بحران مدرنیته و گقتمان موعود
سید سلمان صفوی
کد خبر: ۲۵۴۸۹۰
| | 7295 بازدید
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که زانفس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریاد رسی میآید
که زانفس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریاد رسی میآید
ظهور مصلح و منجی جهانی، ضرورتی تاریخی است و اصول و مبانی فلسفی، مؤید این باور قطعی دینی است؛ اما مدرنیته از قرن هفدهم میلادی، پروژه برپایی سعادت پایدار بشر و ایجاد بهشت زمینی را از سوی فرانسیس بیکن رقم زد.
هماکنون پس از نزدیک چهارصد سال، جنگهای جهانی اول و دوم و قتلعام میلیونها نفر، استعمار و استعمار نو، استثمار نوین، شکاف عظیم شمال و جنوب، استانداردهای دوگانه روابط بینالملل، اشغال فلسطین، مرکز سه دین مهم ابراهیمی از سوی صهیونیستها و حمایت استکبار جهانی از این کار خلاف حقوق اولیه انسانی، ظهور کاپیتالیسم، سوسیالیسم و امپریالیسم و سرنگونی حکومتهای سوسیالیستی در بلوک شرق و بحران کنونی کاپیتالیسم در قرن بیست و یکم، ورشکستگی پروژه مدرنیته و برپایی بهشت زمینی و سعادت انسانی از طریق «سیانتیسم» و «تکنوکراسی» در غیاب دین را آشکار کرده است.
جنبش پست مدرن در غرب و نقد برخی متفکران غربی از مدرنیته نظیر فردریک نیچه (۱۸۴۴ ـ ۱۹۰۰) خالق «چنین گفت زرتشت»، اوژن یونسکو خالق «کرگدن»،، جک لندن خالق «پاشنه آهنین» و «آوای وحش»، ساموئل بکت (۱۹۰۶ – ۱۹۸۹ م)، خالق «در انتظار گودو»، مارسل پروست (۱۸۷۱ – ۱۹۲۲ م) خالق رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» و جیمز جویس (۱۸۸۲ – ۱۹۴۱ م) خالق رمان «اولیس»، جان اشتاین بک خالق «خوشههای خشم» و «موشها و آدمها»، جرج اورول (۱۹۰۳-۱۹۵۰) خالق «قلعه حیوانات» و «۱۹۸۴»، برتولت برشت (۱۸۹۸ - ۱۹۵۶) خالق «آدم آدم است»، هربرت مارکوزه (۱۸۹۸-۱۹۷۹) مؤلف «انسان تک ساحتی»، هایدگر (۱۹۷۶ -۱۸۸۹) مؤلف پرسش تکنولوژی، هانری کربن (۱۹۰۳-۱۹۷۸)، میشل فوکو (۱۹۲۶-۱۹۸۳) و... به روشنی جنبههای بحران نظری و هنری دوره مدرنیته را نشان میدهند؛ بنابراین، فلاکت و افلاس دوره مدرنیته ـ که از جانب سنت گرایان نظیر گنون و شوان دوره ظلمت خوانده شده است ـ میل بازگشت به گفتمان موعود را در بخشهایی از جامعه بشری زنده کرده است.
از سوی دیگر، توجه به اینکه نهادهای جهانی سکولار دوره مدرن نظیر سازمان ملل، صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، یونسکو و... نتوانستهاند نیازهای اساسی بشر شامل همزیستی مسالمت آمیز، عدالت، امنیت و صلح پایدار را برقرار سازند، بازگشت به حقیقت گفتمان موعود برای انسانهای منتظر آگاه، محتوم و ضروری شده است.
در حالی که پست مدرنها به صرف انتقاد از مدرنیته پرداختهاند، اما هنوز نتوانستهاند راه خروج از بحران خطرناک کنونی را نشان دهند. گفتمان مهدویت تشیع اثناعشری ضمن موضع مخالفت با شرایط موجود سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، معنوی و امنیتی جهان، راه برون رفت از بحران را با بازگشت به دینگرایی و پیروی از پرنسیبهای اصل انسان کامل و شهریاری معنوی نشان داده است. همه عرفا و طریقتهای معتبر عرفانی بر اصل یقینی مهدویت باور جازم دارند.
