محجوب: مجمع و دولت کارگران را دلخور کردند
در آستانه بيست و نهم آبان ماه، سالروز تصويب قانون کار جمهوري اسلامي ايران، عليرضا محجوب، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، در نطق پيش از دستور خود، با انتقاد از اقدامات اخير دولت و مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره قانون کار، ياد نقشآفرينان در راه تصويب اين قانون را گرامي داشت.
به گزارش "ايلنا"، متن کامل نطق پيش از دستور دبيرکل خانه کارگر ايران به اين شرح است: فردا 29 آبان ماه سالروز تصويب قانون کار جمهوري اسلامي ايران است. در وهله نخست به روح بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران که حقوق کارگران را به عنوان يک اولويت پاس ميداشت درود ميفرستيم. ايشان وقتي توقف روند تصويب قانون کار را مشاهده کردند دستور تشکيل مجمع تشخيص مصلحت نظام را براي شکستن اين بنبست صادر فرمودند. جا دارد که اقدامات کارگر دوستانه رهبر معظم انقلاب اسلامي را در جريان تصويب اين قانون در مقام رياست جمهوري و آقاي مهندس موسوي، نخستوزير ايشان را نيز ياد کنيم و از جانب کارگران سپاس و قدرشناسي خود را نسبت به دولت و مجلس آن دوران اعلام داريم.
همچنين جا دارد از اولين مجمع تشخيص مصلحت نظام و رياست محترم آن، به خاطر زحمات بيشائبه تشکر کنم و در همين جا بايد نگراني خود و جامعه کارگري را از بند "ز" الحاقي به ماده 21 قانون کار که مجمع تشخيص مصلحت نظام به تصويب رساندند، و همچنين از اقدماتي که در کميسيون تحول اقتصادي در مورد ماده 41 قانون کار صورت ميگيرد، اعلام دارم.
قانون کار جمهوري اسلامي ايران حاصل خواست و ارادهي کارگراني است که خواهان پايان دادن به روابط يکطرفه مطابق قانون کار 1337 و ماده 23 آن که اخراج را بيچون و چرا به کارفرما وا ميگذاشت، بودند.
طليعه پيروزي انقلاب اسلامي و عدالت محوري اين انقلاب بيمانند، خود انگيزه و اميد ميليونها کارگري بود که از عمق جان تحول بر بنيان عدالت و مبتني بر قانون کار اسلامي را پذيرفته بودند.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران همه کارگران آرمانهاي خود را در تدوين قانون کار اسلامي تحقق يافته ميدانستند و لذا پافشاري بر تغيير و بهبود شرايط کار که با تحول در قانون کار عملي بود، آغاز شد. به اين ترتيب قانون کار جمهوري اسلامي ايران با پيشنويسي که آقاي اصغري، وزير وقت دادگستري به دولت ارايه و به تصويب رساند، به مجلس شوراي اسلامي ارايه و به تصويب مجلس محترم رسيد و نامه آقاي ابوالقاسم سرحديزاده وزير کار وقت و جديت کمالي، رييس کميسيون کار وقت مجلس شوراي اسلامي و نامه سرحديزاده و دستور امام براي تشکيل مجمع تشخيص مصحلت نظام، بالاخره باعث تصويب قانون کار در 29 آبان 1369 شد.
