به جای کوبیدن فوتبال فاصله ها را کم کنید
کسب 12 مدال طلا، نقره و برنز در المپیک 2012 لندن همراه با شور و شعفی که در بین ایرانیان ایجاد کرد سبب حمله به فوتبال شده است. این روزها هر که از راه می رسد در کنار تحسین ورزشکاران، فوتبال را به باد انتقاد می گیرد و خلاصه روزی نیست که این فوتبال از حملات لفظی شدید الحن در امان بماند.
علت چیست؟ عیب از ماست یا فوتبال؟ 8 آذر 76 را که از یاد نبرده اید، روزی که تیم ملی در ملبورن استرالیا را متوقف کرد و به جواز حضور در جام جهانی 1996 دست یافت. آن روز غرور ملی برانگیخته شد. پیر و جوان در جای جای ایران به خیابان ها ریختند و تا پاسی از شب با پرچم سه رنگ به جشن و پایکوبی پرداختند و تا مدت ها در هر کوی و برزنی صحبت از نمایش دلیرانه ایرانی ها و گل خداداد عزیزی بود، مهاجم ریز نقشی که به حماسه ساز ملبورن شهرت یافت. تا مدت ها فوتبال ایران در کانون توجه رسانه های خارجی قرار داشت و آنها مانده بودند که چگونه تیم ملی در ورزشگاه کریکت ملبورن، استرالیا را با مربی گران و هم چنین ستاره های متعددش متوقف کرده است. آن روزها همه غیرت و تعصب ایرانی ها را مثال زدنی می دانستند و...
ماهها بعد برتری تیم ملی در برابر آمریکا سبب برپایی جشن ملی دیگری شد. گل های حمید استیلی و مهدی مهدوی کیا چنان چشم نواز بود که این بار مردم با شور و شوق و شعف بیشتری این پیروزی غرور آفرین را در خیابان ها جشن گرفتند. نمایش در خورتحسین ایران در برابر یوگسلاوی و آلمان و هم چنین پیروزی غرور آفرین در برابر آمریکا فوتبالیست های ایرانی ها را به باشگاههای اروپایی سرازیر کرد تا جایی که بیش از 20 بازیکن ایرانی به عضویت تیم های اروپایی درآمدند و بازی خوب آنها رسانه های گروهی خارجی را وادار به تحسین فوتبال ایران و ایرانی ها کرد...
و این فوتبال همان فوتبال است. فوتبال نه در ایران بلکه در همه ممالک مهیج ترین و جذاب ترین رشته ورزشی است و طرفداران بی شماری دارد و جالب اینکه ورزشکاران سایر رشته ها نیز به آن علاقمند هستند و وقتی پای بازی های ملی به میان می آید با استرس خاصی بازی را دنبال می کنند و بالا و پا ئین می پرند. نمونه اش احسان حدادی، در مصاحبه ای که با عادل فردوسی پور داشت ازعلاقه وافر خود به فوتبال سخن گفت و اذعان داشت خیلی دوست دارد در یکی از تیم ها دروازه بانی کند.
عیب از فوتبال نیست. عیب از ماست که این فوتبال را خراب کرده ایم. در کنار توجه به فوتبال از سایر رشته ها غافل مانده ایم و هر چه پول بود به فوتبال داده ایم. این هم فوتبال را خراب کرده است و هم سایر رشته ها را از رشد بازداشته است. چاره کار کوبیدن فوتبال نیست. باشگاهها که اکثرا دولتی هستند و توسط مدیران دولتی اداره می شوند باید نگاه خود را تغییر دهند. آنها می بایست در کنار تیمداری در فوتبال در سایر رشته هایی که ایرانی ها در آن تبحر دارند، فعایت کنند مثل دوومیدانی، وزنه برداری، کشتی، بوکس و...این به راحتی امکان پذیر است .
اگر هر باشگاهی بخواهد قدری از بودجه فوتبال خود را بکاهد حداقل می تواند در یک رشته دیگر تیمداری کند. امروز یک ستاره فوتبال کم کم یک میلیارد تومان می گیرد که این با بودجه یک سال وزنه برداری برابری می کند، رشته ای که در المپیک یک مدال طلا، دو مدال نقره و یک مدال برنز برای ما به ارمغان آورد. خب هیچ کس انتظار ندارد بودجه وزنه برداری با فوتبال مساوی شود چرا که در هیچ جای جهان این گونه نیست اما این همه فاصله هم بی انصافی است.
به جای کوبیدن فوتبال باید فاصله ها را کم کرد. چرا باید بهداد سلیمی، قوی ترین مرد جهان بی تیم باشد؟ یک بازیکن فوتبال یک میلیارد می گیرد اما بهترین وزنه بردار در یک فصل دستمزدی در حدود 10 تا 15 میلیون تومان خواهد داشت و میزان پولی که به وزنه بردار برای یک فصل پرداخت می شود هم 4 تا 5 میلیون تومان است. به جای کوبیدن فوتبال باید فاصله ها را کم کرد...
1-دولت فقط به فوتبال ملی کمک کند
2-تیمداری درفوتبال به بخش خصوصی واگذارشود
3-ژیمناستیک-شنا-دوومیدانی درمدارس بسیارجدی گرفته شود
4-به ورزشهای مدال آوربودجه کافی تخصیص داده شود
5-درتعمیم وگسترش سایرورزشهادرمدارس ودانشگاههااهتمام ورزیده وموردحمایت قرارگیرند
6-وضعیت معیشت-تحصیل واشتغال وپاداش مدال آوران آسیایی-بازیهای آسیایی-جهانی والمپیک باتقدیم لایحه به مجلس مشخص گردد



