صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

کارآفرينی يعنی شکار فرصت‌ها

گفت‌وگو با بانوی كارآفرين جهان اسلام
کد خبر: ۲۶۰۰۳۵
| |
4506 بازدید
اشاره: روز تعيين‌شده براي ملاقات با فاطمه مقيمي، روزي بود كه او در يك همايش اقتصادي حاضر بود و اگر در آن بحبوحه سخنراني‌ها و گپ و گفت چهره‌هاي اقتصادي با مصاحبه‌شونده ما، موفق نمي‌شديم با او صحبت كنيم بايد حداقل دو هفته صبر مي‌كرديم تا او از سفر برگردد و در تقويمش جايي براي ما خالي كند.

آن روز همراه فاطمه مقيمي در غذاخوري سالن همايش، ناهار صرف كرديم و بعد براي پيدا‌كردن جايي خلوت تا نمازخانه پيش رفتيم و اين همه براي گفت‌وگو با او وسواس به خرج داديم، چون او زني است كه در ميان تمام زنان مسلمان دنيا درخشيده و جايزه «بزرگ بانوي كارآفرين جهان اسلام» را از آن خود كرده است.

مقيمي، زني است بسيار خاكي و متواضع،‌اما سختكوش و جدي با مغزي پر از ايده‌هاي عالي و البته صاحب يك دغدغه بزرگ؛‌ نگاه جنسيتي و ديواركشيدن بين زن‌ها و مردها كه هميشه زنان را مجبور مي‌كند چند برابر مردان براي رسيدن به موفقيت، انرژي بگذارند.

شما تنها زن ايراني هستيد كه عنوان «بزرگ‌‌بانوي كارآفرين جهان اسلام» را از آن خود كرديد. بگوييد اين عنوان به چه نحو به شما اعطا شد؟

بانك توسعه اسلامي هر سال يك موضوع را مدنظر قرار مي‌دهد و به صورت فراخوان اعلام مي‌كند كساني كه خودشان را به اين شاخصه‌ها نزديك مي‌دانند، اسناد و مدارك دال بر ادعاي خود را ارسال كنند. امسال موضوع كارآفريني از سوي اين بانك مطرح شد كه من هم بعد از اطلاع از اين موضوع مداركم را ارسال كردم، البته فقط به خاطر برنده‌شدن و كسب مقام به اين سمت نرفتم؛ هرچند كتمان نمي‌كنم كه من هم مثل همه انسان‌‌ها موفق‌شدن و پيشرفت‌كردن را دوست دارم. واقعيت ماجرا اين است كه من فكر كردم شركت در اين فراخوان، فرصتي براي خانم‌هاي ايراني است، چون دنيا بايد نگاه درستي به اين موضوع داشته باشد. آن هم در شرايطي كه در كشورمان وضعيتي حاكم است كه زنان موفق آن‌طور كه بايد شناسايي نمي‌شوند و مورد حمايت قرار نمي‌گيرند. حقيقت اين است كه موفقيت‌هاي ما از بيرون از مرزها بهتر شناسايي و رصد مي‌شود.

براي همين وقتي اين فراخوان اعلام شد من هم مثل بقيه شركت‌‌كنندگان مدارك و اسناد مربوط به كارآفرين‌بودنم در طول 32 سال گذشته را ـ كه چيزي حدود 4000 صفحه بود ـ فرستادم و فيلم تمام سخنراني‌ها، كارگاه‌هاي آموزشي، گواهينامه‌ها، پايان‌نامه‌ها و تشويق‌نامه‌هايم را ضميمه كردم. بررسي پرونده‌ها حدود پنج ماه طول كشيد تا اين كه از من خواستند اين‌بار تمام مدارك را ارسال پستي كنم و استعلام تمام گواهينامه‌ها و مدارك را نيز از مراجع صادركننده، گرفته و آنها را نيز ارسال كنم.

در واقع آنها از من خواستند تا مثلا اگر اعلام كرده‌ام كه چندين بار از سوي وزارتخانه‌هاي مختلف در حوزه حمل و نقل كه شغل من است، به عنوان كارآفرين برتر شناخته شده‌ام يا مثلا اگر در سازمان اكو، رييس كميته بانوان كارآفرين هستم، تائيدهاي مربوطه را بگيرم. من همه اين مدارك را جمع‌آوري كردم، خيلي هم دوست داشتم كه انتخاب شوم، اما اصلا باورم نمي‌شد كه روزي برگزيده باشم بويژه اين كه مقر بانك توسعه اسلامي در عربستان است و حدس مي‌زدم كه چون اين كشور ادبيات درستي درباره ايران ندارد، اين مساله روي قضاوت‌ها اثر خواهد گذاشت.