اصول گفتمان موعود از وجوه مشترک چهار دین الهی زردشتیت، یهودیت، مسیحیت و اسلام است. این چهار دین در چهارچوب گفتمان موعود، موضع انتقادی به شرایط موجود جهانی دارند و در انتظار ظهور منجی برای نجات بشریت و برقراری ارزشهای کامل دین در ساحت جامعه، حکومت و فرد هستند؛ بنابراین، انتظار، منجی، دینمدار شدن جامعه، بهروزی زندگی مردم در سایه بازگشت موعود از اصول ایجابی چهار دین نامبرده است.
اما تشابه اعجابانگیزی بین باورهای زرتشتیت به روایت گاتها (هات ۳۴ در ۱۵ بند) و تشیع اثناعشری پیرامون موعود («سوشیانس» و «مهدی») وجود دارد که عبارتند از آنکه موعود انسان کامل، راستگو، دارای منش پاک و خرد الهی است، مجهز به حکمت ناب ایزدی بوده و دارای توانایی ویژه است که از راه راستی (آشا) و اندیشه پاک (هومن) به دست آمده و برای سود رساندن به مردم میآید و آموزش و آگاهی رکنهای رکین حرکت الهی اوست.
سوشیانس و مهدی (ع) در سفر چهارم معنوی خود در حالیکه وجودی مینوی و الهی هستند برای هدایت و دستگیری خلق همراه با حق به میان مردم بازمیگردند (من الحق الی الخلق مع الحق) و شهریاری معنوی را در جامعه برقرار میکنند.
اما مابهالتفاوت موعود تشیع به مثابه وارث حکمت خالده با زرتشتیت و یهودیت آن است که در حالی که در آنها معلوم نیست که مصداق موعود آخرالزمان کیست، در منجی مسیحیت، مسیح پسر محبوب خداست.
در تشیع اثناعشری بر پایه مستندات موثق و کاملا معتبر، موعود آخرالزمان حضرت مهدی فاطمه (عج)، فرزند مشترک امام حسن عسکری (ع) و نرجس بانو از نسل امام حسین (ع) است. آن وجود شریف در سال ۲۵۵ هجری قمری متولد شدهاند و اکنون در حالی که در غیبت کبری هستند و ما از ایشان غایبیم، در میان ما زندگی میکند و واسطه فیض عالم لاهوت به عوالم مادون و عامل تداوم هدایت الهی است.
برخی دستورهای ایشان از طریق حضرت خضر (ع) و سی تن از یارانشان در جهان عملیاتی میشود. حضرت مسیح به عنوان مؤید حضرت حجت (عج) در حالی که عامل به احکام اسلام است، بازمیگردد و با حضرت مهدی فاطمه (عج) همراهی و همکاری برای برقراری آرمانهای مشترک الهی میکند. همراهی حضرت مسیح با حضرت مهدی (عج)، اسباب تسریع پیوستن مسیحیان به نهضت حضرت مهدی فاطمه میشود.
بنا بر روایت کلینی از امام صادق، پنج علامت قطعی ظهور حضرت صاحب الزمان محمد بن حسن عسکری (عج) عبارتند از: بانگ آسمانی، خروج سفیانی، خسف بیدا، قتل نفس زکیه و قیام یمانی.
حضرت مهدی (ع) از طریق مادر، محل اتصال تمدنهای ایرانی و مسیحی به یکدیگر میشوند، زیرا شهربانو همسر امام حسین (ع) و پدر حضرت امام سجاد، دختر یزدگرد سوم شاهنشاه ساسانی است و نرجس بانو، همسر امام حسن عسکری (ع) و مادر حضرت مهدی (عج) نیز مسیحیزاده است. او دختر یشوعا، فرزند قیصر، پادشاه روم و مادرش از فرزندان شمعون بن حمون بن صفا، وصی حضرت عیسی (ع) است که هر دو به دست مبارک معصومان به اسلام تشرف یافتهاند.
حضرت مهدی فاطمه (عج) بر خلاف باور عوام برای جنگیدن ظهور نمیکند، بلکه او برای برقراری همزیستی مسالمت آمیز، صلح و امنیت پایدار، عدالت و فضایل اخلاقی و برپایی جامعه توحیدی و حکومت عدل و قسط الهی به میان توده مردم بازمیگردد و با استقبال و حمایت آنها بر صاحبان زر و زور و تزویر پیروز میشود و دین را از بدعتها و وارونه سازیها پاکسازی میکند و معنویت و حکومت صالحین و شهریاری معنوی را برای سعادت دنیوی و اخروی مردم بر پا میکند.