گلايه از دولت درباره عدم شمول بازنشستگان تامين اجتماعي تحت قانون مديريت اداري
امروز فرصتي است که از تلخي و نازيبا بودن آثار يکي از مصوبات و تصميمات مجلس شوراي اسلامي و نحوه اجرا توسط دولت در مورد بازنشستگان تامين اجتماعي سخن بگويم. لايحه مديريت اداري و به دنبال آن افزايش مستمري بازنشستگان کشوري و لشکري که باعث تحسين بنده و هم بازنشستگان مشمول تامين اجتماعي و ساير صندوقهاي خاص شد، عملي پسنديده بود اما اين سوال را برانگيخت که چرا اين اقدام براي همه بازنشستگان عملي نشد؟ مگر غبار پيري و بازنشستگي که براثر زحمات و صدمات سخت، طاقتفرسا و مشقتبار بر رخساره کارگران شريف و زحمتکش نشسته است، لشکري و کشوري و تامين اجتماعي دارد؟ آيا بازنشستگان صندوق تامين اجتماعي و صندوقهاي خاص استحقاق بخش کوچکي از افزايش حقوقي را که از خزانه دولت پرداخت ميشود، نداشتند؟ اين دومين باري است که بازنشستگان تامين اجتماعي که داراي بيشترين عضو هستند، مورد بيمهري قرار ميگيرند. وقتي در سال 1384 حداقل حقوق بازنشستگان کشوري دوميليون ريال عنوان شد، بازنشستگان تامين اجتماعي با نجابت کامل تا پايان سال 1385 اين وضع را متحمل شدند و انتظار داشتند اين وضعيت ناگوار به شکل مناسبي ترميم و جبران شود. با وجود اين که مجلس محترم در جريان تصويب متمم بودجه تصميم گرفت در سه ماه آخر سال 1385 از محل متمم بودجه مابهالتفاوت تا 200 هزار تومان را پرداخت کند، با اين وجود هرگز پولي بابت اين مابهالتفاوت به سازمان تامين اجتماعي و بازنشستگان آن پرداخت نشد و نتيجتاً در سال 1386 نيز از ذخاير سازمان تامين اجتماعي و جيب بيمه شده اين اقدام صورت پذيرفت.
اکنون هم تصميمي اتخاذ شده است که فاصله حداقل دريافتي بازنشستگان کشوري ولشکري و مستمري بگيران تامين اجتماعي را بسيار زياد کرده است که بنا بر ارقام اوليه، شکاف مستمري اين عده تا 50 درصد تخمين زده ميشود.
گلايه اينجانب از دولت و مجلس محترم اين است که چرا طي دو ماه اخير هيچ اقدام عاجلي از هيچ ناحيهاي حتي در جهت توضيح وضعيت موجود صورت نپديرفته است؟ آيا دولت و مجلس محترم نميدانند کاسه صبر مستمري بگيران سازمان تامين اجتماعي و ساير صندوقهاي خاص نيز حدي دارد؟ آيا نبايد علاج واقعه قبل از وقوع کرد؟ آيا کمک به صندوق بازنشستگي نميتواند به ساير صندوقها تسري داده شود؟ شکي ندارم که همگي دريافتکنندگان استحقاق چنين افزايشي را داشتهاند اما بحث بر سر آنهايي است که از اين سفره گشاده سهم کوچکي نيز برنداشتهاند. البته يقين دارم که نهاد رياست جمهوري و مجلس با تخصيص منابع جديد همانطوريکه با عرضه سهام عدالت خوشحالي بازنشستگان را فراهم ساختند، مجدداً دلهاي رنجور اين عزيزان را مرهمي گذارند.
بيکاري گسترده جوانان هشدار دهنده است
موضوع مهم ديگري که اين روزها نيازمند توجه ويژه به آن هستيم مساله توجه به بيکاران جوان و فارغالتحصيلان دانشگاهي است. واقعيت اين است که بيکاري جوانان 15 تا 24 سال يعني سن اصلي جستجوي کار و تقاضاي موثر و عمده اشتغال، براساس آمارگيري جمعيت و نفوس سال 1386 بالغ بر 22 درصد است که نشانگر بيتوجهي به متقاضيان اصلي کار يعني جوانان است.
اگر به جدول توزيع استاني 15 تا 24 ساله توجه کنيد آن زمان درمييابيد که چگونه بيکاري خصوصاً بيکاري فارغالتحصيلان سر به آسمان ميزند.
جاي تاسف است که در اين مورد توجه و تمرکز رسانههاي عمومي و مسوولان ارشد کشور به ميانگين کل يعني کوچکترين آمار منتشره است که سبب غفلت از مشکل اصلي بيکاري يعني بيکاري جوانان شده است. اميدوارم آمار غيرتبليغاتي که بايد به برنامهريزي بهتر کمک کند ملاک عمل قرار گيرد تا براي نجات از اين وضعيت پيچيده و نگران کننده مسوولان دلسوز کشور راهحل مشکل جوانان را از طرق مختلف خصوصاً بيمه بيکاري براي کسانيکه پيش از شروع دوره اشتغال سالها بيکارند چارهجويي شود، اميد را در دل جوانان زنده کرده و راه آنها را به سوي آينده باز کند.
