صنايع دستی، سفرای فرهنگی ماست
معاون صنايع دستی سازمان ميراث فرهنگی
کد خبر: ۲۶۵۷۴۶
| | 5791 بازدید
دفتر كارش پر از صنايع دستي از نقاط مختلف كشوراست ؛ از ميز و آينه خاتم گرفته تا تابلويي سفالي. هنگام مصاحبه بارها به صنايع دستي اهدا شده اشاره و با وجد در مورد هر يك از آنها صحبت ميكند. او تنها كسي است كه با اطمينان و قاطعيت معتقد است كه درآمد صنايع دستي به تنهايي ميتواند جايگزين درآمدهاي نفتي شود.
شايد براي همه ما جاي سوال باشد كه چطور درآمد صادرات صنايع دستي كه سال گذشته به حدود 500 ميليون دلار رسيد ميتواند پا جاي درآمد نفت كه در سال 90 به بيش از يکصد ميليارد دلار رسيد بگذارد، اما با همه اين فاصلهها محمدحسن صالحيمرام، معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي كشور ميگويد ميشود و تنها راه رسيدن به اين هدف نيز جدي گرفتن اين حوزه و سرمايهگذاري در اين بخش است. مشروح گفتوگو با وي را ميخوانيد.
حدود شش سال از ادغام صنايع دستي در سازمان ميراث ميگذرد ولي انتظاراتي كه وجود داشت، تامين نشده و برخي اذعان ميكنند كه هنوز هم مديريت منسجمي وجود ندارد. به نظر شما آيا اين ادغام درست بوده و ادغام سازمان صنايع دستي در سازمان ميراث بعد از شش سال چه نتايجي در پي داشته است؟
به اذعان تمام كارشناسان مجموعه صنايع دستي قابليت تبديل شدن به يك وزارتخانه را دارد؛ چون صنايع دستي اصالتا يك مجموعه پرتوان و كاملا ملي و بومي است. صنايع دستي مزيت نه نسبي بلكه مطلق كشور ماست. بيش از 95 ـ 93 درصد نهادههاي اوليه در حوزه صنايع دستي در داخل كشور توليد ميشود. ما براي تامين مواد اوليه نياز نداريم دست جلوي كسي دراز كنيم و تجهيزات و دستگاههاي پيچيدهاي نياز ندارد. هزينه ايجاد هر شغل در حوزه صنايع دستي نهايتا سه تا پنج ميليون تومان است و ارزآوري آن بسيار بالاست. امروزه در كشورهاي توسعه يافته همه بر اين موضوع تاكيد دارند كه مالكيت بايد از اختيار دولت خارج شود و به بخش خصوصي واگذار شود، با توجه به اين موضوع ميتوان گفت 100 درصد مالكيت در حوزه صنايع دستي در اختيار بخش خصوصي است، يعني 1 درصد هم در اختيار دولت نيست؛ اين يعني يك اقتصاد توسعه يافته.
از مزاياي ديگر صنايع دستي سازگار بودن آن با طبيعت است. در واقع آنچه با دستهاي هنرمندان ما ساخته ميشود همه قابل بازگشت به طبيعت است.
نكته بعدي، الهامبخش بودن صنايع دستي است. اين حوزه هنر و زيبايي و لطافت را با خود دارد. مثلا در يك تابلوي برجسته سفالي نقش يك اسطوره از دل ده كيلو گل درآورده و به قيمت گرانتر از يك بشكه نفت فروخته ميشود؛ چرا نبايد از چنين پتانسيلي استفاده كرد، وقتي كشوري چنين ظرفيت بالايي دارد و ميتواند در اقتصاد تاثيرگذار باشد. در حال حاضر 5/2 ميليون نفر در حوزه صنايع دستي فعاليت ميكنند و از همه مهمتر تعلق و اصالت اين هنر و صنعت به كشور ماست در واقع ميراث جاودان نياكان پاك ايران است. به نظرم طبق آنچه كه ائمه معصومين(ع) هم تاكيد داشتند، از وظايف يك پدر، آموختن يك حرفه خوب به فرزندش است.
در مورد بحث ادغام توضيح نداديد؟
بر اين باورم كه صنايع دستي قابليت تبديل شدن به يك وزارتخانه را دارد.
البته محدوديتهايي وجود دارد. نخبگان سياسي كشور بايد به اين باور برسند كه هر چه در اين حوزه وجود دارد خير است و شري در آن نيست. پرداختن به هر كاري معايب و محاسني دارد اما اهتمام به صنايع دستي همه خير است.
كشورهاي ديگري هم هستند كه در صنايع دستي حرفي براي گفتن دارند، آيا اين كشورها تشكيلاتي در حد وزارتخانه داشتند كه در اين حوزه به پيشرفتهايي رسيدند؟
هيچ كشوري قابليت ما را ندارد. ما از نظر مرغوبيت توليدات رتبه اول جهان را داريم و 116 اثر از صنايع دستي كشور تاكنون نشان مرغوبيت سازمان جهاني يونسكو را دريافت كرده است. از نظر تنوع و كثرت نيز با 362 بخش رتبه اول را داريم. فقط از نظر صادرات در رتبه سوم قرار گرفتهايم.
فرش را نيز در رتبهبنديها لحاظ كرديد؟
خير. فرش را لحاظ نكرديم. اگر فرش را در نظر بگيريم شايد در حوزه صادرات صنايع دستي رتبه دوم را داشته باشيم.
اولين كشور كدام است؟
الان چين است.
با چنين قابليتهايي، صنايع دستي هنوز در جايگاه اصلي خودش قرار نگرفته است. امروز اگر بخواهيم صنايع دستي را با ديگر صنايع مقايسه كنيم، به صرفهترين صنعت همين صنايع دستي است.
شما بارها در صحبتهايتان اشاره كرديد كه درآمد صنايع دستي ميتواند جايگزين درآمدهاي نفتي شود اما درآمدي كه سال گذشته از محل صادرات صنايع دستي شاهدش بوديم حدود 500 ميليون دلار است كه با درآمدهاي نفتي فاصله زيادي دارد و كشورهايي كه در بحث صنايع دستي حرفي براي گفتن دارند هيچ وقت درآمد اصلي كشورشان از اين محل نيست. آيا اين گونه صحبتها شعاري نيست؟
من حرف خودم را ثابت ميكنم؛ اولا كشورهاي ديگر زيباييها و هنرهاي ما را ندارند و دوم اينكه آيا ما در اين حوزه سرمايهگذاري كردهايم؟ نكرديم!
من نميدانم در صد سال گذشته چقدر در حوزه نفت سرمايهگذاري كرديم اما ميدانم سال گذشته 20 ميليارد دلار در حوزه نفت سرمايهگذاري كرديم در حالي كه چنين سرمايهگذاري در بخش صنايع دستي نشده است. امسال هم 14 ميليارد دلار رئيسجمهور دستور دادند از محل صندوق توسعه ملي براي پروژههاي نفتي سرمايهگذاري شود. من از شما مي پرسم اگر اين 34 ميليارد در صنايع دستي سرمايهگذاري شود چه اتفاقي ميافتد؟
به هر حال اين نكته بر كسي پوشيده نيست كه سرمايهگذاري در بخش صنايع مسير توسعه هر كشوري را رقم ميزند و بازدهياي هم كه در بخش صنعت هست، در بخش كشاورزي و صنايع دستي نيست، بنابراين توجه به صنايع دستي ميتواند درآمدها را افزايش دهد اما نميتواند جايگزين درآمد اصلي كشور شود؟
اينكه ميگوييم درآمد صنايع دستي ميتواند جايگزين نفت شود نگفتيم كه يك روزه، اين اتفاق بايد بيفتد. براي اينكه بتوانيد به صادرات عظيم برسيد بايد توليد بزرگ داشته باشيد. براي توليد بزرگ بايد سرمايهگذاري بزرگ داشته باشيد تا اين فرآيند طي شود تا اثرات آن را ببينيد.
