پايان جنگ زرگري آنكارا - تل آويو
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
دفتر نخستوزير رژيم صهيونيستي در بيانيهاي به نقل از نتانياهو اعلام كرد: اسرائيل خواستار بهبود روابط با متحد سابق خود، تركيه است. در اين بيانيه نخستوزير رژيم صهيونيستي تاكيد كرد تركيه و اسرائيل، هر دو مهم، قوي و از متحدين قديمي هستند و بايد با توجه به شرايط ويژه كنوني منطقه، راههاي ترميم روابط خود را پيدا كنند.
اين بيانيه در رسانههاي تركيه بازتاب گستردهاي يافت. اين رسانهها اعلام كردند اين بار بدون آنكه تركها بر شروط سابق خود مبني بر لزوم عذرخواهي تاكيد كنند، اقدام نخستوزير اسرائيل را به عنوان گامي مثبت در جهت برقراري مجدد روابط مستحكم آنكارا - تل آويو تلقي كردند. استقبال تركها از پيشنهاد نخستوزير رژيم صهيونيستي موجب شد صاحب نظران سياسي در منطقه بر اين نكته تأكيد نمايند كه اصولاً مشكلي در روابط آنكارا - تل آويو وجود نداشته و آنچه طي دو سال اخير در اين زمينه وانمود ميشد فقط ظاهرسازي بود. در اين شرايط، پاسخ به اين سؤال كه روابط تركيه و رژيم صهيونيستي در سالهاي اخير و با روي كار آمدن اسلامگرايان در سرزمينهاي عثماني چه اهدافي را دنبال كرده و انگيزه ايجاد تنش و غوغاسالاري در روابط دو رژيم چه بوده، ميتواند راهگشاي درك بسياري از نقشآفرينيهاي اخير مقامات ترك در صحنه بينالمللي باشد و فهم دقيقي از تحولات منطقه ارائه كند.
صاحب نظراني كه روابط تركيه و رژيم صهيونيستي را پس از به قدرت رسيدن حزب "عدالت و توسعه" دنبال ميكنند، معتقدند عليرغم جنگ زرگري سياستمداران نومحافظه كار تركيه با رژيم صهيونيستي كه صرفاً با هدف ايجاد وجههاي مثبت از تركيه جديد در ميان كشورهاي اسلامي دنبال ميشود، روابط دو رژيم در بالاترين سطوح استراتژيك جريان داشته و هيچگاه تابع مجادلات لفظي و سياسي نبوده است. طبعاً در چنين شرايطي، كساني كه به تبليغات عوام فريبانه سياسي دلخوش كرده و ماهيت ضد صهيونيستي را در مواضع آنكارا جستجو ميكنند، دچار خطاي فاحشي شده و به بيراهه رفته اند، چرا كه همين ديروز، يك مقام رژيم صهيونيستي در گفتگو با يك روزنامه چاپ تركيه فاش كرد "طي دو سال گذشته كه به ظاهر روابط ديپلماتيك دو كشور قطع بوده، رايزنيها و تماسهاي مقامات سياسي دو كشور هرگز قطع نشده و كانالهاي ارتباطي باز بوده زيرا آنكارا - تل آويو منافع مشتركي دارند و از همه مهمتر، از حمايتهاي آمريكا در منطقه برخوردار ميباشند."
اين واقعيت به روشني نشان ميدهد سخن گفتن از قطع روابط سياسي تركيه و رژيم صهيونيستي، حركتي با چراغ خاموش با هدف كسب اعتبار براي حزب عدالت و توسعه در افكار عمومي تركيه و منطقه بوده و عاري از واقعيت بوده است.
روابط ميان تركيه و اسرائيل بعد از روي كار آمدن دولت اسلامگراي اردوغان نميتوانست با ظاهر گذشته ادامه يابد و لذا براساس اقتضائات داخلي و شرايط منطقهاي كه نقشي براي دولت جديدتركيه ترسيم كرده بود، مجموعهاي از ملاحظات شبيه جنگ سرد و يا به عبارت دقيقتر جنگ زرگري را ميان دو كشور حاكم كرد درحالي كه اين لكه ننگ همچنان بر پيشاني جمهوري تركيه بود كه به عنوان نخستين كشور مسلمان در سال 1328، رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت و روابط دو طرف در طول بيش از 5 دهه حاكميت لائيكها، از گستردهترين روابط بود.
