صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

كمپ‌های ترک؛ آرزو يا كابوس؟

مريم نظری
کد خبر: ۲۵۳۳۲۹
| |
2721 بازدید
اسمش را هر چه مي‌خواهيد بگذاريد؛چه «بلاي خانمان سوز» باشد و چه «معضل اجتماعي»،‌ «اعتياد» همان دردي است كه وقتي به جان فردي مي‌افتد، خانواده‌ها به هر ريسماني چنگ مي‌زنند تا شايد پاره تن‌شان را نجات دهند. براي آنهايي كه از پس هزينه‌هاي درمان در كلينيك‌هاي ترك اعتياد برنمي آيند، تنها يك راه باقي مي‌ماند: «كمپ!» راهي كه به عقيده برخي كارشناسان تنها درِ باغ سبزي است كه به معتاد نشان داده مي‌شود. اما فقدان آموزش‌هاي فراگير براي كاركنان اين كمپ‌ها كه همگي از معتادان بهبود يافته هستند، سبب شده تا در اين كمپ‌ها، «تجربه» حرف اول و آخر را بزند و در رويارويي با تجربه‌هاي جديد، پاي كمپ‌ها به عنوان يك روش مناسب، بلنگد. آمارهاي رسمي مثل هميشه خيلي خوشبينانه اعلام مي‌شود، اما مديركل دفترتوسعه مشاركتهاي مردمي ستاد مبارزه با مواد مخدر مي‌گويد كه ايران دو ميليون معتاد دارد. به گفته محمد صادق فتح اللهي، 80 درصد از بار درمان اين جماعت معتاد بر دوش مراكز اقامتي معتادان(كمپ ها) قرار دارد و اين يعني اكثر خانواده‌هايي كه عزيزان‌شان با غولي به نام اعتياد دست و پنجه نرم مي‌كنند، تنها كمپ را به عنوان راه رهايي از اعتياد مي‌شناسند. آن‌ها معتاد را به كمپ مي‌سپارند و با چشمان ملتمس به پذيرش كنندگان مي‌گويند: «جان شما و جان عزيزمان!» اما اين بار ماجرا از اين حرف‌ها گذشته است. حرف از شكست اين روش در ميان است.

به تازگي مديرعامل جمعيت تولدي دوباره اعلام كرده كه طرح كمپ‌هاي اعتياد به دليل غفلت از آموزش ناظران و كاركنان آن طرحي شكست خورده است. به گفته عباس ديلمي زاده «چهارسال از تصویب آیين نامه کمپ‌ها می‌گذرد اما هنوز برنامه آموزش ناظران و کارکنان آن اجرایی نشده است.» هرچند معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی اين موضع را از بيخ و بن رد كرده و از كارهاي انجام شده براي كمپ‌ها كه مسئولان آن‌ها را «مراكز اقامتي» مي‌نامند، سخن مي‌گويد اما با اين حال به نظر مي‌رسد حتي خود مسئولان كمپ هم اگر وجدان‌شان را قاضي كنند از وضعيت موجود در كمپ‌ها راضي نيستند. با اين همه صرف‌نظر از كاستي‌ها، آمارهاي ارائه شده از سوي مسئولان بهزيستي نشان مي‌دهد كمپ‌ها در سالي كه گذشت، هزاران نفر را «پاك» به آغوش خانواده بازگردانده‌اند. از ميان 99 هزار و 968 نفري كه در مراكز اقامتي مجاز خدمت گيرنده بودند، تنها 40 مورد فوت گزارش شده است. به نظر مي‌رسد اين رقم در مقايسه با بهترين مراكز بيمارستاني هم رقم چندان بالايي محسوب نمي‌شود.

