ايران و آناپوليس، از نگاه منفعلان تا رويکرد فعال
در کنار اين پرسش که آيا اين بار جريان صلح به نتيجه ميرسد يا سرنوشتي مشابه نقشه راه پيدا خواهد کرد، بررسي رابطه جمهوري اسلامي با مسئله فلسطين و تأثيرات مهم و دوجانبهاي كه به ويژه طي سي سال گذشته ميان ايران و فلسطين وجود داشته است، نشان ميدهد كه سرنوشت اين دو حوزه به هم گره خورده است.
کد خبر: ۲۶۱۷
| | 3487 بازدید
اندکي پس از برگزاري کنفرانس آناپوليس، برخي چهرهها که همواره دم از منافع ملي ميزنند، اين بار تلويحا از پيروزي آمريکا و اسرائيل در از ميان بردن نفوذ و قدرت جمهوري اسلامي در خاورميانه استقبال كردند.
به گزاش خبرنگار «تابناک»، احمد زيدآبادي در يادداشتي که مورد توجه سايت وزارت خارجه اسرائيل نيز قرار گرفت، اظهار کرد، برخي از ايرانيان آرزو ميکنند با پيروزي آمريکا و اسرائيل، ايران ضعيف شده و راه نفوذ و دسترسي جمهوري اسلامي به خاورميانه و فلسطين مسدود شود تا قدرتهاي جهاني ديگر متعرض ايران نشوند.
به گفته وي، يكي از علتهايي كه سبب اعمال فشار منطقهاي و بينالمللي عليه جمهوري اسلامي شده است، بسط نفوذ آن در خاورميانه بخصوص در محور عراق ـ سوريه ـ لبنان ـ فلسطين است. آنچه اعراب منطقه، اسرائيل و حاميان بينالمللي آنها را به هراس انداخته، همين بسط نفوذ ايران است كه ميتواند توازن قوا در خاورميانه را به نفع ايران به هم بزند و دست نظام اسلامي ايران را براي نابودي اسرائيل و استقرار رژيمهاي سياسي مشابه خود در كشورهاي منطقه باز بگذارد... اما نفوذي كه بايد قاتوق نانمان شود، دارد بلاي جانمان ميشود!
به نوشته زيدآبادي، با موفقيت كنفرانس آناپوليس از يك سو، با بريدن سوريه از ايران، راه دسترسي جمهوري اسلامي به لبنان و فلسطين سد ميشود و عملا ايران از امكان بازي در آن مناطق باز ميماند و بدين وسيله قدرتش محدود ميشود. اين وضعيت قاعدتا بسياري از اعراب و قدرتهاي بزرگ جهاني را از ميل توسل به زور عليه ايران دور خواهد كرد.
اين گزارش ميافزايد: با اين وجود آينده بحران خاورميانه تنها با اين نگاههاي جزئينگر گره نخورده، بلکه بررسي عميق و جامعي را ميطلبد؛ چنانکه در يک يادداشت ارسالي آمده است: در کنار اين پرسش که آيا اين بار جريان صلح به نتيجه ميرسد يا سرنوشتي مشابه نقشه راه پيدا خواهد کرد، بررسي رابطه جمهوري اسلامي با مسئله فلسطين و تأثيرات مهم و دوجانبهاي كه به ويژه طي سي سال گذشته ميان ايران و فلسطين وجود داشته است، نشان ميدهد كه سرنوشت اين دو حوزه به هم گره خورده است و هر تحول مهمي در ايران يا فلسطين ميتواند منشأ تغيير در ديگري شود. در اين فرصت تلاش ميكنيم به اين پرسش پاسخ دهيم كه فرجام صلح خاورميانه چه تأثيري بر سرنوشت ايران خواهد گذارد؟ براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد حالتهاي گوناگون فرجام صلح خاورميانه را در نظر قرار دهيم.
