صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

هر کسی نبايد درس اخلاق بدهد

گفت‌وگو با مجری «اين شب‌ها»
کد خبر: ۲۶۰۳۰۱
| |
3503 بازدید
گفت‌وگو با علي درستكار در دفتر روابط عمومي اتاق بازرگاني ايران انجام شد. مردي كه شب‌هاي رمضان بر صندلي اجراي اين شب‌ها مي‌نشيند، در اين اتاق مسئوليت متفاوتي را به عهده گرفته و روابط عمومي يك نهاد اقتصادي را مديريت مي‌كند.

او از سه سال پيش با برنامه گفت‌وگو محورش، مهمان خانه‌هاي مردم شد و در حوزه كارهاي ديني برنامه‌اش را به عنوان يك اثر صريح و متفاوت به بينندگان شناساند.

علي درستكار متولد سال 1346 تهران است و در مقطع كارشناسي ارشد رشته «معارف اسلامي ‌و تبليغ» تحصيل كرده است. او موضوع برنامه امسالش را به كارآفرينان نيكوكار اختصاص داده است. برنامه‌اي كه مي‌خواهد سبك زندگي ديني را ترويج بدهد.

اين شب‌ها پرونده اقتصاد ديني را ورق مي‌زند. با علي درستكار درباره جزئيات برنامه خودش و آسيب‌شناسي كارهاي ديني سيما همصحبت شديم.

آخرين قسمت برنامه اين شب‌ها‌ اسفند سال گذشته پخش شد و حالا با آمدن رمضان، پخش دوباره‌اش را آغاز كرده‌ايد. اين سوال پيش مي‌آيد كه چرا فقط در ماه رمضان برنامه را اجرا مي‌كنيد؟‌ آيا در مواقع عادي سال مردم نيازي به شنيدن حرف‌هاي برنامه شما ندارند؟‌

خودم هم نمي‌دانم. اين سوال را بايد از مديران سيما بپرسيد.

اصلا موافق هستيد كه اين همه برنامه‌هاي مناسبتي در ماه رمضان پخش بشود؟‌

من مخالف اين روش هستم. برنامه‌هاي هر مناسبتي نبايد در همان مناسبت انباشته شود. براي همين عموما از مناسبت‌ها مي‌گريزم. ولي اين شب‌ها با رمضان آمده است. مردم اين شب‌ها را با رمضان مي‌شناسند. ضمن اين كه ساعت 11 شب نظير برنامه اين شب‌ها كم است.

يعني معتقديد اگر در طول سال درباره مثلا نيمه ‌شعبان يا رمضان صحبت كنيم بيشتر نتيجه مي‌گيريم؟‌

بله. تابلوي راهنما را بايد قبل از جاده و تقاطع نصب كرد. وقتي به يزد مي‌رسيم كه تابلوي يزد را نمي‌زنند. بين يزد و اصفهان اين تابلو را مي‌زنند. بين بهشت و جهنم تابلو مي‌زنند كه بهشت اين طرف است و جهنم آن طرف. ما قبل از افطار درباره افطار بايد بحث كنيم.

در خطبه شعبانيه درباره رمضان صحبت شده است. پيامبر مدير رسانه خدا بوده است. ايشان در شعبان خبر از رمضان مي‌دهد. چرا ما اين الگو را نمي‌گيريم؟‌ در خود رمضان پيامبر(ص) چقدر درباره رمضان حرف زده‌اند؟ دستوراتي داده‌اند و توصيه‌هايي كرده‌اند. چقدر خوب است كه قبل از يك مناسبت ذهن‌ها را راجع به آن مناسبت آماده كنيم.