آنچه كه از هنرهاي سنتي و صنايع دستي در ذهن مردم است چيزهاي تزئيني و دكوري است.
صنايع دستي ما شامل 3 بخش است. يك بخش كه صرفا تزئيني است مثل تابلوهاي قلمكاري شده كه بسته به مواد آن ميتواند از صد ميليون تومان تا 5 ميليارد تومان قيمت داشته باشد، يعني ميتواند از جنس مس، نقره يا طلا باشد و حتي از سنگهاي قيمتي در آن استفاده شود؛ اما بخش ديگري از صنايع دستي مصرفي است. در حالي كه الهامبخش و زيبا هم هست، همچنين محصولاتي از صنايع دستي هست كه هم مصرفي هستند و هم كاربردي. در حال حاضر يك گلدان بلور خارجي 200ـ150 هزار تومان قيمت دارد.
اما الان در كشورمان خيلي بهتر از آن توليد ميكنيم كه طلاكاري شده و تراشهاي زيبا خورده است، يا يك ميز خاتم با آيينه هم هنري است و هم كاربردي كه در شيراز قيمت اين ميز آيينه خاتمكاري شده 80 ـ70 ميليون تومان است، اما اگر به خارج از كشور فرستاده شود دوسه برابر قيمت پيدا خواهد كرد؛ چون مشرتيانش در دنيا فراوان هستند.
آنچه كه ما بيشتر رويش مانور ميدهيم كالاهاي هنري مصرفي هستند از سيسموني بچه بگيريد كه در حوزه صنايع دستي تعريف ميشود تا تخت و كمد و لباسهايش. اسباببازيها و عروسكهايش كه در كشور ساخته ميشود تا ميز سفره عقد، با تمام ملزوماتش همه اينها به نوعي در حوزه صنايع دستي قابل تعريف هستند.
براي فرهنگسازي چه بايد كرد تا مردم به خريد صنايع دستي و صنايع كاربردي روي بياورند و حتي توليدكنندهها با توجه به نياز مصرفي مردم توليد كنند.
من از تمام كساني كه قبل از من در اينجا زحمت كشيدند تشكر ميكنم و هيچ وقت زحمات گذشتگان را نفي نميكنم، چون آنها براساس امكاناتشان كار كردند. اگر امكانات بيشتري به آنها داده ميشد حتما گامهاي بزرگتري برميداشتند، مطمئنم هركسي در كسوت معاونت سازمان كاركرده خون دل خورده، اما واقعيت اين است كه ما ميتوانستيم خيلي جلوتر از جايي باشيم كه الان هستيم. ما در حوزه فرهنگسازي ضعيف عمل كرديم. بخش بسيار محدودي از اين ماموريت در حوزه سياستگذاري تبليغات به ما ارتباط دارد اما بخش بسيار عمده فرهنگسازي به رسانه ملي و ساير رسانهها برميگردد. چون اين حوزه حوزه دفاع از هويت است و حفظ هويت ملي كشور وظيفه مهم رسانه ملي و وظيفه ساير رسانههاست.
ما كارهايي را شروع كرديم اما فكر ميكنم كافي نيست چون اين حوزه، حوزه بزرگي است. مثلا در حوزه پوشاك تنوع بسياري وجود دارد. پوشاك اقوام ايراني آنقدر زيباست كه در نمايشگاه امسال از غرفهداران خواهش كرديم با لباس محلي حضور داشته باشند كه اين پوشش سنتي براي بازديدكنندگان خارجي بسيار جالب بود. تعدادي سياهچادر برپا كرديم كه غذاهاي سنتي ايراني را سرو ميكردند، همه اينها مورد استقبال قرار گرفت.
پس وقتي پوشاك سنتي، غذاي سنتي، موسيقي سنتي و طب سنتيمان در كنار هم قرار ميگيرند، اين گلهاي جدا از هم در كنار هم گلستان ميشوند.
كارهاي زيادي لازم است تا به مردم بگوييم شما كه دنبال كيفيت و كالاي برتر هستيد، اين كالا در كشور خودمان وجود دارد. مثل ساير صنايع نيست كه رتبه پنجم و دهم و صدم را داشته باشيم، بلكه ما رتبه اول جهان را داريم. بهترين مصنوعات شيشه، سفال و حتي چيني در كشور ما ساخته ميشود.
پس چرا در بخش بازاريابي موفق عمل نكرديم؟
چون سازمان نداشته، هركس جداگانه عمل كرده است. در حالي كه بايد يك مجموعه آن را حمايت كند. نكته بعدي نبود تشكلهاي قوي در اين حوزه بوده و تازه تشكلهايي در حال شكل گرفتن در اين حوزه است.
چه تعداد تشكل فعال شدند؟
سه، چهار تشكل فعاليت ميكنند كه به نظر من كافي نيست. نكته بعدي عدم دسترسي كافي به بازارهاي جهاني است. اولين بار است كه امسال سعي ميكنيم بتوانيم در دنيا فروشگاههاي دائمي داشته باشيم.
نمايشگاههاي موقت برگزار ميشود اما فقط حكم تنفس مصنوعي را براي زنده نگه داشتن يك نفر دارد.
ما در 15ـ10 نمايشگاه خارجي شركت ميكنيم كه بگوييم ما هم هستيم.
اما با ايجاد فروشگاهها و گالريهاي دائمي است كه ميشود به صورت دائمي در بازار حضور داشته باشيم تا با گذشت يكي دو سال بتوانيم حضورمان را در بازارهاي جهاني تثبيت كنيم.
كشورهاي هدف تعيين شده است؟
تمام كشورهاي دنيا ميتوانند كشور هدف باشند، اما باتوجه به ويژگي خاص كالاهاي صادراتي ما جامعه هدف ما جوامع برخوردار هستند كه بيشتر شامل كشورهاي اروپاي غربي، آمريكا، جنوب غرب آسيا، هستند. همچنين يكي از بزرگترين بازارهاي ما بازار چين است؛ ما بيشترين سرمايهگذاري را روي اين بازار انجام ميدهيم چرا كه جمعيت برخوردار آن به 15 درصد رسيده كه 15 درصد يك ميليارد برابر جمعيت اروپا خواهد شد.
اما از طرفي چين رقيب ما خواهد شد چرا كه اين كشور بسياري از كارهاي ايران را كپي ميكند؟
آنها نميتوانند بهتر از ما توليد كنند، چون كالاهاي ما واقعا قابل تقليد نيستند. امروز در دنيا كالاهاي ايراني از اين جهت قابل تقليد نيست كه رقابتناپذير است. كسي كه يك تابلو را كار ميكند در دنياي مدرن برايش نميصرفد كه براي توليد آن اين همه وقت بگذارد. دستگاه هم كه نميتواند مثل آن را توليد كند؛ لذا آنچه كه ارزش كار هنرمندان ما را بالا ميبرد اين است كه اينها روح و جان و جسم و ذهن خود را فدا ميكنند.
در حال حاضر چين به بازار داخلي ما نفوذ كرده و خيلي از صنايع دستي ما را توليد ميكند؟
واردات كالا دوگونه است. يكي قاچاق است كه بشدت بايد با آن برخورد كنيم و ديگري ورود قانوني است.
