صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مقتول با همسرم رابطه داشت

کد خبر: ۲۵۵۳۴۶
| |
4175 بازدید
مردي كه متهم است دوستش را در درگيري خونين به قتل رسانده در جلسه محاكمه‌اش مدعي شد قاتل اصلي شخص ديگري است و انگيزه جنايت نيز مسايل ناموسي‌ بود.

به گزارش شرق، متهم رديف اول كه جواني 33ساله است گفت قاتل اصلي پسرعموي همسرش است و او به دروغ قتل را گردن گرفته است.

نماينده دادستان در ابتداي جلسه محاكمه كه صبح ديروز برگزار شد در جايگاه ايستاد و كيفرخواست را به شعبه 74 دادگاه كيفري‌ استان تهران ارايه داد. شفيعي گفت: متهمان حاضر در دادگاه دوسال قبل مردي را در اسلامشهر به قتل رساندند و بعد از رها كردن جسدش به شهر ديگري فرار كردند. پليس زماني در جريان اين قتل قرار گرفت كه خانواده جواني به نام بهزاد خبر دادند او گم شده است. وقتي تحقيقات در اين خصوص آغاز شد پليس دريافت بهزاد به قتل رسيده و جسدش در بياباني اطراف تهران رها شده است. بعد از شناسايي جسد بررسي‌ها در اين خصوص انجام گرفت و ماموران متوجه شدند احتمالا ضارب شخصي به نام سعيد است كه كينه‌اي قديمي از مقتول داشت. ماموران يك هفته بعد سعيد را در شهرستاني ديگر شناسايي و او را در حالي‌كه به دليل درگيري بازداشت شده‌ بود به تهران منتقل كردند. سعيد اعتراف كرد با همدستي مردي به نام امير كه از اقوام همسرش است دست به اين قتل زده ‌است. او مدعي شد مقتول با همسرش رابطه داشت به همين دليل هم او را كشت.

نماينده دادستان تهران ادامه‌ داد: با توجه به مدارك موجود در پرونده و تحقيقاتي كه انجام شده است و اعتراف صريح متهمان درخواست دارم، براي سعيد متهم رديف اول پرونده به اتهام قتل عمد و براي امير به اتهام معاونت در قتل عمد حكم قانوني صادر شود. در ادامه جلسه دادگاه اولياي‌دم مقتول در جايگاه حاضر شدند و درخواست صدور حكم قصاص كردند.

وقتي متهمان در جايگاه قرار گرفتند تا در برابر اتهاماتي كه به آنها وارد شده از خود دفاع كنند همديگر را قاتل معرفي كردند. اولين نفر سعيد بود كه به دفاع از خودش پرداخت. او گفت: اتهام قتل عمد را قبول ندارم چون من قاتل نيستم. مدتي بود متوجه شده ‌بودم همسرم با افرادي رابطه دارد. مي‌دانستم آن دو نفر بهزاد و دوست ديگرم آرش هستند كه هر دو خلافكارند. با اين حال مدركي نداشتم تا اين موضوع را ثابت كنم. يك روز كه با هم نشسته‌ بوديم و داشتيم صحبت مي‌كرديم آرش گوشي‌ تلفن همراهم را گرفت و آن را دستكاري كرد. من ديگر نمي‌توانستم پيامك بفرستم البته فكر مي‌كردم بهزاد اين كار را كرده‌ است. وقتي به او معترض شدم گفت كار آرش بود.

متهم به قتل ادامه داد: روز حادثه قرار شد بهزاد، آرش را پيش من بياورد تا از او انتقام بگيرم. من به بهزاد اطمينان نداشتم و امير را كه آن روز با من بود با او فرستادم. چند دقيقه بعد امير تنها برگشت. پرسيدم بهزاد كجاست گفت مگر نمي‌خواستي او را به خاطر رابطه با همسرت بكشي من كارت را راحت كردم و او را كشتم. امير از من خواست قتل را گردن بگيرم و بگويم موضوع ناموسي ‌است. او من را به محل برد و همه چيز را نشانم داد و گفت چطور مقتول را كشته ‌است. من هم زمان بازداشت مطابق قراري كه گذاشته ‌بوديم اقرار كردم و گفتم با اسلحه بهزاد را كشتم. سعيد كه در تحقيقات اوليه مدعي شده بود مقتول را با چاقو زده ‌است در مورد اين تناقض‌گويي گفت: هرچه گفتم دروغ بود. قاتل اصلي من نيستم و امير او را كشت.

