تابستان وزیر و مخالفان 3-3-6
رسول پایایی
کد خبر: ۲۶۶۷۷۱
| | 3342 بازدید
تابستان آموزش و پرورش به آخرين ماه خود نزديك مي شود اما ابهام ها و پرسش هاي كارشناسان، منتقدان و صاحب نظران، در خصوص اجرايي شدن نظام 3-3-6 برطرف نشده و آنها همچنان نگران اجرايي شدن تغيير نظام آموزشي هستند. آموزش و پرورش هم راه مشاورگريزي را در پيش گرفته و دستگاه اطلاع رساني آن كمترين پاسخ مستدل و علمي به اين نگاه هاي منتقد و دل نگراني ها نمي دهد. نبود گفتمان دوطرفه هم موجب شده موافقان كه عموما مجريان اين تغييرات هستند، مخالفان و منتقدان را به سنگ اندازي در اجرايي شدن سند تحول بنيادين متهم كنند و مخالفان هم آموزش و پرورش را به شتابزدگي و سطحي نگري و بي توجهي به آينده نظام آموزشي. در اين ميان تنها چيزي كه نصيب خانواده ها و دانش آموزان شده، سردرگمي و نگراني است در خصوص آنچه قرار است اتفاق بيفتد.
اكنون كه نرم نرمك به روز هاي آغازين سال تحصيلي نزديك مي شويم، مناسب است كه نگاهي به آنچه قرار است در آموزش و پرورش اتفاق بيفتد داشته باشيم و ديدگاه مخالفان و منتقدان را مروركنيم تا فرصت را براي پاسخگويي و تنوير افكار عمومي از طرف موافقان فراهم كرده باشيم. داستان از اين قرار است كه آموزش و پرورش تصميم گرفته است ساختار نظام آموزشي كشور را از مهرماه امسال به 3-3-6 تغيير دهد. يعني از امسال دانش آموزان شش سال در ابتدايي، سه سال در راهنمايي و سه سال در دبيرستان تحصيل مي كنند. با استقرار نظام 3-3-6 از امسال پايه اول راهنمايي تشكيل نمي شود و دانش آموزان كلاس پنجم هم به جاي رفتن به پايه اول راهنمايي، در پايه ششم ابتدايي درس مي خوانند و تلفيقي از كتب دبستان و راهنمايي را ياد مي گيرند. آموزش و پرورش ادعا دارد كه اين تغيير بر اساس سند تحول بنيادين آموزش و پرورش است. و بر اجرايي شدن آن در مهرماه اصرار مي ورزد. اين تصميم آموزش و پرورش با مخالفت طيف گسترده يي از آگاهان كه مسوولان اسبق وزارت آموزش و پرورش و برخي نمايندگان مجلس هم در ميان آنها هستند، مواجه شده است.
منتقدان چرا ساز مخالف مي زنند؟
مخالفان مي گويند اجراي نظام 3-3-6 انحراف از متن تحول بنيادين است چون بر اساس سند، نظام آموزشي بايد به چهار دوره سه ساله تغيير كند در حالي كه آموزش وپرورش مي خواهد در آغاز طرح به صورت 3-3-6 اجرا شود و در آينده به صورت 3-3-3-3 تغييرات را تثبيت كند. آنها مي گويند: توصيه مقام هاي عالي رتبه نظام هم در جمع معلمان نمونه اين بوده كه: «اين نسخه احتياج دارد به اينكه يك برنامه ريزي دقيق بر اساس بندبند اين سند انجام بگيرد چون بحث بر سر تحول بنيادين است، بحث تحول شكلي نيست. اين تحول احتياج دارد به برنامه ريزي، بايد قدم به قدم اين سند تحول برنامه ريزي شود.» اما آموزش و و پرورش تغيير شكلي را اولويت اول قرار داده است و از ميان 131 راهكار سند، ناگهان به سراغ راهكار 112 سند رفته و 111 راهكار و مقدمه و پيش نياز را ناديده گرفته است. منتقدان مي گويند هرگونه تغيير ساختار و افزودن پايه يي، بايد از كلاس اول آغاز شود و يك پايه از پايين به ابتدايي اضافه شود تا آموزش هاي دوره تحصيلي پيش دبستاني با تقليل سن ورود، رسميت يابد. اما اتفاق برعكس افتاده و اين تغيير به برشي از «ميانه» تبديل شده كه موجب به هم ريختن نظام آموزشي از وسط شده و باعث گسست محتوا و ارتباط مفاهيم و مطالب درسي مي شود.
