صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اجلاس غيرمتعهدها مقابله ‌با تحريم ايران

کد خبر: ۲۶۷۵۱۱
| |
3032 بازدید
برگزاري اجلاس جنبش عدم تعهد كه قرار است هفته جاري در تهران برگزار شود به عقيده بسياري از كارشناسان در داخل و خارج كشور از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. چه اين كه اين رويداد بزرگ غرب را بر آن داشته تا به‌منظور كاستن از ميزان استقبال كشورهاي عضو از اين نشست بشدت به تكاپو بيفتد و در اين زمينه حتي از فشار بر دبيركل سازمان ملل متحد ـ كه شركت در اين نشست يكي از وظايف او به شمار مي‌رود ـ هم فروگذار نكند.

اين اتفاق در شرايطي در حال رخ دادن است كه برخي نيز اساسا براي جنبش عدم تعهد جايگاهي در مناسبات جهاني قائل نيستند، اما با توجه به هراس غرب از برگزاري اين نشست در تهران، نظريه اخير نيز بدون پشتوانه و صرفا در جهت كاستن از اهميت نشست تهران به نظر مي‌رسد.

از سوي ديگر با وجود تحولات بزرگي كه منطقه خاورميانه طي دو سال گذشته شاهد آن بوده است، برگزاري اين اجلاس در تهران مي‌تواند نقش ايران در‌خصوص هدايت جنبش‌هاي بيداري اسلامي در منطقه را بيش از پيش پررنگ كند.

همچنين با تشديد فشارهاي سياسي عليه جمهوري اسلامي طي سال‌هاي گذشته و اصرار ايران بر مواضع اصولي خود، هفته جاري فرصتي طلايي براي ايران به منظور تبيين شفاف‌تر اين مواضع به شمار مي‌رود و از اين منظر هراس غرب از اجلاس تهران قابل پيش‌بيني بود.

دكتر حشمت‌الله فلاحت‌پيشه، كارشناس مسائل بين‌الملل و عضو سابق كميسيون امنيت ملي مجلس هم ازجمله كارشناساني است كه معتقد است ايران بايد از ظرفيت ايجاد شده در زمينه برگزاري اجلاس غيرمتعهدها در تهران نهايت استفاده را به عمل آورد.

به اعتقاد اين استاد دانشگاه، پيشنهادهاي ايران بايد در قالب تركيبي از مواضع بين‌المللي و سياست‌هاي راهبردي داخلي در اين اجلاس ارائه شود.

وي اجلاس تهران را فرصتي به منظور همراه‌سازي غيرمتعهدها به منظور مقابله با نظم مدنظر آمريكا و متحدانش مي‌داند.

او البته بر اين باور است كه نبايد سطح توقعات از اين اجلاس را بالا برد، چراكه بسياري از غيرمتعهدها به واقع غيرمتعهد نبوده و به نوعي با غرب ارتباط و وابستگي دارند.

به اعتقاد فلاحت‌پيشه يكي از بزرگ‌ترين ضعف‌هاي اجلاس غيرمتعهدها ضعف دبيرخانه‌اي است كه بايد به منظور اجرايي شدن مصوبات اين اجلاس، تدابير لازم در جهت تقويت اين بخش انديشيده شود.

مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد.

با توجه به شرايط فعلي خاورميانه و معادلاتي كه اخيرا در اين منطقه در حال شكل‌گيري است، برگزاري اجلاس سران جنبش عدم تعهد در ايران به عنوان يكي از كانون‌هاي قدرت منطقه را داراي چه جايگاه و اهميتي مي‌دانيد؟