متهم ادامه ‌داد: همان شب كه بهزاد كشته شد وقتي موضوع را با همسرم در ميان گذاشتم او هم گفت بهتر است قبول كني تو قاتل هستي و موضوع را ناموسي جلوه مي‌دهيم تا تبرئه شوي اما بعد از اينكه زنداني شدم حرفش را پس گرفت و درخواست جدايي كرد. حالا هم با شخص ديگري ازدواج كرده‌ است. در ادامه امير در جايگاه حاضر شد. او گفت: سعيد روز حادثه با من تماس گرفت و گفت مي‌خواهد به شهرستان برود و از من خواست همراهي‌اش كنم. من هم قبول كردم. در راه با كسي تماس گرفت و اطراف اسلامشهر با او قرار گذاشت. گفت بهزاد دوستم است و او هم مي‌خواهد با ما بيايد. چندكيلومتري رفته ‌بوديم كه سعيد گفت خسته شده و از بهزاد خواست رانندگي كند. بعد از چند دقيقه توقف كرديم. من به دستشويي رفته‌بودم كه يكدفعه صداي شليك چند گلوله شنيدم. وقتي برگشتم ديدم بهزاد پشت فرمان ماشين كشته ‌شده ‌است. سعيد از من خواست كمك كنم جسد را بيرون بكشد اما قبول نكردم. ترسيده ‌‌بودم و گفتم اين ماجرا به من ربطي ندارد. بعد سعيد جسد را بيرون انداخت و با هم به شهرستان رفتيم و آنجا بود كه دستگيرش كردند. اين متهم ادامه داد: من اصلا نمي‌دانم سعيد سلاح را كجا مخفي كرده‌ بود و متوجه نشدم چطور آن را بيرون كشيد. حتي شاهد درگيري آنها هم نبودم. وقتي از سعيد پرسيدم چرا اين كار را كرده‌ گفت که ماجرا ناموسي‌ است و بهزاد حقش بود، كشته شود. در اين هنگام قاضي عبد‌الهي- رييس دادگاه- خطاب به متهم گفت: پزشكي قانوني اعلام كرده مقتول با 22 ضربه چاقو كشته شده‌ است در حالي‌كه تو مدعي هستي او با شليك گلوله به قتل رسيده است. امير جواب داد: من اصلا متوجه درگيري نشدم. شايد قبل از تيراندازي با مقتول درگير شده‌ و او را با چاقو زده ‌بود اما من چيزي نديدم. من در اين قتل هيچ نقشي نداشتم. اگر آن شب هم مي‌دانستم سعيد چه قصدي دارد همراهش نمي‌رفتم. در ادامه قاضي عبد‌الهي از همسر سعيد خواست تا در جايگاه حاضر شود و در مورد آنچه اتفاق افتاده است توضيح بدهد. او گفت: سعيد سابقه‌دار است و چندين بار بازداشت شده‌بود. او هربار با مردم درگير مي‌شد و به همين دليل هم بازداشتش مي‌كردند. تا اينكه آن شب به خانه آمد. حالش بد بود. صبح كه شد به من گفت وسايلت را جمع كن و بيا باهم برويم. هرچه پرسيدم كجا جوابي نداد و گفت بايد هرچه زودتر برويم. من هم وسايل را جمع كردم و راه افتاديم. در راه متوجه شدم او شب قبل كسي را كشته و صبح هم اطراف خانه آنها رفته و متوجه شده حجله گذاشته‌اند. بالاخره متوجه شدم بهزاد مرده ‌است. به همين دليل هم فرار كرده‌ است. زن جوان ادامه‌ داد: من از رفتار شوهرم خسته ‌شده‌ بودم. او هربار دعوا مي‌كرد و به زندان مي‌افتاد. وقتي به شهرستان رفتيم هم نتوانست درست زندگي كند. آنجا هم درگير و بازداشت شد. بعد هم ماموراني از تهران آمدند و او را با قرار نيابت بردند. بنا بر اين گزارش بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