آنها مبهم بودن ارتباط بين مفاهيم و محتواي پايه ششم خودساخته با پايه پنجم و دوره راهنمايي را از مشكلات اين طرح مي دانند و آموزش و پرورش را به نيازمودن تجربه پيش دانشگاهي در گذشته دعوت مي كنند. مخالفان اجراي نظام 3-3-6 مي گويند: در همه نظام هاي آموزش و پرورش موفق، هر طرحي هر چقدر هم خوب كارشناسي شده باشد، ابتدا در مقياس هاي آزمايشي در مدارس اجرا مي شود تا كارشناسان با جمع آوري و مطالعه بازخورد هاي منفي و مثبت معلمان و دانش آموزان و خانواده ها، از اثرات منفي آن هنگام اجراي سراسري كم كنند. در هيچ جاي دنيا محتواي درسي به صورت ضرب الاجلي وظرف چند ماه توليد و چاپ نمي شود. اما آموزش و پرورش مي خواهد تغيير به اين گستردگي و پرهزينه يي را كه بر همه ابعاد جامعه اثرگذار است بدون هيچ «آزمايش و تستي» در مقياس ملي اجرا كند. آنها مي گويند آموزش و پرورش بهتر است ابتدا همت و تلاش خود را معطوف تهيه و تصويب برنامه هاي اجرايي مرتبط با 131راهكار سند تحول بكند، نقشه اجرايي اين اسناد را تهيه و تصويب كند و سپس آن را در سطح درصدي از مدارس به محك آزمايش بسپارد و اشكالات و ايرادات را شناسايي و سپس در سطح ملي اجرا كند. منتقدان مي گويند همزيستي كودك اول ابتدايي و دانش آموز ششم كه به دوره نوجواني نزديك شده، در يك محيط از جهت اخلاقي و رفتاري مي تواند مشكلات تربيتي پيش بيني نشده يي را به همراه داشته باشد. به ويژه در مدارس روستايي و عشايري كه كلاس ها در بسياري از موارد به صورت مختلط و چندپايه با هم تشكيل مي شود.
آنان اضافه مي كنند امروزه در دنيا تغيير «ساختار و شكل» دغدغه نظام هاي آموزش قوي و پويا نيست بلكه «محتواي آموزشي» و «دانايي معلمان» و تجهيز آنها به شيوه هاي جديد آموزش و مجهز كردن كلاس هاي درس به وسايل كمك آموزشي جديد و رفع كمبود ها و كاستي هاي فعلي اولويت اول براي هرگونه تغيير ساختار و تحول است. آنها توصيه مي كنند كه با توجه به زمانبر و پرهزينه بودن و ملي بودن آسيب هاي اجراي شتابزده تغيير ساختار، بهتر است آموزش و پرورش ابتدا كمبودها و نارسايي ها و دغدغه هاي فعلي نظام آموزشي و معلمان را حل كند و سپس با آرامش و همراه كردن رواني جامعه و مهيا ساختن زيرساخت ها به اجراي تغييرات ساختاري اقدام كند. آگاهان و منتقدان اجراي نظام 3-3-6 از سكوت و بي تفاوتي «دستگاه هاي نظارتي» گله دارند و مي گويند: به موجب بند 2 ماده 6 قانون تشكيل شوراي عالي آموزش و پرورش تغيير بنيادي نظام آموزشي، بررسي و تصويب هدف ها و نظام آموزشي وزارت آموزش و پرورش بر عهده مجلس شوراي اسلامي است و آموزش و پرورش وظيفه داشته است در خصوص زمان و چگونگي اجراي نظام 3-3-3-3 حتي از مجلس كسب تكليف كند. اما متاسفانه در سكوت «مجلس هشتم» و كميسيون آموزش آن، آموزش و پرورش نه تنها اين كار را نكرده است بلكه مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبني بر اجراي نظام 3-3-3-3 را هم اجرا نكرده و مي خواهد نظام خودساخته 3-3-6 را اجرا كند.