حالت نخست: ادامه بنبست موجود و شكست دور جديد تلاش ايالات متحده براي حل بحران خاورميانه (باخت ـ باخت)
حالت دوم: پيروزي نسبي اسرائيل در فرايند صلح و گرفتن امتيازات مهم از اعراب در برابر واگذاري امتيازات ناچيز (برد ـ باخت)
حالت سوم: پيروزي نسبي اعراب در فرايند صلح و گرفتن امتيازات مهم از اسرائيل در برابر واگذاري امتيازات ناچيز (باخت ـ برد)
حالت چهارم: موفقيت نسبي هر دو طرف اسرائيل و اعراب در رسيدن به اهداف خود (برد ـ برد)
حالت نخست: در اين حالت پيشبيني ميشود كه روند جديد، سرنوشتي مشابه «نقشه راه» پيدا كند و بدون دستاورد مشخصي براي هر دو طرف، بنبست موجود در داخل فلسطين و اسرائيل تداوم يابد،در عين آنكه ديگر مؤلفههاي مهم در مسئله فلسطين نظير موضع و موقعيت حزبالله لبنان و دولت سوريه نيز تحول چشمگيري پيدا نميكند. در اين شرايط هرچند بخشي از اهداف جمهوري اسلامي مبني بر شكست بازي بدون ايران تحقق پيدا ميكند، اما ايالات متحده نيز در مقابل، موضع منفي ايران و نفوذ جمهوري اسلامي را يكي از عوامل مهم در شكست اين فرايند صلح ارزيابي و سعي ميكند با تشديد فشار همهجانبه بر جمهوري اسلامي در موضوعاتي نظير پرونده هستهاي، حقوق بشر و مساله تروريسم موجب عقبنشيني ايران از موضع كنوني و همراه شدن با فرايند صلح خاورميانه شود...
در صورتي كه ايران بتواند از متلاشي شدن مربع مقاومت جلوگيري كرده و در گام بعدي با ارايه طرحي عملي، مسير جريان صلح را به سوي حل بحران خاورميانه با محوريت جريان مقاومت هدايت كند، حفظ حقوق مردم فلسطين و تأمين منافع ملي ايران همزمان ممكن خواهد بود. تجربه موفق حزبالله در مذاكرات و مبادلات اسراي خود با اجساد سربازان اسرائيل در سالهاي گذشته نشان ميدهد ظرفيت جريان مقاومت براي ديپلماسي موفق با حريف، بيش از دولتهاي عربي است و تنها اين مسير است كه ميتواند تلاشهاي ايالات متحده و اسرائيل براي تحميل انفعال و انزوا به جريان مقاومت و به ويژه ايران را خنثي كند...
به گزاش خبرنگار «تابناک»، احمد زيدآبادي در يادداشتي که مورد توجه سايت وزارت خارجه اسرائيل نيز قرار گرفت، اظهار کرد، برخي از ايرانيان آرزو ميکنند با پيروزي آمريکا و اسرائيل، ايران ضعيف شده و راه نفوذ و دسترسي جمهوري اسلامي به خاورميانه و فلسطين مسدود شود تا قدرتهاي جهاني ديگر متعرض ايران نشوند.
به گفته وي، يكي از علتهايي كه سبب اعمال فشار منطقهاي و بينالمللي عليه جمهوري اسلامي شده است، بسط نفوذ آن در خاورميانه بخصوص در محور عراق ـ سوريه ـ لبنان ـ فلسطين است. آنچه اعراب منطقه، اسرائيل و حاميان بينالمللي آنها را به هراس انداخته، همين بسط نفوذ ايران است كه ميتواند توازن قوا در خاورميانه را به نفع ايران به هم بزند و دست نظام اسلامي ايران را براي نابودي اسرائيل و استقرار رژيمهاي سياسي مشابه خود در كشورهاي منطقه باز بگذارد... اما نفوذي كه بايد قاتوق نانمان شود، دارد بلاي جانمان ميشود!
به نوشته زيدآبادي، با موفقيت كنفرانس آناپوليس از يك سو، با بريدن سوريه از ايران، راه دسترسي جمهوري اسلامي به لبنان و فلسطين سد ميشود و عملا ايران از امكان بازي در آن مناطق باز ميماند و بدين وسيله قدرتش محدود ميشود. اين وضعيت قاعدتا بسياري از اعراب و قدرتهاي بزرگ جهاني را از ميل توسل به زور عليه ايران دور خواهد كرد.
