صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جنگ کلينزمن با نفوذي هاي مونيخ

کد خبر: ۲۶۴۲۹
| |
1754 بازدید

شنبه هفته گذشته بايرن مونيخ براي سومين بار در طول اين فصل نتوانست از برتري دو بر صفر خود دفاع کند و آن را از دست داد. اما هفته هاي گذشته آنقدر براي بايرن مونيخ خوب بوده که مي توان گفت اکنون آن فضاي منفي ماه هاي آگوست و سپتامبر دور و بر تيم وجود ندارد. طي آن دو ماه همه روزنامه ها از بدترين شروع فصل بايرن مونيخ حرف مي زدند که آخرين بار به زماني برمي گشت که اولي هوينس آخرين گلش را براي باشگاه به ثمر رسانده بود گرچه بايرن اکنون شکست ناپذير است و از هفت بازي گذشته در بوندس ليگا در پنج مسابقه پيروز شده است. در حال حاضر به نظر مي رسد يورگن کلينزمن توفان اول را به پا کرده است.

به نوشته اعتماد و به نقل از ساکرنت، نکته جالب اينجاست که اين نقطه عطف زماني آغاز شد که يورگن کلينزمن اين گاو خشمگين مونيخي را از شاخ هايش گرفت. اين اتفاق روز سوم اکتبر که مصادف با روز اتحاد آلمان است افتاد. البته نه در ورزشگاه بايرن، نه در زمين تمريني اين تيم بلکه در اتاق کنفرانس خبري باشگاه بايرن. قبل از اينکه بخواهم اين داستان را برايتان توضيح دهم، اجازه دهيد اول راه يک جاده فرعي را در پيش بگيريم. کمي قبل از شروع يورو 2008 من ملاقاتي با مسوول بخش ورزشي يک شبکه تلويزيوني داشتم که در قسمت اينترنت و تله تکست آن فعال بود. ما راجع به شغل هايمان حرف زديم. در طول مکالمه مان او به اين نکته اشاره کرد که ژورناليسم ورزشي مثل يک ديو عجيب و غريب است چون ديگر اين قضيه باب شده که وقتي ورزش را پوشش مي دهي، آزاد هستي تا تمام قوانين روزنامه نگاري پاک را زير پا بگذاري.

اين عين واقعيت است. در يک روزنامه معمولي يا حتي شبکه هاي راديويي عمومي و تلويزيون، خط تمايز آشکاري بين بيان نظر و گزارش نويسي وجود دارد. حتي مطالبي که عقيده کسي را دربر مي گيرند و معمولاً در قالب ستون هاي سردبيري خودشان را نشان مي دهند، اغلب قالب نظردهي دارند تا اينکه بخواهند فقط يک خط فکري خاص را دنبال کنند. اکثر دبيران و سردبيران وقتي با داستان حساسيت برانگيزي روبه رو مي شوند، بيشتر به دنبال تعادل مي گردند و اين کار را با دادن فضا به مخالفان انجام مي دهند.

اما در صفحات ورزشي اين قاعده اصلاً رعايت نمي شود. آخرين باري که يک مقاله ورزشي خوانده ايد که به شما اطلاعات داده باشد، کي بوده است؟ حتي در آنچه نامش را گزارش بازي گذاشته اند، هم اين آگاهي در همان پاراگراف اولش به من به عنوان خواننده مي دهد که مثلاً يک مربي که در آستانه اخراج قرار گرفته، هفته سختي را

پيشرو خواهد داشت آن هم بعد از هفته شوکه کننده يي که به خاطر مشکلات دفاعي برايش شکست به همراه داشت. اگر از کلمه «شکست» فاکتور بگيريم، بقيه کلمات اين جمله در ديگر بخش هاي روزنامه نگاري اظهارنظر تلقي مي شود.