يك مشكل ديگر هم پيش مي‌آيد. مثلا راديو اعلام مي‌كند ما چند هزار دقيقه و چند صد برنامه درباره فلان مناسبت (مثلا نوروز) ساخته‌ايم. بعد هر شبكه‌اي را كه انتخاب مي‌كني دارد درباره فلسفه سفره هفت سين و خانه تكاني صحبت مي‌كند. يعني مباحث تكراري مي‌شود. قبول داريد؟‌

همين طور است. وقتي برنامه‌ريزي درستي وجود نداشته باشد برنامه‌سازان هم هر كار خوبي بكنند به چشم نمي‌آيد. سر يك ميزي كه غذاهاي متنوع باشد شما لذت زيادي نمي‌بريد. وقتي سر يك ميز يكي از آن غذاها باشد لذت معنا پيدا مي‌كند. لذت اولي آميخته با يك حرص و نگراني براي از دست دادن بقيه چيزهايي است كه وجود دارد.

فكر مي‌كنيد براي اين شب‌ها مشكل ديده نشدن پيش بيايد؟‌ با توجه به اين كه در رمضان سريال‌ها و برنامه‌هاي گفت‌وگو محور زيادي پخش مي‌شود و ممكن است مخاطب شما بين شبكه‌هاي ديگر توزيع بشود.

شبيه اين شب‌ها كم است. يعني برنامه گفت‌وگو محوري كه سابقه و دوام اين شب‌ها را داشته باشد. برنامه ما در مناسبت‌هاي ديگر هم بوده است. بازخوردهايي كه از سراسر كشور مي‌گيريم اين نكته را مي‌رساند.

گفتيد تابلوي راهنما را بايد قبل از تقاطع نصب كرد. فكر مي‌كنيد روي تابلوي برنامه اين شب‌ها چه چيزي نوشته شده است؟

نوشته شده، اما زير عنوان برنامه هميشه سبك زندگي ديني وجود دارد. اين شب‌هاگاهي هم آسيب‌شناسي سبك زندگي ديني را داشته‌ايم. بيان كج‌فهمي‌ها و در پي آن كج‌رفتاري‌هاي ديني هم جزو محورهاي برنامه بوده است. بيان رفتارها و تفكراتي كه ندانسته به حساب دين مي‌گذاريم و در صورتي كه ربطي به دين ندارد و بالعكس. اين‌كه من دست ناتواني را بگيرم و از خيابان ردش كنم يك كار ديني است. ولي بعضي‌ها فكر مي‌كنند ديني نيست. اين‌كه من شما را مجبور كنم با پيراهن آستين كوتاه در جامعه ظاهر نشويد كار ديني نيست. ولي بعضي‌ها آن را به حساب دين مي‌گذارند.

سبك زندگي محدوده وسيع دارد. الان در عرصه مطبوعات كشور خودمان خيلي از مجلات در زير مجموعه سبك زندگي (lifestyle) قرار مي‌گيرند. اينها به مخاطبانشان مي‌گويند كه چه بخوريد و چه بپوشيد و چطور تفريح كنيد. اما وقتي برنامه شما به همه اينها نمي‌پردازد چطور مي‌توان به آن برچسب سبك زندگي زد؟‌

اولا تعريف لايف استايل و سبك زندگي متفاوت است. دانشمندان گروه‌هاي مختلف روان‌شناسي و جامعه‌شناسي تعريف‌هاي متفاوتي از اين واژه داده‌اند. من خودم تعريفي را دوست دارم كه خيلي چيزها را شامل مي‌شود. سبك زندگي يعني آن چيزي كه زندگي را تشكيل مي‌دهد. اعم از معنويات و روحانيت تا واقعيت زندگي مثل نحوه چيدمان خانه، مستاجر بودن يا صاحبخانه بودن، پيراهن پوشيدن يا تي‌شرت پوشيدن، خوراك سنتي خوردن يا نخوردن و رفتارهاي اجتماعي.

براي موضوعي با تعريفي به اين پهنا هر كسي براساس فهم و تشخيص خودش كار مي‌كند. بعضي‌ها مجله‌اي را درست مي‌كنند و مي‌خواهند روي خوراك و پوشاك كار كنند. برخي مي‌خواهند به بحث خانواده بپردازند. هر كدام جزيي از تعريف سبك زندگي را انتخاب كرده‌اند. ما هم برنامه‌اي راجع به پوشش و عطر داشتيم، درباره رنگ لباس و خوشپوشي برنامه داشتيم و به بازي‌هاي رايانه‌اي پرداخته ايم. متخصص متديني آورديم و پرسيديم يك بچه مسلمان چه بازي‌هايي بكند خوب است. راجع به مداحي و روضه‌خواني هم بحث كرديم.