ولي به هر حال اسفند سال 90 با تلفن همراه من تماس گرفتند و اعلام كردند كه از جده عربستان، بانك توسعه اسلامي هستند در حالي كه مرتب فرياد شادي سر مي‌دادند و كلمه «تبريك» را تكرار مي‌كردند. من خيلي تعجب كردم چون در حال رانندگي بودم و هيچ ذهنيتي هم نداشتم، اما به هر حال به من خبر دادند كه كميته بررسي‌كننده از بين 850 پرونده ارسالي، من به عنوان بانوي برتر كارآفرين جهان اسلام انتخاب شده‌ام.

اين موضوع براي من خيلي جالب بود و از فرد تماس‌گيرنده خواستم تا اين خبر را برايم ايميل كند، اما او اعلام كرد كه هفته قبل، اين موضوع به اتاق بازرگاني ايران اطلاع داده شد، در حالي كه خبري به من نرسيده بود. به هر حال، من در مراسمي كه در كشور سودان برگزار شده بود شركت كردم و جايزه،‌ لوح‌ و تنديس را از دست رييس‌جمهور اين كشور دريافت كردم و حالا اين افتخار را به همه زنان ايراني تقديم مي‌كنم، چون با اين كه نگاه غيرمتعارف دنيا اين است كه زنان ايراني هيچ كار اقتصادي ارزنده‌اي انجام نمي‌دهند، اما من باور دارم كه زن‌هاي ما ارزش رسيدن به بهترين و بالاترين جايگاه را دارند.

پس با چنين ديدگاهي حتما انتظار داشتيد استقبال هموطنان از شما گرم‌تر و صميمي‌تر از كشور ميزبان و شركت‌كنندگان در مراسم باشد.

من در اين مدت از يك بابت متاسف شدم چون وقتي به كشور برگشتم ديدم كه روي اين موضوع آن‌طور كه بايد كار نكردند. منظورم اين نيست كه چرا به خانم مقيمي توجه نشد، بلكه حرفم اين است كه چرا در جامعه به زنان بها داده نمي‌شود. البته كميسيون اجتماعي شوراي شهر تهران مراسمي برگزار كرد كه از نظر من بسيار ارزشمند بود. وقتي كسي كاري را شروع مي‌كند، بي‌شك هدفش مورد تقدير قرارگرفتن نيست، اما وقتي به آن موفقيت دست پيدا مي‌كند چشم‌انتظار حمايت ديگران است. من وقتي در اين راه قدم گذاشتم هدفم انجام خدمتي اثرگذار براي كشور بود. كار من كاري بود كه راه را براي خيلي از زنان باز كرد.

به اعتقاد من، دولتمردان بايد از اين فضاي به وجود‌آمده به نفع كشور استفاده مي‌كردند. درواقع ايران شرايطي دارد كه كوچك‌ترين مساله منفي در آن بشدت در سطح جهان پخش مي‌شود و بازتاب پيدا مي‌كند و حتي مسائلي را كه اصلا وجود ندارد به ما نسبت مي‌دهند پس چرا وقتي كسي مي‌‌تواند در سطح جهان موقعيتي به دست بياورد و مجامع بين‌المللي به آنها بها مي‌دهند ما از اين مساله به نفع كشور استفاده نمي‌كنيم و آن را بزرگ نمي‌كنيم؟

آيا بهتر نيست ما به جاي دفاع از خودمان در برابر ادعاهاي غيرواقعي كشورهاي ديگر به سياست بزرگنمايي توانايي‌هايمان رو بياوريم؟

در مسابقه اعطاي عنوان بزرگ‌بانوي كارآفرين جهان اسلام، نزديك‌ترين رقيب شما از چه كشوري بود؟

خانمي از بنگلادش بود كه در اتاق بازرگاني كشورش اقداماتي براي زنان انجام داده بود؛ در حالي كه فعاليت براي زنان در اتاق بازرگاني، فقط يكي از كارهاي من در ايران است. بر اين اساس است كه من معتقدم فرصت‌ها و رخدادها در كشور ما بسيار معتبرتر از بسياري از نقاط دنياست.