اگر بخواهيم جلوي ورود قانوني را بگيريم محصولات ما را به كشورشان راه نميدهند و در آن صورت هركس بايد در محدوده محلي خودش محصور شود.
ما با ورود قانوني مخالفتي نداريم چون رقابت ايجاد ميكند.
البته بسياري از كالاهايي كه فكر ميكنيد چيني هستند در ايران توليد ميشوند. به عبارتي ديگر از چين وارد نميشود بلكه اينجا كپي ميشود.
شايد در برخي محصولات خارجي مثل پوشاك و لوازم خانگي توليدكنندگان داخل علاقهمند باشند براي جلب مشتري از برندهاي خارجي استفاده كنند اما در صنايع دستي كه ما حرفي براي گفتن داريم چه لزومي دارد كه توليدات داخلي به اسم چين فروخته شود؟
كاري كه چين انجام ميدهد به لحاظ هنري و كيفي پايين است و قيمت پاييني هم دارد. در حوزه سفال در لالهجين بخشي از كارهاي چين را توليد ميكنند.
من در اقتصاد به اصل رقابت آزاد معتقدم. مردم بهترينها را انتخاب ميكنند. افرادي كه از كيفيت پايينتري برخوردارند، خودشان در فرآيند رقابت آزاد مثل كف كنار ميروند. اقتصاد دستوري نيست. ممكن است مدتي با فشار بتوانيد كار را متوقف كنيد، اما آنها زيرزميني كار خود را انجام ميدهند و غيرقانوني توليد ميكنند. كالاهاي چيني موجود در كشور در مقايسه با كالاهاي ايراني يك به صد هم نيست.
مثلا خود شما تعصب داريد كه كالاي ايراني بخريد، اما وقتي فرزندتان از كالايي خوشش ميآيد كه چيني است، مجبور ميشويد آن را خريداري كنيد يا ممكن است ببيند قيمت كالاي چيني كمتر است، ترغيب به خريد آن شويد.
براي افزايش قدرت رقابتي محصولات داخلي بايد چه كرد؟
ما براي اينكه بتوانيم در صنعت خودمان رقابت را بالا ببريم، چند راهكار داريم كه يكي از مهمترين آنها، ايجاد بازارچههاي فروش دائمي است.
متاسفانه الان ما يك بازارچه دائمي در ايران نداريم كه به شما معرفي كنم تا برويد و كالاي ايراني بخريد.
قرار بود تا اول مرداد چند فروشگاه در خارج از كشور ايجاد شود، اين قضيه به كجا رسيد؟
در حال احداث فروشگاههايي در چين و شانگهاي هستيم، البته در هفت كشور اين فروشگاهها را ايجاد خواهيم كرد و موافقتنامههايش آماده شده است.
فروشگاهها زنجيرهاي خواهد بود؟
تقريبا، چون برند هستند.
تحت نام چه برندي؟
مختلف است.
براي ارزان شدن قيمت فروش صنايع دستي چه بايد كرد؟
راهكار اصلي ارزان شدن صنايع دستي ما اين است كه اتحاديهها بيايند و متولي بازارچههاي داخلي شوند. آنچه در نقاط مختلف شهر و كشور، شاهدش هستيم، اين است كه كار يك صنعتگر ما با پنج، شش برابر قيمت واقعي عرضه ميشود.
من اصل واسطهها را در اقتصاد نفي نميكنم. اگر واسطهها نباشند، امكان گسترش كار وجود ندارد، اما يك نكته هست و آن اينكه انصاف نصف دين است، اما در اينجا رعايت نميشود. به عنوان مثال وقتي قيمت تمام شده يك قندان كه 2000 تومان است و با يك سود معقول بايد 2200 تومان فروخته شود، قيمتش ميشود ده هزار تومان. در چنين شرايطي شما ترجيح ميدهيد كالاي چيني را كه 6000 تومان است و كيفيت پايينتري دارد، انتخاب كنيد.
معتقدم با ايجاد بازارچههاي صنايع دستي، محصول تنها با 20ـ 10 درصد بالاتر از قيمت تمام شده فروخته خواهد شد. در آن صورت مردم كالاي ايراني را انتخاب ميكنند.
تعهد ما اين است كه در پنج سال آينده60 بازارچه صنايع دستي ايجاد كنيم و اميدواريم اين اتفاق بيفتد. البته اگر دولت بودجهاي را كه براي اين پنج سال در نظر گرفته است، در سال 91 بدهد ما حتما اين 60 بازارچه را زودتر راهاندازي ميكنيم.
راه ديگر پايين آوردن قيمت تمام شده محصولات صنايع دستي كاهش قيمت مواد اوليه از طريق سازماندهي اين كار است تا از دست واسطه خارج شود. امروز مواد اوليه هم دست واسطههاست.
ما با تقويت اتحاديهها سعي ميكنيم مواد اوليه در اختيار آنها قرار بگيرد تا بتوانند با قيمت پايين محصول را به كارگاهها برسانند.
نكته بعد در بحث هزينههاي توليد، كاهش هزينه انرژي است. در صدد هستيم كه صاحبان كارگاههاي صنايع دستي هم از يارانه صنعتي برخوردار شوند.
ضعف در بستهبندي يكي از مشكلات بخش صنايع دستي است. در اين بخش چه اقداماتي انجام داديد؟
حركت ديگري كه بايد در مسير جهاني شدن صنايع دستي انجام دهيم، توجه به بستهبندي صنايع است، كه قبلا بسيار ضعيف عمل شده است. براي توجه دادن به اين بخش ما دومين نمايشگاه بستهبندي را در استان البرز برگزار كرديم كه البته اين اقدام براي من يك كار 60 درصدي است و صد در صدي محسوب نشد، اما با كارهاي علمي كه صورت ميگيرد و با وامهايي كه انشاءالله امسال از محل اعتبارات صندوق توسعه ملي خواهيم داد، تلاش خواهيم كرد كه وضع بستهبندي صنايع دستي را بهبود ببخشيم.
توافقنامه سازمان ميراث با صندوق توسعه ملي براي پرداخت 500 ميليارد تومان تسهيلات به كجا رسيد؟
در حال مبادله است.
سازوكار پرداختياش چطور است؟ و صنايع چطور شناسايي ميشود و سهم هر صنعت دستي چگونه مشخص ميشود؟
بعد از اين كه مبادله شود، سهم هر بخش براساس ظرفيتهاي هر استان براي جذب مشخص ميشود. چون ما از قبل درخواستهايي داشتهايم و يكسري از كارگاهها متقاضي استفاده از اين وامها هستند. ما براساس نياز استانها و ظرفيتشان براي جذب نسبت به تقسيم و تخصيص تسهيلات برنامهريزيهايي كردهايم.
مدت بازپرداخت و نرخ سود چقدر است؟
نرخ سود 4 درصد است و براساس بازگشت سرمايه مدت بازپرداخت را تعريف خواهيم كرد.
بازپرداخت به صورت ريالي خواهد بود؟
در داخل بله. اما اگر خارجيها بخواهند كالاي ايراني بخرند، به صورت ارزي هم وام خواهند گرفت.
آيا شروع پرداخت به امسال ميرسد؟
بله. از نيمه دوم پرداخت خواهد شد.