اين گزارش ميافزايد: با اين وجود آينده بحران خاورميانه تنها با اين نگاههاي جزئينگر گره نخورده، بلکه بررسي عميق و جامعي را ميطلبد؛ چنانکه در يک يادداشت ارسالي آمده است: در کنار اين پرسش که آيا اين بار جريان صلح به نتيجه ميرسد يا سرنوشتي مشابه نقشه راه پيدا خواهد کرد، بررسي رابطه جمهوري اسلامي با مسئله فلسطين و تأثيرات مهم و دوجانبهاي كه به ويژه طي سي سال گذشته ميان ايران و فلسطين وجود داشته است، نشان ميدهد كه سرنوشت اين دو حوزه به هم گره خورده است و هر تحول مهمي در ايران يا فلسطين ميتواند منشأ تغيير در ديگري شود. در اين فرصت تلاش ميكنيم به اين پرسش پاسخ دهيم كه فرجام صلح خاورميانه چه تأثيري بر سرنوشت ايران خواهد گذارد؟ براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد حالتهاي گوناگون فرجام صلح خاورميانه را در نظر قرار دهيم.
حالت نخست: ادامه بنبست موجود و شكست دور جديد تلاش ايالات متحده براي حل بحران خاورميانه (باخت ـ باخت)
حالت دوم: پيروزي نسبي اسرائيل در فرايند صلح و گرفتن امتيازات مهم از اعراب در برابر واگذاري امتيازات ناچيز (برد ـ باخت)
حالت سوم: پيروزي نسبي اعراب در فرايند صلح و گرفتن امتيازات مهم از اسرائيل در برابر واگذاري امتيازات ناچيز (باخت ـ برد)
حالت چهارم: موفقيت نسبي هر دو طرف اسرائيل و اعراب در رسيدن به اهداف خود (برد ـ برد)
حالت نخست: در اين حالت پيشبيني ميشود كه روند جديد، سرنوشتي مشابه «نقشه راه» پيدا كند و بدون دستاورد مشخصي براي هر دو طرف، بنبست موجود در داخل فلسطين و اسرائيل تداوم يابد،در عين آنكه ديگر مؤلفههاي مهم در مسئله فلسطين نظير موضع و موقعيت حزبالله لبنان و دولت سوريه نيز تحول چشمگيري پيدا نميكند. در اين شرايط هرچند بخشي از اهداف جمهوري اسلامي مبني بر شكست بازي بدون ايران تحقق پيدا ميكند، اما ايالات متحده نيز در مقابل، موضع منفي ايران و نفوذ جمهوري اسلامي را يكي از عوامل مهم در شكست اين فرايند صلح ارزيابي و سعي ميكند با تشديد فشار همهجانبه بر جمهوري اسلامي در موضوعاتي نظير پرونده هستهاي، حقوق بشر و مساله تروريسم موجب عقبنشيني ايران از موضع كنوني و همراه شدن با فرايند صلح خاورميانه شود...
در صورتي كه ايران بتواند از متلاشي شدن مربع مقاومت جلوگيري كرده و در گام بعدي با ارايه طرحي عملي، مسير جريان صلح را به سوي حل بحران خاورميانه با محوريت جريان مقاومت هدايت كند، حفظ حقوق مردم فلسطين و تأمين منافع ملي ايران همزمان ممكن خواهد بود. تجربه موفق حزبالله در مذاكرات و مبادلات اسراي خود با اجساد سربازان اسرائيل در سالهاي گذشته نشان ميدهد ظرفيت جريان مقاومت براي ديپلماسي موفق با حريف، بيش از دولتهاي عربي است و تنها اين مسير است كه ميتواند تلاشهاي ايالات متحده و اسرائيل براي تحميل انفعال و انزوا به جريان مقاومت و به ويژه ايران را خنثي كند...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


