جرثقيل هاي مرگ براي 2 اعدامي
کد خبر: ۲۵۴۵۷۶
| | 8696 بازدید
روباه سياه و يك مرد افيوني از دو جرثقيل مرگ و روي طنابهاي سفيدرنگ به دار مجازات آويخته شدند. در اين مراسم مرد افيوني فرياد ميزد كه تنها بايد روباه سياه اعدام شود و وي مجازاتي جز زندان نبايد داشته باشد.
روباه سياه
به گزارش ايران پائيز سال 89 ماجراي توطئه مرد روباهصفتي كه در نقش مأمور پليس، شركت برق و اداره آب به در خانههاي طعمههايش در شهر رباط كريم ميرفت و زنان تنها را با تهديد قمه و چاقو تحت آزار و اذيت قرار ميداد، به پليس گزارش شد. كارآگاهان رباط كريم براي يافتن ردي از اين مرد شيطانصفت دست به تحقيق زدند و زنان آزار ديده را تحت بازجويي گرفتند و دريافتند وي با معرفي خود به عنوان مأمور، وارد خانهها ميشده و با خونسردي كامل و مناسب ديدن موقعيت، نقشه از پيش طراحي شدهاش را اجرا ميكرد. پس از آن نيز دست به سرقت طلا، جواهرات و پول آنان ميزد. كارآگاهان براي رديابي اين تبهكار كه به خاطر فريبكاريهايش و اقدام شوم خود لقب «روباه سياه» به خود گرفت، اجراي گشتهاي نامحسوس در نقاط خلوت شهر رباط كريم را در دستور كار خود قرار دادند و پس از چندين هفته تعقيب و مراقبتهاي شبانهروزي موفق شدند وي را در اجراي آخرين توطئهاش دستگير كنند. در بازجويي از روباه سياه كه «عليرضا» نام داشت، وي به آزار و اذيتها و سرقت از طعمههايش اعتراف كرد. بدين ترتيب با اعترافات وي و شكايت 4 تن از زنان آزارديده، پرونده پس از صدور حكم به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد و روز 9 مردادماه سال گذشته 5 قاضي شعبه 75 دادگاه رأي به اعدام وي دادند و سرانجام روز 30 بهمن ماه قضات ديوان عالي كشور نيز حكم اعدام در ملأ عام را تأييد كردند.
مرد افيوني
در رسيدگي به پرونده مرد افيوني، مأموران مبارزه با مواد مخدر در جريان فعاليتهاي گسترده باند قاچاق مواد مخدر در اسلامشهر و شهريار قرار گرفتند. تجسسهاي پليس نشان ميداد كه اعضاي اين باند با جاساز كردن مواد مخدر در بدنه كاميونها و تريلرها و در پوشش محموله روغن، آنها را از مرزهاي جنوبي به اسلامشهر و شهريار انتقال ميدادند. بدين ترتيب و با فعاليتهاي ويژه مأموران، سرنخي مهم از سه شبكه اين باند به دست آمد و در عملياتي ضربتي، رئيس باند افيونها به نام «مظفرالدين» دستگير شد و در بازرسي از مخفيگاهش، يك تن و 100 كيلوگرم ترياك به دست آمد. اين تبهكار به اتهام شركت داشتن و حمل 2تن و 12 كيلوگرم ترياك و تهيه يك تن و 100 كيلوي ديگر به حبس ابد و شلاق و به دليل تهيه و توزيع افيون به اعدام در ملأ عام محكوم شد. حكم وي در روز 19 آبان ماه سال 88 از سوي دادستاني كل كشور صادر شد و در روز 31 تيرماه 89 به تأييد قضات ديوان عالي كشور رسيد.
سحرگاه اعدام
ساعت 5 صبح سحرگاه 8 تيرماه جمعيتي نزديك به هزار تن در ميدان آزادگان شهر رباطكريم دقيقاً روبهروي كلانتري مركزي پشت داربستهاي آهني كه حصار دور دو جرثقيل بود و دو مجرم بايد از آن به دار آويخته ميشدند، حلقه زدند و اندك اندك به جمعيت آنان افزوده شد. از پسر 6 ساله گرفته تا پيرزن و پيرمرد 70 ساله جزو تماشاچيان بودند.
