دروغ؛ عاملی روانی–اجتماعی
مهتاب فرامرزی
کد خبر: ۲۵۸۳۵۶
| | 2355 بازدید
دروغ معمولا بياني خلاف واقع يا كتمان يك واقعيت است و عملي است كه فرد كم و بيش بهطور عمدي سعي ميكند گفتار يا عمل نادرست را در ذهن ديگران درست و حقيقي جلوه دهد. در واقع دروغگويي بيشتر جنبه آموختني دارد، زيرا انسانها فطرتا و ذاتا دروغگو نيستند، بلكه دروغگويي را از محيط زندگي خود مانند خانواده، مدرسه و بهطور كلي از اجتماع آموختهاند. حتي ميتوان به جرات گفت كه پايه و اساس دروغگويي(بهويژه در كودكان و نوجوانان) از خانواده شروع ميشود.
دروغگويي مانند ساير بيماريهاي رواني و عاطفي، ابتدا از يك مسئله ساده كوچك آغاز ميشود و چنان چه بهموقع درمان نشود، به يك بيماري روحي تبديل ميشود كه مشكلات بسياري را براي فرد مبتلا و ديگران فراهم ميسازد.
دروغگوهاي مرضي
فرايند دروغگويي از سن 4 تا 5 سالگي آغاز ميشود، يعني همان زماني كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهي پيدا ميكند. دروغگوهاي مرضي، دروغ ميگويند تا در خيال خودشان از حريمشان محافظت كنند، دوست داشتني و موجه به نظر برسند، به منافع مادي يا اجتماعي بيشتري دست پيدا كنند يا اينكه از مجازات فرار كنند.
دستة ديگري از دروغگوها هستند كه حساب شده و عمداً براي كسب منافع شخصي، دروغ ميگويند و اين كار را هم زياد و به صورت حرفهاي انجام ميدهند. روانشناسان، اين افراد را جزو شخصيتهاي ضداجتماعي طبقهبندي ميكنند، اين گروه معمولا زياد سر و كارشان به پليس، دادگاه و زندان ميافتد.
تمرين حقيقت
چرا؟ اصلا چرا دروغ ميگوييم؟ روانشناسان، برخي از مهمترين دلايلي را كه باعث ميشود دروغ بگوييم، اينگونه فهرست ميكنند: ميخواهيم از درگيري پرهيز كنيم. نميخواهيم باعث خشم يا صدمة كسي بشويم. نميخواهيم احساسات كسي را جريحهدار كنيم. ميخواهيم كسي را تخريب يا روحيهاش را تضعيف كنيم. ميخواهيم احترام و تحسين ديگران را جلب كنيم. دوست داريم به قدرت بيشتري برسيم و...
اما سوال مهمتر، اين است كه آيا ميتوانيم با يادگيري و تمرين مهارتهاي ويژهاي، خودمان را مقيد كنيم كه هميشه و تحت هر شرايطي، حقيقت را بگوييم و از دروغگويي خودداري كنيم؟ پاسخ روانشناسان، اين است كه بله، اين كار در بيشتر مواقع امكانپذير است، اما به تمرين و ممارست نياز دارد. بايد ياد بگيريم الگوهاي فرار از حقيقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بين ببريم تا بتوانيم نوعي رابطة سالم و احترامآميز را با مخاطبانمان سر و شكل بدهيم.
تغيير ذهنيت
با فرض اينكه شخص دروغگو از نظر رواني دچار مشكل حادي نيست، روانشناسان ميگويند كه دروغگو بهخاطر فقدان مهارت، دست به نوعي انتخاب اشتباه ميزند و از بين راست و دروغ، دروغ را انتخاب ميكند تا به نظر خودش، شرايط را به نحو موثري مديريت كرده باشد، دروغگوييهاي بيخطر يا كم خطر نيز در بيشتر موارد، صرفا ريشه در يك تنبلي ذهني دارد و به شكل يك عادت غلط در روح و روان شخص دروغگو رسوخ ميكند.
تصميم عجولانه، ممنوع
چه چيزي باعث ميشود ما به اين فكر بيفتيم كه دروغ گفتن، بهترين راهحل در وضع موجود است؟ چه ترسي در پشت اين انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از اينكه اشتباه كرده باشيم؟ ترس از اينكه ديگران از ما خوششان نيايد؟ ترس از اينكه قادر نباشيم حقيقت را در قالبي محترمانه، قابل پذيرش و قابل تحمل عرضه كنيم؟ سوالات ذكر شده را به دقت بررسي كنيد و دربارة پاسخهايتان عادلانه قضاوت كنيد.
