دیپلماسی وحدت اسلامی
احمد مبلغی
کد خبر: ۲۵۹۱۸۴
| | 5737 بازدید
حكم انتصاب دبیركل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، دارای سیاقی معطوف به تمركز و تأكید بر چهار مقوله مهم است؛ «وضعیت كنونی جهان اسلام»، «خط مشی در مواجهه با این وضعیت»، «تعیین چشمانداز» و «ارائه راهبرد».شرح این چهار مقوله به قرار زیر است:
۱. اعلام وضعیت جهان اسلام: بازتولید «اسباب سبّ و تعصب»، بازسازی «ذهنیتهای پوسیده و منتهی به تكفیرهای كور و فزاینده» و بازآفرینی «فضاهای رویارویی و درگیریهای حماقتبار رو به تزاید» مؤلفههای اصلی این شرایط را تشكیل میدهند.
۲. گشودن افقی وسیع با نام ایجاد امت واحده اسلامی: تشكیل امت واحده اسلامی از اصلیترین آموزههای قرآنی است كه به دلیل سطحیاندیشیها، تعصبها و جهلها در تاریخ، كمفروغ جلوه كرده است.
پرسش این است كه وقتی در حال گفتوگو برای یك فعالیت دیپلماسی با هدف دستیابی به منافع اختصاصی هستیم، چگونه میتوان به وحدت اسلامی رسید كه یك وضعیت مشترك بین مسلمانان است؟
مشكل تاریخی را باید در این جست كه جز مقاطعی از تاریخ، كمتر به متن جدى و واقعى تلاش در جهت این تشكیل، پاى نهادهایم. عمدتاً ما به گشتزنى در سایههای بحث از این موارد و اظهار نظرهای كمرمق آن در حاشیههای توجه به آن بسنده كردهایم. هرگاه هم كه زمینهها و ادبیات این مهم گشوده شده، در فضایى آکنده از احتیاط و تردید، متأسفانه فرصتهای طلایی بازنگری و بازسازی آن را به گردابهای اهمال و ابهام فرو راندهایم. نتیجه آن شده كه همواره یا عمدتاً فعالیتهای «وحدتمحور» به كام گسلهای پنهان در احساسات پرتعصب فرورفتهاند و تجربههای تفرقهستیز لای شكاف اندیشههای غیر منعطف، خشك و خرد شدهاند.
به هر میزان كه اهداف یك مجموعه بلندمدتتر و كلاننگرانهتر باشد، تواناییها و قابلیتهای آن به صورتی جدیتر و مناسبتر انسجام مییابد. مزیت مهم و كلیدی طرح ایجاد امت واحده اسلامی به عنوان چشمانداز این است كه افق دید مسلمانان را به سمت فضایی وسیع، پرتحمل، فارغ و رها از تنگناها و تنگنظریها باز میكند تا بتوانند روی جادهای هموار در راستای همگرایی و همدلی به سمت آرمانهای مشترك به پیش روند.
به هر میزان كه اهداف یك مجموعه بلندمدتتر و كلاننگرانهتر باشد، تواناییها و قابلیتهای آن به صورتی جدیتر و مناسبتر انسجام مییابد. مزیت مهم و كلیدی طرح ایجاد امت واحده اسلامی به عنوان چشمانداز این است كه افق دید مسلمانان را به سمت فضایی وسیع، پرتحمل، فارغ و رها از تنگناها و تنگنظریها باز میكند تا بتوانند روی جادهای هموار در راستای همگرایی و همدلی به سمت آرمانهای مشترك به پیش روند.
۳. طرح دیپلماسی وحدت اسلامی به مثابه راهبرد اصلی: دیپلماسی وحدت اسلامی، راهبردی برخوردار از قدرت چترگستری و فراگیری بسیار برای شرایط كنونی است. این راهبرد در فراسویی جدا از نگاههای درجازننده، میتواند لایههای ذهنیتهای پشتیبان برای تفرقه و تكفیر را بشكافد و روابطی تكمیلكننده و تكاملبخش را با تكیه بر ظرفیتها و جاذبههای گفتوگو میان اجزاي امت اسلامی پدید آورد.
دیپلماسی وحدت اسلامی از ادبیاتی پرحرارت برخوردار است و در صورت وقوع و موفقیت، فضایى را در اردوگاه مسلمانان ایجاد میكند كه «منابع» و «منافع» دو كلیدواژه آن را تشكیل میدهند.