در اين صورت آيا كميسيون آموزش مجلس نهم و كميسيون اصل 90 كه وظيفه دفاع از قوانين بر زمين مانده را دارد همچنان موضع سكوت را ادامه خواهند داد؟! آنها مي گويند شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه بر اساس فصل هشتم سند، وظيفه سياستگذاري و تصميم گيري كلان و ارزيابي و نظارت راهبردي فرآيند تحول بنيادين نظام تعليم و تربيت رسمي و عمومي را بر عهده دارد، چرا در برابر نگراني هاي موجود سكوت اختيار كرده و به وظيفه ارزيابي و نظارت خود عمل نكرده و مانع آغاز انحراف آلود سند هنگام اجرا نمي شود؟ چرا اجازه مي دهند آموزش و پرورش هر بلاو جفايي كه مي خواهد بر سر اين سند بياورد؟
منتقدان نظر نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي را به اين نكته جلب مي كنند كه در زمان وزارت محمدعلي نجفي، وزير وقت آموزش و پرورش، طرحي بر اساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش مبني بر شروع شدن مدارس از 15 شهريورماه ارائه شد، اما نمايندگان مجلس وقت اجازه اجراي اين طرح را نداده و جلوي آن را گرفتند. آنها نمايندگان را به مطالعه عميق و دقيق سند تحول دعوت كرده تا قانوني و مبتني بودن نظام 3-3-6 را بر سند تحول مورد بررسي قرار دهند و ميزان آمادگي و مهيا شدن زيرساخت ها را در سطح جامعه ارزيابي كنند و نيم نگاهي به آخرين آمار اعلام شده از طرف معاون نوسازي و تجهيز مدارس وزارت داشته باشند و مشاهده كنند چگونه اجراي شتابناك اين طرح تعداد هفت هزار و 700 مدرسه را تحت عنوان تغييركاربري، بدون كتابخانه يا آزمايشگاه يا سايت كامپيوتر يا نمازخانه خواهد كرد و چگونه از 2322 كلاس كانكسي و پيش ساخته به عنوان زيرساخت مهياشده براي تغيير نظام آموزشي ياد مي شود.
منتقدان اين طرح از سازمان بازرسي كل كشور كه بررسي عملكرد و وظايف دستگاه هاي دولتي را با توجه به قوانين و سياست هاي مصوب مورد ارزيابي و نظارت قرار مي دهد، دعوت كرده اند نظرات مخالفان و آگاهان به مسائل نظام آموزشي را مطالعه كند و با عملكرد آموزش و پرورش و قوانين و اسناد سند تحول مطابقت دهد.
موافقان هم براي اجراي اين تغيير دلايلي دارند
نظام آموزشي ابتدا به يك دوره شش ساله و دو دوره سه ساله 3-3-6 و در مرحله بعد به چهار دوره سه ساله 3-3-3-3 تقسيم مي شود. آموزش و پرورش هم قصد انحراف از سند تحول را ندارد و به دنبال آن است كه در آينده طرح به صورت 3-3-3-3 تثبيت شود. آنها مي گويند ما سه سال روي اين سند كار كرده ايم و اگر در اين دولت اين تغيير ساختار ايجاد نشود احتمال دارد در دولت هاي بعدي اجرا نشود. موافقان همچنين مي گويند با گنجانده شدن درس مهارت هاي زندگي در پايه ششم، مهارت بچه ها براي ورود به زندگي تكميل و عملي مي شود. تفكر و پژوهش لازمه زندگي امروزي است و اختصاص درس تفكر و پژوهش و كار و فناوري، نياز زيستن در جهان امروز را برآورده مي كند. معلمان ابتدايي علاقه مند به تدريس در پايه هاي بالاتر هستند و با وجود پايه ششم فرصت پيدا مي كنند با دانش و مطالعه بيشتر وارد كلاس شوند. نزديك شدن سن دانش آموزان به دوره راهنمايي از استرس و مشكلات تغيير دوره تحصيلي كم مي كند. سطح محتواي دروس راهنمايي و ابتدايي اكنون از يك تفاوت آشكار در رنج است. با ظهور پايه ششم و محتواي جديد، اين شكاف محتوا تا حدود زيادي پر مي شود.
افتراق و اشتراك مخالفان و موافقان
نكته مهم در اين ميان اين است كه هم مخالفان و هم موافقان «اصل تغيير» را انكار نمي كنند و نگراني و عدم نگراني از تحميل هزينه هاي سنگين و غيرقابل برگشت به سبب اجراي بدون زيرساخت و شتاب آلود، وجه افتراق آنان است. بنابراين در فرصت كوتاه باقي مانده، دستگاه هاي نظارتي مثل مجلس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي و... جمع بندي لازم را از آنچه «قرار بوده» اتفاق بيفتد و آنچه در حال رخ دادن است با جديت و براساس واقعيت هاي مدرسه يي و آموزشي، نه مصلحت هاي سياسي و گروهي انجام دهند و آن را اعلام كنند. تا چنانچه به رغم همه اين هشدار ها و انذار ها قرار است مهر امسال نظام آموزشي به 3-3-6 تغيير كند، هم آموزش و پرورش با جديت و شتاب بيشتري به آموزش معلمان و تبيين اهداف و تاثيرات اين تغيير براي جامعه و خانواده ها بپردازد و هم منتقدان به اين فكر كنند كه در اين اجراي شتاب آلود چگونه مي توانند به كم كردن اثرات منفي به آموزش و پرورش كمك كنند.
