هزینهمیلیاردیاشتباهدولتدرتعیینقیمتگندم
تصمیم نادرست جهاد کشاورزی در تعیین قیمت تضمینی خرید گندم از کشاورزان داخلی دولت را مجبور کرد به جای 160 میلیارد تومان، 1500 میلیارد تومان بپردازد، یعنی 1360 میلیارد تومان ارز به واسطه یک تصمیم اشتباه به هدر رفت.
کد خبر: ۲۶۲۳۹۷
| | 4354 بازدید
فردانیوز نوشت:تولید ایرانی : هزینه تولید هر کیلوگرم گندم در مزارع ایران 480 تومان برآورد میشود و در صورتی که هزینه های اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها نیز به این هزینه ها اضافه شود، قیمت تمام شده برای تولید هر کیلو گندم بالاتر از 500 تومان نیز خواهد شد.
این در حالی است که دولت قیمت تضمینی خرید گندم از کشاورز را که معمولا سقف قیمت خرید نیز به شمار می آید، 395 تومان تعیین کرده بود که با این حساب تولیدکنندگان گندم در ایران در ازای تولید هر کیلو گندم دست کم 85 تومان ضرر میکردند.
انتقادها و اعتراضهای گسترده در رسانهها و برخی نمایندگان مجلس موجب شد تا جهاد کشاورزی کیسه را شل کند و 25 تومان به قیمت تضمینی اضافه کند.
البته صادق خلیلیان برای آنکه نظر کارگروه تنظیم بازارش را درباره واقعی بودن قیمت 395 تومانی گندم، زیر سئوال نبرد، افزایش 25 تومانی قیمت گندم را به نقل از رئیس جمهوری پاداش به کشاورزان نامید.
حتی در این صورت و در بهترین و خوشبینانهترین حالت ممکن نیز کشاورز تولیدکننده گندم در هر کیلو گندم، 60 تومان ضرر میکرد و اگر کشاورزی در سال 100 تن تولید گندم داشت و گندمهایش را به دولت میفروخت، با یک محاسبه ساده در پایان سال دست کم 6 میلیون تومان بدهی بار میآورد.
البته بدیهی است که با این وضع قیمتها، کشاورزان هنوز حاضر نیستند گندم خوراکی خود را به سیلوهای دولتی بفروشند و تازه زحمت انتقال آن را نیز بکشند، بنابراین گندم سرخرمن خود را به دامداران و مرغداران با قیمت بالاتر از قیمت دولتی می فروشند؛ قیمتی بالاتر از 500 تومان!
دولت چگونه 1500 میلیون دلار ارز را به هدر داد
خالی ماندن سیلوهای دولتی گندم و خورده شدن گندمهای کشاورزان از سوی گاوها و گوسالهها و مرغها، برای دولت هزینه زیادی داشت.
جهاد کشاورزی برای تأمین نیاز مردم به گندم، مجبور است دست کم هشت میلیون تن گندم به کشور وارد کند.
با یک دودوتا چهارتای ساده میتوانید دریابید که اختلاف نرخ ارز در واردات 8 میلیون تن گندم، در واقع به معنی هدر رفت بیش از 1500 میلیارد تومان ارز است.
در حالی که اگر دولت قیمت تضمینی گندم را 600 تومان هم قرار میداد، هزینهای که از بودجه کشور کاهش مییافت تنها 160 میلیارد تومان بود، نه 1500 میلیارد تومان!
یعنی در واقع تصمیم نادرست دولت در تعیین قیمت تضمینی خرید گندم، برای کشور ایران دست کم هزار و 360 میلیارد تومان هزینه داشته است.
از دست رفتن دوره طلایی گندم
امسال با توجه به بارندگی های مناسب وضعیت کشت گندم کشور بسیار خوب بود و دولت می توانست با اتخاذ سیاست درست نیاز داخلی کشور را تامین کند تا نیازی به واردات این محصول استراتژیک وجود نداشته باشد اما سیاست خرید تضمینی با قیمت 395 تومانی و 420 تومانی باعث شد تا کشاورزان گندم خوراکی خود را به دامداران بفروشند و ما مجبور به واردات گسترده گندم شویم.
جالب است که دولت مجبور است با نرخ بالاتر از 500 تومان از خارج گندم وارد کند اما با این قیمت گندم کشاورزان داخلی را خریداری نمی کند، این کار به ضرر منابع ارزی کشور بوده و فقط به نفع دلالان و وارد کنندگان گندم است.
پیشنهاد به دولت
با توجه به گذشت بیش از چهار ماه از سال 91، طبیعی است که تا کنون حجم بسیاری از گندمهای تولیدی کشاورزان داخلی در فرایند هضم و جذب سیستم گوارشی دام و طیور به گوشت و شیر و تخم مرغ تبدیل شده و از دسترس دولت خارج است.
بنابراین کاری با از دست رفتهها نداریم، اما دولت میتواند به جای پاداشهای 25 تومانی که کسی هم خریدارش نیست، چند کار بازدهدار انجام دهد که عبارتند از:
اعطای وام تناسبی به کشاورزان تولیدکننده گندم در سال جدید مثلا به ازای تولید هر تن 200 هزار تومان!