اعطاي عنوان برترين زن كارآفرين فقط مسابقه‌اي بين كشورهاي مسلمان بود، اما من ايمان دارم كه اگر اين رقابت در سطح تمام كشورهاي دنيا هم باشد ما باز هم حرفي براي گفتن داريم. بانك جهاني همواره فرصت‌هاي شروع كسب و كار در كشورهاي مختلف جهان را براساس شاخص‌هايي مي‌سنجد و بر آن اساس كشورها را رتبه‌بندي مي‌كند پس مسلما وقتي زني در ايتاليا يك شركت حمل و نقل تاسيس كند كارش ساده‌تر از زني مثل من است كه 30 سال پيش با تفكرات خاص جنسيتي كه معتقد به تفكيك زن و مرد است، كار حمل و نقل را شروع كرده است.

پس كسي كه با تمام اين تفاوت‌ها و نگاه‌ها وارد ميدان مي‌شود، تمام ريسك‌ها را مي‌پذيرد و از موانع عبور مي‌كند در حالي كه بندرت نيز در مراجع مختلف پذيرفته مي‌شود. وقتي مي‌تواند جايگاهي در دنيا پيدا كند بايد ديگران از اين فرصت به بهترين شكل استفاده كنند.

همين امروز كه من مشغول صحبت‌كردن هستم اين تفاوت‌ها بين زن و مرد و نگاه‌هاي تبعيض‌آميز نسبت به زنان هنوز وجود دارد؛ هرچند الان وضعيت خيلي بهتر شده است. 30 سال پيش اصلا كسي نمي‌پذيرفت كه يك زن به حيطه مديريت آن هم در حوزه حمل و نقل وارد شود كه براي همين تغيير باور و اثبات خود، كلي زمان و انرژي صرف شد. در واقع آن زمان به اين مساله توجه نمي‌كردند كه چه حرفي زده مي‌شود بلكه روي اين موضوع تمركز داشتند كه چه كسي آن حرف را مي‌زند.

به همين علت من طول مسير پيش رويم را به صورت صاف مثل منطق يك حركت طي نكردم، بسياري از اوقات نيز عده‌اي از من عبور كردند و مرا جا گذاشتند و قطع كردند. حتي مجبور شدم اگر دو قدم جلو مي‌روم دوباره يك قدم به عقب برگردم به طوري كه گاهي مجبور به درجا زدن شدم. ولي با اين حال از پا ننشستم و احساس كردم رسيدن به مقصد، يك رسالت است و من بايد كار را به سرمنزل مقصود برسانم.

شما ماجراي كارآفرين‌شدنتان را در قالب يك كتاب نوشته‌ايد و به زبان انگليسي ترجمه كرده‌ايد. حالا اگر بخواهيد 30 سال تلاش در اين عرصه را در چند دقيقه خلاصه كنيد آن را چطور توضيح مي‌دهيد؟

من بعد از اتمام تحصيلات مهندسي عمران در انگليس وقتي به ايران برگشتم در يك شركت حمل و نقل به عنوان مترجم در بخش حمل بار وارد شدم و بتدريج به اين كار علاقه پيدا كردم و تصميم گرفتم آن را دنبال كنم. در واقع بعد از مدتي كه با اين حوزه آشنا شدم همسرم از من خواست تا اين شغل را به صورت مستقل دنبال كنم يک شرکت حمل و نقل بين المللي داير کردم و اين شروع دردسرها بود.

دردسر يعني مانع. بزرگ‌ترين مانعي كه در تمام اين سال‌ها پيش روي خود احساس مي‌كرديد چه بود؟

تغيير تفكر در جامعه بزرگ‌ترين مانع پيش روي من بود چون آدم‌ها اگر بخواهند مانعي بر سر راه باشند چون گذرا هستند مي‌توان با آنها كنار آمد، اما با نگاه‌هاي ويژه و طرز تلقي‌هاي قالبي و كليشه‌اي نه. اين تغيير نگرش‌ها و اين كه نبايد به زن نگاه غيرمتعارف داشت بايد تغيير مي‌كرد و اين سخت‌ترين بخش كار بود و بيشترين زحمت در اين حوزه كشيده شد.