منبع: اعتماد
اكنون كه نرم نرمك به روز هاي آغازين سال تحصيلي نزديك مي شويم، مناسب است كه نگاهي به آنچه قرار است در آموزش و پرورش اتفاق بيفتد داشته باشيم و ديدگاه مخالفان و منتقدان را مروركنيم تا فرصت را براي پاسخگويي و تنوير افكار عمومي از طرف موافقان فراهم كرده باشيم. داستان از اين قرار است كه آموزش و پرورش تصميم گرفته است ساختار نظام آموزشي كشور را از مهرماه امسال به 3-3-6 تغيير دهد. يعني از امسال دانش آموزان شش سال در ابتدايي، سه سال در راهنمايي و سه سال در دبيرستان تحصيل مي كنند. با استقرار نظام 3-3-6 از امسال پايه اول راهنمايي تشكيل نمي شود و دانش آموزان كلاس پنجم هم به جاي رفتن به پايه اول راهنمايي، در پايه ششم ابتدايي درس مي خوانند و تلفيقي از كتب دبستان و راهنمايي را ياد مي گيرند. آموزش و پرورش ادعا دارد كه اين تغيير بر اساس سند تحول بنيادين آموزش و پرورش است. و بر اجرايي شدن آن در مهرماه اصرار مي ورزد. اين تصميم آموزش و پرورش با مخالفت طيف گسترده يي از آگاهان كه مسوولان اسبق وزارت آموزش و پرورش و برخي نمايندگان مجلس هم در ميان آنها هستند، مواجه شده است.
منتقدان چرا ساز مخالف مي زنند؟
مخالفان مي گويند اجراي نظام 3-3-6 انحراف از متن تحول بنيادين است چون بر اساس سند، نظام آموزشي بايد به چهار دوره سه ساله تغيير كند در حالي كه آموزش وپرورش مي خواهد در آغاز طرح به صورت 3-3-6 اجرا شود و در آينده به صورت 3-3-3-3 تغييرات را تثبيت كند. آنها مي گويند: توصيه مقام هاي عالي رتبه نظام هم در جمع معلمان نمونه اين بوده كه: «اين نسخه احتياج دارد به اينكه يك برنامه ريزي دقيق بر اساس بندبند اين سند انجام بگيرد چون بحث بر سر تحول بنيادين است، بحث تحول شكلي نيست. اين تحول احتياج دارد به برنامه ريزي، بايد قدم به قدم اين سند تحول برنامه ريزي شود.» اما آموزش و و پرورش تغيير شكلي را اولويت اول قرار داده است و از ميان 131 راهكار سند، ناگهان به سراغ راهكار 112 سند رفته و 111 راهكار و مقدمه و پيش نياز را ناديده گرفته است. منتقدان مي گويند هرگونه تغيير ساختار و افزودن پايه يي، بايد از كلاس اول آغاز شود و يك پايه از پايين به ابتدايي اضافه شود تا آموزش هاي دوره تحصيلي پيش دبستاني با تقليل سن ورود، رسميت يابد. اما اتفاق برعكس افتاده و اين تغيير به برشي از «ميانه» تبديل شده كه موجب به هم ريختن نظام آموزشي از وسط شده و باعث گسست محتوا و ارتباط مفاهيم و مطالب درسي مي شود.