موج تغييرات پس از انقلاب اسلامي ايران و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ايجاب كرد كه تركيه براي تطبيق خود با شرايط جديد منطقه و خارج كردن پرچم فلسطين از دست ايران، مأموريتهاي ويژهاي را بپذيرد و تغييراتي تاكتيكي در سياستهاي منطقهاي و بينالمللي خود ايجاد كند. از اين رو در بهمن سال 87 هنگامي كه اردوغان در اجلاس داووس با شيمون پرز به مجادله لفظي پرداخت، از او به عنوان "فاتح داووس" ياد شد و دو سال بعد و در خرداد سال 89 وقتي تركيه پرچم حمايت از فلسطين را دردست گرفت و كاروان آزادي غزه را به آبهاي بينالمللي گسيل داشت، لقب "قهرمان جهان اسلام" را به اردوغان دادند. در آن زمان تركيه با اعلام قطع روابط ديپلماتيك با اسرائيل بار ديگر نشان داد كه قصد دارد پرچم رهبري مبارزه با اسرائيل را به منظور منحرف كردن اين مبارزه در اختيار بگيرد. در آن هنگام اردوغان، عادي سازي روابط با اسرائيل را به اجراي چهار شرط: عذرخواهي از تركيه، پرداخت غرامت، تشكيل كميته حقيقت ياب بينالمللي و پايان دادن به محاصره غزه مشروط كرد ولي به مرور زمان اين شروط چهارگانه به يك شرط و اكنون نيز مشخص شده كه به صفر رسيده و با اينكه صهيونيستها بارها اعلام كردند حاضر به عذرخواهي نيستند، روابط آنها با تركيه به حالت عادي برگشته است.
هر چند طي دو سال گذشته سياستمداران تركيه در جهت به دست آوردن نقش بازيگر اول در ميان كشورهاي اسلامي تلاشهائي را براي كسب وجهه ضد اسرائيلي به كار بستند و ادعا كردند كه برخلاف اسلاف لائيك خود حاضر به باجدهي به اسرائيل نيستند، ولي عملكرد آنها نشان ميدهد كه سياستهاي اردوغان و همفكرانش تفاوت چنداني با رژيم صهيونيستي نداشته و شايد تنها تفاوت آنها با لائيكها در اينست كه ژنرالها از اين رابطه به عنوان افتخار خود نام ميبردند ولي سياستمداران كنوني تركيه با نقش آفريني دوگانه، چهرهاي متفاوت و در عين حال حامي پوشش رژيم صهيونيستي به خود ارائه ميدهند. به همين جهت است كه عدهاي معتقدند تركيهاي كه در آن يك حزب به اصطلاح اسلامگرا حاكم است، مأموريت دارد در يك دوره زماني با استفاده از همين عنوان ظاهر فريب، با حركتهاي تاكتيكي، رژيم صهيونيستي را در منطقه و نزد مردم تركيه، مشروع جلوه دهد. البته ملتهاي مسلمان فراموش نكردهاند كه دولت تركيه، صهيونيستيترين اقدامات را در سالهاي اخير انجام داده است، چرا كه اگر اسرائيل را حزب لائيك جمهوري خواه خلق به رسميت شناخت، در دوران حزب به اصطلاح اسلامگراي عدالت و توسعه بود كه پرز در اولين مجلس يك كشور مسلمان سخنراني كرد.
تلاش آنكارا براي به سازش كشاندن حماس و ميانجي گري ميان اسرائيل و حكومت خودگردان فلسطين يكي از اقدامات دولت اردوغان براي محدود ساختن قدرت مانور كشورهاي عضو جبهه مقاومت ضد صهيونيستي بود. موافقت با ادامه استقرار پايگاههاي ناتو در تركيه و افزون بر آن، ايجاد سيستم دفاع موشكي آمريكا عليه ايران، از اقداماتي است كه منحصراً در كارنامه دولت اردوغان ميگنجد.
ايكاش اقدامات غربگرايانه و صهيونيستي دولت اردوغان به همين موارد منحصر ميشد ولي تلاش براي ضربه زدن به دولتها و كشورهاي همسايه از قبيل دولت نوري مالكي در عراق و جنگ با دولت سوريه از طريق كمك به تروريستهاي مسلح القاعده از جمله خدماتي است كه دولت تركيه به آمريكا و رژيم صهيونيستي كرده است.