واقعيت اين است كه مجموعه تحولات خاورميانه به يك مرحله‌اي رسيده كه تحت عنوان چالش نهايي بين ايران و آمريكا از آن ياد مي‌شود. اصولا سياست‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي، تابع راهبردها و استراتژي‌ها هستند. از ابتداي دهه ميلادي گذشته دو استراتژي اصلي در منطقه خاورميانه شروع شده است كه يكي از آنها طرح خاورميانه بزرگ آمريكا و ديگري هم طرح چشم‌انداز 20 ساله ايران است. در طرح خاورميانه بزرگ، آمريكايي‌ها يك نظم مبتني بر قدرت آمريكا و كشورهاي تابعه‌شان را دنبال مي‌كنند و در مقابل، در طرح چشم‌انداز 20 ساله، ايران رسما اعلام كرده كه بايد طي اين مدت در عرصه‌هاي مختلف به قدرت اول منطقه تبديل شود بنابراين به طور طبيعي همه چالش‌ها در قالب رقابت اين دو قدرت در حال شكل‌گيري است.

بخشي از اين چالش‌ها هم چالش‌هاي ديپلماتيك است. آمريكايي‌ها تلاششان در طول اين دوران اين بوده كه ايران را به لحاظ ديپلماتيك در محاصره قرار دهند. زماني هم كه يك كشور از اين لحاظ در حاشيه قرار بگيرد نمي‌تواند حقانيت خود را در عرصه سياست خارجي به گوش جهانيان برساند يا اين كه بر سر مسائلي كه حق اوست مذاكره كند.

رفتن پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد هم به اين خواسته آمريكا كمك كرده است. چون يكي از مواد 15‌ گانه ماده 41 فصل هفتم منشور ملل متحد، تحريم ديپلماتيك است كه در همين زمينه تلاش آمريكا و متحدانش اين است كه ايران و مقامات سياسي ايران را از اين لحاظ تحريم كنند تا نتوانند با دنياي امروز وارد فضاي ديپلماسي و مذاكره شوند.

در چنين شرايطي برگزاري نشست سران غيرمتعهدها در تهران و استقبال خوبي كه پيش‌بيني مي‌شود از اين نشست بشود، نوعي مقابله جدي با سياست‌هاي تحريمي عليه ايران و بخصوص تحريم ديپلماتيك است. همچنين يك دليل شاخص ديگر هم براي بالا بودن اهميت اين اجلاس وجود دارد؛ از سال 1376 كه اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي در ايران شكل گرفت، عملا يك چنين تحول ديپلماتيك با چنين اهميت و عظمتي را در كشور نداشته‌ايم. اين كه بيش از يكصد كشور دنيا در قالب اجلاس غيرمتعهدها در ايران جمع بشوند، ظرفيت و شرايط ديپلماتيك خوبي را براي ايران فراهم مي‌كند كه در قالب اين شرايط ديپلماتيك ايران مي‌تواند علاوه بر ارائه تحليل نسبت به مسائل كلي دنيا، سياست خارجي خود را هم اعلام كند.

برخي منتقدان اعتقاد دارند كه جنبش عدم تعهد در سال‌هاي گذشته نتوانسته آنچنان كه بايد و شايد در معادلات جهاني تاثيرگذار باشد. شما در شرايط فعلي فكر مي‌كنيد اعلام سياست‌ها و مواضع كشورهاي عضو اين جنبش بخصوص ايران در سطح خرد و كلان تا چه حد مي‌تواند مانع از تغيير نظم جهاني به نفع غرب شود؟