آنها مبهم بودن ارتباط بين مفاهيم و محتواي پايه ششم خودساخته با پايه پنجم و دوره راهنمايي را از مشكلات اين طرح مي دانند و آموزش و پرورش را به نيازمودن تجربه پيش دانشگاهي در گذشته دعوت مي كنند. مخالفان اجراي نظام 3-3-6 مي گويند: در همه نظام هاي آموزش و پرورش موفق، هر طرحي هر چقدر هم خوب كارشناسي شده باشد، ابتدا در مقياس هاي آزمايشي در مدارس اجرا مي شود تا كارشناسان با جمع آوري و مطالعه بازخورد هاي منفي و مثبت معلمان و دانش آموزان و خانواده ها، از اثرات منفي آن هنگام اجراي سراسري كم كنند. در هيچ جاي دنيا محتواي درسي به صورت ضرب الاجلي وظرف چند ماه توليد و چاپ نمي شود. اما آموزش و پرورش مي خواهد تغيير به اين گستردگي و پرهزينه يي را كه بر همه ابعاد جامعه اثرگذار است بدون هيچ «آزمايش و تستي» در مقياس ملي اجرا كند. آنها مي گويند آموزش و پرورش بهتر است ابتدا همت و تلاش خود را معطوف تهيه و تصويب برنامه هاي اجرايي مرتبط با 131راهكار سند تحول بكند، نقشه اجرايي اين اسناد را تهيه و تصويب كند و سپس آن را در سطح درصدي از مدارس به محك آزمايش بسپارد و اشكالات و ايرادات را شناسايي و سپس در سطح ملي اجرا كند. منتقدان مي گويند همزيستي كودك اول ابتدايي و دانش آموز ششم كه به دوره نوجواني نزديك شده، در يك محيط از جهت اخلاقي و رفتاري مي تواند مشكلات تربيتي پيش بيني نشده يي را به همراه داشته باشد. به ويژه در مدارس روستايي و عشايري كه كلاس ها در بسياري از موارد به صورت مختلط و چندپايه با هم تشكيل مي شود.
آنان اضافه مي كنند امروزه در دنيا تغيير «ساختار و شكل» دغدغه نظام هاي آموزش قوي و پويا نيست بلكه «محتواي آموزشي» و «دانايي معلمان» و تجهيز آنها به شيوه هاي جديد آموزش و مجهز كردن كلاس هاي درس به وسايل كمك آموزشي جديد و رفع كمبود ها و كاستي هاي فعلي اولويت اول براي هرگونه تغيير ساختار و تحول است. آنها توصيه مي كنند كه با توجه به زمانبر و پرهزينه بودن و ملي بودن آسيب هاي اجراي شتابزده تغيير ساختار، بهتر است آموزش و پرورش ابتدا كمبودها و نارسايي ها و دغدغه هاي فعلي نظام آموزشي و معلمان را حل كند و سپس با آرامش و همراه كردن رواني جامعه و مهيا ساختن زيرساخت ها به اجراي تغييرات ساختاري اقدام كند. آگاهان و منتقدان اجراي نظام 3-3-6 از سكوت و بي تفاوتي «دستگاه هاي نظارتي» گله دارند و مي گويند: به موجب بند 2 ماده 6 قانون تشكيل شوراي عالي آموزش و پرورش تغيير بنيادي نظام آموزشي، بررسي و تصويب هدف ها و نظام آموزشي وزارت آموزش و پرورش بر عهده مجلس شوراي اسلامي است و آموزش و پرورش وظيفه داشته است در خصوص زمان و چگونگي اجراي نظام 3-3-3-3 حتي از مجلس كسب تكليف كند. اما متاسفانه در سكوت «مجلس هشتم» و كميسيون آموزش آن، آموزش و پرورش نه تنها اين كار را نكرده است بلكه مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبني بر اجراي نظام 3-3-3-3 را هم اجرا نكرده و مي خواهد نظام خودساخته 3-3-6 را اجرا كند.
در اين صورت آيا كميسيون آموزش مجلس نهم و كميسيون اصل 90 كه وظيفه دفاع از قوانين بر زمين مانده را دارد همچنان موضع سكوت را ادامه خواهند داد؟! آنها مي گويند شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه بر اساس فصل هشتم سند، وظيفه سياستگذاري و تصميم گيري كلان و ارزيابي و نظارت راهبردي فرآيند تحول بنيادين نظام تعليم و تربيت رسمي و عمومي را بر عهده دارد، چرا در برابر نگراني هاي موجود سكوت اختيار كرده و به وظيفه ارزيابي و نظارت خود عمل نكرده و مانع آغاز انحراف آلود سند هنگام اجرا نمي شود؟ چرا اجازه مي دهند آموزش و پرورش هر بلاو جفايي كه مي خواهد بر سر اين سند بياورد؟
منتقدان نظر نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي را به اين نكته جلب مي كنند كه در زمان وزارت محمدعلي نجفي، وزير وقت آموزش و پرورش، طرحي بر اساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش مبني بر شروع شدن مدارس از 15 شهريورماه ارائه شد، اما نمايندگان مجلس وقت اجازه اجراي اين طرح را نداده و جلوي آن را گرفتند. آنها نمايندگان را به مطالعه عميق و دقيق سند تحول دعوت كرده تا قانوني و مبتني بودن نظام 3-3-6 را بر سند تحول مورد بررسي قرار دهند و ميزان آمادگي و مهيا شدن زيرساخت ها را در سطح جامعه ارزيابي كنند و نيم نگاهي به آخرين آمار اعلام شده از طرف معاون نوسازي و تجهيز مدارس وزارت داشته باشند و مشاهده كنند چگونه اجراي شتابناك اين طرح تعداد هفت هزار و 700 مدرسه را تحت عنوان تغييركاربري، بدون كتابخانه يا آزمايشگاه يا سايت كامپيوتر يا نمازخانه خواهد كرد و چگونه از 2322 كلاس كانكسي و پيش ساخته به عنوان زيرساخت مهياشده براي تغيير نظام آموزشي ياد مي شود.