درباره درآمد درست از نگاه دين برنامه داشتيم. اما راجع به آشپزي بحث نكرديم. نرسيديم. خيلي بحث‌ها مانده است. يك مسافر متدين چه ويژگي‌هايي بايد داشته باشد؟ يك متدين چطور سوار تاكسي مي‌شود؟ رفتگر دين‌مدار و رفتگر شيطان‌مدار چه فرقي با هم دارند؟ ما 250 برنامه بيشتر نداشته‌ايم. بيست‌تايش درباره حيات پس از اينجا بوده است. درباره مرگ و برزخ و قيامت حرف زديم. اين طوري 250 برنامه مي‌گذرد.

اين كه تا الان فقط به بخشي از سبك زندگي پرداخته‌ايد به اين خاطر بوده كه زمانش را نداشتيد يا نخواستيد؟

وقت نشده است.

يك مساله ديگر هم هست. شايد يك موضوعي ديني و غيرديني نداشته باشد. يعني انجام يك فعل از نظر دين مباح باشد.

خب. بايد همين را بدانيم كه دين درباره اين موضوع صحبتي كرده است يا نه.

مثلا مي‌توانيد برنامه‌اي بگذاريد و بگوييد دكوراسيون خانه از نظر دين بايد چطور باشد؟ در اين رابطه توصيه‌اي شده است؟‌

شما نمي‌دانيد. من هم نمي‌دانم. من همين قدر مي‌دانم كه آرايش خانه بايد آدم را به ياد خدا بيندازد. حالا من بايد چه كاري بكنم؟‌ تابلوي وان يكاد بزنم يا كار ديگري بكنم؟‌ برنامه مي‌گذاريم تا جوابش مشخص شود.

يعني وقتي يك موضوعي را طرح مي‌كنيد براي خودتان هم ابعادش مجهول است؟‌

بله. بعضي وقت‌ها مجهول است. اما دليل نپرداختن به يك موضوع مجهول بودن آن نبوده است. براي خودم مجهولاتي وجود دارد. بايد وقت بگذاريم و رويش مطالعه و بحث كنيم.

راجع به خورد و خوراك چطور؟ مثلا اين‌كه فست‌فود و پيتزا و سوسيس و كالباس بخوريم يا نخوريم در حوزه دين مي‌گنجد؟

دين راجع به فست‌فود نظري نداده است. آيه و حديثي درباره فست‌فود نداريم! اما داريم كه تند غذا نخوريد. درباره فست ايت‌ داريم. (مي‌خندد) آداب غذا خوردن ديني را به ما گفته‌اند. دين مي‌گويد غذايي را كه براي شما ضرر دارد نخوريد.

حالا برگرديم به سوال اول. شما اين آمادگي را داشتيد كه در مواقع عادي سال هم برنامه اجرا كنيد؟‌

از انصاف نگذريم در دو سال اخير من نرسيدم كه آنتن را بپذيرم. چند بار من عذر آوردم. به خاطر مسئوليت جديدي كه در روابط عمومي اتاق بازرگاني قبول كرده‌ام ترجيح دادم در تلويزيون نباشم. نباشم بهتر است تا اين كه برنامه ضعيفي داشته باشم. مديران مي‌توانستند يك كاري كنند كه من مسئوليت اينجا (روابط عمومي اتاق بازرگاني) را نپذيرم. من تلويزيوني هستم و اشتباها اينجا آمده‌ام.

حافظ هم مي‌گويد، من ملك بودم و فردوس برين جايم بود، آدم آورد در اين دير خراب آبادم.

