وقتي اخبار مهم به بهانه مصلحتانديشي مطرح نميشوند
2 ماه گذشته و آنچه بر سر ورزش ايران آمده است را حتما بعدها در تاريخ مينويسند. وزيري كه رئيس فدراسيونهايش را نميشناسد و قرار آشنايياشان ميماند به يك ماه بعد از بركناريها. معاوني كه ميخواهد خيلي «متواضعانه» جواب روساي بركنار شده فدراسيونها را، جواب نامههاي I.O.C، پاسخ تعليق چند فدراسيون و خلاصه همه دنيا را بدهد، ورزشكاراني كه تا دقيقه 90 در انتظارند تا يك نفر خيلي «متواضعانه» از حق خودش بگذرد و نامشان را براي المپيك تاييد كند و... هر روز خبري از راه ميرسد كه فلان مسئول فدراسيون جهاني، فلان مقام مسئول كميته بينالمللي المپيك، ورزش ايران را تهديد به تعليق كرده و...
تابستان 91 براي ورزش ايران، تابسان پر خبري بود، اخباري كه به جرم برهم زدن آرامش ورزشكاران و فضاي المپيك در دالانهاي تو در توي مصلحتانديشي! به دام افتادند. جلساتي كه هر كدامشان لرزهاي بر اندام ورزشيهاي كاربلد (درست مانند معاون ورزشي وزير ورزش و جوانان) ميانداخت و البته مصلحتانديشي همه چيز را به پايان المپيك موكول ميكرد تا به قول رئيس فدراسيون جهاني قايقراني؛ زمان به ضرر ورزش ايران سپري شود.
در روزهايي كه چنين اخبار مهمي مصلحتانديشي ميشود ديگر براي كسي اهميتي ندارد كه سرپرست فدراسيون قايقراني همراه وزير ورزش عازم لندن! ميشود تا مسابقه همان ورزشكاراني كه نامشان در دقيقه 90 آن هم كنار گود زورخانه تاييد شد و مسافر لندن شدند، را تماشا كند. اسبقيان خيلي بيسر و صدا عازم لندن شد تا خبرنگاران از او نپرسند كه چهطور عازم لندن شديد؟ و اينچنين تمام خبرها به قول خبرنگاراني كه در همين 2 ماه گذشته به هزار و يك وصله ناجور متهم شدند، پشتپردهاي باقي ماند و اصلا كسي خبردار نشد كه باز هم همان رئيس فدراسيون بركنار شده (دنيامالي) دست به كار شد و به قول آقاي معاون «خيلي متواضعانه» براي اينكه آبروي آقاي سرپرست فدراسيون تعليق شده بين اهالي ورزش و در و همسايه نرود، از فدراسيون جهاني خواهش كند كه اجازه حضورش را در لندن صادر كنند.
اخبار پشتپردهاي ميگويند يك نفر از اعضاي هيات رئيسه فدراسيون فعلي قايقراني چند ساعتي با رئيس سابق، رئيس قانوني يا هر اسم ديگري كه بتوان رويش گذاشت، صحبت ميكند و با خواهش از او ميخواهد بيشتر از اين با آبروي آقاي سرپرست كه قبل از المپيك در رسانه ملي بادي به غبغب انداخته و گفته بود: «هر وقت بخواهم به لندن سفر ميكنم و اجازهام دست كسي نيست»، بازي نشود. به اين ترتيب اين خبر هم پشتپردهاي باقي ماند و دنيامالي هم براي اينكه واژه متواضعانه را به بهترين شكل براي آقاي معاون معني كند، اجازه حضور اسبقيان را در لندن صادر كرد...
اينچنين است كه اخبار پشتپردهاي تعليق و جلسات پيدرپي در لندن همچنان دارند اما در فاصله لندن تا تهران به همان جرم مصلحتانديشي، زمانكشي و هر نام ديگري، سانسور ميشوند و ميميرند تا بعد از المپيك تعليق شويم؛ به همين سادگي و در عين متواضع بودن.