منتقدان اين طرح از سازمان بازرسي كل كشور كه بررسي عملكرد و وظايف دستگاه هاي دولتي را با توجه به قوانين و سياست هاي مصوب مورد ارزيابي و نظارت قرار مي دهد، دعوت كرده اند نظرات مخالفان و آگاهان به مسائل نظام آموزشي را مطالعه كند و با عملكرد آموزش و پرورش و قوانين و اسناد سند تحول مطابقت دهد.
موافقان هم براي اجراي اين تغيير دلايلي دارند
نظام آموزشي ابتدا به يك دوره شش ساله و دو دوره سه ساله 3-3-6 و در مرحله بعد به چهار دوره سه ساله 3-3-3-3 تقسيم مي شود. آموزش و پرورش هم قصد انحراف از سند تحول را ندارد و به دنبال آن است كه در آينده طرح به صورت 3-3-3-3 تثبيت شود. آنها مي گويند ما سه سال روي اين سند كار كرده ايم و اگر در اين دولت اين تغيير ساختار ايجاد نشود احتمال دارد در دولت هاي بعدي اجرا نشود. موافقان همچنين مي گويند با گنجانده شدن درس مهارت هاي زندگي در پايه ششم، مهارت بچه ها براي ورود به زندگي تكميل و عملي مي شود. تفكر و پژوهش لازمه زندگي امروزي است و اختصاص درس تفكر و پژوهش و كار و فناوري، نياز زيستن در جهان امروز را برآورده مي كند. معلمان ابتدايي علاقه مند به تدريس در پايه هاي بالاتر هستند و با وجود پايه ششم فرصت پيدا مي كنند با دانش و مطالعه بيشتر وارد كلاس شوند. نزديك شدن سن دانش آموزان به دوره راهنمايي از استرس و مشكلات تغيير دوره تحصيلي كم مي كند. سطح محتواي دروس راهنمايي و ابتدايي اكنون از يك تفاوت آشكار در رنج است. با ظهور پايه ششم و محتواي جديد، اين شكاف محتوا تا حدود زيادي پر مي شود.
افتراق و اشتراك مخالفان و موافقان
نكته مهم در اين ميان اين است كه هم مخالفان و هم موافقان «اصل تغيير» را انكار نمي كنند و نگراني و عدم نگراني از تحميل هزينه هاي سنگين و غيرقابل برگشت به سبب اجراي بدون زيرساخت و شتاب آلود، وجه افتراق آنان است. بنابراين در فرصت كوتاه باقي مانده، دستگاه هاي نظارتي مثل مجلس و شوراي عالي انقلاب فرهنگي و... جمع بندي لازم را از آنچه «قرار بوده» اتفاق بيفتد و آنچه در حال رخ دادن است با جديت و براساس واقعيت هاي مدرسه يي و آموزشي، نه مصلحت هاي سياسي و گروهي انجام دهند و آن را اعلام كنند. تا چنانچه به رغم همه اين هشدار ها و انذار ها قرار است مهر امسال نظام آموزشي به 3-3-6 تغيير كند، هم آموزش و پرورش با جديت و شتاب بيشتري به آموزش معلمان و تبيين اهداف و تاثيرات اين تغيير براي جامعه و خانواده ها بپردازد و هم منتقدان به اين فكر كنند كه در اين اجراي شتاب آلود چگونه مي توانند به كم كردن اثرات منفي به آموزش و پرورش كمك كنند.
منبع: اعتماد
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