بله. من هم مجري بودم و تلويزيون جايم بود. (مي‌خندد)

اگر دين را به حوزه‌هاي احكام، آيين، قوانين و اخلاقيات دسته‌بندي كنيم مي‌توانيم بگوييم اين شب‌ها بيشتر به حوزه اخلاق مي‌پردازد؟‌

قوانين و احكام را مي‌توان در يك دسته قرار داد. عبادت و آيين‌ با هم فرق دارد. همه آيين‌ها عبادت نيستند. برخي عبادات، آييني دارند. مناسك عام‌تر از عبادت است. مثلا قرباني كردن يكي از مناسك است. احكام هم به اين مي‌پردازند كه چطوري وضو بگيريم كه درست باشد.

با اين دسته‌بندي شما بيشتر روي كدام حوزه متمركز هستيد؟‌

برمي‌گردد به تعريفي كه از دين مي‌دهيم. محصول دين چيست؟ همه اين احكام براي اين است كه آدم‌ها و جامعه اخلاق‌مدار باشند. بعضي‌ها بين دين و اخلاق تفكيك قائل هستند. نظرات در اين حوزه متنوع است.

عموما در برنامه‌هاي گفت‌وگو محور از نظر شروع مي‌كنند و به عمل مي‌رسند. ما راجع به حسن خلق صحبت كرديم. پيامبر گفته است كامل ترين شما خوش‌اخلاق‌ترين شماست. در رسانه ما كمتر بحث شده است كه خوش‌اخلاقي چه معنايي دارد. من هميشه بايد لبخند بزنم و از همه تشكر كنم؟ هر كس رويم بار گذاشت ببرم؟ اينها خوب است كه بحث بشود. ما از آن طرف شروع كرديم.

ما نگفتيم نظر اسلام درباره خوش‌اخلاقي چيست. گفتيم چرا بعضي وقت‌ها اهل مسجد و عبادت بداخلاق‌تر از ديگران به نظر مي‌رسند؟ اولين برنامه ما با اين سوال شروع شد. كارشناس ما به من مجري مي‌گويد كه شما اشتباه مي‌كنيد. اين جوري نيست. آخرش به حديث پيامبر مي‌رسيم. در واقع از كف به سقف مي‌رسيم. در حالي كه عموم برنامه‌ها برعكس است. اين برنامه‌ها تكراري هستند. ما آمديم رفتارها را روي ميز گذاشتيم. پرسيديم آيا نذر يا قرباني كردني كه ما مي‌كنيم با اين كيفيت مورد رضايت خداست؟‌

با كارشناسان خيلي مخالفت مي‌كنيد. براي جذاب‌تر شدن برنامه است يا واقعا مخالف هستيد؟‌

گاهي جواب را مي‌دانم و سوال بيننده را طرح مي‌كنم. گاهي وقت‌ها هم واقعا جواب يك سوال را نمي‌دانم و دريافت خودم را به سوال مي‌گذارم.

يك انتقاد راجع به اجراي شما وجود دارد كه گاهي وقت‌ها كلمه مبهمي شبيه اوهوم را مدام تكرار مي‌كنيد كه احتمالا نشانه تائيد حرف طرف مقابل است. چرا؟‌

اين كه بيننده ما اين قدر مجري‌اش را بشناسد و بفهمد كه وقتي اوهوم اوهوم مي‌كند نشانه تائيد است براي من يك موفقيت محسوب مي‌شود. اين سبك من است. اين كه شما اين نكته را فهميده‌ايد براي من يك دستاورد است.

خيلي هم دستاورد نيست. چون بعضي وقت‌ها حواس من بيننده پرت مي‌شود!

بله. يك جاهايي پارازيت (اختلال) است. اينجا عناصر ديگر بايد كارشان را درست انجام بدهند. كارگردان بايد تصوير من را بياورد تا بيننده فقط صداي پارازيت را نشنود. اگر دو تايي را با هم ببيند مي‌فهمد مجري دارد تائيد مي‌كند.

اگر تهيه‌كننده برنامه‌تان بوديد مي‌توانستيد اين ريزه كاري‌ها را لحاظ كنيد. چرا اين اتفاق نيفتاد؟‌

از آقاي دارابي، معاون سيما بپرسيد. به ما كه رسيد اجرا و تهيه توامان يك برنامه ممنوع شد!