آکادمی مطالعات ایرانی لندن
www.iranianstudies.org
philosophy@iranianstudies.org
شعبان 1433
تیر1391
هماکنون پس از نزدیک چهارصد سال، جنگهای جهانی اول و دوم و قتلعام میلیونها نفر، استعمار و استعمار نو، استثمار نوین، شکاف عظیم شمال و جنوب، استانداردهای دوگانه روابط بینالملل، اشغال فلسطین، مرکز سه دین مهم ابراهیمی از سوی صهیونیستها و حمایت استکبار جهانی از این کار خلاف حقوق اولیه انسانی، ظهور کاپیتالیسم، سوسیالیسم و امپریالیسم و سرنگونی حکومتهای سوسیالیستی در بلوک شرق و بحران کنونی کاپیتالیسم در قرن بیست و یکم، ورشکستگی پروژه مدرنیته و برپایی بهشت زمینی و سعادت انسانی از طریق «سیانتیسم» و «تکنوکراسی» در غیاب دین را آشکار کرده است.
جنبش پست مدرن در غرب و نقد برخی متفکران غربی از مدرنیته نظیر فردریک نیچه (۱۸۴۴ ـ ۱۹۰۰) خالق «چنین گفت زرتشت»، اوژن یونسکو خالق «کرگدن»،، جک لندن خالق «پاشنه آهنین» و «آوای وحش»، ساموئل بکت (۱۹۰۶ – ۱۹۸۹ م)، خالق «در انتظار گودو»، مارسل پروست (۱۸۷۱ – ۱۹۲۲ م) خالق رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» و جیمز جویس (۱۸۸۲ – ۱۹۴۱ م) خالق رمان «اولیس»، جان اشتاین بک خالق «خوشههای خشم» و «موشها و آدمها»، جرج اورول (۱۹۰۳-۱۹۵۰) خالق «قلعه حیوانات» و «۱۹۸۴»، برتولت برشت (۱۸۹۸ - ۱۹۵۶) خالق «آدم آدم است»، هربرت مارکوزه (۱۸۹۸-۱۹۷۹) مؤلف «انسان تک ساحتی»، هایدگر (۱۹۷۶ -۱۸۸۹) مؤلف پرسش تکنولوژی، هانری کربن (۱۹۰۳-۱۹۷۸)، میشل فوکو (۱۹۲۶-۱۹۸۳) و... به روشنی جنبههای بحران نظری و هنری دوره مدرنیته را نشان میدهند؛ بنابراین، فلاکت و افلاس دوره مدرنیته ـ که از جانب سنت گرایان نظیر گنون و شوان دوره ظلمت خوانده شده است ـ میل بازگشت به گفتمان موعود را در بخشهایی از جامعه بشری زنده کرده است.
از سوی دیگر، توجه به اینکه نهادهای جهانی سکولار دوره مدرن نظیر سازمان ملل، صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، یونسکو و... نتوانستهاند نیازهای اساسی بشر شامل همزیستی مسالمت آمیز، عدالت، امنیت و صلح پایدار را برقرار سازند، بازگشت به حقیقت گفتمان موعود برای انسانهای منتظر آگاه، محتوم و ضروری شده است.
در حالی که پست مدرنها به صرف انتقاد از مدرنیته پرداختهاند، اما هنوز نتوانستهاند راه خروج از بحران خطرناک کنونی را نشان دهند. گفتمان مهدویت تشیع اثناعشری ضمن موضع مخالفت با شرایط موجود سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، معنوی و امنیتی جهان، راه برون رفت از بحران را با بازگشت به دینگرایی و پیروی از پرنسیبهای اصل انسان کامل و شهریاری معنوی نشان داده است. همه عرفا و طریقتهای معتبر عرفانی بر اصل یقینی مهدویت باور جازم دارند.