فکر نمي کنم در گذشته هم تفاوت چنداني با زمان حال وجود داشته باشد. واقعيتش اين است که يک بار با دبير ورزش يکي از روزنامه هاي قابل احترام ملاقاتي داشتم. او نقش رهبري کردن عقايدش را اين گونه توضيح مي دهد؛ «در دهه 80 ما باعث اخراج 12 مربي محلي باشگاه ها شديم،»

با در نظر گرفتن اين طرز تفکر اصلاً عجيب نيست اگر متعادل ترين و داناترين هواداران فوتبال آلمان هم صفحات ورزشي روزنامه هاي جنجالي مثل روزنامه معروف «بيلد» را با علاقه بخوانند. قطعاً اين هواداران در جواب اين جملات مي گويند؛ «مسلماً شما نمي توانيد به هر داستاني که در بيلد چاپ مي شود، اعتماد کنيد.» و بعد در ادامه مي گويند؛ «البته به جز بخش ورزشي که خيلي خوب است.» اما واقعاً خوب نيست. مطالب «بيلد» هم مثل مطالب ديگر روزنامه ها پر از حاشيه و کنايه است.

آن چيزي که به نظر مي رسد به صفحات ورزشي روزنامه هاي جنجالي و پوشش خبري آنها احترام مي بخشد، اين واقعيت ساده است که تفاوت هاي حاضر در اخبار عادي در اين بخش رعايت نمي شود. همين مساله است که به «بيلد» اين قدرت را مي دهد تا در ورزش آلمان مطرح شود؛ نقشي که از سال 1988 پررنگ تر شد؛ زماني که اين روزنامه، هفته نامه ورزشي اش تحت عنوان اشپورت بيلد را به چاپ رساند و اکنون به اين نکته مي نازد که تيراژش به بيش از نيم ميليون نسخه رسيده است.

البته از اواخر دهه 80 بازيکنان و مسوولان فوتبال فهميده اند که اگر رابطه خوبي با بيلد داشته باشند، مي توانند جوايز زيادي به دست آورند. بعد از حذف آلمان از يورو 84 دو روزنامه نگار و دو ستون نويس بيلد درباره جانشين مناسب يوپ دروال سرمربي اخراجي آن زمان تيم ملي آلمان بحث کردند. به نقل از تورستن کورنر، نويسنده آلماني، دبير بخش ورزشي آن زمان «بيلد» به اين نتيجه رسيد که شغل مربيگري تيم ملي بايد به يکي از دو ستون نويس «بيلد» برسد و آن فرد کسي نبود جز فرانتس بکن باوئر.

با بازنگري گذشته مي توان فهميد «لابي هاي بيلد» در آن زمان اصلاً بد نبود. اما از آن زمان به بعد هم تيم ملي، هم باشگاه بايرن مونيخ رابطه يي با «بيلد» ايجاد کرده اند که راجر رپلينگر رابطه يي بادوام و سرشار از مهرباني را روي آن گذاشته است. بدنه اصلي اين رابطه مبادله اطلاعات مخفي تيم در مقابل مقالات تحسين برانگيز براي بايرن است. البته اين رابطه را بايرن بايد مديون لوتار ماتئوس باشد؛ کسي که رپلينگر در مقاله يي که پيش از جام جهاني 2006 چاپ شد، او را «نفوذي معروف بيلد» ناميد. نقش «بيلد» در آن هفته ها و ماه ها سوژه اصلي مطبوعات بود چون آنها از اعلام نام سرمربي تيم ملي به فاصله 10 هفته پيش از آغاز جام جهاني 2006 انتقاد کرده بودند. البته نبايد فراموش کرد که سرمربي تيم ملي کسي نبود جز يورگن کلينزمن. به نظر خيلي ها «بيلد» با چاپ اين انتقاد به دنبال بازگو کردن افکار عمومي نبود بلکه مي خواست انتقام اتفاقي را بگيرد که 10 سال پيش افتاده بود. کلينزمن همواره از همکاري با «بيلد» طفره رفته است و حتي اين موضع خود را بعد از پيوستن به بايرن در سال 95 هم حفظ کرد؛ اتفاقي که با کوتاه شدن مدت زمان حضور او در اين باشگاه همراه شد.