ولي من از چند نفر مجري شنيدم كه اين مساله ساخته و پرداخته مطبوعات است و چنين قانوني در سازمان صدا و سيما وجود ندارد.

به من كه رسيد گفتند قانون شده است. قبل از من اين روال بود كه يك نفر خودش هم مجري باشد هم تهيه‌كننده بعد از من هم اتفاق افتاد. من كه رفتم تهيه كننده بشوم گفتند غير ممكن است. عادل فردوسي‌پور و نادر طالب‌زاده الان هم تهيه‌كننده هستند و هم مجري. براي يك برنامه ديگر وقتي اين اتفاق افتاد من از كل ماجراي اجرا و تهيه‌كنندگي منصرف شدم.

برگرديم به بحث قبلي. با توجه به دسته‌بندي كه كرديد قبول داريد كه برنامه‌هاي تلويزيون خيلي به مباحث اخلاقي نمي‌پردازند و بيشتر روي آيين‌ ، احكام و... متمركز هستند؟‌

در يك نگاه كلي به موضوع ترويج مفاهيم ديني نقدي وارد است كه يكي‌اش هم همين است. خيلي وقت‌ها به احكام زياد توجه شده، خيلي وقت‌ها به بعد نظري دين پرداخته شده، خيلي وقت‌ها هم با نگاه جامع به همه جاي دين نگاه نشده است. يعني بخش‌هايي از معارف ديني را نمي‌گوييم. گويا كه مي‌ترسيم بگوييم. البته معصومان ديني هم همه دين را براي همه نگفته‌اند. همه، ظرفيت دانستن همه دين را ندارند.

شما وقتي به فرزندتان رانندگي مي‌آموزيد، نمي‌گوييد همان اول با سرعت 120 كيلومتر حركت كن. اما نقد من بيشتر از اين اصل است. ما خيلي وقت‌ها وقتي موضوعي را مطرح مي‌كنيم همه‌اش را نمي‌گوييم. اين برمي‌گردد به دانش گفت‌وگو کننده و كارشناس. خيلي وقت‌ها مجري سوادش را ندارد كه سوالي بپرسد. من از كارشناسم مي‌پرسم پيامبر براي برخورد با بي‌حجابي چه برخوردي انجام مي‌داد؟ آيا پيامبر هم عاشق مي‌شد؟

اين سوالات را كه پرسيديد جواب كارشناسان چه بود؟

كارشناس جوابي داد كه براي من قابل قبول نبود. آيا دختري به پيامبر علاقه‌مند بوده است؟ كمتر كارشناسي داريم كه اينها را بداند. گاهي پيش آمده كه كارشناس اين سوال را بلد بوده و جامعه در برابرش جبهه گرفته است. مي‌گويند تو اينها را از كجا مي‌داني.

يك بار هم همين سوال و جواب‌هاي ريز مشكل‌ساز شد. شما درباره زبان عربي سوالي پرسيديد كه شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان آن را دستمايه طنز قرار دادند. جريان چه بود؟‌

من پرسيدم زبان ما در قيامت چيست. از حسن اتفاق كارشناس جواب اين سوال را مي‌دانست. گفت زبان اهل بهشت عربي است و زبان اهل عذاب عجم است. من بايد توضيح مي‌دادم معناي حرفش اين نيست كه فقط عرب زبان‌ها به بهشت مي‌روند. عجم به معناي فارسي نيست. به معناي زبان مبهم است. مثل كسي كه از خواب بيدار مي‌شود و مبهم و گنگ حرف مي‌زند. عرب‌ها چون زبان فارسي را نمي‌فهميدند به زبان گنگ گفتند عجم.

چرا سكوت كرديد؟

در كسري از ثانيه اين نكته به ذهنم رسيد كه بگويم و بعد منصرف شدم. گفتم اظهار فضل نكنم. شوخي كردم و گفتم خدا را شكر كه ما عربي بلد هستيم. كارشناس جواب داد كه نه. چون عربي بلد هستي به بهشت نمي‌روي. اگر رفتي بهشت عربي ياد مي‌گيري. شبكه‌هاي ماهواره‌اي اين مساله را دست انداختند و نمايشنامه درست كردند و گفتند عربها به بهشت مي‌روند و ايراني‌ها به جهنم. فردوسي را نشان دادند و...