البته بايد تأكيد كنم كه هيچ گاه نگاه منفي به غيرمتعهدها وجود نداشته و ندارد. آنهايي كه منتقدند نگاهشان اين است كه غيرمتعهدها يك سازمان خنثي در عرصه بين‌المللي است. در مقابل، بسياري افرادي كه از معادلات جهاني كنوني و گذشته خسته‌اند و معتقدند اين معادلات به سود بشريت و كشورها نيست، تمايل زيادي دارند كه آرمان‌هايشان در قالب جنبش غيرمتعهدها شكل بگيرد. اصولا در دوران جنگ سرد كه بستر اصلي شكل‌گيري غيرمتعهدها بود نظم جهاني به صورت دو قطبي وجود داشت و بعد از آن نظم هژموني كه آمريكايي‌ها از سال 1989 ميلادي بتدريج شكل دادند، در حال غالب شدن بر مناسبات دنياي كنوني است، اما از همان زمان يعني از زمان نظام دوقطبي، افرادي كه به دنبال فرار از اين نظم جديد بودند، به دنبال اين هستند كه در غيرمتعهدها مواضع خودشان را اعلام كنند، اما اين كه غيرمتعهدها از جنبه عملي در بازي قدرت امروز جايگاه شايسته‌اي ندارد، يك واقعيت است و همين واقعيت باعث شده كه خيلي از افراد ديد مثبتي به غيرمتعهدها نداشته باشند و بسياري از كشورها هم عملا غيرمتعهدها را به عنوان يك اجلاس بيانيه‌اي نگاه كنند؛ يعني در اجلاسي كه شركت مي‌كنند فقط مواضع خود را اعلام كرده و بيانيه‌هايي را صادر مي‌كنند و بعد از اجلاس هم عملكرد آن تا اجلاس بعدي متوقف مي‌ماند.

اما موضع ايران در اين اجلاس كاملا متفاوت است. به دليل اين كه هم به لحاظ تاريخي، ايران از اعضاي باسابقه جنبش غيرمتعهدها بوده و هم اين كه از لحاظ سياسي هم بعد از انقلاب اسلامي ايران در سال 1357، ايران يكي از معدود كشورهايي است كه سياست نه شرقي، نه غربي و به عبارتي سياست عدم پذيرش استيلاي خارجي را در قانون اساسي خود لحاظ مي‌كند. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تأكيد شده است كه بايد به گونه‌اي عمل شود كه سياست خارجي كشور نه ادامه و زيرمجموعه غرب باشد و نه شرق؛ بعد از آن هم همين سياست با وجود اين كه نظام دو قطبي از بين رفت، ادامه داشت؛ چراكه يك قطب از آن دو قطب اصلي يعني غرب باقي ماند و لذا جمهوري اسلامي ايران سياست خود را باز هم بر مبناي عدم پذيرش هژموني غرب تعريف كرد، لذا خيلي از اختلاف‌هايي هم كه ما با آمريكا و هژمون امروز دنيا داريم اثر همين مسائل است. آمريكايي‌ها مي‌خواهند كه ايران يك قدرت درجه دوم در خاورميانه باشد، در صورتي كه ايران با توجه به شرايط خاصي كه دارد خودش را قدرت اول در منطقه خاورميانه مي‌داند. به همين دليل هم است كه اين اختلافات ادامه پيدا كرده است.

با توجه به اين شرايط، ايران از فرصت برگزاري اين اجلاس در تهران چه استفاده‌هايي مي‌تواند بكند؟ به عبارت ديگر اولا چه مواضعي و در چه سطحي بايد مطرح شود و ثانيا اين مواضع چقدر شانس غالب شدن بر ديدگاه‌هاي كنوني در دنيا را دارد؟

در شرايط ديپلماتيك امروز، ايران مي‌تواند از اجلاس سران عدم تعهد براي چندمنظور استفاده كرده و سياست‌هاي كشور را در چند زمينه اعلام كند. مورد اول، موضوعات امروز مبتلابه خاورميانه و موضوعاتي است كه تبديل به بهانه‌هايي براي مداخله خارجي در كشورهاي اين منطقه شده است. اولين موضوع بحث روند تحولات خاورميانه در فلسطين است كه جمهوري اسلامي ايران در قبال اين كشور سياست رفراندوم را مطرح كرده است. به اين معني كه بايد سرنوشت اين كشور از طريق برگزاري يك رفراندوم تعيين شود و ضمن اين انتخابات مردم فلسطين اعم از مسلمان، مسيحي و يهودي خودشان تصميم بگيرند و هر تصميمي كه بگيرند مورد تأييد ديگران ازجمله ايران قرار خواهد گرفت. به اين معني كه برخلاف موضعگيري‌هايي كه تبديل به بهانه‌اي در دست دشمنان ايران شد مبني بر اين كه ايران به دنبال جنگ با رژيم صهيونيستي است، واقعا سياست جمهوري اسلامي ايران سياست رفراندوم در فلسطين است.

