از اين روزهای مرغی!
امیر دبیری مهر
کد خبر: ۲۵۷۸۴۳
| | 2465 بازدید
1 - غرب زدگی دو معنا دارد. یکی مفتون و شیفته تمدن و فرهنگ و صنعت غرب شدن است که این معنای مصطلح غرب زدگی است اما روی دیگر غرب زدگی تعریف هویت خود با غرب است که به آن غرب ستیزی می گوییم. وقتی نتوانیم هیچ تعریفی از خود بدون اشاره و استناد به غرب ارائه دهیم به نوعی دچار غرب زدگی شده ایم و وجه مشترک این دوگونه غرب زدگی نوعی جهل عمیق و موضع ایدئولوژیک به یک موضوع چند وجهی و تقلیل آن به مفهومی ساده است.
این روزها غرب زدگان از نوع دوم برای توجیه بسیاری از تصمیمات خود به غرب اشاره می کنند و برای توجیه و تعلیل حقانیت تصمیم خود از ضرورت تمایز با غرب سخن می گویند. ای کاش غرب را بشناسیم و هویت خود را فارغ از غرب تعریف کنیم، نه شیفته غرب شویم و نه دشمن غرب. نه عاشقش باشیم نه دشمنش. غرب مجموعه متنوعی از موضوعات و موقعیتها و آوردهها و بحرانها وفرصتهاست. منظورمان را از غرب معین کنیم.
2 - این روزها را باید روزهای مرغی ایران نامید. مسئله ساده است بین عرضه و تقاضای مرغ تعادلی نیست از این روز مرغ جزو کالاهای کمیاب و ارزشمند محسوب میشود. جالب است تولیدکنندگان، دولت را متهم میکنند و دولت هم تولیدکنندگان را وظاهرا این دعواها مرغ سر سفره نمیشود. اما براساس فرمولی ساده میتوان فهمید کاسهای زیر نیمکاسه است و آن کاسه همان فساد است. در شماره اخیر همشهری اقتصاد و در گفتوگو با پدر کوپن در ایران لایه های پنهانی از فساد خرد و درشت در شبکه توزیع کوپن و کالا در سالهای نه چندان دور آشکار شده است.
این وضعیت آشفته مرغ هم از وجود سوءاستفادههای ناجوانمردانه ای علیه سفره مردم حکایت دارد که بههرحال نافی مسئولیت دولت در تنظیم بازار نیست. ازقدیم زنان ایرانی وقتی می خواستند قانع بودن خودشان را نشان دهند به میهمانان میگفتند که مرغ بار میگذاریم و دور هم می خوریم اما این روزها این حرفها متعلق به از ما بهترون است. خودمانیم این سفره قراربود 8 سال پیش چربتر شود اما این روزها دیگر مرغ و تخممرغ هم در آن یافت نمی شود.
3 - تصور کنید شب می خوابید و صبح بیدار می شوید و می بینید یکی از وسایل برقی خانه به علت ضعیف و قوی شدن فشار برق سوخته است وقتی از تعمیرکار می پرسی چقدر هزینه تعمیر آن می شود؟ میگوید مثل اولش که نخواهد شد اما حدود 100هزار تومان هزینه دارد.
حال این سوال در ذهن هر شهروند خسارت دیده شکل می گیرد که چرا از جانب اداره برق به مردم خسارت وارد می شود ولی هیچ قانون و قاعده ای برای جبران آن وجود ندارد.جالب اینجاست اداره برق اگر قبض هزار تومانی برق خانه را پرداخت نکنی برق شما را قطع می کند ولی 100 هزار تومان به شهروندی خسارت وارد می شود و معلوم نیست چرا سازو کاری برای جبران این خسارت وجود ندارد. شاید کسانی بگویند ای بابا این که چیزی نیست در پاسخ باید گفت اتفاقا اگر قرار باشد کشور از جهات گوناگون سروسامان یابد باید از همین موارد جزئی شروع کرد و قواعد و مقررات وضع کرد تا حقی از شهروندی ضایع نشود. چند سال قبل هم مبلغ قابل توجهی برای فروش لامپ کممصرف بر روی قبض از بسیاری از مردم کسر شد اما دریغ از تحویل یک عدد لامپ.
جریمههای بی مورد و اشتباهی راهنمایی و رانندگی نیزاز این دست موارد تضییع حقوق شهروندان است که متاسفانه حالت عادی به خود گرفته است در حالی که نباید چنین باشد.
در کل یکی از تفاوتهای کشورهای توسعه یافته وکشورهای ماقبل توسعه همین توجه به جزئیات حقوق شهروندی است. امید است ما که در مسیر عدالت و پیشرفت قرار داریم هم به حقوق شهروندان به دقت توجه کنیم و هم الزامات توسعه یافتگی را در حوزه قانون و مقررات پاس بداریم.
4 - این روزها خواندن صفحه حوادث روزنامهها دل شیر می خواهد و روح بزرگ. زورگیری و خفتگیری در روز روشن در خیابانهای تهران مثل نقل و نبات یافت می شود و ظاهرا راه چاره ای برای آن وجود ندارد و باید بسوزیم و بسازیم. اما نکته مد نظر هشدار پشت این رویدادهاست. برخی از جنایات مانند جنایت شیراز و کشته شدن زن و فرزندانش در پی اختلاف مالی یکمیلیون تومانی زنگ خطر برای جامعه است که شاید از بسیاری از موضوعات جاری در جامعه مهمتر و مهیبتر باشد.باید به ریشه یابی این فجایع پرداخت و برای سوزاندن ریشههایش مبادرت کرد. باید آگاهی مردم را بالا برد.
