متن كامل نطق جلسه استيضاح
دكتر علي مطهري
کد خبر: ۲۶۴۴۸
| | 4249 بازدید
بسماللهالرحمنالرحيم و به نستعين. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ـ احسب الناس أن يتركو أن يقولو امنا و هم لا يفتنون؛ آيا مردم خيال كردهاند كه رها شدهاند كه بگويند ما ايمان آورديم و آزمايشي در كار نباشد؟ آيا ما خيال كردهايم كه بگوييم اصولگرا هستيم يا اصلاحطلب هستيم و آزمايشي هم در راه نيست؟ قطعا چنين نيست. ما هر روز و هميشه با آزمايشاتي روبهرو هستيم، با امتحانهاي الهي روبهرو هستيم. مسئله وزارت كشور كه امروز مطرح است، يكي از اين آزمايشهاست تا ما چگونه از اين آزمايش بيرون بياييم.اما مسئله استيضاح؛ اولا بين استيضاحكنندگان و جناب آقاي كردان هيچ سابقه دشمني و كينهاي وجود ندارد و برخي از افرادي كه متن استيضاح را امضا كردهاند، از دوستان نزديك آقاي كردان هستند. خود بنده غير از جلسه رأي اعتماد، ايشان را فقط يك بار در طول عمرم آن هم در سال 84 در آستانه انتخابات رياستجمهوري ديدم كه بنده در مشهد، يك سخنراني داشتم و ايشان درخواست داشت كه من آنجا از يكي از كانديداهاي رياستجمهوري حمايت بكنم كه بنده درخواست ايشان را رد كردم و گفتم: اولا كه اين موضوع به موضوع بحث من مربوط نيست و ثانيا بنده از شخص خاصي حمايت نميكنم. تنها ملاقاتي كه بنده با ايشان داشتم، همان ملاقات بود؛ بنابراين، مسئله به خاطر مسائل شخصي و دشمنيها و كينهها نيست.
اشارهاي به سير قضيه ميكنم و اتمام حجتهايي كه انجام شد تا حتيالمقدور كار به استيضاح كشيده نشود. ميدانيد كه وقتي كه ايشان از مجلس رأي اعتماد كسب كردند، بسياري از ما مخالف اين بوديم كه مسئله مدرك ايشان دنبال شود. خود من به دوستاني كه اين مسئله را دنبال ميكردند، عرض كردم كه ايشان ديگر قانونا وزير كشور هستند و بهتر است كه اين مسئله دنبال نشود، ولي به هر حال برخي صلاح ديدند كه اين مسئله دنبال شود. احساس شد كه مجلس را فريب دادهاند، مجلس اغوا شده و حقيقت بايد روشن شود. مسئله دنبال شد. وقتي كه رئيس محترم كميسيون آموزش و تحقيقات، گزارش خودشان را قرائت كردند، مسئله عوض شد و وظيفه ما چيز ديگري شد، تكليف جديدي براي ما پيدا شد. مسئله به اطلاع مردم رسيد.
اينجا ديگر نميشد ما سكوت بكنيم. لذا ما تز استعفا، عزل و در درجه سوم، استيضاح را مطرح كرديم. به دولت هم فرصت داديم كه خودش اين كار را انجام بدهد ولي متأسفانه به هر حال كار به اينجا منجر شد. حتي خود بنده با آقاي رئيسجمهور ملاقات طولاني داشتم، هيچ نتيجهاي نداشت. ايشان توصيه كردند كه شما با خود آقاي كردان حتما ملاقات داشته باشيد. بنده هم سعي كردم انجام شود و شخص ثالثي قرار ملاقاتي گذاشت، ولي ايشان نيم ساعت قبل از آن قرار، گفتند چون رسانهاي شده، بنده ملاقات نميكنم و ملاقات لغو شد؛ بنابراين، ما تمام راههاي اتمام حجت را طي كرديم.
اما دو مغالطه در اين مسئله به كار ميرود؛ يكي اين است كه ميگويند نمايندگان با علم به اين مسائل به ايشان رأي اعتماد دادند و بنابراين مسئله جديدي نيست. چرا شما دوباره ميخواهيد اين مسئله را مطرح بكنيد؟ در حالي كه اينطور نيست. نمايندگان در روز رأي اعتماد يقين پيدا نكردند كه مسئله درست است. مخالفاني از جمله خود بنده صحبت كردم، ولي به هر حال در مجموع با توجه به استناداتي كه آنجا انجام شد، يقين براي نمايندگان حاصل نشد، اما امروز مسئله به شكل ديگري است. امروز خود آقاي كردان اعتراف كرده كه مدرك ايشان جعلي بوده و به هر حال كاملا مسئله متفاوت است.