اين سياست از سال 1376 در اجلاس كنفرانس اسلامي مطرح شد و يك سياست مترقي بود، ولي متأسفانه مورد حمايت دنياي امروز قرار نگرفت؛ چون بسياري از كشورها نگاهي همراه با استاندارد دوگانه به معادلاتي ازجمله رفراندوم دارند. دومين بحثي كه جمهوري اسلامي ايران بايد تلاش كند به عنوان موضع كشورمان و در سطح عالي‌تر تحت عنوان موضع جنبش غيرمتعهدها مطرح شود، بحث خلع‌سلاح جامع خاورميانه است.

امروز مي‌بينيم كه در طول 10 سال گذشته بيشترين ظلم و تحريم و بايكوت ايران به خاطر موضوع هسته‌اي شكل گرفته؛ در صورتي كه ايران تنها كشوري است كه طرح خلع‌سلاح جامع خاورميانه را ارائه داده است؛ يعني در قالب طرح ايران، خاورميانه را بايد از همه سلاح‌هاي خطرناك عاري ساخت. اين موضوع اگر شكل بگيرد خيلي از بهانه‌ها و گفتمان‌هاي هسته‌اي و سياست ايران‌هراسي از دور خارج شده و خنثي خواهد شد.‌ سومين موضوع هم بحث دموكراتيك و حقوق بشر است. جمهوري اسلامي ايران بايد در اين نشست حتما همراه با مفاد قطعنامه پاياني به گنجانده شدن اين موضوع كمك كند كه دموكراسي بدون دخالت خارجي بايد در منطقه شكل بگيرد؛ يعني حق تعيين سرنوشت ملت‌ها خاصه در منطقه خاورميانه كه الان آبستن تحولات ديپلماتيك است، به رسميت شناخته شود.

حق مردم بايد شناخته شده و استاندارد دوگانه در قبال هيچ كشوري اعم از سوريه، بحرين و ديگر كشورها اعمال نشود. ضمن اين كه اين حق بايد شناسايي شود كه كشورها به سمت دموكراسي بروند؛ چون من معتقدم بسياري از مسائل مربوط به كشورهاي اسلامي از درون جنبش غيرمتعهدها شكل مي‌گيرد و اگر اينها متشكل از كشورهاي دموكراتيك باشند، حتما سياست‌هاي مترقي در آنها بيشتر رشد خواهد كرد؛ بنابراين اين موارد بايد حتما در مواضع ايران در نشست غيرمتعهدها مطرح شود. بحث ديگري هم كه وجود دارد، بحث رابطه شمال ـ جنوب است كه به چالش امروز دنيا تبديل شده است؛ به عبارت ديگر چالش امروز دنيا از سطح نظامي تعديل پيدا كرده و به چالش اقتصادي و اطلاعاتي تبديل شده است.

كشورهاي قدرتمند شمال به خاطر سلطه بر روند كلي اقتصاد و تجارت در دنيا و تكنولوژي و به خاطر حاكميت انحصاري بر روند شكل‌گيري اصلاحات و ارتباطات در دنيا، كماكان نظم هژمون خودشان را ادامه داده‌اند و به اين ترتيب فاصله كشورهاي جنوب روز به روز از كشورهاي شمال بيشتر مي‌شود.

تقريبا مي‌توان گفت كه بخش اعظم كشورهاي غيرمتعهد يعني بيش از يكصد كشور جزو كشورهاي جنوب هستند. كشورهايي كه در نظم نهادهاي كنوني هم از امتيازات اقتصادي، تجاري و تكنولوژيك محروم هستند و هم اين كه در روند شكل‌گيري اصلاحات جزو كشورهاي عقب مانده جديد به حساب مي‌آيند. در اين شرايط بايد ايران كمك كند تا يك قطعنامه موثر در اين اجلاس صادر شود و در نتيجه اين اجلاس را در مقابل اجلاس‌هايي كه به صورت انحصاري‌تر مانند اجلاس D8 يا گروه 20 شكل مي‌گيرد، از كارايي قابل قبولي برخوردار كند.