اما قبل از اينكه بخواهيد كاري بكنيد يا عكسالعملي از خودتان نشان بدهيد، تمام گزينههاي احتمالي را بررسي كنيد. دروغگويي در خيلي از موارد، نتيجة تصميمگيريهاي عجولانه و عاري از تدبير است. وقتي متوجه شديد كه داريد دروغ سر هم ميكنيد، مكث كوتاهي بكنيد و از مخاطب خودتان اجازه بخواهيد تا بار ديگر، سوال او و شرايط و موضوع مورد بحث را بررسي كنيد.
شايد زمان، اين اجازه را به شما بدهد كه سر و ساماني به افكارتان ببخشيد، در همين زمان ميتوانيد در كنار بررسي مسئله، نيت و انگيزه خودتان را نيز ارزيابي كنيد. ذهنتان را متوجه شخص يا جمله قصاري كنيد كه شما را به راستگويي دعوت ميكند.
درك طرف مقابل
تصور كنيد شما باعث شدهايد موقعيتي متفاوت از آن چه كه بايد، به وجود بيايد و فرض كنيد كه شما مسبب اين وضع نابهنجار بودهايد. اگر فكر ميكنيد كه شايد با بحث بتوانيد به يك درك متقابل برسيد و تلخي حاصل از ابراز حقيقت را بگيريد، بهتر است از اين نوع عبارات و جملات استفاده كنيد: شايد اين حرفي كه ميخواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشيد... برداشت من اين است كه... آيا شما هم چنين برداشتي داريد؟
سعي كنيد حتما نشان بدهيد كه احساس طرف مقابل را درك ميكنيد. مثلا ابتدا بگوييد: من درك ميكنم كه تو عصباني هستي و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راهحلهاي پيشنهاديتان را ارايه دهيد. سعي كنيد احساستان را به نوعي در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنيد. اگر اين كار را نكنيد، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعيت و نهايتا سراغ دروغگويي برويد.
به هر حال دروغگويي هر دليلي كه داشته باشد مسلما باعث بروز تغييراتي در فرد ميشود و لذا شناخت اين تغييرات به ما كمك خواهد كرد تا با موفقيت بيشتري تفاوت حرف راست و دروغ را متوجه شويم. در اين زمينه مطالعات بسيار متنوعي صورت گرفته و سعي شده است از علائم و نشانههاي فيزيولوژيكي گرفته تا تغييرات رفتاري افراد دروغگو مورد بررسي قرار گيرد.
در ادامه به توضيح مختصري از اين علائم و نشانه ميپردازيم. البته فراموش نكنيد كه منظور ما از ارايه اين يادداشت ترويج بدگماني يا مچگيري نيست. آنچه در این يادداشت به شما ارايه ميشود تنها نتايج پژوهشهاي علمي دانشمندان علم روانشناسي است.
منبع: ملت ما
دروغگويي مانند ساير بيماريهاي رواني و عاطفي، ابتدا از يك مسئله ساده كوچك آغاز ميشود و چنان چه بهموقع درمان نشود، به يك بيماري روحي تبديل ميشود كه مشكلات بسياري را براي فرد مبتلا و ديگران فراهم ميسازد.
دروغگوهاي مرضي
فرايند دروغگويي از سن 4 تا 5 سالگي آغاز ميشود، يعني همان زماني كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهي پيدا ميكند. دروغگوهاي مرضي، دروغ ميگويند تا در خيال خودشان از حريمشان محافظت كنند، دوست داشتني و موجه به نظر برسند، به منافع مادي يا اجتماعي بيشتري دست پيدا كنند يا اينكه از مجازات فرار كنند.
دستة ديگري از دروغگوها هستند كه حساب شده و عمداً براي كسب منافع شخصي، دروغ ميگويند و اين كار را هم زياد و به صورت حرفهاي انجام ميدهند. روانشناسان، اين افراد را جزو شخصيتهاي ضداجتماعي طبقهبندي ميكنند، اين گروه معمولا زياد سر و كارشان به پليس، دادگاه و زندان ميافتد.
تمرين حقيقت
چرا؟ اصلا چرا دروغ ميگوييم؟ روانشناسان، برخي از مهمترين دلايلي را كه باعث ميشود دروغ بگوييم، اينگونه فهرست ميكنند: ميخواهيم از درگيري پرهيز كنيم. نميخواهيم باعث خشم يا صدمة كسي بشويم. نميخواهيم احساسات كسي را جريحهدار كنيم. ميخواهيم كسي را تخريب يا روحيهاش را تضعيف كنيم. ميخواهيم احترام و تحسين ديگران را جلب كنيم. دوست داريم به قدرت بيشتري برسيم و...
