درسهايي از يورو 2012
مجيد جلالي
کد خبر: ۲۵۵۳۰۵
| | 5285 بازدید
شانزده تيم يورو 2012 را ميتوان به سه گروه تقسيم كرد كه هر كدام از اين گروهها براي رسيدن به موفقيت فني خود از روشهاي مختلفي استفاده ميكردند. يك گروه به روش سنتي عمل ميكردند و دوست داشتند از اين طريق به موفقيت برسند كه البته ديديم هنوز بعضي از اين روشهاي سنتي كارآمد هستند. تيمهايي مثل انگليس، يونان و ايتاليا در اين گروه قرار ميگيرند كه البته ايتاليا كمتر از اين روش استفاده ميكرد.
گروه ديگر تيمهايي بودند كه براي رسيدن به موفقيت خود سعي ميكردند در ايدههاي تيمي تحت تاثير قابليت ستارههايشان عمل كنند و بر اساس قابليتهاي بازيكنان كليدي خود برنامهريزي ميكردند. پرتغالهم از نمونه تيمهايي بود كه به ستارههايشان تكيه مي كردند. گروه ديگر تيمهايي بودند كه از 10 سال پيش برنامهريزي براي توسعه فوتبالشان را آغاز كردهاند و از اين طريق ميخواهند آينده را از آن خود كنند. در يورو 2012 تيمهايي مثل روسيه، كرواسي، اسپانيا و در راس آنها آلمان ميخواهند از طريق توسعه بلند مدت به موفقيت پايدار برسند.
بنابراين، روش كار هر سه گروه ميتوانست منجر به موفقيت تيمها شود. حالا ما به عنوان كشوري كه ميخواهيم فوتبالمان پيشرفت كند بايد انتخاب كنيم كه از كدام راه ميتوانيم پيش برويم. اين انتخاب دست ماست و با توجه به وضعيت فرهنگي، نگرش افكار مردم و رسانهها بايد تصميم بگيريم كه آيا موفقيت را با متوسل شدن به روش قديمي ميخواهيم يا در سايه عملكرد ستارهها يا اين كه مي خواهيم با يك برنامه بلند مدت به پيش برويم.
به نظرم روش سوم، كاملا اصولي، علمي و پايدار است. در 20 سال گذشته كشورهايي كه به اين روش روي آوردهاند، عناوين زيادي را با موفقيتهاي پايدار كسب كردهاند.
20 سال پيش فرانسه همين كار را كرد كه شروع آن همراه با قهرماني جام جهاني، جام كنفدراسيونها و يورو بود و فوتبالشان ارتقا پيدا كرد. پس از آن اسپانيا اين كار را آغاز كرد و ميبينيد كه شش سال است تمام جامها را تصاحب مي كنند. حالا هم آلمان اين روش را پيش گرفته و از اين به بعد تيم ملي اين كشور است كه جامها را درو خواهد كرد.
يكي ديگر از درسهاي بزرگ يورو، ويژگيهاي فرهنگي موجود در اين مسابقات بود. نحوه برخورد بازيكنان و مربيان با يكديگر و رفتارهاي تماشاگران را در اين رقابتها ديديم. حتي در بازيهاي آخر ديديم كه رفتار تماشاگران نسبت به گذشته بسيار بهتر شده است. در دورهاي عدهاي از هواداران انگليسي دست به آشوب ميزدند كه امسال حتي كسي آنها را هم نديد. يا در شب فينال كودكاني را ديديم كه به زمين آمده بودند و اين مسئله طراوت خاصي به فوتبال ميدهد و نشان داد كه فوتبال در كنار خانوادهها زيبا ميشود. در كشورمان خانوادهها از ديدن فوتبال محروم هستند در حالي كه در يورو ديديم كه حضور خانوادهها چه طراوتي به فوتبال ميدهد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