با وجود اين، مروري بر اجلاس‌هاي گذشته غيرمتعهدها و بررسي اقدامات انجام شده در فاصله بين دو اجلاس بيانگر اين واقعيت است كه بسياري از مواضع اين جنبش، همان طور كه شما هم اشاره كرديد صرفا در حد بيانيه باقي مانده است. فكر مي‌كنيد اشكال كار در كجاست و در اين ارتباط چه ظرفيت‌هايي در اجلاس تهران وجود دارد تا غيرمتعهدها بتوانند نقش خود را در جامعه جهاني بيش از پيش ظهور و بروز دهند؟

يكي از ضعف‌هاي بزرگ اين اجلاس، ضعف دبيرخانه‌اي است. مسئوليت دبيرخانه سازمان‌هاي بين‌المللي اين است كه در فاصله شكل‌گيري اجلاس‌ها، قطعنامه‌ها و مصوبات اجلاس‌هاي مختلف را در طول زمان اجرا كند. متأسفانه يكي از ضعف‌هايي كه جنبش غيرمتعهدها دارد، ضعف دبيرخانه‌اي است؛ يعني به طور مرتب و مداوم نمي‌توانند مصوبات اجلاس را عملياتي كنند. اين عملياتي شدن در زمينه‌هاي مختلف اعم از سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... است. در حالي كه پيشنهادهاي اين اجلاس بايد تبديل به تصميم شده و بعد هم اجرايي شود. هدف جمهوري اسلامي اين است كه يك ثبات اقتصادي را براي غيرمتعهدها شكل بدهد، اما متأسفانه غيرمتعهدها بواقع غيرمتعهد نيستند. يعني چه در زمان جنگ سرد دو قطبي كه اينها هر كدام وابسته به يكي از قطب‌ها بودند و در دوران نظم هژمون هم بيشتر به دنبال تأمين نظر آمريكا هستند.

در چنين اوضاعي عملا شرايط عملي شكل نمي‌گيرد و بزرگ‌ترين ظلمي كه كشورهاي شمال در حق غيرمتعهدها كردند اين است كه نوعي خمودگي و بي‌تفاوتي و بعضا نوعي يأس و ارعاب را به اين كشورها تحميل كردند تا مانع از اين شوند كه غيرمتعهدها وارد فضاي عملي شوند و تا زماني كه وارد اين فضا نشوند بايد اين جنبش را ازجمله جنبش‌هاي بيانيه‌اي و از آن دسته‌اي بدانيم كه توانايي صدور و اجراي قطعنامه‌هاي لازم را ندارد. حتي كارهايي كه در سازمان كنفرانس اسلامي شده و كمك‌هاي توسعه‌اي را كه به كشورهاي اسلامي مي‌شود، به‌عنوان يك نگاه حداقلي در جنبش غيرمتعهدها نداريم و اين به خاطر تنوع و تعدد ديدگاه‌هاي موجود در اين جنبش است. به‌هر حال سياست‌هاي تهديد و تطميعي كه توسط قدرت‌هاي برتر نسبت به كشورهاي غيرمتعهد وجود دارد هم نگذاشته كه اين جنبش به سطح مطلوب و مدنظر برسد.

يكي ديگر از ظرفيت‌هايي كه براي اجلاس غيرمتعهدها برشمرده مي‌شود، ايجاد تفاهم بين اعضا براي تعميق روابط اقتصادي است. آيا مي‌توان آن گونه كه در روزهاي گذشته هم مطرح شده به فكر تأسيس بانك يا پيگيري اهدافي عملي از اين دست بود؟

از لحاظ اقتصادي، بخش عمده‌اي از منابع اوليه و ثروت دنيا در كشورهاي عضو جنبش غيرمتعهدها وجود دارد. بخش‌هايي از اين جنبش حتي از لحاظ توسعه در حال جدا شدن از جنوب و پيوستن به كشورهاي شمال هستند؛ ولي عملا اين كشورها نتوانسته‌اند يك راهبرد مشترك اقتصادي را در دل جنبش شكل دهند. ‌موضوع بانك در دنياي امروز يك موضوع اساسي است. سياست‌هاي ديگري هم مانند نقش جنبش غيرمتعهدها در سازمان‌ها و نهادهاي موثر اقتصادي امروز دنيا مانند سازمان تجارت جهاني، صندوق بين‌المللي پول، بانك جهاني و...، مواضعي است كه نيازمند مصوبه است.

