تغييرات رئيس سياه چگونه است؟
افشين كياني
کد خبر: ۲۵۵۳۶
| | 14896 بازدید
همانگونه كه انتظار ميرفت، «باراك اوباما» رئيسجمهور آمريكا شد و از پديده برادلي نيز خبري نشد. امواج بزرگ تغيير، نارضايتي مردم از وضع بد اقتصادي، بيخانماني، نگراني عمومي از آينده نامعلوم سربازان آمريكايي در خاورميانه و كاريزماي شخصي، در به دست آوردن اين مهم او را ياري كردند. پيروزي اوباما دسترنج مبارزه هزاران سياهپوستي است كه براي به دست آوردن برابري مبارزه كردند؛ ياد تك تك آنان گرامي باد.در دهه پنجاه ميلادي، مرد سفيدپوستي كه در جنگ جهاني دوم حضور داشت، براي استفاده از فرصتي كه دولت وقت براي خانهدار شدن كهنهسربازان فراهم كرده بود، به همراه خانواده خود به ايالت «هاوايي» نقل مكان كرد. در همين روزها، مرد مسلمانزاده سياهپوست فقيري از كشور «كنيا» با استفاده از بورس تحصيلي به عنوان يك دانشجو به هاوايي سفر ميكند. اين دو ماجراي ساده در آن سالهاي سخت تبعيض نژادي كه اتفاقا همزمان با مبارزات «مارتين لوتركينگ» نيز بود، منجر به آشنايي دختر خانواده سفيد با دانشجوي سياه شد. آشنايي، علاقه را به دنبال داشت و ازدواج و تشكيل خانواده را به ارمغان آورد. ثمره اين ازدواج خلاف عرف، فرزندي به نام «باراك حسين اوباما» بود.
باراك اوباما فرزند زني است كه با عرف رايج به مخالفت پرداخته و همسر يك سياهپوست غيرمقيم شده بود. اين ازدواج، مدت زيادي دوام نياورد و باراك، تنها تا دو سالگي از نعمت پدر بهره جست. انگار تمامي تاريخسازان بايد دور از پدر، دوران بلوغ را بگذرانند. پس از جدايي، مادر با مرد ديگري ازدواج كرده و به همراه باراك براي ادامه زندگي به اندونزي مهاجرت ميكند. باراك دوران كودكي خود را تا سن ده سالگي در كنار مسلمانان اندونزي ميگذراند و پس از آن به هاوايي بازگشته تا نزد خانواده مادري خود، ادامه تحصيل دهد. كودكي ده ساله بدون پدر و مادر در كنار پدربزرگ و مادربزرگ خود رشد مييابد تا آينده نامعلوم خويش را رقم زند؛ هاوايي مجمعالجزايري است دورافتاده در اقيانوس آرام كه ساكنان بومي آن، چشمبادامي (زردپوست) هستند. باراك اوباما به معناي واقعي كلمه رنگينپوست است؛ آميختهاي از سياه و سفيد؛ رشديافته در محيطي زرد و قهوهاي!
پس از مقدمه تاريخي بالا، اگر بنا بر مقاله پيشين، سناريو «هنكوك» را به عنوان يك نقشه راه بپذيريم و اين بار فيلم هنكوك را با دقت بيشتري نگاه كنيم، نكات جالي را ميتوان در آن كشف كرد. به نظر نگارنده، برخي از اين نكات عبارتند از:
1. جايگاه هنكوك در آغاز فيلم پايين است، ولي در مكان بلندي پايان مييابد.
2. مشكلات جامعه بسيار است و بايد به آنها پرداخت.
3. براي محبوبيت بايد از سازمانهاي قانوني بهره جست.
4. احترام به قانون موجب سركشي خلافكاران ميشود.
5. زنان بسيار مهم هستند و بايد در امور گوناگون از آنان بهره گرفت.
6. زنان فداكار هستند و گذشت بيشتري دارند.
7. براي كسب احترام بايد به ديگران احترام گذاشت.
8. هنكوك ترور ميشود ولي زنده ميماند.
9. خيرخواهي موجب تعالي ميشود.