آيا كارگاههايي كه بيشتر نياز دارند، شناسايي شدند؟
نيازها مختلف است. امروز صنعت بستهبندي، صنعت سفال، صنعت شيشه، صنعت كفپوشها و دارهاي قالي همه متقاضي استفاده از تسهيلات هستند و بستگي به بزرگي و كوچكي كارگاهها دارد نه به صنعت.
آيا آماري از تعداد كارگاهها و هنرمندان صنايع دستي داريد؟
كارگاهها زياد هستند. ما تا به حال توانستيم بيش از 250 هزار كارگاه را شناسايي كنيم. منتها بعضي كارگاهها هستند كه در آمارها نيامدند. من معتقدم خانهاي كه يك نفر داخلش گليم ميبافد، آن هم كارگاه محسوب ميشود.
البته هنرمند با صنعتگر فرق دارد. هنرمند يك كار خاص را انجام ميدهد كه تيراژ ندارد اما صنعتگر كسي است كه يك كار هنري را به صورت تيراژ انجام ميدهد.
چه تعداد تاكنون بيمه شدهاند؟
در حال حاضر قريب به 120 هزار نفر بيمه شدند كه 10 درصدش هنرمند هستند و باقي صنعتگر و كارگر هستند. البته ما در آغاز راه هستيم. در حالي كه اين صنعت عمر هشت هزار ساله دارد و معتقديم به هر دليل و بهرغم توصيههاي مكرر مقام معظم رهبري براي سرمايهگذاري در اين حوزه متاسفانه سرمايهگذاري جدي انجام نشده است.
براي اين كه در بازارهاي جهاني حرفي براي گفتن داشته باشيم آيا بايد به دنبال توليد صنايع دستي به صورت كارگاهي و با تيراژ بالا باشيم يا به دنبال حمايت از هنرمندان اين بخش كه به صورت انفرادي و توليد صنايع خاص اقدام ميكنند، باشيم؟
بستگي دارد كه ميخواهيم روي چه كالايي كار كنيم يك موقع شما ميخواهيد كالاهاي خاصي را به گالريهاي خاص ببريد خوب به تبع كارهاي كارگاهي جواب نميدهد. هنرمندان هستند كه كار خاص و آنتيك انجام ميدهند اما يك موقع ميخواهيد به فروشگاه زنجيرهاي برويد و غرفه ايران بزنيد خوب مجبور هستيد شيشه، سفال، گليم، گبه، مبل، خاتم، قلمزني، پوشاك، گيوه و... با خود ببريد.
برنامهريزي كرديم تا علاوه بر ايجاد گالري حراج در كيش انشاءالله گالريهاي خاصي را هم در كشورهاي هدف ايجاد كنيم تا صرفا كارهاي آنتيك را به نمايش بگذارند.
سرمايهگذاري آن از طرف بخش خصوصي خواهد بود يا دولت كمك ميكند؟
ما هيچ سرمايهگذاري نخواهيم كرد فقط تسهيلات خواهيم داد.
انشاءالله تسهيلات صندوق شامل حالشان خواهد شد.
تمام افتخار ما بر اين است كه تمام مالكيت صنايع دستيمان در اختيار بخش خصوصي است و اين نبايد آسيب ببيند چون آيتم بزرگي است.
به اعتقاد بسياري جدا شدن فرش از صنايع دستي كاري است اشتباه به عقيده شما آيا نبايد صنعت فرش نيز جزو صنايع دستي محسوب شود و از نظر تشكيلاتي به هم بپيوندد؟
ما از دولت درخواست كرديم كه فرش به بخش صنايع دستي برگردد. جدا كردن فرش اشتباه بوده است و دليلش را نميدانم. با جدا شدن فرش از صنايع دستي فروشگاههاي خارج از كشور هم جدا شدند.
ما به دنبال پيوند دادن اينها هستيم چون شما بايد سبك و سياق زندگي ايراني را يكجا نشان دهيد.
آيا 7 فروشگاه زنجيرهاي كه از آن ياد كرديد تا پايان سال در خارج از كشور احداث خواهد شد؟
بله. سعي خواهيم كرد اين فروشگاهها را در فرانسه، سوئيس، سوئد، آلمان، چين، اندونزي و مالزي ايجاد كنيم و در نظر داريم تا پايان سال حداقل در 30 ـ 20 نقطه از جهان نمايشگاه برگزار كنيم.
من هر روز با خود تكرار ميكنم كه عَرضه، عُرضه ميخواهد. اگر ما عرضه داشته باشيم دنيا طالب صنايع دستي ماست.
پيشبيني ميكنيد تا پايان سال صادرات صنايع دستي به چه ميزان برسد؟
هدفگذاري ما 5/1 ميليارد است ولي اميدوارم به بيشتر از اين برسيم ما طي هشت سال از (84 ـ 76) 570 ميليون دلار صادرات داشتهايم. اما در هفت سال گذشته 5/1 ميليارد صادرات صنايع دستي داشتيم.
اميدواريم امسال بتوانيم يك باره ركورد هفت سال را بزنيم.
بنده از اواسط كار آمدم. در برنامهريزيها حضور نداشتم ولي كار را با قدرت شروع كرديم. ايجاد كار گروه گردشگردي، صنايعدستي و ميراث فرهنگي در دولت، ايجاد شبكه راديو تلويزيوني و نگاه مثبت رئيسجمهور و صدبرابر شدن تسهيلات ما اتفاقات خوبي است كه ميتواند تاثيرات خوبي داشته باشد.
در خارج كشور هم با ارتباطي كه با نمايندگيهاي خارج از كشور داريم فكر ميكنم به يمن دعاي خوبان عالم و الطاف الهي ميتوانيم به هدف برسيم.
براي حمايت از پيشكسوتاني كه سني از آنها گذشته و با وجود هنرهاي بسياري كه دارند اما متاسفانه در فقر بسر ميبرند و ممكن است حتي بعد از مرگشان آموختههاي آنها نابود شود، چه اقدامي كرديد؟
الان ما صنعت در حال انقراض نداريم بيش از بيست و سه و بيست و چهار مورد از هنرهاي ما در حال انقراض بودند كه با شناسايي استاد كارها احيا شدند. فرآيند آموزش در صنايع دستي طولاني نيست.
صنايع دستي ما هيچوقت نابود نخواهد شد چون زيبايي خاص خودش را دارد اما دولت به عنوان حامي بايد كارهايي انجام دهد كه شأن هنرمند و صنعتگر صنايع دستي را ناديده نگيرد و شأن اجتماعي لازم را به او بدهد.
اين كار در قالب ارزشيابي مدارك هنرمندان انجام شده به كسي كه رتبه درجه يك هنري ميگيرد مدرك معادل دكترا و به كسي كه رتبه درجه 2 ميگيرد معادل فوقليسانس ميدهيم. اين كار سبب ميشود فرزندان اين هنرمندان به سمت يادگيري هنرهاي خانوادگيشان سوق داده شوند. چون فرد ميبيند بدون اينكه دانشگاه را طي كند مدرك دكترا ميگيرد و ميتواند اين رشته را تدريس كند.
همچنين به دنبال اين هستيم كه تغييراتي در كتب درسي داده شود و تلاش خواهيم كرد كه دروس صنايع دستي را در دروس آموزش و پرورش بگنجانيم.
از چه سالي؟
اين تغييرات به مرور در كتابها اعمال مي شود.
يعني اين اميدواري هست كه بعد از تغيير مديران برنامهها به هم نخورد؟
من الان هيچكدام از كارهاي مديران قبلي را تعطيل نكردم.
