندگان مجلس گره اي از مشکلات باز نخواهند کرد.
منبع: شرق
نخستين هشدارها درباره ورود ذرات آلوده به اورانيوم ضعيف شده به کشور دو سال قبل توسط محمد مهدي شهرياري، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي عنوان شد. اين نماينده مجلس با اشاره به اظهارات مقامات دولت آمريکا که اعلام کرده بودند «خطر اورانيوم ضعيف شده در منطقه تنها يک تئوري توطئه است»، خواستار اقدامات فوري براي مقابله با اين پديده در کشورمان شده بود. او از استفاده ارتش آمريکا از مقادير زيادي سلاح و مهمات آلوده به اورانيوم ضعيف شده به ميزان 1000 تا 2000 تن در طول جنگ سه هفته اي در عراق در سال 2003 سخن گفته و هشدار داده بود که هرگونه سکوت در اين مورد مي تواند يک فاجعه انساني در کشور ايجاد کند. به گفته او، ذرات آلوده به اورانيوم از طريق باد، خاک و هواي ايران را تحت تاثير آلودگي قرار داده و اين امر مي تواند سلامت مردم را تهديد کند. حالاپس از دو سال نماينده انديمشک در مجلس ادعا مي کند که «در زمين هاي عراق اورانيوم ضعيف شده وجود دارد و ورود آنها به کشور تبعات خطرناکي خواهد داشت اما سازمان محيط زيست تاکنون هيچ اقدامي براي مقابله با اين مشکل انجام نداده است.»
اما آيا به راستي خاک عراق آلوده به اورانيوم ضعيف شده است و اين آلودگي مي تواند به ايران هم منتقل شود؟ اگرچه دولت آمريکا اين موضوع را يک توطئه تلقي مي کند اما اعترافات مقامات انگليسي و مطالعات چيز ديگري مي گويد. وزارت دفاع انگليس چند ماه پس از اظهارات مقامات آمريکايي اعلام کرد نيروهاي آمريکايي و انگليس در جريان حمله سال 2003 به عراق از اورانيوم ضعيف شده استفاده کرده اند. اعتراف انگليس به استفاده از اورانيوم ضعيف شده در جنگ عراق در حالي منتشر شد که وزارتخانه هاي علوم، بهداشت و محيط زيست عراق اعلام کرده بودند مردم نزديک شهرهايي نظير نجف، بصره و فلوجه طي پنج سال گذشته آمار بالايي در ابتلابه سرطان و تولد نوزادهاي ناقص الخلقه داشته اند. براساس گزارش ها، بيش از 40 شهر عراق آلوده به تشعشع بالاست. هر چند تاکنون هيچ مطالعه مدون و مستقل قابل تاييدي در اين باره صورت نگرفته ولي برخي مطالعات پراکنده که توسط کارشناسان عراقي و برنامه محيط زيست سازمان ملل انجام شده صحت اين ادعا يعني آلودگي خاک عراق به اورانيوم ضعيف شده را تاييد مي کند. بنابراين چندان دور از انتظار نيست که با وزش باد و حمل ريزگردها به آسمان ايران مقاديري هم از ذرات اورانيوم موجود در خاک به ايران برسد. با اين حال شدت و حدت اين آلودگي تنها به انجام مطالعات گسترده در کشورمان بستگي دارد اما موضوع قابل انکاري نيست!
ارزيابي سازمان ملل از مصرف اورانيوم در جنگ خليج فارس
آلودگي و تخريب محيط زيست ناشي از وقوع جنگ ها بدون شک يکي از جدي ترين تهديدات طبيعت و حتي بهداشت عمومي در برخي مناطق جهان است. از اين رو برنامه محيط زيست سازمان ملل بر آن شد تا يك ارزيابي را براي نخستين بار در سال 2000 از عواقب زيست محيطي جنگ هاي ويرانگر از جمله جنگ خليج فارس، بوسني و هرزگوين و بالکان و کوزوو، صربستان و مونته نگرو به عمل آورد. در اين ميان بررسي ميزان اورانيوم رقيق شده در منابع آب و خاک نيز يکي از بخش هاي اين مطالعه بود. اورانيوم ضعيف شده يا DU يک فلز سنگين سمي است که اگرچه ميزان راديواکتيو آن کم است اما به راحتي مي تواند آب و خاک و هوا را آلوده کند. اين فلز متراکم به عنوان يک ماده محافظ در ساخت تجهيزات نظامي همچون تانک ها و زره پوش هاي ارتش کاربرد دارد و بعضا در ساخت برخي مهمات جنگي هم به کار مي رود.
براساس اين گزارش پيامدهاي بهداشتي ناشي از آلودگي با اورانيوم ضعيف شده به فاکتورهايي همچون اندازه ذرات، ميزان حلاليت و ميزان و مدت زمان قرار گرفتن در معرض آلودگي متفاوت است. اورانيوم ضعيف شده نه تنها سطح خاک که حتي مي تواند در اعماق خاک هم نفوذ کند و منجر به آلودگي آب و پوشش گياهي شود و از سوي ديگر با وزش باد به هوا برخاسته و مناطق سالم را هم آلوده کند. لذا اين مطالعه با همکاري سازمان بهداشت جهاني و آژانس بين المللي انرژي اتمي براي تعيين خطرات بالقوه اورانيوم ضعيف شده در کوتاه مدت و بلندمدت روي سلامت و بهداشت عمومي صورت گرفت.
نتايج حاصل از اين مطالعه در بالکان نشان داد نخست اينکه ميزان اورانيوم در عمق خاک در مقايسه با هفت سال قبل حدود 25 درصد افزايش يافته بود اگرچه اين ميزان در خاک سطحي کاسته شده بود. همچنين در يکي از 15 سايت مورد بررسي در منطقه بالکان آلودگي آب به اورانيوم هم گزارش شد اگرچه اين ميزان بسيار کم بود اما قابل چشم پوشي نبود، از اين رو برنامه پايش آب براي يک دوره زماني طولاني مدت در اين منطقه در دستور کار قرار گرفت و نهايتا براي آب شرب مردم نيز منبع ديگري پيشنهاد شد. سوم اينکه در دو سايت هم آلودگي هوا به اورانيوم گزارش شد که باز هم مقدار آن ناچيز بود اما اين فرضيه را قوت بخشيد که اين ذرات آلوده قابل نشر از طريق باد هستند.
اما آنچه نگراني ها را دامن زد مصرف گسترده سلاح هاي حاوي اورانيوم ضعيف شده در جنگ خليج فارس و جنگ عراق بود. براساس گزارش برنامه محيط زيست سازمان ملل در سال 1991 حدود 300 تن مهمات آلوده به اورانيوم توسط انگلستان و ايالات متحده و در سال 2003 حدود 1000 تن مورد استفاده قرار گرفت. سازمان ملل تاکيد مي کند يافته هاي اين گزارش که در سال 2003 منتشر شد اگرچه هشدار دهنده نيست اما نقاط ابهام زيادي دارد و نياز به تحقيقات بيشتري دارد تا مشخص شود که اين آلودگي چه تاثيراتي بر محيط زيست و سلامت مردم داشته و دارد. از اين رو با همکاري سازمان ملل و سازمان بهداشت جهاني برنامه اي براي مطالعات بيشتر در زمينه تاثير اورانيوم بر محيط زيست در عراق تدوين شد اما در عمل محدوديت هاي امنيتي مانع از سفر مداوم کارشناسان به اين کشور و تکميل اين مطالعه شد. اما از طريق برگزاري کارگاه هاي آموزشي در سوييس و اردن و دعوت از کارشناسان عراقي آموزش هاي لازم به اين افراد داده شد و برنامه هايي براي توانمند سازي نهادهاي ذي ربط در عراق تدوين شد.
سازمان ملل اگرچه تاکنون موفق نشده برنامه هاي پايش خود را در عراق به درستي و دقت انجام دهد اما وجود دوز پاييني از اورانيوم ضعيف شده در منابع آب و خاک و حتي توليدات کشاورزي اين کشور به تاييد رسيده ولي اينکه اين اورانيوم چه تاثيراتي بر سلامت مردم داشته هنوز مشخص نيست. با اين حال يونپ براي جلوگيري از هرگونه تبعات ناشي از آلودگي با اورانيوم راهکارهايي را ارايه کرده که شايد بيان آنها خالي از فايده نباشد. از جمله اين راهکارها اطلاع رساني گسترده به جوامع محلي و مردم در ارتباط با اثرات سوء ناشي از اورانيوم و نيز ايجاد ممنوعيت هاي جدي براي ورود به مناطق جنگي و جلوگيري از تماس با تجهيزات نظامي براي مردم عادي و نيز پرهيز از هرگونه ذوب آهن هاي قراضه تجهيزات نظامي و اعمال مديريت بهينه پسماندهاي خطرناک در مورد ادوات به جامانده از جنگ است.
کارشناسان عراقي چه مي گويند؟
يافته هاي پژوهشي يکي از محققان عراقي به نام علي التايي، نيز نشان مي دهد که حتي بعد از گذشت 10 سال اورانيوم ضعيف شده همچنان به شکل نامحلول در خاک مناطق مورد مطالعه در عراق وجود دارد و انتظار مي رود در نتيجه وزش باد نيز اين ذرات به ديگر نقاط هم منتشر شود. اين پژوهشگر که در دانشگاه بغداد مشغول است در مقاله خود مي نويسد:
محيط زيست عراق به طور گسترده اي تحت تاثير اورانيوم ضعيف شده قرار دارد. اين آلودگي ها عمدتا در نتيجه عمليات هاي نظامي در فاصله زماني 1991 تا 2003 به وجود آمده است. سوختن تانک ها و زره پوش هاي ارتش نيز منجر به تشکيل مقادير زيادي ذرات آيروسل حاوي اکسيدهاي اورانيوم با غلظت کم در هوا شده است. اين ذرات علاوه بر انتشار قابل توجه در هوا در زمان سوختن در سطح خاک نيز گسترده شدند و از طريق باد به ديگر مناطق هم گسترش يافتند.
او مي نويسد: حلاليت برخي از انواع اورانيوم ضعيف شده در خاک هاي آلوده عراق و گسترش آن تا مزارع کشاورزي منجر به انتقال يون هاي اورانيوم به بافت هاي گياهي مزارع مورد مطالعه به ويژه مزارع گوجه فرنگي شده است. حتي در بافت گياهان بومي صحراها و بيابان هاي عراق اين اورانيوم مشاهده شده که اين پژوهشگر انتقال آلودگي از گياهان به حيوانات از جمله شتر و گوسفند را بسيار محتمل دانسته است. براساس اين مطالعه مناطق بياباني جنوب عراق همچنان آلوده به اورانيوم ضعيف شده است که بسته به ميزان آلودگي و تماس انسان با آلودگي اين امر مي تواند پيامدهاي سوئي هم براي سلامت به دنبال داشته باشد.
نتايج مطالعات دانشگاه شهيد چمران اهواز
عليرضا زراسوندي و بابک مختاري از اعضاي هيات علمي دانشگاه چمران اهواز نيز در مقاله اي با عنوان «نگاهي به پديده گرد و غبار در فضاي شهرهاي استان خوزستان» در مورد آلودگي اين گرد و خاک عنوان مي کنند: متاسفانه نتايج بررسي هاي انجام شده روي نمونه هاي زيادي از گرد و غبار موجود در شهر اهواز و خاک هاي نزديک مرز ايران و عراق اين آلودگي را تاييد مي کند. به عنوان مثال ميزان عناصري مانند اورانيوم، توريم، آرسنيک، سرب، روي، نيکل و کبالت در اين نمونه ها کمي بيشتر از ميزان طبيعي آن است. نمونه هاي مورد آزمايش در سه بازه زماني توسط دستگاه ICP-MS آناليز شده اند. با توجه به استفاده مکرر سلاح هاي ميکروبي، شيميايي توسط رژيم صدام و استفاده آمريکا از سلاح هاي حاوي اورانيوم ضعيف شده، وجود اين آلودگي ها تعجب زيادي برنمي انگيزد.
نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت نوع خاک اين گرد و غبارهاست که بيشتر از دو نوع رسي و سيلتي (کوارتزي) است. خاک رسي سبک تر بوده و گرد و غبار ناشي از آن مسافت طولاني تري را طي مي کند. گرد و غباري که در مناطق دور از خوزستان ديده مي شود بيشتر از اين نوع است. با توجه به قابليت بالاي خاک رس در جذب مواد شيميايي آلي و معدني و همچنين دانه بندي ريز آن خطرات اين نوع خاک بسيار بيشتر از خاک سيلتي (کوارتزي) است که دانه درشت تر دارند و قابليت جذب سطحي آنها کمتر است. مطالعاتي که اخيرا توسط دو گروه تحقيقاتي خارجي انجام شده نشان مي دهد که هر دو نوع ذرات علاوه بر پتانسيل بالادر جذب فلزات مانند آهن، مس، روي، سرب، کادميم، نيکل، کبالت، توريم، آرسنيک و اورانيوم؛ در طول مسير نيز مي توانند ساير آلاينده هاي آلي و معدني را جذب و به نقاط دوردست منتقل کنند. از سوي ديگر در اين مطالعات وجود ميزان بالايي از باکتري ها و گرده گياهان نيز گزارش شده است.
اما با فرض آلوده بودن اين خاک ها به اورانيوم ضعيف شده، اين ماده چه تاثيري بر سلامت انسان ها دارد؟ علاوه بر مشکلاتي که اين ماده بر کبد و کليه و ساير اندام هاي حياتي انسان بر جاي مي گذارد، عموما عنوان مي شود که اورانيوم ضعيف شده اثر خود را در نسل بعد بر جاي مي گذارد که اين امر بسيار خطرناک به نظر مي رسد. روزنامه ساندي تايمز، طي گزارشي که به مناسبت نهمين سالروز اشغال عراق توسط آمريکا منتشر شده بود، از اثرات مخرب و نتايج فاجعه آميز اورانيوم ضعيف شده روي مردم عراق به ويژه کودکان و نوزادان عراقي که نيروي دريايي ارتش آمريکا در جنگ با عراق از آن استفاده کرده خبر داده بود. در اين گزارش آمده است: در پي استفاده ارتش آمريکا از اورانيوم ضعيف شده در حملات خود به عراق ميزان عقب ماندگي نوزادان متولد شده در مناطقي که شاهد عمليات هاي نظامي آمريکا بودند، به بالاترين سطح خود رسيد به حدي که از هر 1000 کودک عراقي، 95 کودک دچار عقب ماندگي ذهني و جسمي يا نقص عضو شديد هستند. اين کودکان که اغلب با شکل و شمايل هولناک متولد مي شوند به «کودکان هيولايي» معروف شده اند.
پزشکاني که در بيمارستان عمومي شهر فلوجه مشغول به کار هستند، تاکيد مي کنند: پرونده هاي بي شماري از انواع عقب ماندگي يا به دنيا آمدن کودکاني بي سر يا بدون عضو يا به دنيا آمدن تکه اي گوشت بي آنکه نشاني از خصوصيات انسان در آن باشد، وجود دارد و همين امر زنان فلوجه را بسيار نگران کرده به گونه اي که بسياري از آنها فکر بارداري را از سر به درکرده اند. اين در حالي است که در 31 مارس 2004 فلوجه توامان با فسفر سفيد و اورانيوم رقيق شده بمباران شد.
با وجود مطالعات مختلف صورت گرفته توسط کارشناسان ايراني، عراقي و سازمان ملل بنابراين ديگر جايي براي انکار و تکذيب وجود اورانيوم در ريزگردهاي موجود در آسمان ايران وجود ندارد و تنها بايد به فکر چاره اي براي کاهش اثرات سوء اين آلاينده و البته اندازه گيري هاي دقيق تر در سايت هاي مختلف بود و گرنه تکذيب و متهم کردن رسانه ها و کارشناسان و حالاهم نمايندگان مجلس گره اي از مشکلات باز نخواهند کرد.
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