يكي ديگر از محورهايي كه از سال‌هاي گذشته در دستور كار نظام جمهوري اسلامي بوده، ايجاد تغيير ساختار در سازمان ملل است. جنبش عدم تعهد با توجه به ديدگاه‌هاي نسبتا مشتركي كه كشورهاي عضو آن نسبت به اين قضيه دارند، چه ظرفيتي مي‌تواند براي ايجاد چنين تغييري داشته باشد؟

ببينيد؛ در بحث‌هايي كه در رابطه با ايجاد تغيير در ساختار سازمان ملل متحد مطرح است و تحت اين عنوان شكل مي‌گيرد، كشورهاي عضو جنبش غيرمتعهدها جزو كشورهاي ناراضي از وضع موجود در ساختار اين سازمان هستند و به طور طبيعي هم تا زماني كه نگاه سلبي دارند با هم بوده و همگي معتقد به تغيير ساختار هستند؛ ولي زماني كه نگاه ايجابي مطرح مي‌شود نظرات اين كشورها دچار تنوع و تعدد مي‌شود.

كشورهايي كه عضو غيرمتعهدها هستند هر كدام داعيه‌هايي دارند و مشخصا براي پيوستن به شوراي امنيت سازمان ملل متحد معتقدند كه تعداد اعضاي اين شورا بايد افزايش يابد و بعضا هم براي خودشان حق عضويت قائل هستند. برخي هم نگاه منطقه‌اي دارند؛ اينها باعث مي‌شود با وجود اين كه در زمينه سلبي نگاه منتقدانه نسبت به اين موضوع دارند، در نگاه ايجابي نتوانند به يك توافق برسند. به همين علت من معتقدم؛ بايد سطح توقع خودمان را از جنبش غيرمتعهدها مشخص كنيم.

با توجه به شرايط گذشته و حال غيرمتعهدها امكان دستيابي به چنين توافقي در تهران محدود است؛ ولي حتي اگر غيرمتعهدها بتوانند مانع از اين بشوند كه نظم كنوني دنيا بيشتر به نفع شمال شكل بگيرد، باز هم مي‌توان گفت كه دستاورد قابل قبولي داشته‌اند. به عنوان مثال در آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي يكي از كارهايي كه كشورهاي غربي به علاوه چين و روسيه دنبال مي‌كنند اين است كه اساسنامه آژانس به گونه‌اي تغيير كند كه فناوري چرخه سوخت هسته‌اي هم انحصاري شود؛ يعني مي‌خواهند يك باشگاه هسته‌اي جديد را شكل دهند. در آنجا ايفاي نقش كشوري مثل ايران به تنهايي سبب شده كه تاكنون ساختار فعلي تغيير نكند، اما در عمل مي‌بينيم كه اين فشار وجود دارد كه مانع از اين بشوند كه كشورهاي مستقل و غيرمتعهد و خارج از حيطه قدرت‌هاي شوراي امنيت صاحب فناوري‌هاي برتر مثل فناوري هسته‌اي و حتي فناوري‌هاي ديگر مانند سلول‌هاي جنيني و... شوند.

اينها مواردي است كه به نظر من غيرمتعهدها بايد حداقل براي ممانعت از تغيير نظم كنوني دنيا وارد عمل شوند؛ چون غرب واقعا به دنبال اين است كه بسياري از اين موارد را تحت عنوان امنيت و... انحصاري كرده و از اين بهانه‌ها براي استقرار نظم و هژموني خودش در دنيا استفاده كند.

منبع: جام جم
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