به بیان دیگر، دیپلماسی وحدت اسلامی فرایندی است از تعامل، تبادل و تفاهم همهجانبه و مستمر میان مسلمانان كه فرصت میدهد تا پیروان مذاهب گوناگون، افقهای ذهنی خود را نسبت به واقعیتها و امكانات طرف مقابل وسعت و ژرفا ببخشند و از بیرون حصارها و تنگناهای توطئههای رنگارنگ كنونی به تصحیح برداشتها، تكمیل ظرفیتها، تحكیم زیرساختهای اجتماعی، توزیع و تعمیم منافع و نهایتاً تشكیل امت واحده اسلامی همت گمارند.
این راهبرد به دلیل جاذبههای انسانی، فطری و اسلامی و نیز به دلیل فراگیری و پویایی، تنها راه فراروی مسلمانان است كه در صورت موفقیت، به سمت افقهای بیكران و آكنده از ارزشهای شكلدهنده امت واحده اسلامی حركت خواهد كرد.
اصولاً مؤلفه اصلی دیپلماسی «گفتوگو» و وجه برجسته آن «دوری از جنگ و نزاع مسلحانه» است. وقتی در جهان امروز كلمه دیپلماسی را به كار میبرند، به دنبال تخصیص هر چه بیشتر «منافع» و دستیابی هر چه بیشتر به «منافع ملی» هستند؛ بنابراین، در دیپلماسی، «منافع و زمینههای مشترك» میتواند به عنوان یك امكان بزرگ و فراهمكننده گفتوگو و زمینهساز دیپلماسی باشد، چون در دیپلماسی هر دو طرف به دنبال دستیابی حداكثری به منافع ملی هستند. در نتیجه منافع یا زمینههای مشترك نقش امكانبخشی به دیپلماسی را دارند.
اکنون پرسش این است كه وقتی در حال گفتوگو برای یك فعالیت دیپلماسی با هدف دستیابی به منافع اختصاصی هستیم، چگونه میتوان به دنبال وحدت اسلامی رسید كه یك وضعیت مشترك بین مسلمانان است؟
پاسخ این است كه این ابتكارِ افزودن دیپلماسی به وحدت اسلامی از چند جهت جالب توجه و به مثابه نسخهای برای درمان درد وضعیت كنونی جهان اسلام است:
۱. تخصیص منابع به منافع مشترك: وحدت اسلامی به رغم آن كه مشترك است و كانونیترین و پرقدرتترین دایرهای كه میتواند مشتركات جهان اسلام را در درون خود شكل دهد، امروزه وجهالمصالحه قرار گرفته است؛ یعنی در اوضاع و احوال كنونی جهان اسلام و دشمنیهای تحمیل شده به آن، مقوله وحدت به بوته فراموشی سپرده شده و فعالیتهای ضد آن، تراكم عجیبی یافته و در خطرناكترین وضعیت قرار گرفته است. گویی این كانون منافع مشترك و این بدیهیترین اصل انسانی ـ اسلامی امروزه در بدترین و شكنندهترین وضعیت و شرایط قرار گرفته و نه تنها فرصت تحقق را از دست داده كه زمینهسازیهای فراوانی برای نقطه مقابل آن یعنی تفرقه كور، طایفهگری، تكفیر و به جان هم افتادن، انجام شده است.
اهمیت و موفقیت مجمع تقریب مذاهب اسلامی در گرو این است كه تنها خود را منادی وحدت نبیند، بلكه بكوشد تا در فضاهای جهان اسلام، دیگرانی را هم وادارد كه بیایند و یك سازمان بینالمللی اسلامی ایجاد كنند. مجمع تقریب هم همچنان به عنوان یك پشتیبان ایفای نقش كند.
۲. حركت از نمادهای برپا به سمت نمودهای پویا: ما میتوانیم از نمادهای كنونی وحدت اسلامی بهره بجوییم. امكانات و مزایایی در دسترس ما و مورد قبول جدی بسیاری از علمای اسلام، دانشگاهیان و بسیاری از ملتهاست. در سایه این امكانات بزرگ است كه ما میتوانیم به سمت نمودهای پویای وحدت حركت كنیم. در این صورت وحدت اسلامی هم زمینه و ابزاری برای دیپلماسی و حلّ بسیاری از مناقشات و هم هدف دیپلماسی است.