دوم آنكه ميگويند «مسئله مهمي نيست، مدرك قلابي زياد داريم»؛ اولا اگر مدرك قلابي زياد داريم با آنها هم بايد برخورد شود. ثانيا مسئله اصلي، مسئله مدرك نيست، مسئله عدم صداقت است. شايد برخي از ما هم اگر در شرايط آقاي كردان قرار ميگرفتيم، همين كار را ميكرديم؛ براي اينكه پست وزارت را از دست ندهيم. ولي به هر حال، اين خطاي بزرگي است و براي عزل كافي است.
ببينيد ما در سيره پيغمبر اسلام داريم كه وقتي كه فرزند كوچك ايشان از دنيا رفت، خورشيد گرفت. مردم شك نكردند كه اين خورشيدگرفتگي به خاطر رحلت فرزند پيامبر بود، اما پيغمبر اسلام اينجا چكار كرد؟ حتي سكوت هم نكرد. پيغمبر نگفت كه خب، حالا به خاطر اين قضيه ايمان مردم به اسلام زياد شد، پس من سكوت بكنم. ايشان دستور داد كه مردم جمع شوند در مسجد، رفت بالاي منبر و فرمود: اين خورشيدگرفتگي امروز، هيچ ربطي به فوت فرزند من نداشت. ببينيد سيره پيامبر چنين چيزي است. آقاي كردان حتي سكوت هم نبايد ميكرد درباره اينكه مدرك من چنين مشكلي را دارد، چه رسد به اينكه ايشان اصلا گفت: اين مدرك دكتراي بنده (كه آقاي كوهكن نشان داد) و اگر من ميدانستم كه مدرك فوق ليانس من هم مورد سؤال است، آن را هم ميآوردم.
خب، ببينيد، به هر حال ما مسلمانيم و بايد به سيره پيامبر عمل كنيم.
مسئله ديگري كه مطرح ميكنند، اين است كه ميگويند اين كار سياسي است، در حالي كه واقعا اين كار سياسي نيست. از سر درد است؛ درد دين، درد وجدان و فطرت انساني، درد ارزشها و اهداف انقلاب اسلامي. شايد بتوان آن را يك استيضاح ايدئولوژيك و فكري ناميد. تركيب نمايندگان استيضاحكننده نيز اين امر را ثابت ميكند. در بين امضاكنندگان اكثريت اصولگرا هستند، اما اصلاحطلب هم داريم، اهل سنت داريم، كرد داريم، ترك داريم، لر داريم، عرب داريم، از همه تيپ افراد داريم و اساسا افراد سياسي در بين استيضاحكنندگان وجود ندارد. همچنين اينكه هيچيك از امضاكنندگان استيضاح، امضاي خود را به رغم فشار زيادي كه بر آنها وارد شد پس نگرفتند، مؤيد اين مدعاست. البته از يك نظر ميتوان گفت كه سياسي است چون يكي از اهداف استيضاحكنندگان، تقويت دولت و نظام جمهوري اسلامي از طريق ترميم اعتماد ملي است.
اعتماد مردم سرمايه نظام جمهوري اسلامي است. سركوب منافقين در اوايل انقلاب و مسئله دفاع مقدس به وسيله اعتماد مردم به نظام حل شد. مجلس با كساني كه اين اعتماد را مخدوش كنند، برخورد جدي ميكند و دست خيانت آنها را قطع ميكند. اعتماد مردم، زماني جلب ميشود كه مشاهده كنند با مسئولان متخلف در هر جايگاهي كه قرار گرفته باشند، آشكارا و با ذكر سمت آنها، برخورد ميشود.