عقربههاي ساعت 5 و 42 دقيقه را نشان ميداد كه چشمان حاضران به دو مرد اعدامي افتاد كه در ميان بيش از 30 مأمور بدرقه ميشدند. همهمهها به سكوتي عجيب تبديل شد. اين دو اعدامي شب را در بازداشتگاه كلانتري بودند و با پاي پياده به محل اعدام انتقال يافتند. روباه سياه كه پاهايش در زنجير و دستانش دستبند خورده بود با ديدن جمعيت و طناب داري كه از جرثقيل خاورها آويزان بود از ترس پاهايش به زمين ميخكوب شد. نگاهش به زمين دوخته شده بود و گويي به گذشتهاش ميانديشيد.
هيچ حرفي نميزد و نگاهش به زمين و گاهي به طناب سفيد دار بود. در سوي ديگر مظفرالدين با داد و فرياد ميگفت كه مستحق اعدام نيست. وي ميگفت كه همانند روباه سياه به كسي تجاوز نكرده است كه اعدام شود و اگر كسي هم بايد مجازات شود مرد شيطانصفت است و وي به خاطر قاچاق بايد در زندان بماند!
چند لحظهاي مانده بود كه مراسم مجازات آغاز شود كه خبرنگار روزنامه با روباه سياه مصاحبهاي كرد. از گذشتهاش پرسيد و از زماني كه طعمههايش را تحت آزار و اذيت قرار ميداد و آيا فكر ميكرد كه اينگونه مجازات شود!
«عليرضا» كه انگار از ترس لبانش به هم دوخته شده بود با صداي بسيار آرامي كه به زحمت شنيده ميشد گفت خودش هم نميداند چرا دست به اين كارها زده و اشتباه كرده است و خودش را مستحق اعدام ميداند. وي در پاسخ به سؤال خبرنگار شوك كه آيا درخواستها و التماسهاي زنان جوان را به ياد دارد، افزود: وقتي مردم را ديدم، ناخودآگاه چشمانم لحظاتي به دنبال آنان در جمع حاضر ميگشت تا التماسشان كنم كه رضايت بدهند تا اعدام نشوم ولي هنگامي كه به ياد گريهها و التماسهايشان در آن روزها افتادم سرم را به زير انداختم.
وقتي مرد شيطانصفت به پاي چوبهدار نزديك ميشد به نماينده اجراي احكام گفت:« ميشود تخفيفي به حكم من داده شود و من به حبس ابد محكوم شوم؟!»
پس از لحظاتي آياتي از كلام الله مجيد تلاوت شد و سپس نماينده اجراي احكام متن كيفرخواست و رأي صادر شده را براي حاضران خواند و اشارهاي نيز به سوابق دو مرد اعدامي كرد. 10 دقيقه به 6 صبح مانده بود كه مأموران بدرقه مردان اعدامي را به بالاي خاور جرثقيل دار هدايت كردند، سكوت عجيبي در ميدان حكمفرما بود و فقط صداي زنجير پابند آنان به گوش ميرسيد. مأموران روباه سياه و مرد افيوني را به بالاي بشكههايي كه به جاي چارپايه براي اين مراسم تهيه شده بود انتقال دادند. در ادامه طنابهاي دار بر گردن آنان انداخته شد و پس از محكم شدن گره طنابها به دستور داديار اجراي احكام بشكهها از زير پاي آنان كشيده شد و همزمان با جان دادن اعداميها مردم نداي الله اكبر سر دادند.
با گذشت 40 دقيقه روباه سياه و مظفرالدين از بالاي دار به پائين آورده شدند و پس از معاينه پزشك جنايي اجساد آنان در كاور مخصوص گذاشته و به پزشكي قانوني انتقال داده شد.
پشت صحنههايي از مراسم اعدام
* زني در پشت حصارهاي آهني كه گفته ميشد همسر مرد افيوني است با ديدن صحنه اعدام «مظفرالدين» بيهوش شد.
* مرد افيوني از داخل كلانتري تا پاي چوبه دار اعدام مدام ادعاي بيگناهي ميكرد و روباه سياه را مستحق اعدام ميدانست و حتي بالاي دار نيز با فرياد اعتراض خود را نشان ميداد.
* در اقدامي مدرنتر به جاي چارپايه يا صندلي از بشكههايي كه براي ساخت دوغاب در ساختمانسازي استفاده ميشود به كارگيري شد.