به بیان دیگر، «دیپلماسی وحدت اسلامی» را باید با دو منظور لحاظ كرد: نخست این كه دیپلماسی از خاستگاه وحدت اسلامی برخیزد و دیگر آن كه به سمت تعمیق وحدت اسلامی پیش رود.
۳. حركتی مربوط به نهادهایی از جهان اسلام: اصولاً اگر دولتها در دیپلماسی پا به میدان بگذارند، به دنبال تأمین منافع ملی خود هستند؛ بنابراین، دستیابی به منافع مشترك در این صورت یك «امكان» میشود و نه «هدف». اما اگر یك سازمان بینالمللی دیپلماسی را بر عهده بگیرد، دستیابی به منافع مشترك میسر خواهد بود. شاید نگاه رهبر معظم انقلاب به طرح دیپلماسی وحدت اسلامی نیز این باشد كه ما باید وحدت اسلامی را به عنوان هدف دیپلماسی قلمداد كنیم. در نتیجه از آنجایی كه مقدمه واجب، خود واجب است، ضروری است كه ما باید به سمت ایجاد سازمانهای بینالمللی پیگیر وحدت اسلامی و با مشاركت همه یا اكثریت حركت كنیم.
برای این كار ما باید گامهای نخستین و اولیه را هر چه زودتر برداریم و این امر شدنی است، چراكه عقلانیت و شرع در ورای آن نهفته است و شیوه اهلبیت عصمت و طهارت ـ علیهمالسلام ـ و شیوه علمای بزرگ اسلامی هم همواره بر ایجاد چنین فضایی بوده و توفیقات زیادی هم تاكنون از این نوع تلاشها به دست آمده است.
درست است كه وحدت اسلامی یك فرایند فراگیری است كه در آن همگرایی و وحدت محقق میشود، اما این وحدت بسته به تلاشهای مشترك است. تلاشهای یكجانبه یا تلاشهای یك ملت و دولت، هرچند مؤثر است، اما باید كوشید فرایندی برای وحدت اسلامی شكل بگیرد كه همه یا اكثریتی از جهان اسلام در آن به یك اندازه و با رغبت نقش داشته باشند و همه ملتهای مسلمان دوشادوش هم این وحدت را ایجاد كنند. برای این منظور لازم است كه ما فراتر از ایجاد سازمانی درونكشوری، نهادهایی توافقی میان كشورها ایجاد كنیم.
اهمیت و موفقیت مجمع تقریب مذاهب اسلامی در گرو این است كه تنها خود را منادی وحدت نبیند، بلكه بكوشد تا در فضاهای جهان اسلام، دیگرانی را هم وادارد كه بیایند و یك سازمان بینالمللی اسلامی ایجاد كنند. مجمع تقریب هم همچنان به عنوان یك پشتیبان ایفای نقش كند. سازمانی كه همه به یك اندازه ـ و طبعاً برآمده از اندازههای مشترك ـ در شكلده به آن نقش داشته باشند.
=====
اگر بخواهیم از این فرصت استفاده كنیم كه رهبر معظم انقلاب به عنوان یك جهش در راستای تحقق وحدت اسلامی قرار دادند، لازم است از رفتارهایی بپرهیزیم كه هر چند بوی اهانت نمیدهد، اما از آن بوی بیتوجه به منافع جهان اسلام به مشام میرسد.=======
تحقق وحدت اسلامی بسته به رعایت یك اصل مهم است و آن اصل، «همسانی و برابری در فرصتها و امكانات» است. امروز كه ملتها به فضل بیداری اسلامی به میدان آمدهاند و تریبونهای پرقدرت بینالمللی را در اختیار گرفتهاند و به راحتی میتوانند در فضاهای جهانی و به ویژه در فضای بینالملل اسلامی با صدای رسا مطالبات خود را بیان كنند، بیش از هر چیز باید تلاشها را معطوف كنیم تا همه بیایند و یك سازمان پیگیر وحدت اسلامی را به هر شكلی و در هر قالبی با امكانات دولتها ایجاد كنند. البته ایجاد چنین سازمانی ملزوماتی دارد كه بدون تن دادن به آن ملزومات، این هدف محقق نمیشود:الف) برابری در شكلدهی: یعنی باید قالبی ایجاد بشود كه شیعه و سنی از یك وضعیت برابر در این سازمان برخوردار باشند. برتری یكی بر دیگری به معنای آن است كه فرصت به همان اندازه برای ایجاد این سازمان یا موفقیت آن كم میشود. این یك اصل است، به ویژه با وجود پیشامد مسائل پرحساسیتی بین شیعه و سنی، برای اینكه بهانهها بریده شود و یك عمل موفقیتآمیز داشته باشیم، چارهای نداریم كه بیاییم و یك وضعیت برابر را ایجاد كنیم؛ عملی كه هم عقلانی و هم دینی است و هم در ذات وحدت اسلامی چنین معنایی نهفته است. یعنی نمیتوان برای رسیدن به وحدت اسلامی از «نابرابری» استفاده نمود كه اقتضای وحدت اسلامی در آن نیست.