من در اينجا خاطرهاي را از شهيد آيتالله مطهري نقل ميكنم. شايد ده روز از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته بود كه يك كسي با ايشان تماس گرفت و گفت كه يك فرد كميتهاي از افراد كميته انقلاب اسلامي، وارد منزلي شده و در آنجا خطايي كرده، دزدي كرده يا تجاوز به عنف كرده. ايشان گفتند كه بلافاصله بايد محاكمه شود و حكم او هرچه بود، بايد به نام كميتهاي اعلام شود؛ يعني بگويند يك فرد كميتهاي اين كار را كرده، نه كميتهاينما؛ يعني از همان ابتدا و در حالي كه ده روز از پيروزي انقلاب گذشته بود، روشن كردند كه با مسئول جمهوري اسلامي بايد اينگونه برخورد شود؛ به نام خودش، به نام وزير، به نام سپاهي، به نام نظامي، به نام روحاني و به نام اطلاعاتي و به هر نامي، به نام فرزند مرجع تقليد و حتي به نام فرزند شهيد. ما اينقدر مسامحه كرديم كه روزگار ما به اينجا رسيده. ما از اين سيره سلف صالح دور شدهايم. حتي جمله امام ـ رحمت الله عليه ـ درباره حفظ نظام كه حفظ نظام بالاتر از همه چيز است، مصداق «كلمة حق يراد بها الباطل» قرار داديم. به جاي اينكه از اين جمله اين را بفهميم كه با مسئولان متخلف به اشد وجه برخورد كنيم، گفتيم اگر مسئولي تخلف كرد، آن را بپوشانيم، اعلام نكنيم براي اينكه حفظ نام بالاتر از اين حرفهاست و اين يك خطاي بزرگي است كه متأسفانه در كشور ما رايج شده است.
اميرالمؤمنين علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «انما يقيم امر الله من لا يصانع و لا يضارع و لا يتبع المطامع» احكام الهي را تنها كساني ميتوانند برپا كنند و اقامه كنند و كساني ميتوانند مصلح اجتماعي باشند كه اهل مصانعه نباشند، اهل مضارعه نباشند و بنده طمع نباشند.
مصانعه يعني ملاحظهكاري، سازشكاري، رفيقبازي، رودربايستي كردن. اين چه بيماري است كه به خاطر ملاحظه دوست و رفيق بر يك باطل پافشاري ميكنيم و كشور را ماهها دچار تشويش و اضطراب ميكنيم؟! چرا وقت مجلس بايد صرف اين امور شود؟! آيا بهتر نبود كه دولت محترم در مسئله رئيس سازمان ميراث فرهنگي در همان روزهاي اول، مشكل را با يك تذكر حل ميكرد؟ در همين مسئله آقاي كردان همينطور. چرا ما وقت كشور را تلف ميكنيم؟ چرا ما بايد درباره بديهيات بحث بكنيم؟ تا كي بايد درباره مسائل بديهي و روشن بحث بكنيم؟ آيا اينگونه مسائل كه به آرمانها و عقايد و اخلاق اسلامي مربوط است، حتما بايد با ورود رهبر انقلاب يا مجلس به مسئله حل شود؟ آيا دولت نميتواند با يك تدبير كوچك اينگونه مسائل را حل بكند و ملاحظه دوست و رفيق را نكند؟ اگر رهبران اين انقلاب ميخواستند با مصانعه و ملاحظهكاري و سازشكاري اين انقلاب را هدايت كنند، اكنون اثري از اين انقلاب نبود و منافقين اين انقلاب را خورده بودند.
من باز دو خاطره از شهيد مطهري اينجا براي شما نقل ميكنم. وقتي كه بنا بود فرمانده كميته انقلاب اسلامي مشخص شود، عدهاي با امام صحبت كردند كه يك آقايي از انقلابيون خوب به عنوان رياست كميتههاي انقلاب اسلامي معرفي شود. كار در شرف انجام بود كه شهيد مطهري متوجه شدند، رفتند خدمت امام و گفتند اين آقا دو سال آخري كه در زندان بوده، گرايش به مجاهدين خلق پيدا كرده و اگر ايشان رئيس كميتهها بشود، كميتهها در دست مجاهدين خواهد افتاد. امام بلافاصله قبول كردند و گفتند، نظر شما چيست؟ ايشان گفتند، آقاي مهدوي كني و ايشان فرمانده كميتهها شدند، در حالي كه آن آقا دوست نزديك شهيد مطهري بود؛ يعني بيملاحظه بودن در اوايل انقلاب به اين شكل بود. اين مقدار رفيقبازي، ملاحظهكاري، رودربايستي در كار نبود.