اصول گفتمان موعود از وجوه مشترک چهار دین الهی زردشتیت، یهودیت، مسیحیت و اسلام است. این چهار دین در چهارچوب گفتمان موعود، موضع انتقادی به شرایط موجود جهانی دارند و در انتظار ظهور منجی برای نجات بشریت و برقراری ارزشهای کامل دین در ساحت جامعه، حکومت و فرد هستند؛ بنابراین، انتظار، منجی، دینمدار شدن جامعه، بهروزی زندگی مردم در سایه بازگشت موعود از اصول ایجابی چهار دین نامبرده است.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد بجانان یا جان ز تن برآید
یا تن رسد بجانان یا جان ز تن برآید
اما تشابه اعجابانگیزی بین باورهای زرتشتیت به روایت گاتها (هات ۳۴ در ۱۵ بند) و تشیع اثناعشری پیرامون موعود («سوشیانس» و «مهدی») وجود دارد که عبارتند از آنکه موعود انسان کامل، راستگو، دارای منش پاک و خرد الهی است، مجهز به حکمت ناب ایزدی بوده و دارای توانایی ویژه است که از راه راستی (آشا) و اندیشه پاک (هومن) به دست آمده و برای سود رساندن به مردم میآید و آموزش و آگاهی رکنهای رکین حرکت الهی اوست.
سوشیانس و مهدی (ع) در سفر چهارم معنوی خود در حالیکه وجودی مینوی و الهی هستند برای هدایت و دستگیری خلق همراه با حق به میان مردم بازمیگردند (من الحق الی الخلق مع الحق) و شهریاری معنوی را در جامعه برقرار میکنند.
اما مابهالتفاوت موعود تشیع به مثابه وارث حکمت خالده با زرتشتیت و یهودیت آن است که در حالی که در آنها معلوم نیست که مصداق موعود آخرالزمان کیست، در منجی مسیحیت، مسیح پسر محبوب خداست.
در تشیع اثناعشری بر پایه مستندات موثق و کاملا معتبر، موعود آخرالزمان حضرت مهدی فاطمه (عج)، فرزند مشترک امام حسن عسکری (ع) و نرجس بانو از نسل امام حسین (ع) است. آن وجود شریف در سال ۲۵۵ هجری قمری متولد شدهاند و اکنون در حالی که در غیبت کبری هستند و ما از ایشان غایبیم، در میان ما زندگی میکند و واسطه فیض عالم لاهوت به عوالم مادون و عامل تداوم هدایت الهی است.
برخی دستورهای ایشان از طریق حضرت خضر (ع) و سی تن از یارانشان در جهان عملیاتی میشود. حضرت مسیح به عنوان مؤید حضرت حجت (عج) در حالی که عامل به احکام اسلام است، بازمیگردد و با حضرت مهدی فاطمه (عج) همراهی و همکاری برای برقراری آرمانهای مشترک الهی میکند. همراهی حضرت مسیح با حضرت مهدی (عج)، اسباب تسریع پیوستن مسیحیان به نهضت حضرت مهدی فاطمه میشود.
بنا بر روایت کلینی از امام صادق، پنج علامت قطعی ظهور حضرت صاحب الزمان محمد بن حسن عسکری (عج) عبارتند از: بانگ آسمانی، خروج سفیانی، خسف بیدا، قتل نفس زکیه و قیام یمانی.
حضرت مهدی (ع) از طریق مادر، محل اتصال تمدنهای ایرانی و مسیحی به یکدیگر میشوند، زیرا شهربانو همسر امام حسین (ع) و پدر حضرت امام سجاد، دختر یزدگرد سوم شاهنشاه ساسانی است و نرجس بانو، همسر امام حسن عسکری (ع) و مادر حضرت مهدی (عج) نیز مسیحیزاده است. او دختر یشوعا، فرزند قیصر، پادشاه روم و مادرش از فرزندان شمعون بن حمون بن صفا، وصی حضرت عیسی (ع) است که هر دو به دست مبارک معصومان به اسلام تشرف یافتهاند.
حضرت مهدی فاطمه (عج) بر خلاف باور عوام برای جنگیدن ظهور نمیکند، بلکه او برای برقراری همزیستی مسالمت آمیز، صلح و امنیت پایدار، عدالت و فضایل اخلاقی و برپایی جامعه توحیدی و حکومت عدل و قسط الهی به میان توده مردم بازمیگردد و با استقبال و حمایت آنها بر صاحبان زر و زور و تزویر پیروز میشود و دین را از بدعتها و وارونه سازیها پاکسازی میکند و معنویت و حکومت صالحین و شهریاری معنوی را برای سعادت دنیوی و اخروی مردم بر پا میکند.
برآی ای صبح روشندل خدا را
که بس تاریک میبینم شب هجر
که بس تاریک میبینم شب هجر
آکادمی مطالعات ایرانی لندن
www.iranianstudies.org
philosophy@iranianstudies.org
شعبان 1433
تیر1391
گزارش خطا
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟





