اثرات ریاست بر «نم» برای ایران
یک پایگاه تحلیلی مینویسد: اجلاس نم به ایران کمک میکند تا بتواند اتحاد و انسجام بینالمللی خود را تقویت کرده و از همه مهمتر، از «حق مسلم هستهای» خود؛ یعنی حق غنی سازی اورانیوم برای مقاصد صلحآمیز، دفاع کند.
به گزارش فارس، «عباس مالکی» عضو ارشد سیاستهای انرژی در «موسسه فناوری ماساچوست» و «کاوه افراسیابی» عضو سابق گروه مذاکره کننده هستهای ایران در سالهای 2004 و 2005 درباره برگزاری اجلاس نم در تهران، در پایگاه تحلیلی «المانیتور» مینویسند: این اجلاس به ایران کمک میکند تا بتواند اتحاد و انسجام بینالمللی خود را تقویت کرده و از همه مهمتر، از «حق مسلم هستهای» خود؛ یعنی حق غنی سازی اورانیوم برای مقاصد صلحآمیز، دفاع کند. این موضوع در اجلاسهای گذشته سران جنبش غیرمتعهدها و همچنین توسط نمایندگان این جنبش در آژانس بین المللی انرژی اتمی، مورد حمایت قرار گرفته بود.
در واقع، پشتیبانی مستحکم جنبش غیرمتعهدها از برنامه صلح آمیز هستهای ایران، از اهمیت بسیار بالایی در سیاستها و برنامههای هستهای ایران برخوردار است و حتی در ماههای آینده، اهمیت این موضوع بیشتر نیز خواهد شد؛ زیرا طی ماههای آینده، مذاکرات هستهای میان ایران و گروه 1+5 (متشکل از پنج عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان) پس از چندین دور مذاکرات طولانی در استانبول، بغداد و مسکو، وارد مرحله حیاتی «موفقیت یا شکست» میشود. در عوض، این موضوع شرایط را برای آمریکا و متحدان اروپایی به منظور فشار آوردن برای تعلیق برنامههای غنیسازی ایران، بسیار سختتر خواهد کرد.
قطعاً برگزاری این اجلاس، امتیازات دیپلماتیک و سیاسی دیگری نیز برای ایران به همراه خواهد داشت. امتیازاتی از قبیل تقویت نفوذ منطقهای ایران و نقشش در مجمع عمومی سازمانملل و میزبانی از بیش از 120کشور عضو جنبش غیرمتعهدها که در تلاش برای داشتن نقش بیشتر در مجمع عمومی سازمانملل، خلع سلاح دنیا و یک مدیریت مشترک و یکسان جهانی هستند.
همانگونه که انتظار میرفت، ایالات متحده و سایر دولتهای غربی، نسبت به اجلاس تهران واکنشهای منفی نشان داده و به مخالفتهای ایران با قطعنامههای شورای امنیت استناد کردند. اما دلایل متنوعی وجود دارد که ثابت میکند چرا یک دیدگاه غربی باید از نتیجهگیریهای شتابزده که باعث نادیده گرفتن پیامدهای مثبت در ثبات منطقهای و حتی برابری هستهای میشود، طرفداری کند. دلایلی از قبیل؛
1. برگزاری این اجلاس و ریاست جنبش غیرمتعهدها، بر نقش جدید و پررنگتر ایران به عنوان یک عامل بینالمللی دلالت دارد، کشوری که اکنون باید مسئولیت ماموریت جهانی جنبش غیرمتعهدها را برعهده بگیرد. از لحاظ سیاستهای خارجی ایران، این اجلاس برابر است با معرفی مجموعهای از اصلاحات به منظور منعکسکردن اهداف والای جنبش غیرمتعهدها و هماهنگسازی سیاستهای ایران و این جنبش در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یا کنفرانس آینده «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای».
2. در پرتو شعار این اجلاس مبنی بر «صلح پایدار»، تهران خواستار استفاده از مقام خود در جنبش غیرمتعهدها، به منظور ایفای نقشی پررنگتر در مدیریت درگیریهای منطقهای است که درنتیجه به وظایف ایران مبنی بر تلاشهای میانجیگرانه در آسیای مرکزی و قفقاز میافزاید.
این موضوع، با توجه به اجلاسی که تهران درمورد راه حلهای بحران سوریه در آنجا برگزار کرد، این کشور را نیز شامل می شود، که تلاشهای نماینده جدید سازمانملل در مورد بحران سوریه را تکمیل خواهد کرد.
قطعاً زمان آن فرا رسیده است که جنبش غیرمتعهدها، نقش بیشتری را در حل و فصل درگیریها ایفا کند و ایران نیز آماده همکاریهای موثر در این زمینه است. به دلیل ارتباط این اجلاس با درگیریهای منطقهای، رهبران پاکستان و هند اعلام کردند که به منظور بحث و مذاکره در مورد روابط دو کشور، در حاشیه این اجلاس با یکدیگر ملاقات خواهند کرد.
3. ایران کاملاً آگاه است که نقش جدیدش در جنبش غیرمتعهدها، نوعی اعتماد به این کشور است و نباید از حمایت این جنبش، به نفع برنامه هستهای خود استفاده کند؛ زیرا هر اقدام اشتباه، ممکن است باعث صدمهزدن به رابطه حساس ایران با کشورهای عضو این جنبش شود. بنابراین، نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مکرراً به نمایندگان جنبش غیرمتعهدها درباره ماهیت صلح آمیز برنامه هستهای ایران اطمینان میدهد که این امر، حمایت این جنبش را از ایران تضمین می کند، حمایتی که در نتیجه اجلاس تهران مستحکمتر نیز خواهد شد.
به طور خلاصه، اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها و ریاست ایران بر این جنبش به مدت سه سال، باعث اشکار شدن هویت ایران مبنی بر مبارزه با گسترش سلاحهای هستهای میشود و همزمان، باعث تقویت تلاشهای ایران مبنی بر وارد آوردن فشارهای بینالمللی بر اسرائیل به دلیل داشتن زرادخانه هستهای مخفی، خواهد شد. ایران قصد دارد این فشارها را از طریق حمایت جنبش غیرمتعهدها از طرح پیشنهادی سازمانملل مبنی بر «خاورمیانه عاری از تسلیحات هستهای»، بر اسرائیل وارد کند.
4. برخلاف آنچه تصور میشود، دستاوردهای ایران از جنبش غیرمتعهدها مساوی با شکست در مذاکرات هستهای نیست. با توجه به لزوم عقبنشینی آمریکا و متحدان اروپایی از اهداف غیرمنطقی خود مبنی بر «نداشتن سانتریفیوژ» و اتخاذ دیدگاهی منطقیتر مانند موافقت با تولید سوخت هستهای حاوی اورانیوم غنی شده %20 ایران، امیدواریها برای حل بحران هستهای ایران بیشتر میشود. این امر نیازمند تغییر عقیده در مورد پیشنهادات «ناجوانمردانه» غربیها در مذاکرات و انعکاس یک ارزیابی توسط «گروه بحران بینالمللی» است. یک ارزیابی بر اساس فرضیه غلط غربیها، مبنی بر این که ایران تحت فشارهای ناشی از تحریمها و تهدیدات، با خواستههای آنها موافقت خواهد کرد. در واقع طبق آنچه که تاکنون مشخص شده است، ایران به این فشارها واکنشی نشان نداده و از این تحریمها به نفع خود استفاده میکند.
در نتیجه پیامدهای حاصل از اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها و ریاست ایران بر این جنبش از جمله ثبات منطقهای، میانجیگری در درگیریها و نقش پررنگتر ایران به عنوان یک عامل مسئول و بینالمللی، باید توسط غربیها مورد توجه قرار گیرد. این پیامدها و نقش ایران، نباید به عنوان بخشی از دیدگاه وابسته به دیپلماسی تحمیلی، بلکه باید به عنوان بخشی از دیدگاه سنجیده و محتاطانه غرب نسبت به ایران لحاظ شود.


