مشاركت حداكثري دغدغه جبهه ايستادگي
حسن بيادي، نايبرئيس شوراي شهر تهران و عضو هيئت موسس جبهه ايستادگي گفت: اينكه هر انتخاباتي كه در جمهوري اسلامي برگزار ميشود، با مشاركت حداكثري و بيشترين راي ممكن برگزار شود دغدغه اصلي جبهه ايستادگي است و به همين دليل مشخص است كه تحركات انتخاباتي مان را كاملا جدي گرفتهايم و تحت هيچ شرايطي در اين راستا كوتاه نميآييم.
وي در گفتوگو با عصر ايران ضمن بيان اين مطلب به سوالات ديگر اين پايگاه خبري پاسخ داده است كه مشروح آن را ميخوانيد:
قبول داريد كه اختلاف براي اصولگرايان تبعات زيادي خواهد داشت؟
به هر حال هر جريان سياسي كه دنبال اين است تا با موفقيت انتخابات را تجربه كند، در وهله اول بايد براي رسيدن به اتحاد با همه گروههاي متبوعش تلاش كند. جبهه اصولگرايي هم از اين قاعده مستثني نيست. اما به عنوان مثال در انتخابات اخير مجلس شاهد اعلام حضور ليستهاي مختلفي از سوي اين طيف سياسي بوديم و براي انتخابات رياستجمهوري يازدهم همچنين شرايطي پيش بيني ميشود. به هر حال اختلافات و مشكلاتي وجود داشت كه البته ماندگار شدند تا اصولگرايان با وجود علم بر هزينههاي «حضور چند پاره» نتوانند آنطور كه بايد با يكپارچگي خود را براي حضور در انتخابات مجلس نهم آماده كنند.
كه جبهه ايستادگي يكي از آنها بود.
جبهه ايستادگي متشكل از هشت گروه حقوقي و تعداد قابل توجهي از چهرههاي انقلابي وفادار به نظام و متعهد به ولايت فقيه است و دنبال اين هستيم تا به اندازه خود در برگزاري انتخابات تاثيرگذار باشيم. حالا چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياستجمهوري؛ مهم مشاركت در اتفاقهاي مهم انقلاب است.
هدف مشخص جبهه ايستادگي چيست؟
ببينيد! اينكه هر انتخاباتي كه در جمهوري اسلامي برگزار ميشود، با مشاركت حداكثري و بيشترين راي ممكن برگزار شود دغدغه اصلي جبهه ايستادگي است و به همين دليل مشخص است كه تحركات انتخاباتي مان را كاملا جدي گرفتهايم و تحت هيچ شرايطي در اين راستا كوتاه نميآييم. البته هدفهاي ديگر و البته مهمي مثل رسيدن به وحدت و همصدايي ملي و همچنين صيانت از آرمانهاي انقلاب و مراقبت از نظام اسلامي هم موجب شده تا جبهه ايستادگي با انگيزه و توان بالايي فعاليتهاي خود را ادامه بدهد.
رفتار اصولگرايان با وحدتي كه شعار اصلي اصولگرايي است، منافات دارد.
وحدت اولويتي است كه ما تحت هيچ شرايطي راضي به حاشيه نشينياش نيستيم. در واقع بايد گفت كه اصولگرايان به ما بيتوجهي ميكند. به عنوان مثال ما از همان روزهاي اول فعاليت انتخاباتي مجلس براي يكي شدن با جبهه متحديها اعلام آمادگي كرديم و گفتيم كه حاضر هستيم تا نماينده خود را براي حضور در جلسات انتخاباتي معرفي كنيم. اما آنها هيچ واكنشي نشان ندادند تا شرايط طوري شود كه مجبور به حضور مستقل در انتخابات شديم و البته به توفيق نسبي هم رسيديم و اعضايي از ما توانستند به مجاس نهم راه پيدا كنند.
مجبور؟!
بله، ما با توجه به اصول اصولگرايي خواستار حضور يكپارچه اصولگرايان در انتخابات هستيم و اگر به خودمان بود، هرگز راضي به اعلام ليست مستقل نميشديم. به همين دليل تاكيد ميكنم كه جبهه ايستادگي در اين بين تقصيري ندارد و اين جبهه متحد است كه تشكل ما را جدي نميگيرد.
ميتوان رفتارهاي اينچنيني را تقسيمبندي اصولگرايان به خودي و غيرخودي تلقي كرد؟
نميتوانم به اين صراحت اظهارنظر كنم. با اين حال اتفاقي كه در انتخابات مجلس افتاد اين بود كه جبهه متحديها ما را جدي نگرفتند و به همين دليل ميتوان به اين «نتيجه قطعاً صحيح» رسيد كه جبهه متحد در يكي از اصليترين اهداف خود كه وحدت اصولگرايان بود، با ناكامي محض مواجه شد.
دليل اصلي اختلافات موجود در جبهه اصولگرايي چيست؟
وقتي قوا و نهادهاي مختلف تحت عهده اصولگرايان هستند، بهطور كاملا طبيعي اختلافاتي بين چهرههاي اين طيف به وجود ميآيد. البته اين را هم بايد در نظر داشت كه وقتي جريان همه امور را در اختيار خود ميبيند، مهرههاي آن براي اينكه سهم بيشتري از قدرت موجود را از آن خود ببينند، با ديگر اعضاي همطيفي هم به اختلاف ميخورند. واقعيت تلخي كه جبهه اصولگرايي را واقعا با بحرانها و دشواريهاي زيادي مواجه كرده است.
حرفي مانده است؟
انتخابات در جمهوري اسلامي نشانگر جمهوريت نظام است و به همين دليل ايران ميتواند ادعا كند كه از اين نظر يكي از كشورهايي است كه توانسته مردممداري خود را به اثبات برساند. به همين دليل چهرههايي كه از نظر مردم به عنوان سياستمدار شناخته ميشوند بايد بيش از پيش در رفتارهاي خود دقت داشته باشند تا از اين طريق فضاي سياسي ايران به فضايي منطقي بدل شود و در نتيجه، مردم احساس كنند كه ميتوانند در اتفاقهاي مهم مشاركت كنند.