* خبرنگاران برخلاف اعدامهاي گذشته با برخورد مناسب پليس به راحتي در محوطه مراسم به تهيه گزارش مشغول بودند.
روباه سياه
به گزارش ايران پائيز سال 89 ماجراي توطئه مرد روباهصفتي كه در نقش مأمور پليس، شركت برق و اداره آب به در خانههاي طعمههايش در شهر رباط كريم ميرفت و زنان تنها را با تهديد قمه و چاقو تحت آزار و اذيت قرار ميداد، به پليس گزارش شد. كارآگاهان رباط كريم براي يافتن ردي از اين مرد شيطانصفت دست به تحقيق زدند و زنان آزار ديده را تحت بازجويي گرفتند و دريافتند وي با معرفي خود به عنوان مأمور، وارد خانهها ميشده و با خونسردي كامل و مناسب ديدن موقعيت، نقشه از پيش طراحي شدهاش را اجرا ميكرد. پس از آن نيز دست به سرقت طلا، جواهرات و پول آنان ميزد. كارآگاهان براي رديابي اين تبهكار كه به خاطر فريبكاريهايش و اقدام شوم خود لقب «روباه سياه» به خود گرفت، اجراي گشتهاي نامحسوس در نقاط خلوت شهر رباط كريم را در دستور كار خود قرار دادند و پس از چندين هفته تعقيب و مراقبتهاي شبانهروزي موفق شدند وي را در اجراي آخرين توطئهاش دستگير كنند. در بازجويي از روباه سياه كه «عليرضا» نام داشت، وي به آزار و اذيتها و سرقت از طعمههايش اعتراف كرد. بدين ترتيب با اعترافات وي و شكايت 4 تن از زنان آزارديده، پرونده پس از صدور حكم به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد و روز 9 مردادماه سال گذشته 5 قاضي شعبه 75 دادگاه رأي به اعدام وي دادند و سرانجام روز 30 بهمن ماه قضات ديوان عالي كشور نيز حكم اعدام در ملأ عام را تأييد كردند.
مرد افيوني
در رسيدگي به پرونده مرد افيوني، مأموران مبارزه با مواد مخدر در جريان فعاليتهاي گسترده باند قاچاق مواد مخدر در اسلامشهر و شهريار قرار گرفتند. تجسسهاي پليس نشان ميداد كه اعضاي اين باند با جاساز كردن مواد مخدر در بدنه كاميونها و تريلرها و در پوشش محموله روغن، آنها را از مرزهاي جنوبي به اسلامشهر و شهريار انتقال ميدادند. بدين ترتيب و با فعاليتهاي ويژه مأموران، سرنخي مهم از سه شبكه اين باند به دست آمد و در عملياتي ضربتي، رئيس باند افيونها به نام «مظفرالدين» دستگير شد و در بازرسي از مخفيگاهش، يك تن و 100 كيلوگرم ترياك به دست آمد. اين تبهكار به اتهام شركت داشتن و حمل 2تن و 12 كيلوگرم ترياك و تهيه يك تن و 100 كيلوي ديگر به حبس ابد و شلاق و به دليل تهيه و توزيع افيون به اعدام در ملأ عام محكوم شد. حكم وي در روز 19 آبان ماه سال 88 از سوي دادستاني كل كشور صادر شد و در روز 31 تيرماه 89 به تأييد قضات ديوان عالي كشور رسيد.
سحرگاه اعدام
ساعت 5 صبح سحرگاه 8 تيرماه جمعيتي نزديك به هزار تن در ميدان آزادگان شهر رباطكريم دقيقاً روبهروي كلانتري مركزي پشت داربستهاي آهني كه حصار دور دو جرثقيل بود و دو مجرم بايد از آن به دار آويخته ميشدند، حلقه زدند و اندك اندك به جمعيت آنان افزوده شد. از پسر 6 ساله گرفته تا پيرزن و پيرمرد 70 ساله جزو تماشاچيان بودند.