اين طرح ها در حال سيستمي شدن است. هر مدير دوست دارد كارهاي مدير قبلي را تكميل كند. چون اين حوزه خير كامل است و شر ندارد كه قابل حذف باشد. من بارها و بارها گفتم اگر ما اين زيباييها را كه سفراي فرهنگي ما در دنيا هستند، رايگان هم به ديگران بدهيم باز ضرر نكرديم.
منبع: جام جم
شايد براي همه ما جاي سوال باشد كه چطور درآمد صادرات صنايع دستي كه سال گذشته به حدود 500 ميليون دلار رسيد ميتواند پا جاي درآمد نفت كه در سال 90 به بيش از يکصد ميليارد دلار رسيد بگذارد، اما با همه اين فاصلهها محمدحسن صالحيمرام، معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي كشور ميگويد ميشود و تنها راه رسيدن به اين هدف نيز جدي گرفتن اين حوزه و سرمايهگذاري در اين بخش است. مشروح گفتوگو با وي را ميخوانيد.
حدود شش سال از ادغام صنايع دستي در سازمان ميراث ميگذرد ولي انتظاراتي كه وجود داشت، تامين نشده و برخي اذعان ميكنند كه هنوز هم مديريت منسجمي وجود ندارد. به نظر شما آيا اين ادغام درست بوده و ادغام سازمان صنايع دستي در سازمان ميراث بعد از شش سال چه نتايجي در پي داشته است؟
به اذعان تمام كارشناسان مجموعه صنايع دستي قابليت تبديل شدن به يك وزارتخانه را دارد؛ چون صنايع دستي اصالتا يك مجموعه پرتوان و كاملا ملي و بومي است. صنايع دستي مزيت نه نسبي بلكه مطلق كشور ماست. بيش از 95 ـ 93 درصد نهادههاي اوليه در حوزه صنايع دستي در داخل كشور توليد ميشود. ما براي تامين مواد اوليه نياز نداريم دست جلوي كسي دراز كنيم و تجهيزات و دستگاههاي پيچيدهاي نياز ندارد. هزينه ايجاد هر شغل در حوزه صنايع دستي نهايتا سه تا پنج ميليون تومان است و ارزآوري آن بسيار بالاست. امروزه در كشورهاي توسعه يافته همه بر اين موضوع تاكيد دارند كه مالكيت بايد از اختيار دولت خارج شود و به بخش خصوصي واگذار شود، با توجه به اين موضوع ميتوان گفت 100 درصد مالكيت در حوزه صنايع دستي در اختيار بخش خصوصي است، يعني 1 درصد هم در اختيار دولت نيست؛ اين يعني يك اقتصاد توسعه يافته.
از مزاياي ديگر صنايع دستي سازگار بودن آن با طبيعت است. در واقع آنچه با دستهاي هنرمندان ما ساخته ميشود همه قابل بازگشت به طبيعت است.
نكته بعدي، الهامبخش بودن صنايع دستي است. اين حوزه هنر و زيبايي و لطافت را با خود دارد. مثلا در يك تابلوي برجسته سفالي نقش يك اسطوره از دل ده كيلو گل درآورده و به قيمت گرانتر از يك بشكه نفت فروخته ميشود؛ چرا نبايد از چنين پتانسيلي استفاده كرد، وقتي كشوري چنين ظرفيت بالايي دارد و ميتواند در اقتصاد تاثيرگذار باشد. در حال حاضر 5/2 ميليون نفر در حوزه صنايع دستي فعاليت ميكنند و از همه مهمتر تعلق و اصالت اين هنر و صنعت به كشور ماست در واقع ميراث جاودان نياكان پاك ايران است. به نظرم طبق آنچه كه ائمه معصومين(ع) هم تاكيد داشتند، از وظايف يك پدر، آموختن يك حرفه خوب به فرزندش است.
در مورد بحث ادغام توضيح نداديد؟
بر اين باورم كه صنايع دستي قابليت تبديل شدن به يك وزارتخانه را دارد.
البته محدوديتهايي وجود دارد. نخبگان سياسي كشور بايد به اين باور برسند كه هر چه در اين حوزه وجود دارد خير است و شري در آن نيست. پرداختن به هر كاري معايب و محاسني دارد اما اهتمام به صنايع دستي همه خير است.
كشورهاي ديگري هم هستند كه در صنايع دستي حرفي براي گفتن دارند، آيا اين كشورها تشكيلاتي در حد وزارتخانه داشتند كه در اين حوزه به پيشرفتهايي رسيدند؟
هيچ كشوري قابليت ما را ندارد. ما از نظر مرغوبيت توليدات رتبه اول جهان را داريم و 116 اثر از صنايع دستي كشور تاكنون نشان مرغوبيت سازمان جهاني يونسكو را دريافت كرده است. از نظر تنوع و كثرت نيز با 362 بخش رتبه اول را داريم. فقط از نظر صادرات در رتبه سوم قرار گرفتهايم.
فرش را نيز در رتبهبنديها لحاظ كرديد؟
خير. فرش را لحاظ نكرديم. اگر فرش را در نظر بگيريم شايد در حوزه صادرات صنايع دستي رتبه دوم را داشته باشيم.
اولين كشور كدام است؟
الان چين است.
با چنين قابليتهايي، صنايع دستي هنوز در جايگاه اصلي خودش قرار نگرفته است. امروز اگر بخواهيم صنايع دستي را با ديگر صنايع مقايسه كنيم، به صرفهترين صنعت همين صنايع دستي است.
شما بارها در صحبتهايتان اشاره كرديد كه درآمد صنايع دستي ميتواند جايگزين درآمدهاي نفتي شود اما درآمدي كه سال گذشته از محل صادرات صنايع دستي شاهدش بوديم حدود 500 ميليون دلار است كه با درآمدهاي نفتي فاصله زيادي دارد و كشورهايي كه در بحث صنايع دستي حرفي براي گفتن دارند هيچ وقت درآمد اصلي كشورشان از اين محل نيست. آيا اين گونه صحبتها شعاري نيست؟
من حرف خودم را ثابت ميكنم؛ اولا كشورهاي ديگر زيباييها و هنرهاي ما را ندارند و دوم اينكه آيا ما در اين حوزه سرمايهگذاري كردهايم؟ نكرديم!
من نميدانم در صد سال گذشته چقدر در حوزه نفت سرمايهگذاري كرديم اما ميدانم سال گذشته 20 ميليارد دلار در حوزه نفت سرمايهگذاري كرديم در حالي كه چنين سرمايهگذاري در بخش صنايع دستي نشده است. امسال هم 14 ميليارد دلار رئيسجمهور دستور دادند از محل صندوق توسعه ملي براي پروژههاي نفتي سرمايهگذاري شود. من از شما مي پرسم اگر اين 34 ميليارد در صنايع دستي سرمايهگذاري شود چه اتفاقي ميافتد؟
به هر حال اين نكته بر كسي پوشيده نيست كه سرمايهگذاري در بخش صنايع مسير توسعه هر كشوري را رقم ميزند و بازدهياي هم كه در بخش صنعت هست، در بخش كشاورزي و صنايع دستي نيست، بنابراين توجه به صنايع دستي ميتواند درآمدها را افزايش دهد اما نميتواند جايگزين درآمد اصلي كشور شود؟
اينكه ميگوييم درآمد صنايع دستي ميتواند جايگزين نفت شود نگفتيم كه يك روزه، اين اتفاق بايد بيفتد. براي اينكه بتوانيد به صادرات عظيم برسيد بايد توليد بزرگ داشته باشيد. براي توليد بزرگ بايد سرمايهگذاري بزرگ داشته باشيد تا اين فرآيند طي شود تا اثرات آن را ببينيد.