من يك كوتاهي كردم و كارشناس هم غفلت كرد و اين اتفاق افتاد. برخي اين ظرفيت را ندارند كه گزاره‌اي جديد به اين ريزي در حوزه دين بشنوند. به من مي‌گويد مگر اين آقا در قيامت بوده است. عزيز من مگر بقيه‌اش را بوده است؟‌ وقتي مي‌گويد اگر بي‌حجاب باشي گرفتار عذاب مي‌شويد چرا اينجايش را قبول مي‌كني؟ اگر قبول كردي همه‌اش را قبول كن.

به نظر شما در جامعه‌اي كه اين همه پند و اندرز اخلاقي در كتاب‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني‌اش وجود دارد، چرا اين اخلاق خودش را آنطور که بايد در رفتار روزمره مردم نشان نمي‌دهد. اين برنامه‌ها تاثير خودشان را نمي‌گذارند يا اشكال از جاي ديگري است؟‌

مردم به دين بزرگ‌ترهاي خودشان نگاه مي‌كنند. وقتي برخي بزرگترهاي ما مقيد به اخلاق نباشند، نمي‌شود توقعي از جامعه داشت. اين يك اصل انكارناپذير است. معلم و پدربزرگ و مديران و وزرا همه جزو بزرگ‌ترها هستند. ممكن است يك عده شان خيلي خوب باشند. ولي با يك گل بهار نمي‌شود. رسانه يك بزرگ‌تر است. مجري تلويزيون اگر 20 سال هم داشته باشد، بزرگ‌تر مردم محسوب مي‌شود. اگر من يك دروغ بگويم و عادل فردوسي‌پور هم يك دروغ بگويد تاثير بد دروغ من بيشتر است. چون من مجري يك برنامه ديني هستم.

نكته دوم اين است كه وقتي مباحث اخلاقي از زبان هر كسي بيان شود لوث مي‌شود و وقتي لوث شد جا نمي‌افتد و نمي‌نشيند و جرياني ايجاد نمي‌شود. من در يك برنامه ديني نبايد در جايگاه كارشناس ديني بنشينم. چون كارشناس نيستم. مردم وقتي خلاف اظهارات يك فرد ديني را در مقام عمل مي‌بينند از دين ‌گريزان مي‌شوند. عموم مردم اين دريافت را ندارند كه حساب اين دو تا را جدا كنند. نمي‌آيند بگويند ما به درستكار چه كار داريم. بياييم حرف‌هايش را گوش كنيم.

يعني ممكن است خود آقاي درستكار آدم درستكاري نباشد؟‌

بله. ممكن است نباشد. تلويزيون نبايد اجازه مي‌داد كه يك آدم غيردرستكار مجري بشود. ولي حالا كه شده است. مردم بايد قدرت تفكيك داشته باشند.

شما چرا در اجرايتان به محصولات فرهنگي كه حاوي نكات اخلاقي هستند اشاره نمي‌كنيد؟‌ مثلا وقتي درباره قناعت بحث مي‌كنيد نمي‌گوييد كه حافظ هم در يكي از اشعارش درباره قناعت صحبت كرده است يا اين كه بگوييد در فلان سكانس فيلم كازابلانكا‌ اين توصيه اخلاقي نهفته است.

يك دليلش بي‌سوادي من است. شوخي نمي‌كنم. دليلش همين است. چون من منعي ندارم كه شعر حافظ بخوانم. اين موضوع يك بحث زير بنايي دارد. جامعه ما به اندازه كافي و بيشتر از مباحث درون ديني، اين چيزهايي را كه شما اشاره كرديد مي‌شناسد.

كازابلانكا را ديده است. شعر حافظ را شنيده است و... شعر نيما را با مفاهيم ديني‌اش مي‌شناسد. من نشسته‌ام كه درباره دين بحث كنم. قرار نيست من درباره حافظ بحث كنم. اگر قرار شد دين در نگاه حافظ را بحث كنم از شعرهايش مثال مي‌آورم. اين كه گاهي نمك حافظ را به مباحثم بزنم يا نمك هنر و سينما را بزنم شدني است. اينجايش حق با شماست. اما من بايد سوادش را داشته باشم كه ندارم.