ب) باید گامهای اولیه و زیرساختهای اولیه چنین وحدتی را هر چه زودتر برداریم. ما نمیتوانیم با تعارفات یا با اغماضها و تشتتها به یك وحدت فراگیر در جهان اسلام برسیم. برای نمونه باید هر چه زودتر و بدون از دست دادن وقت و بدون آنكه به فردا موكول شود، عقلای طرفین و دلسوزان و مصلحان جهان اسلام كه تعدادشان كم هم نیست، اما به دلیل اختلافات، صدای آنها نارسا شده و از كاركرد لازم افتاده است، «تحریم بیحرمتی به مقدسات طرفین» را مورد توافق قرار دهند و این مسأله سریعاً به عنوان یك خط قرمز غیر قابل عبور اعلام شود.
تحریم بیحرمتی نسبت به مقدسات از هر طرفی كه باشد، امری لازم و بدیهی است. البته این به معنای نفی گفتوگوهای علمی نیست. گفتوگوهای علمی را میتوان در مراكز علمی و البته با رضایت و خواست طرفین و اعلام دوجانبه، آن هم در چهارچوبی از احترامات و اشتراكات و به دور از هر تحمیل و تنش و رهای از هر جدال ـ كه نه پایانی برای آن متصور است و نه خاصیتی بر آن مترتب ـ دنبال كرد، ولی این یك امر دانشگاه و علمی است و نباید به ساحتهای اجتماعی سرایت یابد. جامعه ظرف تعامل است و نیز احترام و همگرایی. باید از هرگونه کاری كه شایبه بیحرمتی از آن به مشام میرسد، سر باز زد و این شرط لازم برای وحدت اسلامی است، وگرنه قرار و قوام جامعه در هم فرومیریزد و مایه سوءاستفاده دشمنان قرار میگیرد.
۴. خیزش فكری و جوشش فرهنگی نخبهگرایانه به مثابه خط مشی: رهبر معظم انقلاب این وظیفه را پیش از هر كس و پیش از هر قشر بر عهده فرهیختگان، حوزویان و دانشگاهیان میدانند. ما میتوانیم با این نگاه جدید، پوششی فراگیر را ذیل این راهبرد ایجاد كنیم تا در اثر آن، اندیشه وحدت توانمند به میدان آید.
امروز نه تنها روز ملتها، كه روز اندیشهها نیز هست؛ یعنی ملتها با اندیشهها به میدان میآیند و سخن میگویند و تا چیزی را باور نكنند پیرو آن نمیشوند و به چیزی كه باور داشته باشند، پایبند خواهند بود. در چنین وضعیتی، بهترین راه این است كه در گام نخست برای بسامان آوردن امكانات موجود، خیزشی فراگیر و متشكل از نخبهها، علما و دانشگاهیان طرفین، ذیل راهبرد پیشگفته و در جهت معنی كردن و عینیت بخشیدن به این راهبرد ایجاد كنیم تا این راهبرد هر چه بیشتر سیطره و هیمنه یابد.
هرچند تلاشهای یكجانبه یا تلاشهای یك ملت و دولت، مؤثر است، اما باید كوشید فرایندی برای وحدت اسلامی شكل بگیرد كه همه یا اكثریتی از جهان اسلام در آن به یك اندازه و با رغبت نقش داشته باشند و همه ملتهای مسلمان دوشادوش هم این وحدت را ایجاد كنند.