منبع: تهران امروز
این روزها غرب زدگان از نوع دوم برای توجیه بسیاری از تصمیمات خود به غرب اشاره می کنند و برای توجیه و تعلیل حقانیت تصمیم خود از ضرورت تمایز با غرب سخن می گویند. ای کاش غرب را بشناسیم و هویت خود را فارغ از غرب تعریف کنیم، نه شیفته غرب شویم و نه دشمن غرب. نه عاشقش باشیم نه دشمنش. غرب مجموعه متنوعی از موضوعات و موقعیتها و آوردهها و بحرانها وفرصتهاست. منظورمان را از غرب معین کنیم.
2 - این روزها را باید روزهای مرغی ایران نامید. مسئله ساده است بین عرضه و تقاضای مرغ تعادلی نیست از این روز مرغ جزو کالاهای کمیاب و ارزشمند محسوب میشود. جالب است تولیدکنندگان، دولت را متهم میکنند و دولت هم تولیدکنندگان را وظاهرا این دعواها مرغ سر سفره نمیشود. اما براساس فرمولی ساده میتوان فهمید کاسهای زیر نیمکاسه است و آن کاسه همان فساد است. در شماره اخیر همشهری اقتصاد و در گفتوگو با پدر کوپن در ایران لایه های پنهانی از فساد خرد و درشت در شبکه توزیع کوپن و کالا در سالهای نه چندان دور آشکار شده است.
این وضعیت آشفته مرغ هم از وجود سوءاستفادههای ناجوانمردانه ای علیه سفره مردم حکایت دارد که بههرحال نافی مسئولیت دولت در تنظیم بازار نیست. ازقدیم زنان ایرانی وقتی می خواستند قانع بودن خودشان را نشان دهند به میهمانان میگفتند که مرغ بار میگذاریم و دور هم می خوریم اما این روزها این حرفها متعلق به از ما بهترون است. خودمانیم این سفره قراربود 8 سال پیش چربتر شود اما این روزها دیگر مرغ و تخممرغ هم در آن یافت نمی شود.
3 - تصور کنید شب می خوابید و صبح بیدار می شوید و می بینید یکی از وسایل برقی خانه به علت ضعیف و قوی شدن فشار برق سوخته است وقتی از تعمیرکار می پرسی چقدر هزینه تعمیر آن می شود؟ میگوید مثل اولش که نخواهد شد اما حدود 100هزار تومان هزینه دارد.
حال این سوال در ذهن هر شهروند خسارت دیده شکل می گیرد که چرا از جانب اداره برق به مردم خسارت وارد می شود ولی هیچ قانون و قاعده ای برای جبران آن وجود ندارد.جالب اینجاست اداره برق اگر قبض هزار تومانی برق خانه را پرداخت نکنی برق شما را قطع می کند ولی 100 هزار تومان به شهروندی خسارت وارد می شود و معلوم نیست چرا سازو کاری برای جبران این خسارت وجود ندارد. شاید کسانی بگویند ای بابا این که چیزی نیست در پاسخ باید گفت اتفاقا اگر قرار باشد کشور از جهات گوناگون سروسامان یابد باید از همین موارد جزئی شروع کرد و قواعد و مقررات وضع کرد تا حقی از شهروندی ضایع نشود. چند سال قبل هم مبلغ قابل توجهی برای فروش لامپ کممصرف بر روی قبض از بسیاری از مردم کسر شد اما دریغ از تحویل یک عدد لامپ.
جریمههای بی مورد و اشتباهی راهنمایی و رانندگی نیزاز این دست موارد تضییع حقوق شهروندان است که متاسفانه حالت عادی به خود گرفته است در حالی که نباید چنین باشد.
در کل یکی از تفاوتهای کشورهای توسعه یافته وکشورهای ماقبل توسعه همین توجه به جزئیات حقوق شهروندی است. امید است ما که در مسیر عدالت و پیشرفت قرار داریم هم به حقوق شهروندان به دقت توجه کنیم و هم الزامات توسعه یافتگی را در حوزه قانون و مقررات پاس بداریم.
4 - این روزها خواندن صفحه حوادث روزنامهها دل شیر می خواهد و روح بزرگ. زورگیری و خفتگیری در روز روشن در خیابانهای تهران مثل نقل و نبات یافت می شود و ظاهرا راه چاره ای برای آن وجود ندارد و باید بسوزیم و بسازیم. اما نکته مد نظر هشدار پشت این رویدادهاست. برخی از جنایات مانند جنایت شیراز و کشته شدن زن و فرزندانش در پی اختلاف مالی یکمیلیون تومانی زنگ خطر برای جامعه است که شاید از بسیاری از موضوعات جاری در جامعه مهمتر و مهیبتر باشد.باید به ریشه یابی این فجایع پرداخت و برای سوزاندن ریشههایش مبادرت کرد. باید آگاهی مردم را بالا برد.
منبع: تهران امروز
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