آنچه كه از هنرهاي سنتي و صنايع دستي در ذهن مردم است چيزهاي تزئيني و دكوري است.
صنايع دستي ما شامل 3 بخش است. يك بخش كه صرفا تزئيني است مثل تابلوهاي قلمكاري شده كه بسته به مواد آن ميتواند از صد ميليون تومان تا 5 ميليارد تومان قيمت داشته باشد، يعني ميتواند از جنس مس، نقره يا طلا باشد و حتي از سنگهاي قيمتي در آن استفاده شود؛ اما بخش ديگري از صنايع دستي مصرفي است. در حالي كه الهامبخش و زيبا هم هست، همچنين محصولاتي از صنايع دستي هست كه هم مصرفي هستند و هم كاربردي. در حال حاضر يك گلدان بلور خارجي 200ـ150 هزار تومان قيمت دارد.
اما الان در كشورمان خيلي بهتر از آن توليد ميكنيم كه طلاكاري شده و تراشهاي زيبا خورده است، يا يك ميز خاتم با آيينه هم هنري است و هم كاربردي كه در شيراز قيمت اين ميز آيينه خاتمكاري شده 80 ـ70 ميليون تومان است، اما اگر به خارج از كشور فرستاده شود دوسه برابر قيمت پيدا خواهد كرد؛ چون مشرتيانش در دنيا فراوان هستند.
آنچه كه ما بيشتر رويش مانور ميدهيم كالاهاي هنري مصرفي هستند از سيسموني بچه بگيريد كه در حوزه صنايع دستي تعريف ميشود تا تخت و كمد و لباسهايش. اسباببازيها و عروسكهايش كه در كشور ساخته ميشود تا ميز سفره عقد، با تمام ملزوماتش همه اينها به نوعي در حوزه صنايع دستي قابل تعريف هستند.
براي فرهنگسازي چه بايد كرد تا مردم به خريد صنايع دستي و صنايع كاربردي روي بياورند و حتي توليدكنندهها با توجه به نياز مصرفي مردم توليد كنند.
من از تمام كساني كه قبل از من در اينجا زحمت كشيدند تشكر ميكنم و هيچ وقت زحمات گذشتگان را نفي نميكنم، چون آنها براساس امكاناتشان كار كردند. اگر امكانات بيشتري به آنها داده ميشد حتما گامهاي بزرگتري برميداشتند، مطمئنم هركسي در كسوت معاونت سازمان كاركرده خون دل خورده، اما واقعيت اين است كه ما ميتوانستيم خيلي جلوتر از جايي باشيم كه الان هستيم. ما در حوزه فرهنگسازي ضعيف عمل كرديم. بخش بسيار محدودي از اين ماموريت در حوزه سياستگذاري تبليغات به ما ارتباط دارد اما بخش بسيار عمده فرهنگسازي به رسانه ملي و ساير رسانهها برميگردد. چون اين حوزه حوزه دفاع از هويت است و حفظ هويت ملي كشور وظيفه مهم رسانه ملي و وظيفه ساير رسانههاست.
ما كارهايي را شروع كرديم اما فكر ميكنم كافي نيست چون اين حوزه، حوزه بزرگي است. مثلا در حوزه پوشاك تنوع بسياري وجود دارد. پوشاك اقوام ايراني آنقدر زيباست كه در نمايشگاه امسال از غرفهداران خواهش كرديم با لباس محلي حضور داشته باشند كه اين پوشش سنتي براي بازديدكنندگان خارجي بسيار جالب بود. تعدادي سياهچادر برپا كرديم كه غذاهاي سنتي ايراني را سرو ميكردند، همه اينها مورد استقبال قرار گرفت.
پس وقتي پوشاك سنتي، غذاي سنتي، موسيقي سنتي و طب سنتيمان در كنار هم قرار ميگيرند، اين گلهاي جدا از هم در كنار هم گلستان ميشوند.
كارهاي زيادي لازم است تا به مردم بگوييم شما كه دنبال كيفيت و كالاي برتر هستيد، اين كالا در كشور خودمان وجود دارد. مثل ساير صنايع نيست كه رتبه پنجم و دهم و صدم را داشته باشيم، بلكه ما رتبه اول جهان را داريم. بهترين مصنوعات شيشه، سفال و حتي چيني در كشور ما ساخته ميشود.
پس چرا در بخش بازاريابي موفق عمل نكرديم؟
چون سازمان نداشته، هركس جداگانه عمل كرده است. در حالي كه بايد يك مجموعه آن را حمايت كند. نكته بعدي نبود تشكلهاي قوي در اين حوزه بوده و تازه تشكلهايي در حال شكل گرفتن در اين حوزه است.
چه تعداد تشكل فعال شدند؟
سه، چهار تشكل فعاليت ميكنند كه به نظر من كافي نيست. نكته بعدي عدم دسترسي كافي به بازارهاي جهاني است. اولين بار است كه امسال سعي ميكنيم بتوانيم در دنيا فروشگاههاي دائمي داشته باشيم.
نمايشگاههاي موقت برگزار ميشود اما فقط حكم تنفس مصنوعي را براي زنده نگه داشتن يك نفر دارد.
ما در 15ـ10 نمايشگاه خارجي شركت ميكنيم كه بگوييم ما هم هستيم.
اما با ايجاد فروشگاهها و گالريهاي دائمي است كه ميشود به صورت دائمي در بازار حضور داشته باشيم تا با گذشت يكي دو سال بتوانيم حضورمان را در بازارهاي جهاني تثبيت كنيم.
كشورهاي هدف تعيين شده است؟
تمام كشورهاي دنيا ميتوانند كشور هدف باشند، اما باتوجه به ويژگي خاص كالاهاي صادراتي ما جامعه هدف ما جوامع برخوردار هستند كه بيشتر شامل كشورهاي اروپاي غربي، آمريكا، جنوب غرب آسيا، هستند. همچنين يكي از بزرگترين بازارهاي ما بازار چين است؛ ما بيشترين سرمايهگذاري را روي اين بازار انجام ميدهيم چرا كه جمعيت برخوردار آن به 15 درصد رسيده كه 15 درصد يك ميليارد برابر جمعيت اروپا خواهد شد.
اما از طرفي چين رقيب ما خواهد شد چرا كه اين كشور بسياري از كارهاي ايران را كپي ميكند؟
آنها نميتوانند بهتر از ما توليد كنند، چون كالاهاي ما واقعا قابل تقليد نيستند. امروز در دنيا كالاهاي ايراني از اين جهت قابل تقليد نيست كه رقابتناپذير است. كسي كه يك تابلو را كار ميكند در دنياي مدرن برايش نميصرفد كه براي توليد آن اين همه وقت بگذارد. دستگاه هم كه نميتواند مثل آن را توليد كند؛ لذا آنچه كه ارزش كار هنرمندان ما را بالا ميبرد اين است كه اينها روح و جان و جسم و ذهن خود را فدا ميكنند.
در حال حاضر چين به بازار داخلي ما نفوذ كرده و خيلي از صنايع دستي ما را توليد ميكند؟
واردات كالا دوگونه است. يكي قاچاق است كه بشدت بايد با آن برخورد كنيم و ديگري ورود قانوني است.
اگر بخواهيم جلوي ورود قانوني را بگيريم محصولات ما را به كشورشان راه نميدهند و در آن صورت هركس بايد در محدوده محلي خودش محصور شود.