افزون بر این، اگر بخواهیم از این فرصت استفاده كنیم كه رهبر معظم انقلاب به عنوان یك جهش در جهت تحقق وحدت اسلامی قرار دادند، لازم است از رفتارهایی بپرهیزیم كه هر چند بوی اهانت نمیدهد، اما از آن بوی بیتوجه به منافع جهان اسلام به مشام میرسد؛ افزون بر اینكه باید این رفتارها را به سمت ایجاد علاقه نسبت به وحدت اسلامی سوق بدهیم؛ یعنی همیشه مشكل جهان اسلام در رسیدن به وحدت اسلامی، بیحرمتیها نیست، بلكه مشكل دیگر آن است كه علایق مشترك نسبت به وحدت اسلامی و منافع مشترك وجود ندارد یا كم است. قرار داشتن بخشهایی از جامعه مسلمانان در مسیرهای فكری خاص و مشهور شدن به جنبههای اختصاصی و غفلت از مصالح عامه مسلمین و آنچه بر سر آنان میآید نیز یك مشكل بزرگ فرهنگی است كه متأسفانه در هر دو جناح، یعنی شیعیان و اهل سنت چنین بیتوجه و بیاحترامی دیده میشود.
وقتی ما سخن از جامعه واحد اسلامی به میان میآوریم، باید كوششهایی در جهت تسری میل به تقریب و وحدت اسلامی به همه مسلمانان و كوششهایی برای تبدیل این فرهنگ بیتفاوتی به فرهنگ توجه داشتن و اهتمام ورزیدن به مسأله وحدت داشته باشیم. رسیدن به این اهداف هنگامی میسر است كه رسانههای و گروههای مرجع و نخبگان ما در توجه به مسأله وحدت اهتمام داشته باشند.
نكته آخر این كه اگر هشدار رهبر معظم انقلاب را جدی نگیریم، خطر بزرگ و عمیقی امت اسلامی را تحت تأثیر قرار میدهد. هشدار این است كه صهیونیستها تلاشهای بسیاری را شكل میدهند تا مناسبات جامعه اسلامی نه تنها بر پایه وحدت شكل نگیرد كه بدتر از آن، بر پایه تكفیر و یك جنگ مداوم و جنگ بیامان شكل بگیرد. امروز نشانههای چنین تصمیمی قابل رؤیت است. در چنین شرایطی اگر علما و عقلا از طرفین سریعاً دخالت نكنند و اگر سازمانهایی مثل مجمع تقریب مذاهب در این زمینه كمكاری كنند یا فعالیت دوچندان و هوشمندانه نداشته باشند یا فعالیت خود را تنها در داخل كشور متمركز كنند، دیگر نمیتوان با هزینههای بسیار زیاد هم آن را به وضعیت عادی برگرداند.
وقتی ما سخن از جامعه واحد اسلامی به میان میآوریم، باید كوششهایی در جهت تسری میل به تقریب و وحدت اسلامی به همه مسلمانان و كوششهایی برای تبدیل این فرهنگ بیتفاوتی به فرهنگ توجه داشتن و اهتمام ورزیدن به مسأله وحدت داشته باشیم. رسیدن به این اهداف هنگامی میسر است كه رسانههای و گروههای مرجع و نخبگان ما در توجه به مسأله وحدت اهتمام داشته باشند.
نكته آخر این كه اگر هشدار رهبر معظم انقلاب را جدی نگیریم، خطر بزرگ و عمیقی امت اسلامی را تحت تأثیر قرار میدهد. هشدار این است كه صهیونیستها تلاشهای بسیاری را شكل میدهند تا مناسبات جامعه اسلامی نه تنها بر پایه وحدت شكل نگیرد كه بدتر از آن، بر پایه تكفیر و یك جنگ مداوم و جنگ بیامان شكل بگیرد. امروز نشانههای چنین تصمیمی قابل رؤیت است. در چنین شرایطی اگر علما و عقلا از طرفین سریعاً دخالت نكنند و اگر سازمانهایی مثل مجمع تقریب مذاهب در این زمینه كمكاری كنند یا فعالیت دوچندان و هوشمندانه نداشته باشند یا فعالیت خود را تنها در داخل كشور متمركز كنند، دیگر نمیتوان با هزینههای بسیار زیاد هم آن را به وضعیت عادی برگرداند.
ما امروز باید علاوه و بیش از آنچه به بازتولید وحدت در میان خودمان مشغول میشویم، وحدت را به صورت جدی و صادقانه و به گونهای شفاف و اندیشمندانه در جهان اسلام پیبگیریم و البته هزینههایش را هم بپذیریم. اتفاقاً هزینههایی كه برای این هدف میپردازیم، هزینههایی شرعی است، زیرا پای احترام به مقدسات و ارتباط مدام علمای مسلمین با یكدیگر در میان است.
* رئیس پژوهشگاه مطالعات تقریبی
منبع: khamenei.ir
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