قطعا نكات ديگري را ميتوان يافت كه از چشم نگارنده پنهان مانده و بهتر بود آنها نيز مدنظر قرار گيرد ولي با همين بضاعت و با نيم نگاهي به فيلمهاي ديگر كارگردان فيلم «هنكوك» و «سوار بر بال خيال»، ميتوان يكي از سناريوهاي آيندهنگاري را در دوران نخستين رئيسجمهور رنگينپوست آمريكا اينگونه پنداشت:
• مسائل داخلي آمريكا در اولويت كاري قرار ميگيرند.
• از هيبت جهاني آمريكا كاسته ميشود.
• اهميت سازمانهاي بينالمللي دوچندان ميشود.
• ميزان دخالتهاي روسيه در جهان گسترش مييابد.
• اختلافات آمريكا و روسيه افزوده ميشود.
• اختلافات نژادي افزايش مييابد.
• حقوق بشر و حقوق زنان مورد تأكيد بيشتري قرار ميگيرند.
• كشورهايي كه به صورت قبيلهاي اداره ميشوند، دچار مشكل ميشوند.
• افرادي همچون مادر ترزا مورد احترام بيشتري قرار ميگيرند.
• گفتوگوي بين اديان و ملتها به طرز محسوسي افزايش مييابد.
• از مسلمانان جهان دلجويي شده و مورد احترام بيشتري قرار ميگيرند.
• فاصله تركيه از اروپا بيشتر شده و بر نقش منطقهاي آن افزوده ميشود.
• مذاكره بين سوريه و اشغالگران قدس آغاز ميشود.
• قيمت نفت خام كاهش مييابد.
• صنعت فناوري اطلاعات رونق ميگيرد.
• فرصتهاي تحصيلي بيشتري در اختيار ملل جهان سوم قرار ميگيرد.
• فراز مغزها گسترش مييابد.
• رقابت چين و آمريكا براي نفوذ در قاره آفريقا تشديد ميشود.
• رابطه چين و تايوان بهبود مييابد.
• بحث خاورميانه بزرگ در كانون توجه قرار ميگيرد.
البته بر اين فهرست ميتوان افزود و يا از آن كاست! اما كدام يك از آنان آيندهاي ممكن، مطلوب يا نامطلوب هستند؟ به احتمال قوي، پاسخ اينگونه پرسشها را ميتوان با گذشت زمان به دست آورد، ولي آينده از آن كساني است كه آن را تصور كرده و مينگارند.
جملهاي مشهور از «ناپلئون بناپارت» نقل ميشود با اين مضمون: «در جنگ، همه يا سربازند يا حاكم» سرباز منويات حاكم را به اجرا درميآورد. اين انتخاب خودمان است كه ما را سرباز يا حاكم ميكند. تنها تفاوت در تعيين اهداف و برنامهريزي براي به دست آوردن آنهاست.
همه بندهاي سناريو بيانشده محتمل هستند، ولي برخي رويدادها در راستاي منافع ما و برخي ديگر برخلاف آن هستند؛ اين ويژگي تمام سناريوهاست.
بايد گروههاي آيندهپژوهي سناريوهاي گوناگون را گردآوري، مطالعه و بررسي كرده و معقولترين آنها را با نظارت دايمي به عنوان نقشه راه معرفي كنند، چراكه با بهرهبرداري از نقشه راه مناسب، ميتوان از فرصتهاي پيشآمده بهره برد و از تهديدها نيز پرهيز كرد.
فيلم هنكوك، تمرين مناسبي براي سناريونويسي است. برخي از بندهاي سناريو را ميتوان آشكارا در فيلم ديد؛ برخي غيرمستقيم مورد اشاره قرار گرفتهاند و برخي نيز با كنكاش در اخبار و رسانهها قابل تصور هستند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نميدونم چرا ما تو ايران هر وقت صحبتي در باره آقاي اوباما مي كنيم يك كلمه سياه هم پشت بندش مياريم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
احتمالا قیمت چینی وسفال بالا میره قیمت ملامین میاد پایین و و و اینکه کاری نداره.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