عقربههاي ساعت 5 و 42 دقيقه را نشان ميداد كه چشمان حاضران به دو مرد اعدامي افتاد كه در ميان بيش از 30 مأمور بدرقه ميشدند. همهمهها به سكوتي عجيب تبديل شد. اين دو اعدامي شب را در بازداشتگاه كلانتري بودند و با پاي پياده به محل اعدام انتقال يافتند. روباه سياه كه پاهايش در زنجير و دستانش دستبند خورده بود با ديدن جمعيت و طناب داري كه از جرثقيل خاورها آويزان بود از ترس پاهايش به زمين ميخكوب شد. نگاهش به زمين دوخته شده بود و گويي به گذشتهاش ميانديشيد.
هيچ حرفي نميزد و نگاهش به زمين و گاهي به طناب سفيد دار بود. در سوي ديگر مظفرالدين با داد و فرياد ميگفت كه مستحق اعدام نيست. وي ميگفت كه همانند روباه سياه به كسي تجاوز نكرده است كه اعدام شود و اگر كسي هم بايد مجازات شود مرد شيطانصفت است و وي به خاطر قاچاق بايد در زندان بماند!
چند لحظهاي مانده بود كه مراسم مجازات آغاز شود كه خبرنگار روزنامه با روباه سياه مصاحبهاي كرد. از گذشتهاش پرسيد و از زماني كه طعمههايش را تحت آزار و اذيت قرار ميداد و آيا فكر ميكرد كه اينگونه مجازات شود!
«عليرضا» كه انگار از ترس لبانش به هم دوخته شده بود با صداي بسيار آرامي كه به زحمت شنيده ميشد گفت خودش هم نميداند چرا دست به اين كارها زده و اشتباه كرده است و خودش را مستحق اعدام ميداند. وي در پاسخ به سؤال خبرنگار شوك كه آيا درخواستها و التماسهاي زنان جوان را به ياد دارد، افزود: وقتي مردم را ديدم، ناخودآگاه چشمانم لحظاتي به دنبال آنان در جمع حاضر ميگشت تا التماسشان كنم كه رضايت بدهند تا اعدام نشوم ولي هنگامي كه به ياد گريهها و التماسهايشان در آن روزها افتادم سرم را به زير انداختم.
وقتي مرد شيطانصفت به پاي چوبهدار نزديك ميشد به نماينده اجراي احكام گفت:« ميشود تخفيفي به حكم من داده شود و من به حبس ابد محكوم شوم؟!»
پس از لحظاتي آياتي از كلام الله مجيد تلاوت شد و سپس نماينده اجراي احكام متن كيفرخواست و رأي صادر شده را براي حاضران خواند و اشارهاي نيز به سوابق دو مرد اعدامي كرد. 10 دقيقه به 6 صبح مانده بود كه مأموران بدرقه مردان اعدامي را به بالاي خاور جرثقيل دار هدايت كردند، سكوت عجيبي در ميدان حكمفرما بود و فقط صداي زنجير پابند آنان به گوش ميرسيد. مأموران روباه سياه و مرد افيوني را به بالاي بشكههايي كه به جاي چارپايه براي اين مراسم تهيه شده بود انتقال دادند. در ادامه طنابهاي دار بر گردن آنان انداخته شد و پس از محكم شدن گره طنابها به دستور داديار اجراي احكام بشكهها از زير پاي آنان كشيده شد و همزمان با جان دادن اعداميها مردم نداي الله اكبر سر دادند.
با گذشت 40 دقيقه روباه سياه و مظفرالدين از بالاي دار به پائين آورده شدند و پس از معاينه پزشك جنايي اجساد آنان در كاور مخصوص گذاشته و به پزشكي قانوني انتقال داده شد.
پشت صحنههايي از مراسم اعدام
* زني در پشت حصارهاي آهني كه گفته ميشد همسر مرد افيوني است با ديدن صحنه اعدام «مظفرالدين» بيهوش شد.
* مرد افيوني از داخل كلانتري تا پاي چوبه دار اعدام مدام ادعاي بيگناهي ميكرد و روباه سياه را مستحق اعدام ميدانست و حتي بالاي دار نيز با فرياد اعتراض خود را نشان ميداد.
* در اقدامي مدرنتر به جاي چارپايه يا صندلي از بشكههايي كه براي ساخت دوغاب در ساختمانسازي استفاده ميشود به كارگيري شد.
* خبرنگاران برخلاف اعدامهاي گذشته با برخورد مناسب پليس به راحتي در محوطه مراسم به تهيه گزارش مشغول بودند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