يا در داستان انتقال امام ـ رحمت الله عليه ـ از مدرسه رفاه به مدرسه علوي، وقتي شهيد مطهري احساس كرد كه يك عدهاي كه گرايش به مجاهدين دارند، آنجا دور و بر امام ميپلكند، ايشان صبح زود امام را از آنجا بردند به مدرسه علوي. يك عدهاي اعتراض داشتند. شهيد بهشتي از طرف معترضين بنا شد كه در جلسه اعتراض را مطرح كند. به گونهاي صحبت كرد كه روشن نبود كه موضع خود ايشان چگونه است. شهيد مطهري با عتاب به ايشان گفتند سيدمحمد حسين! با ما هستي يا با اينها؟ ببينيد ايشان ملاحظه دوست نزديك خودش را هم نميكرد و اگر نبود اينگونه دقتها، شما مطمئن باشيد اثري از اين انقلاب ما نبود. ما چگونه با اينگونه مسائل روشن با شك و ترديد برخورد ميكنيم؟ دو ماه كشور را معطل كردهايم كه آقا چه كار بكنيم. خب مسئله خيلي روشن است. اعتماد ملي زير سؤال رفته، بايد ما اين مسئله را جبران كنيم.
برخورد جدي با تخلفات مسئولان را هم سيره پيامبر و روش اسلامي تأييد و تأكيد ميكند و هم روش دنياي امروز. شما ببينيد در يكي از كشورهاي اروپايي، يكي از وزرا با هزينه اداره خودش بليت گرفت، خودش و خانوادهاش سفري كردند به آمريكا و برگشتند. يكي از خبرنگارها متوجه اين مسئله شد و اين در يك روزنامهاي درج شد. فردا كه اين آقا آمد، همان روز استعفا داد. ديگر بحث نميكنند كه كشور را معطل خودشان بكنند. استعفا داد، گفت من خطا كردم، ببخشيد، رفت كنار. در سيره پيامبر كه از اين موارد زياد است.
ممكن است كه بگويند شرايط امروز كشور ايجاب ميكند كه به اين مسائل پرداخته نشود. ميگوييم اتفاقا شرايط سختتر ضرورت اين كار را تشديد ميكند و در شرايط سختتر، افراد امينتر و صادقتر لازم است. حتي اگر نيمي از كشور در اشغال نظامي دشمن باشد، اينگونه اصلاحات بايد انجام شود بلكه لازمتر است.
در پايان من اشارهاي به نگاه دولت به مجلس ميكنم. من از مراوداتي كه درخصوص اين مسئله با مقامات دولتي داشتم، احساس كردم كه نگاه اينها به مجلس يك نگاه نادرستي است. اينها فكر ميكنند كه نماينده، استقلال رأي ندارد. به من ميگفتند كه شما فكر نكن كه اينها پشت سر شما هستند، اينها با يك قول سفر، امضاهايشان را پس ميگيرند، اينها هشت تا هشت تا ميآيند اينجا امضاهايشان را پس ميگيرند. حتي من شك كردم نكند اينطور باشد. رفتم از دوستان پرسيدم، گفتند اصلا ما هيچ كدام نرفتهايم آنجا. بحمدالله حتي يك نفر هم امضاي خودش را پس نگرفت. يا اينكه همين توزيع چكپول در بين نمايندهها چند روز مانده به استيضاح، خب اينها مسائل مهمي است، يعني تصور دولت از نمايندگان مثل اينكه يك تصور عجيب و غريبي است كه اينها مثلا با يك چك رأي خودشان را عوض ميكنند. من اتفاقا در اين چند ماهي كه در مجلس بودم، احساس كردم نمايندگان واقعا در مسائل مهم، مستقل رأي ميدهند، روي فكر رأي ميدهند، اصلا به آن شكل نيست. نگاه دولت به مجلس بايد عوض شود و در اين مسئله توزيع چكپولها هم آن كسي كه دستور داده، بايد مجازات شود. حالا آن آقا مجازات شد به جاي خود ولي آن كسي هم كه دستور داده، بايد مجازات شود و به علاوه، روش غلط برخورد با استيضاح و مانند آن بايد اصلاح شود. به ما ميگفتند كه متأسفانه يك كسي مثل آقاي علي مطهري مقابل ماست، اگر ديگران بودند ما ميدانستيم با آنها چه كار بكنيم، ما پروندهشان را رو ميكرديم، چنين ميكرديم، خب اين، حرف غلطي است. شما چه كار به پرونده افراد داريد؟ نماينده حق استيضاح دارد، هر كسي كه ميخواهد باشد شما بايد جواب بدهيد، چه كار به پروندهاش داريد؟ هر كسي يك پرونده گرفته در دستش و ميگويد اگر تو بگويي من ميگويم و او ميگويد اگر تو لو بدي، من لو ميدهم. اين است كه كشور هيچوقت اصلاح نميشود. انشاءالله كه اين ناراستيها اصلاح شود.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