شكسته‌نفسي مي‌کنيد؟‌

نه. من اگر چيزي را بلد باشم گوش فلك را كر مي‌كنم. ضمن اين كه من فضايي را انتخاب كردم كه مفاهيم ناگفته دين را تبيين كنم. وقت ندارم كه به چيزهاي ديگر بپردازيم. با وجود اين بارها پيش آمده كه اشعاري از مثنوي و سعدي در برنامه ما قرائت شده است. در مباحث روز درون ديني بحث ناگفته زياد وجود دارد.

ما مي‌خواهيم ببينيم نگاه دين به پول و ثروت چيست. اين بحث اين قدر طول و تفسير دارد كه ما نمي‌رسيم بوستان سعدي را هم در اين باره نقد كنيم. البته مي‌رسيم كه دو بيت از سعدي را بخوانيم. اما من سوادش را ندارم.

ما گاهي از مبدا مسائل ملي اين بحث‌ها را كرده‌ايم. مثلا گفته‌ايم زندگي يزدي‌ها بر محور قناعت مي‌چرخد. گفته‌ايم قناعت از منظر حضرت علي(ع) گنجي است پايان‌ناپذير.

خود شما چقدر اتفاقات فرهنگي روز را در حوزه سينما، كتاب و فضاي اينترنت دنبال مي‌كنيد؟‌

کمي به شبكه‌هاي اجتماعي آلوده شده‌ام. يك وبلاگ هم دارم. من هميشه از وبلاگ راه انداختن مي‌ترسيدم. با اين كه وبلاگم را ترويج نكرده‌ام مخاطبان زيادي دارد. راستش به فيلم ديدن نمي‌رسم و فهمي هم از آن ندارم. تئاتر را دوست دارم. اما نمي‌رسم ببينم. حتي تلويزيون را هم نمي‌رسم نگاه كنم. دو سه سالي است كه مسئوليت اجرايي دارم و به زندگي خودم هم نمي‌رسم. الان كه دارم با شما مصاحبه مي‌كنم، همزمان به همسرم پيامك مي‌زنم براي فرار كردن از يك مهماني خانوادگي.

به فرزندانتان مي‌رسيد؟‌

نه واقعا. شرمنده هم هستم. شب‌ها تا موقع خواب دو ساعتي كنار هم هستيم. الان زمانه عوض شده است. بچه‌ها وقت براي پدرشان ندارند. اين قدر كه چشمشان به تلويزيون است. با اين شبكه‌هاي جديدي كه راه افتاده بچه‌ها حسابي سرگرم شده​اند.

قبلا گفتيد كه در برنامه اين شب‌هاي امسال كارآفرينان نيكوكار مهمان برنامه‌تان مي‌شوند. انگيزه‌تان از انتخاب اين موضوع چه بود؟‌

امسال به موضوع پول و ثروت و ثروت داري يا ثروت نداري از منظر ديني مي‌پردازيم. در برنامه‌هاي قبلي يكي دو برنامه درباره روزي حلال صحبت كرديم. امسال به طور خاص دلمان مي‌خواهد درباره پولدارها و پولداري صحبت كنيم. مي‌خواهيم ببينيم پولداري كه خدا دوستش دارد چه ويژگي دارد. سعي مي‌كنيم پولداراني را كه فكر مي‌كنيم خدا دوستشان دارد معرفي كنيم.