ما با ورود قانوني مخالفتي نداريم چون رقابت ايجاد ميكند.
البته بسياري از كالاهايي كه فكر ميكنيد چيني هستند در ايران توليد ميشوند. به عبارتي ديگر از چين وارد نميشود بلكه اينجا كپي ميشود.
شايد در برخي محصولات خارجي مثل پوشاك و لوازم خانگي توليدكنندگان داخل علاقهمند باشند براي جلب مشتري از برندهاي خارجي استفاده كنند اما در صنايع دستي كه ما حرفي براي گفتن داريم چه لزومي دارد كه توليدات داخلي به اسم چين فروخته شود؟
كاري كه چين انجام ميدهد به لحاظ هنري و كيفي پايين است و قيمت پاييني هم دارد. در حوزه سفال در لالهجين بخشي از كارهاي چين را توليد ميكنند.
من در اقتصاد به اصل رقابت آزاد معتقدم. مردم بهترينها را انتخاب ميكنند. افرادي كه از كيفيت پايينتري برخوردارند، خودشان در فرآيند رقابت آزاد مثل كف كنار ميروند. اقتصاد دستوري نيست. ممكن است مدتي با فشار بتوانيد كار را متوقف كنيد، اما آنها زيرزميني كار خود را انجام ميدهند و غيرقانوني توليد ميكنند. كالاهاي چيني موجود در كشور در مقايسه با كالاهاي ايراني يك به صد هم نيست.
مثلا خود شما تعصب داريد كه كالاي ايراني بخريد، اما وقتي فرزندتان از كالايي خوشش ميآيد كه چيني است، مجبور ميشويد آن را خريداري كنيد يا ممكن است ببيند قيمت كالاي چيني كمتر است، ترغيب به خريد آن شويد.
براي افزايش قدرت رقابتي محصولات داخلي بايد چه كرد؟
ما براي اينكه بتوانيم در صنعت خودمان رقابت را بالا ببريم، چند راهكار داريم كه يكي از مهمترين آنها، ايجاد بازارچههاي فروش دائمي است.
متاسفانه الان ما يك بازارچه دائمي در ايران نداريم كه به شما معرفي كنم تا برويد و كالاي ايراني بخريد.
قرار بود تا اول مرداد چند فروشگاه در خارج از كشور ايجاد شود، اين قضيه به كجا رسيد؟
در حال احداث فروشگاههايي در چين و شانگهاي هستيم، البته در هفت كشور اين فروشگاهها را ايجاد خواهيم كرد و موافقتنامههايش آماده شده است.
فروشگاهها زنجيرهاي خواهد بود؟
تقريبا، چون برند هستند.
تحت نام چه برندي؟
مختلف است.
براي ارزان شدن قيمت فروش صنايع دستي چه بايد كرد؟
راهكار اصلي ارزان شدن صنايع دستي ما اين است كه اتحاديهها بيايند و متولي بازارچههاي داخلي شوند. آنچه در نقاط مختلف شهر و كشور، شاهدش هستيم، اين است كه كار يك صنعتگر ما با پنج، شش برابر قيمت واقعي عرضه ميشود.
من اصل واسطهها را در اقتصاد نفي نميكنم. اگر واسطهها نباشند، امكان گسترش كار وجود ندارد، اما يك نكته هست و آن اينكه انصاف نصف دين است، اما در اينجا رعايت نميشود. به عنوان مثال وقتي قيمت تمام شده يك قندان كه 2000 تومان است و با يك سود معقول بايد 2200 تومان فروخته شود، قيمتش ميشود ده هزار تومان. در چنين شرايطي شما ترجيح ميدهيد كالاي چيني را كه 6000 تومان است و كيفيت پايينتري دارد، انتخاب كنيد.
معتقدم با ايجاد بازارچههاي صنايع دستي، محصول تنها با 20ـ 10 درصد بالاتر از قيمت تمام شده فروخته خواهد شد. در آن صورت مردم كالاي ايراني را انتخاب ميكنند.
تعهد ما اين است كه در پنج سال آينده60 بازارچه صنايع دستي ايجاد كنيم و اميدواريم اين اتفاق بيفتد. البته اگر دولت بودجهاي را كه براي اين پنج سال در نظر گرفته است، در سال 91 بدهد ما حتما اين 60 بازارچه را زودتر راهاندازي ميكنيم.
راه ديگر پايين آوردن قيمت تمام شده محصولات صنايع دستي كاهش قيمت مواد اوليه از طريق سازماندهي اين كار است تا از دست واسطه خارج شود. امروز مواد اوليه هم دست واسطههاست.
ما با تقويت اتحاديهها سعي ميكنيم مواد اوليه در اختيار آنها قرار بگيرد تا بتوانند با قيمت پايين محصول را به كارگاهها برسانند.
نكته بعد در بحث هزينههاي توليد، كاهش هزينه انرژي است. در صدد هستيم كه صاحبان كارگاههاي صنايع دستي هم از يارانه صنعتي برخوردار شوند.
ضعف در بستهبندي يكي از مشكلات بخش صنايع دستي است. در اين بخش چه اقداماتي انجام داديد؟
حركت ديگري كه بايد در مسير جهاني شدن صنايع دستي انجام دهيم، توجه به بستهبندي صنايع است، كه قبلا بسيار ضعيف عمل شده است. براي توجه دادن به اين بخش ما دومين نمايشگاه بستهبندي را در استان البرز برگزار كرديم كه البته اين اقدام براي من يك كار 60 درصدي است و صد در صدي محسوب نشد، اما با كارهاي علمي كه صورت ميگيرد و با وامهايي كه انشاءالله امسال از محل اعتبارات صندوق توسعه ملي خواهيم داد، تلاش خواهيم كرد كه وضع بستهبندي صنايع دستي را بهبود ببخشيم.
توافقنامه سازمان ميراث با صندوق توسعه ملي براي پرداخت 500 ميليارد تومان تسهيلات به كجا رسيد؟
در حال مبادله است.
سازوكار پرداختياش چطور است؟ و صنايع چطور شناسايي ميشود و سهم هر صنعت دستي چگونه مشخص ميشود؟
بعد از اين كه مبادله شود، سهم هر بخش براساس ظرفيتهاي هر استان براي جذب مشخص ميشود. چون ما از قبل درخواستهايي داشتهايم و يكسري از كارگاهها متقاضي استفاده از اين وامها هستند. ما براساس نياز استانها و ظرفيتشان براي جذب نسبت به تقسيم و تخصيص تسهيلات برنامهريزيهايي كردهايم.
مدت بازپرداخت و نرخ سود چقدر است؟
نرخ سود 4 درصد است و براساس بازگشت سرمايه مدت بازپرداخت را تعريف خواهيم كرد.
بازپرداخت به صورت ريالي خواهد بود؟
در داخل بله. اما اگر خارجيها بخواهند كالاي ايراني بخرند، به صورت ارزي هم وام خواهند گرفت.
آيا شروع پرداخت به امسال ميرسد؟
بله. از نيمه دوم پرداخت خواهد شد.
آيا كارگاههايي كه بيشتر نياز دارند، شناسايي شدند؟
نيازها مختلف است. امروز صنعت بستهبندي، صنعت سفال، صنعت شيشه، صنعت كفپوشها و دارهاي قالي همه متقاضي استفاده از تسهيلات هستند و بستگي به بزرگي و كوچكي كارگاهها دارد نه به صنعت.