رشد شتابان قيمتها زندگي کارگران را متاثر کرده است
موضوع ديگر مساله حرکت شتابان قيمتهاي عمومي به گواهي آمار منتشره طي ماههاي اخير است. اگر موج حرکت بيترمز قيمتها ادامه يابد زندگي کارگران خصوصاً حداقلبگيران به طور فزايندهاي تحتتاثير اين وضعيت واقع ميشود. ناتواني آنها در برابر خريد و اجاره مسکن که پيش از اين نمايان شده بود، اين روزها به تامين خوراک مناسب نيز کشيده شده است که بايد در اين مورد براي شاغلان و بازنشستگان اقدام عاجلي صورت گيرد. عدم پرداخت بن رمضان عليرغم تاکيدات مکرر به کارگران با وجود تخصيص آن به همه سطوح کارمندي سبب اعتراض اين عده شده است. من به عنوان اعتراض به عدم تخصيص بن رمضان به کارگران، آنچه به من تخصيص داده شده بود را به اتحاديه امکان تحويل دادم و تا زمان تحقق اين حق کارگران، از دريافت آن چشمپوشي و به تلاشهاي خود ادامه ميدهم.
در مورد سهام عدالت يادآوري ميکنم که برگه سهام عدالت کارگران قراردادي و پيمانکاري تاکنون با وجود اينکه حتي مديران ارشد و افرادي با درآمدهاي قابل قبول از اين مزيت برخوردار گرديدهاند، اعلام و عرضه نگرديده است.
همچنين بار ديگر نگراني خود در مورد کارگران پيماني اعلام ميکنم. لازم است عرض کنم که با وجود قانون لايحه مديريت اداري و تصريح بر قراردادهاي مستقيم کارگران توسط دستگاهها و بخشنامه 13/5/87 معاونت اول رياست جمهوري، تاکنون عملاً هيچ گزارشي از اجراي آن نرسيده است و کار تبديل وضعيت کارگران پيمانکاري که آرزوي انعقاد قرارداد مستقيم را با دستگاههايي که براي آنها کار ميکنند، دارند بيپاسخ مانده است.
واردات بيرويه حراج اشتغال و سرمايه ايراني است
در پايان بار ديگر نسبت به واردات بيرويه کالاهاي خارجي و تبليغ آنها توسط تمامي رسانههاي رسمي و غيررسمي و تابلوهاي شهري و بر سر در مغازهها هشدار ميدهم. آنچه در اين ميان به مزايده گذاشته شده است اشتغال و کار سرمايه کارگر و صنعتگر ايراني است. رکود توليدات و صنعت کشور و رونق براي دشمنان، نتيجه گريزناپذير اين چرخه باطله است.
امروز بسياري از واحدها به دليل اين سياست تعطيل و نيمهتعطيل شدهاند و کارگران آنها ماههاست که حقوق دريافت نداشتهاند که در همين خصوص و درباره شرکت لاستيک البرز به رياست محترم جمهوري متذکر ميشوم که هر چه زودتر با ابلاغ مصوبهاي که آماده امضا است، حداقل سبب تسکين وضعيت دشوار کارگران اين واحد گردند.
البته متاسفانه پيش از 500 واحد توليدي در وضعيت مشابه به سر ميبرند و بهدليل عدم حمايت از واحد داخلي و سيل واردات شمار آنها هر روز افزايش مييابد و اين در حاليست که امروز برخلاف گذشته برنامه کاروکارگر نيم ساعتي در راديو که براي انعکاس مشکلات بود، وجود ندارد و بهجاي آن راديو تجارت فقط صداي يکطرف را منعکس ميکند. کارگران از رسانه ملي انتظار دارند همان نيم ساعت برنامه را به آنها برگرداند چرا که گوشهچشمي به توليدکنندگان و کارگران ميتواند مشکلات آنها را سبک کند.