تاكنون چند نفر از اين افراد را پيدا كرده‌ايد؟‌

بيست سي نفر را پيدا كرديم. اما معلوم نيست كه به برنامه بيايند يا نه. اصرار نداريم كه خود فرد را بزرگ كنيم. بيشتر اصرار داريم رفتارش را ترويج كنيم. يك نفر كه در عين ثروتمندي به درد جامعه هم توجه مي‌كند و سهمي از ثروت خودش را به رفع مساله جامعه اختصاص مي‌دهد. دغدغه معمول سرمايه‌دار اين است كه دويش را سه و سه‌اش را چهار كند. ما افرادي را مي‌آوريم كه پنجشان را چهار مي‌كنند تا فلان مدرسه و بيمارستان و مسجد را بسازند. مانند كشاورزي كه از كيسه بذرش مي‌كاهد؛ اما چند وقت ديگر بيشترش را برداشت مي‌كند.

نمي‌ترسيد برخي مهمان‌ها پشيمان بشوند و به برنامه‌تان نيايند؟‌

اين ترس در ساير برنامه‌ها هم وجود دارد. اميدواريم كه مهمان‌ها بيايند. خيلي به نتايج برنامه ماه رمضان امسال دل بسته‌ام. اميدوارم تاثيرات ملي و فرهنگي جدي بگذارد و منشا نگاه مجددي به دارندگان سرمايه و كارآفرينان باشد. خيلي دلم روشن است كه مردم و مسئولان از ديدن اين برنامه لذت ببرند.

تكرار يك موضوع در سي شب، تكراري و خسته‌كننده نمي‌شود؟‌

اين بحث سي سال مسكوت مانده است. ما در سي شب هر شب به نيت يك سال بحث مي‌كنيم. موضوع انتخاب شده اين قدر شاخ و برگ دارد كه تكراري نشود. بخل، حسادت،‌ نوعدوستي، ثروت اندوزي،‌ خودخواهي، منفعت‌طلبي، زياده خواهي همه در زير مجموعه موضوع ما قرار مي‌گيرد. اين موضوع 300 ساعت بحث مي‌خواهد كه ما سي ساعتش را بحث مي‌كنيم. در ساختار ظاهري برنامه هم تغييراتي ايجاد كرده‌ايم. دو مهمان داريم كه يكي كارشناس ديني است و در كنارش يك صاحب سرمايه هم مي‌نشيند. اين كار به تنوع بحث كمك مي‌كند.

شما مسئوليت روابط عمومي يك نهاد اقتصادي را به عهده داريد. موضوعي كه انتخاب كرده‌ايد به اين نهاد هم مربوط مي‌شود؟

نه. من تلاش زيادي دارم كه اين تصور پيش نيايد. كار اينجا با كار تلويزيون نمي‌خواهم تداخل داشته باشد.

ولي بد هم نيست اگر تداخلي داشته باشد.

خوب هم نيست. معلومات و شناخت را در نتيجه حضور در يك نهاد اقتصادي به دست آورده‌ام. حالا بايد تلاش كنم در ظرف تلويزيون بدون دخالت سليقه و تعصب صنفي معلوماتم را به كار گيرم. نمي‌خواهم برنامه‌ام در راستاي رسالت روابط عمومي‌ام باشد.

اينجا فهميدم كه سرمايه‌داراني هستند كه دوست‌داشتني هستند و بايد تكريم شوند. اينجا فهميدم كه حضرت علي(ع) چرا در نامه شان به مالك اشتر سفارش مي‌كنند كه هواي صنعتگران و سرمايه‌داران را داشته باش. اين مبدا توجه جدي من براي احترام به اين گروه شد. اينجا مي‌بينم كه اينها چه نقشي در خلق ثروت و عزت براي جامعه ما دارند. اينها به كارگران جامعه ما فرصت مي‌دهند و خانواده‌هاي كارگران را منتفع مي‌كنند. كارگران و كارآفرينان در كنار هم حلقه توليد و عزت و ثروت را تكميل مي‌كنند.

خودتان هم جزو اين ثروتمندان هستيد؟‌

ثروت من همين است كه دوستان خبرنگار من را قابل مي‌دانند كه با من حرف بزنند. همين كه خوانندگان وقت مي‌گذارند و كلمات احتمالا بي ارزش بنده را مطالعه مي‌كنند. همين كه بينندگان تلويزيون منت نگاه بر بنده مي‌گذارند. من اين ثروت را با هيچ چيزي عوض نمي‌كنم.

منبع: جام جم
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