خيلي‌ها فكر مي‌كنند آدم‌هايي مثل شما لزوما ثروتمند هستند. آيا اين طرز تفكر را قبول داريد؟

پدر و مادر من هر دو آموزش و پرورشي بودند، اما ثروتمند نبودند و مي‌شد آنها را متوسط خوب دانست به طوري كه ما هيچ وقت مشكل مالي نداشتيم. من نمي‌خواهم بگويم آدم فقيري هستم، اما آدم ثروتمند به آن معنا كه اين روزها از آن صحبت مي‌شود هم نيستم. اين روزها ثروت ميلياردي هم رقم آنچناني نيست چون اگر كسي خانه‌اي در يك منطقه خوب پايتخت داشته باشد چون آن خانه رقم ميلياردي دارد پس صاحبش آدم ميلياردري است. ولي من آدم خيلي ثروتمندي هستم به اين دليل كه بيشترين ارتباطات را در زندگي دارم و به آدم‌هاي زيادي كمك كرده‌ام كه كارشان راه بيفتد. به اعتقاد من اگر كسي براي گرفتن كمك به سراغ ما مي‌آيد لزوما درخواست كمك مالي ندارد يعني بحث ماهي‌دادن و ماهيگيري ياد دادن.

ما بايد به افراد ياد بدهيم كه از هر چيزي كه در اختيار دارند چطور يك فرصت ايجاد كنند. ما در مدارس و در خانواده‌ها به بچه‌هايمان ياد مي‌دهيم كه كشور ما از هر جهت كشوري غني و ثروتمند است يعني تمام فرصت‌هاي موجود را برايش فهرست مي‌كنيم و او چون احساس مي‌كند آدم ثروتمندي است و همه چيز در اختيار دارد پس ديگر تلاش نمي‌كند.

اين در حالي است كه در ژاپن به بچه‌ها مي‌آموزند كه ما جزيره‌اي هستيم كه نه نفت داريم و نه گاز و نه هيچ ثروت خدادادي ديگر؛ براي همين فقط بايد تلاش كنيم تا ژاپني بشويم كه امروز بزرگ‌ترين دانشمندان از درون آن بلند مي‌شوند. پس مي‌بينيد كه ما چقدر نياز به تغيير فرهنگ داريم كه به اعتقاد من اين موضوع نيازمند يك عزم ملي است كه مسئولان كشور باني آن بشوند.

مي‌دانيد كه اين روزها اوضاع اقتصادي كشور در جهات مختلف دچار چالش و گرفتاري است. در چنين اوضاعي، چرخ كار كارآفريني چون شما باز هم مي‌چرخد؟

بله، ميزان كار من هم در مقايسه با سال‌هاي قبل كمتر شده، اما يك كارآفرين بايد فرصت‌ها را شكار كند. من اگر الان مسير كاميون‌هايم براي اروپا بسته است، بايد از مسير كشتي استفاده كنم و به جاي اروپا، مثلا چين را انتخاب كنم. در واقع ما بايد اين قابليت را داشته باشيم تا در فرصت‌هايي كه برايمان پيش مي‌آيد جهت كاري‌مان را تغيير دهيم و به‌روز باشيم.

پس فرد كارآفرين، انعطاف زيادي دارد!

اصلا يكي از شرايط كارآفريني، انعطاف‌پذيري است. من هميشه مي‌گويم كارآفرين يا راهي خواهد يافت يا راهي خواهد ساخت، چون قادر است هميشه فرصت به وجود بياورد. كارآفرين، شكارچي فرصت است.

البته هر چقدر اوضاع اقتصادي نابسامان‌تر شود، فرصت‌ها نيز كمتر مي‌شود. با وجود اين، چون همواره به نقش دولتمردان در ايجاد فرصت‌ها و تبديل تهديد به فرصت تاكيد داريد چه خواسته‌اي از دولت داريد؟

جايگاه زنان در بحث‌هاي اقتصادي بايد تحكيم شود؛ اين مهم‌ترين خواسته من است. واقعيت اين است كه برخي از موضوعات نياز به فرهنگسازي دارد و براي اين فرهنگسازي، دولت هم بايد كمك كند و فقط با وجود انجمن‌ها و گروه‌ها نمي‌شود پيش رفت.

موضوع ديگر به اشتغال زنان مربوط مي‌شود. چند سالي است كه فرصت تحصيل براي زنان و دختران بيشتر شده و در سال‌هاي اخير حتي تعداد دانشجويان دختر از پسر پيشي گرفته، در حالي كه فرصت‌هاي اشتغال آنها بيشتر نشده. من انتظار دارم انتخاب‌ها براساس شايسته‌سالاري باشد، نه بر مبناي جنسيت. اگر خانمي در شرايطي است كه مي‌تواند يك پست مديريتي را احراز كند بايد به او اجازه انجام اين كار داده شود نه اين كه برايش مانع جنسيتي ايجاد كرد.

منبع: جام جم
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