تعویض گندم با کیفیت تحویل شده به دامداریها و مرغداریها با گندم کیفیت پایین.
ایجاد کارگروههای تنظیم بازار با محوریت کارشناسان محلی و کشاورزان تولیدکننده.
ایجاد شناسنامه ویژه فروش محصول برای مزارع و کشاورزان تولید کننده و کنترل کیفیت زمین، میزان آب مصرفی و محصول تولیدی!
این در حالی است که دولت قیمت تضمینی خرید گندم از کشاورز را که معمولا سقف قیمت خرید نیز به شمار می آید، 395 تومان تعیین کرده بود که با این حساب تولیدکنندگان گندم در ایران در ازای تولید هر کیلو گندم دست کم 85 تومان ضرر میکردند.
انتقادها و اعتراضهای گسترده در رسانهها و برخی نمایندگان مجلس موجب شد تا جهاد کشاورزی کیسه را شل کند و 25 تومان به قیمت تضمینی اضافه کند.
البته صادق خلیلیان برای آنکه نظر کارگروه تنظیم بازارش را درباره واقعی بودن قیمت 395 تومانی گندم، زیر سئوال نبرد، افزایش 25 تومانی قیمت گندم را به نقل از رئیس جمهوری پاداش به کشاورزان نامید.
حتی در این صورت و در بهترین و خوشبینانهترین حالت ممکن نیز کشاورز تولیدکننده گندم در هر کیلو گندم، 60 تومان ضرر میکرد و اگر کشاورزی در سال 100 تن تولید گندم داشت و گندمهایش را به دولت میفروخت، با یک محاسبه ساده در پایان سال دست کم 6 میلیون تومان بدهی بار میآورد.
البته بدیهی است که با این وضع قیمتها، کشاورزان هنوز حاضر نیستند گندم خوراکی خود را به سیلوهای دولتی بفروشند و تازه زحمت انتقال آن را نیز بکشند، بنابراین گندم سرخرمن خود را به دامداران و مرغداران با قیمت بالاتر از قیمت دولتی می فروشند؛ قیمتی بالاتر از 500 تومان!
دولت چگونه 1500 میلیون دلار ارز را به هدر داد
خالی ماندن سیلوهای دولتی گندم و خورده شدن گندمهای کشاورزان از سوی گاوها و گوسالهها و مرغها، برای دولت هزینه زیادی داشت.
جهاد کشاورزی برای تأمین نیاز مردم به گندم، مجبور است دست کم هشت میلیون تن گندم به کشور وارد کند.
با یک دودوتا چهارتای ساده میتوانید دریابید که اختلاف نرخ ارز در واردات 8 میلیون تن گندم، در واقع به معنی هدر رفت بیش از 1500 میلیارد تومان ارز است.
در حالی که اگر دولت قیمت تضمینی گندم را 600 تومان هم قرار میداد، هزینهای که از بودجه کشور کاهش مییافت تنها 160 میلیارد تومان بود، نه 1500 میلیارد تومان!
یعنی در واقع تصمیم نادرست دولت در تعیین قیمت تضمینی خرید گندم، برای کشور ایران دست کم هزار و 360 میلیارد تومان هزینه داشته است.
از دست رفتن دوره طلایی گندم
امسال با توجه به بارندگی های مناسب وضعیت کشت گندم کشور بسیار خوب بود و دولت می توانست با اتخاذ سیاست درست نیاز داخلی کشور را تامین کند تا نیازی به واردات این محصول استراتژیک وجود نداشته باشد اما سیاست خرید تضمینی با قیمت 395 تومانی و 420 تومانی باعث شد تا کشاورزان گندم خوراکی خود را به دامداران بفروشند و ما مجبور به واردات گسترده گندم شویم.
جالب است که دولت مجبور است با نرخ بالاتر از 500 تومان از خارج گندم وارد کند اما با این قیمت گندم کشاورزان داخلی را خریداری نمی کند، این کار به ضرر منابع ارزی کشور بوده و فقط به نفع دلالان و وارد کنندگان گندم است.
پیشنهاد به دولت
با توجه به گذشت بیش از چهار ماه از سال 91، طبیعی است که تا کنون حجم بسیاری از گندمهای تولیدی کشاورزان داخلی در فرایند هضم و جذب سیستم گوارشی دام و طیور به گوشت و شیر و تخم مرغ تبدیل شده و از دسترس دولت خارج است.
بنابراین کاری با از دست رفتهها نداریم، اما دولت میتواند به جای پاداشهای 25 تومانی که کسی هم خریدارش نیست، چند کار بازدهدار انجام دهد که عبارتند از:
اعطای وام تناسبی به کشاورزان تولیدکننده گندم در سال جدید مثلا به ازای تولید هر تن 200 هزار تومان!
تعویض گندم با کیفیت تحویل شده به دامداریها و مرغداریها با گندم کیفیت پایین.
ایجاد کارگروههای تنظیم بازار با محوریت کارشناسان محلی و کشاورزان تولیدکننده.
ایجاد شناسنامه ویژه فروش محصول برای مزارع و کشاورزان تولید کننده و کنترل کیفیت زمین، میزان آب مصرفی و محصول تولیدی!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