اما سوال مهمتر، اين است كه آيا ميتوانيم با يادگيري و تمرين مهارتهاي ويژهاي، خودمان را مقيد كنيم كه هميشه و تحت هر شرايطي، حقيقت را بگوييم و از دروغگويي خودداري كنيم؟ پاسخ روانشناسان، اين است كه بله، اين كار در بيشتر مواقع امكانپذير است، اما به تمرين و ممارست نياز دارد. بايد ياد بگيريم الگوهاي فرار از حقيقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بين ببريم تا بتوانيم نوعي رابطة سالم و احترامآميز را با مخاطبانمان سر و شكل بدهيم.
تغيير ذهنيت
با فرض اينكه شخص دروغگو از نظر رواني دچار مشكل حادي نيست، روانشناسان ميگويند كه دروغگو بهخاطر فقدان مهارت، دست به نوعي انتخاب اشتباه ميزند و از بين راست و دروغ، دروغ را انتخاب ميكند تا به نظر خودش، شرايط را به نحو موثري مديريت كرده باشد، دروغگوييهاي بيخطر يا كم خطر نيز در بيشتر موارد، صرفا ريشه در يك تنبلي ذهني دارد و به شكل يك عادت غلط در روح و روان شخص دروغگو رسوخ ميكند.
تصميم عجولانه، ممنوع
چه چيزي باعث ميشود ما به اين فكر بيفتيم كه دروغ گفتن، بهترين راهحل در وضع موجود است؟ چه ترسي در پشت اين انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از اينكه اشتباه كرده باشيم؟ ترس از اينكه ديگران از ما خوششان نيايد؟ ترس از اينكه قادر نباشيم حقيقت را در قالبي محترمانه، قابل پذيرش و قابل تحمل عرضه كنيم؟ سوالات ذكر شده را به دقت بررسي كنيد و دربارة پاسخهايتان عادلانه قضاوت كنيد.
اما قبل از اينكه بخواهيد كاري بكنيد يا عكسالعملي از خودتان نشان بدهيد، تمام گزينههاي احتمالي را بررسي كنيد. دروغگويي در خيلي از موارد، نتيجة تصميمگيريهاي عجولانه و عاري از تدبير است. وقتي متوجه شديد كه داريد دروغ سر هم ميكنيد، مكث كوتاهي بكنيد و از مخاطب خودتان اجازه بخواهيد تا بار ديگر، سوال او و شرايط و موضوع مورد بحث را بررسي كنيد.
شايد زمان، اين اجازه را به شما بدهد كه سر و ساماني به افكارتان ببخشيد، در همين زمان ميتوانيد در كنار بررسي مسئله، نيت و انگيزه خودتان را نيز ارزيابي كنيد. ذهنتان را متوجه شخص يا جمله قصاري كنيد كه شما را به راستگويي دعوت ميكند.
درك طرف مقابل
تصور كنيد شما باعث شدهايد موقعيتي متفاوت از آن چه كه بايد، به وجود بيايد و فرض كنيد كه شما مسبب اين وضع نابهنجار بودهايد. اگر فكر ميكنيد كه شايد با بحث بتوانيد به يك درك متقابل برسيد و تلخي حاصل از ابراز حقيقت را بگيريد، بهتر است از اين نوع عبارات و جملات استفاده كنيد: شايد اين حرفي كه ميخواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشيد... برداشت من اين است كه... آيا شما هم چنين برداشتي داريد؟
سعي كنيد حتما نشان بدهيد كه احساس طرف مقابل را درك ميكنيد. مثلا ابتدا بگوييد: من درك ميكنم كه تو عصباني هستي و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راهحلهاي پيشنهاديتان را ارايه دهيد. سعي كنيد احساستان را به نوعي در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنيد. اگر اين كار را نكنيد، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعيت و نهايتا سراغ دروغگويي برويد.
به هر حال دروغگويي هر دليلي كه داشته باشد مسلما باعث بروز تغييراتي در فرد ميشود و لذا شناخت اين تغييرات به ما كمك خواهد كرد تا با موفقيت بيشتري تفاوت حرف راست و دروغ را متوجه شويم. در اين زمينه مطالعات بسيار متنوعي صورت گرفته و سعي شده است از علائم و نشانههاي فيزيولوژيكي گرفته تا تغييرات رفتاري افراد دروغگو مورد بررسي قرار گيرد.
در ادامه به توضيح مختصري از اين علائم و نشانه ميپردازيم. البته فراموش نكنيد كه منظور ما از ارايه اين يادداشت ترويج بدگماني يا مچگيري نيست. آنچه در این يادداشت به شما ارايه ميشود تنها نتايج پژوهشهاي علمي دانشمندان علم روانشناسي است.
منبع: ملت ما
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