شايد بتوان هماهنگي با غرب در تحولات سوريه را، دقيقاً نقطه پايان و بطلان ادعاهاي تركيه در سياست مقابله با رژيم صهيونيستي ناميد. امروز مرز تركيه با سوريه به پايگاه تروريستها و جولانگاه شورشيان مسلح و مأموران "موساد" و "سيا" براي سرنگوني دولتي تبديل شده كه به اذعان دوست و دشمن، از پايگاههاي مهم مقاومت و مقابله با رژيم صهيونيستي محسوب ميشود. مدعيان اسلام گرايي در تركيه اكنون ماهيت خود را در همسويي با سياستهاي رژيم صهيونيستي در منطقه به نحو آشكاري بروز داده و به اين ترتيب خط بطلاني بر جنگ زرگري ميان آنكارا و تل آويو كشيدهاند.
آنچه از مواضع بيپرده و آتش افروزانه آقاي اردوغان عليه دولت سوريه بر ميآيد، بحران آفريني در يك كشور خط مقدم جبهه ضد صهيونيستي و جاده صاف كني براي آمريكا و ايجاد حاشيه امن براي رژيم صهيونيستي است و گزارش شوراي روابط خارجي آمريكا درباره سطح روابط تركيه و اسرائيل به عنوان دو متحد آمريكا در منطقه نشان ميدهد دولت اردوغان دقيقاً ادامه دهنده راه لائيكها در تركيه است، همانها كه از اولين روز تأسيس رژيم غاصب صهيونيستي آن را به رسميت شناختند و تركيه اولين كشور مسلمان بود كه اين ننگ را پذيرفت. براساس اين گزارش رسمي، دولت تركيه پس از ماجراي كشتي مرمره و اعلام قطع مناسبات ديپلماتيك با رژيم صهيونيستي نه تنها از سطح روابط اقتصادي و نظامي خود با تل آويو نكاسته بلكه به شكل جنون آميزي بر آن افزوده است. براساس آمار، سطح مبادلات اقتصادي تركيه و رژيم صهيونيستي در دو سال گذشته، كه دو طرف به ظاهر از هيچگونه روابط ديپلماتيك برخوردار نبوده اند، به طرز بيسابقهاي افزايش يافته به طوري كه معاملات تجاري دو رژيم در سال 90 به رقمي معادل 2/17 ميليارد دلار رسيده كه اين حجم در مقايسه با سال 89 كه بالغ بر 1/8 ميليارد دلار بوده، افزايشي دو برابري را نشان ميدهد.
همچنين دقيقاً از سال 89 به بعد حجم خريدهاي تسليحاتي و سطح همكاريهاي نظامي و امنيتي دو طرف سير صعودي داشته و فقط مانورهاي مشترك نظامي از آن حذف شده است. افزون بر اينها، براساس پيمان استراتژيكي كه در سال 75 ميان دو رژيم به امضا رسيده، سالهاست كه طرفين بدون وقفه از اطلاعات امنيتي و جاسوسي يكديگر استفاده كرده و برخي افسران ارتش تركيه در اسرائيل آموزش ويژه ميبينند.
در مجموع، آنچه از عملكرد ده ساله سياستمداران حزب عدالت و توسعه بر ميآيد اينست كه سياستهاي دوران جديد تركيه، ادامه همان سياست وابسته كردن تركيه به آمريكا و همسويي با نيات پليد رژيم صهيونيستي است كه توسط رژيم لائيك پيگيري ميشد، با اين تفاوت كه اين بار همراهان آقاي اردوغان اين هدف را با پوششي از جنگ زرگري و ادعاي اسلام گرايي و مديريت فعال در صحنه بينالمللي محقق ميسازند، سياستي كه امروز فقط بار آن بر دوش بازيگران سياسي تركيه گذاشته شده و از سوي كاخ سفيد فرماندهي ميشود و دولت اردوغان به عنوان يك ضلع مثلث "آمريكا، اسرائيل و تركيه"، آنرا عليه كشورهاي مستقل خاورميانه سازماندهي و عملياتي ميكند. قطعاً ديري نخواهد پائيد كه به دولتمردان آنكارا ثابت خواهد شد همراهي با سياستهاي آمريكا و ايجاد سپر دفاعي براي حفاظت از رژيم صهيونيستي در منطقه آنهم به قيمت خصومت با همسايگان مسلمان به ويژه سوريه و عراق به زيان تركيه تمام خواهد شد. عجيب است كه اين نكته را مدتي است مردم و احزاب تركيه فهميدهاند ولي متأسفانه دولتمردان اين كشور كه ادعاي اسلامگرائي دارند، هنوز آن را درك نكردهاند.