آيا آماري از تعداد كارگاهها و هنرمندان صنايع دستي داريد؟
كارگاهها زياد هستند. ما تا به حال توانستيم بيش از 250 هزار كارگاه را شناسايي كنيم. منتها بعضي كارگاهها هستند كه در آمارها نيامدند. من معتقدم خانهاي كه يك نفر داخلش گليم ميبافد، آن هم كارگاه محسوب ميشود.
البته هنرمند با صنعتگر فرق دارد. هنرمند يك كار خاص را انجام ميدهد كه تيراژ ندارد اما صنعتگر كسي است كه يك كار هنري را به صورت تيراژ انجام ميدهد.
چه تعداد تاكنون بيمه شدهاند؟
در حال حاضر قريب به 120 هزار نفر بيمه شدند كه 10 درصدش هنرمند هستند و باقي صنعتگر و كارگر هستند. البته ما در آغاز راه هستيم. در حالي كه اين صنعت عمر هشت هزار ساله دارد و معتقديم به هر دليل و بهرغم توصيههاي مكرر مقام معظم رهبري براي سرمايهگذاري در اين حوزه متاسفانه سرمايهگذاري جدي انجام نشده است.
براي اين كه در بازارهاي جهاني حرفي براي گفتن داشته باشيم آيا بايد به دنبال توليد صنايع دستي به صورت كارگاهي و با تيراژ بالا باشيم يا به دنبال حمايت از هنرمندان اين بخش كه به صورت انفرادي و توليد صنايع خاص اقدام ميكنند، باشيم؟
بستگي دارد كه ميخواهيم روي چه كالايي كار كنيم يك موقع شما ميخواهيد كالاهاي خاصي را به گالريهاي خاص ببريد خوب به تبع كارهاي كارگاهي جواب نميدهد. هنرمندان هستند كه كار خاص و آنتيك انجام ميدهند اما يك موقع ميخواهيد به فروشگاه زنجيرهاي برويد و غرفه ايران بزنيد خوب مجبور هستيد شيشه، سفال، گليم، گبه، مبل، خاتم، قلمزني، پوشاك، گيوه و... با خود ببريد.
برنامهريزي كرديم تا علاوه بر ايجاد گالري حراج در كيش انشاءالله گالريهاي خاصي را هم در كشورهاي هدف ايجاد كنيم تا صرفا كارهاي آنتيك را به نمايش بگذارند.
سرمايهگذاري آن از طرف بخش خصوصي خواهد بود يا دولت كمك ميكند؟
ما هيچ سرمايهگذاري نخواهيم كرد فقط تسهيلات خواهيم داد.
انشاءالله تسهيلات صندوق شامل حالشان خواهد شد.
تمام افتخار ما بر اين است كه تمام مالكيت صنايع دستيمان در اختيار بخش خصوصي است و اين نبايد آسيب ببيند چون آيتم بزرگي است.
به اعتقاد بسياري جدا شدن فرش از صنايع دستي كاري است اشتباه به عقيده شما آيا نبايد صنعت فرش نيز جزو صنايع دستي محسوب شود و از نظر تشكيلاتي به هم بپيوندد؟
ما از دولت درخواست كرديم كه فرش به بخش صنايع دستي برگردد. جدا كردن فرش اشتباه بوده است و دليلش را نميدانم. با جدا شدن فرش از صنايع دستي فروشگاههاي خارج از كشور هم جدا شدند.
ما به دنبال پيوند دادن اينها هستيم چون شما بايد سبك و سياق زندگي ايراني را يكجا نشان دهيد.
آيا 7 فروشگاه زنجيرهاي كه از آن ياد كرديد تا پايان سال در خارج از كشور احداث خواهد شد؟
بله. سعي خواهيم كرد اين فروشگاهها را در فرانسه، سوئيس، سوئد، آلمان، چين، اندونزي و مالزي ايجاد كنيم و در نظر داريم تا پايان سال حداقل در 30 ـ 20 نقطه از جهان نمايشگاه برگزار كنيم.
من هر روز با خود تكرار ميكنم كه عَرضه، عُرضه ميخواهد. اگر ما عرضه داشته باشيم دنيا طالب صنايع دستي ماست.
پيشبيني ميكنيد تا پايان سال صادرات صنايع دستي به چه ميزان برسد؟
هدفگذاري ما 5/1 ميليارد است ولي اميدوارم به بيشتر از اين برسيم ما طي هشت سال از (84 ـ 76) 570 ميليون دلار صادرات داشتهايم. اما در هفت سال گذشته 5/1 ميليارد صادرات صنايع دستي داشتيم.
اميدواريم امسال بتوانيم يك باره ركورد هفت سال را بزنيم.
بنده از اواسط كار آمدم. در برنامهريزيها حضور نداشتم ولي كار را با قدرت شروع كرديم. ايجاد كار گروه گردشگردي، صنايعدستي و ميراث فرهنگي در دولت، ايجاد شبكه راديو تلويزيوني و نگاه مثبت رئيسجمهور و صدبرابر شدن تسهيلات ما اتفاقات خوبي است كه ميتواند تاثيرات خوبي داشته باشد.
در خارج كشور هم با ارتباطي كه با نمايندگيهاي خارج از كشور داريم فكر ميكنم به يمن دعاي خوبان عالم و الطاف الهي ميتوانيم به هدف برسيم.
براي حمايت از پيشكسوتاني كه سني از آنها گذشته و با وجود هنرهاي بسياري كه دارند اما متاسفانه در فقر بسر ميبرند و ممكن است حتي بعد از مرگشان آموختههاي آنها نابود شود، چه اقدامي كرديد؟
الان ما صنعت در حال انقراض نداريم بيش از بيست و سه و بيست و چهار مورد از هنرهاي ما در حال انقراض بودند كه با شناسايي استاد كارها احيا شدند. فرآيند آموزش در صنايع دستي طولاني نيست.
صنايع دستي ما هيچوقت نابود نخواهد شد چون زيبايي خاص خودش را دارد اما دولت به عنوان حامي بايد كارهايي انجام دهد كه شأن هنرمند و صنعتگر صنايع دستي را ناديده نگيرد و شأن اجتماعي لازم را به او بدهد.
اين كار در قالب ارزشيابي مدارك هنرمندان انجام شده به كسي كه رتبه درجه يك هنري ميگيرد مدرك معادل دكترا و به كسي كه رتبه درجه 2 ميگيرد معادل فوقليسانس ميدهيم. اين كار سبب ميشود فرزندان اين هنرمندان به سمت يادگيري هنرهاي خانوادگيشان سوق داده شوند. چون فرد ميبيند بدون اينكه دانشگاه را طي كند مدرك دكترا ميگيرد و ميتواند اين رشته را تدريس كند.
همچنين به دنبال اين هستيم كه تغييراتي در كتب درسي داده شود و تلاش خواهيم كرد كه دروس صنايع دستي را در دروس آموزش و پرورش بگنجانيم.
از چه سالي؟
اين تغييرات به مرور در كتابها اعمال مي شود.
يعني اين اميدواري هست كه بعد از تغيير مديران برنامهها به هم نخورد؟
من الان هيچكدام از كارهاي مديران قبلي را تعطيل نكردم.
اين طرح ها در حال سيستمي شدن است. هر مدير دوست دارد كارهاي مدير قبلي را تكميل كند. چون اين حوزه خير كامل است و شر ندارد كه قابل حذف باشد. من بارها و بارها گفتم اگر ما اين زيباييها را كه سفراي فرهنگي ما در دنيا هستند، رايگان هم به ديگران بدهيم باز ضرر نكرديم.
منبع: جام جم
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