موريتس مولر ويرت نويسنده ورزشي در اين باره مي نويسد؛ «وضعيت کلينزمن در بايرن زماني بدتر شد که اتهاماتي به لوتار ماتئوس درباره دادن اطلاعات داخلي راجع به کلينزمن به «بيلد» مطرح شد. گرچه اين اتهامات به ماتئوس هيچ وقت ثابت نشدند اما زمينه خروج کلينزمن از بايرن را فراهم کردند. يورگن بقيه مبلغ قراردادش را به باشگاه بخشيد تا فقط از اف.سي. هاليوود فرار کند. درباره وضعيت کلينزمن فقط مي توان گفت اين اتفاق افتاد چون هيچ چيز در بايرن پشت درهاي بسته باقي نمي ماند و بعد از رفتن او هم همه کار خودشان را ادامه دادند. اما داستان زماني جالب شد که بايرن کل آلمان را با انتخاب کلينزمن به عنوان سرمربي جديدش شگفت زده کرد. البته اين شگفتي فقط به اين خاطر نبود که باشگاه فکر مي کرد از لحاظ فوتبالي، او گزينه مناسبي براي بهبود شرايط است. شايد به قول مارک شولمر خبرنگار ورزشي کار او «جنجال زدايي از بايرن» بود. قبلاً هم گفته بودم که «بيلد» کوچک ترين آگاهي از انتخاب کلينزمن نداشت که اين نکته ثابت مي کند مسوولان هيات مديره تا زمان قطعي شدن تصميم خود بکن باوئر را از جريان دور نگه داشته بودند.

اين نکته در عين حال ثابت مي کند چطور کلينزمن جرات کرد رايموند هينکو سردبير «اشپورت بيلد» را روز سوم اکتبر از سالن کنفرانس بيرون بيندازد و او را از حضور در تمامي کنفرانس هاي خبري آينده که کلينزمن در آن حضور دارد، محروم کند. زماني که اين اتفاق افتاد همه از اين گفتند که کلينزمن بعد از نتايج نااميدکننده اوليه چقدر حساس شده است اما به عقيده من اين فقط نگاه آن زمان بود. انجام اين کار با هينکو چيزي نبود جز اعلان جنگ. هينکو نزديک چهار دهه است که اخبار بايرن را پوشش مي دهد. او دوست ماتئوس است و روابط خوبي با فرانتس بکن باوئر دارد و در عين حال نويسنده کتاب کارل هاينس رومنيگه هم هست. هينکو کسي نيست که بتوانيد او را بدون هماهنگي با باشگاه کنار بگذاريد.

البته «اشپورت بيلد» بلافاصله انتقامش را گرفت و قرارداد باستين شواين اشتايگر با باشگاه را چاپ کرد. اين کار هيچ دليل خاصي نداشت جز اينکه ثابت کنند هنوز هم مي توانند هر کاري دوست دارند انجام دهند و به اطلاعات محرمانه بايرن هم دسترسي دارند.

اما بايرن هم عقب نکشيد. باشگاه عليه مجله حکم صادر کرد و اعضاي تيم هم نامه يي با امضاي تمام اعضا به «اشپورت بيلد» فرستادند و نوشتند که ديگر با اين روزنامه و مجله مصاحبه نخواهند کرد. اين واقعيت که بايرن بعد از انجام اين کار نتايج خوبي گرفته، براي کلينزمن خيلي خوب است چون حالا او خوب مي داند که هر لغزشي باعث مي شود روزنامه هاي زرد و جنجالي او را نابود کنند. حتي تساوي هم مي تواند واکنش ها را برانگيزد. «بيلد» روز دوشنبه و بعد از تساوي خارج از خانه بايرن مقابل گلادباخ نوشت؛ «اين مساوي به شکلي نابخشودني نشان مي دهد بايرن تحت هدايت کلينزمن چه مشکلاتي دارد.» خب حداقل آنها اين ادب را داشتند که خط «البته بعد از هفت پيروزي پياپي در بازي هاي ليگ» را به مطلب شان اضافه کنند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