تعلل در آموزش؛ ستاد يا بهزيستي؟

نخستين آيين نامه براي ساماندهي كمپ‌هاي ترك اعتياد يا همان مراكز اقامتي معتادان در سال 84 تدوين شد. براساس آن افراد مداخله گر باید یک‌سال آموزش ببینند اما تاكنون اين اقدام اجرايي نشده و كاركنان 550 مركز اقامتي مجاز در سراسر كشور تنها بر اساس تجربه شخصي خود از دوره درمان اعتياد، به معتادان كمك مي‌كنند. اين در حالي است كه مواد محرك صنعتي هر روز رنگ عوض مي‌كنند و با چهره‌اي نو و با اسمي تازه در بازار سبز مي‌شوند. مواد محركي كه دوره و روش درمان‌شان متفاوت است. فريد بياتي سده، معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی دراين باره مي‌گويد: «پروتكلي به جهت بازبيني در ستاد مبارزه با مواد مخدر مورد بررسي قرار گرفته است كه ان‌شاء الله اگر ابلاغ شود اجرايي خواهد شد. ما منتظر ابلاغ نمانده‌ايم. كارهاي بسياري انجام شده است. مثلا كيفي‌سازي و آموزش. در حال حاضر هم برنامه‌هايي در همين جهت داريم. قطعا بايد براي آموزش كاركنان و كيفي‌سازي اين مراكز كارهايي انجام داد اما اينكه بگوييم اين مراكز خوب نيستند و اين يك طرح شكست خورده را به طور كلي رد مي‌كنم.»

دكتر براتي سده ادامه مي‌دهد: «اگر كسي شكايتي از اين كمپ‌ها داشته باشد به طور قطع رسيدگي مي‌شود اما اين زياد دور از ذهن نيست كه در اين آشفته بازارِ ترك اعتياد و مستاصل شدن خانواده‌ها مشكلاتي هم به‌وجود آيد. همين كمپ‌هاي غير مجازي كه مثل قارچ رشد مي‌كنند يكي از آنهاست. اما ما كه بيكار ننشسته‌ايم. براي مقابله با آن شرايط دادن مجوز را تسهيل كرديم. برخي حمايت‌ها را هم براي كمپ داران درنظر گرفتيم. تصميم هم داريم هم به آنهايي كه آموزش مي‌دهند كمك كنيم و هم خودمان دوره‌هاي آموزشي برگزار كنيم و حتي به آنهايي كه در تامين هزينه‌هاي درماني مشكل دارند يارانه درمان بدهيم. به طور كلي ما به دنبال ارتقاي خدمات رساني در مراكز اقامتي هستيم.»

محمد صادق فتح اللهي مديركل دفترتوسعه مشاركتهاي مردمي ستاد مبارزه با مواد مخدراما مانند مسئولان بهزيستي مشكل را در نگارش دستورالعمل‌ها و بازبيني آنها نمي‌داند. او مي‌گويد: «مشكل اصلي در باور بدنه كارشناسي دستگاه‌هاي دولتي است كه در بسياري از مناطق حتي بر سياست‌هاي ابلاغي ستاد هم غلبه دارد. آنها استنباط و عقايد شخصي خود را بر همه اين دستورالعمل‌ها و ابلاغيه‌ها مقدم مي‌دانند. براي مثال سياست گسترش شربت ترياك را در نظر بگيريد. با وجود دستورات اكيد، بخشنامه‌ها و... دستگاه متولي همچنان در اجراي نهايي آن تعلل مي‌كند.»

در كمپ‌ها چه خبر است؟

قرار است به معتاداني كه براي ترك آمده‌اند، نگويم خبرنگارم. ثريا، يكي از كاركنان كمپ كه همراهم است توضيح مي‌دهد: «در مرحله سم زدايي در شرايطي هستند كه در برابر همه جبهه مي‌گيرند. حال‌شان خوب نيست. مخصوصا ‌ اگر احساس تفاوت كنند با آدم‌هايي كه اطراف‌شان هستند معلوم نيست چه رفتاري نشان دهند.» همين كه وارد مي‌شوم، زن ميانسالي كه انگار ناي حرف زدن ندارد، دست استخواني‌اش را به زحمت به طرفم دراز مي‌كند و با كلماتي كه آرام ادا مي‌شوند، مي‌گويد: «مي‌توني يه زنگ بزني بيان دنبالم؟» نگاه ملتمسش را به در دوخته و دود سيگار را از دهان و بيني‌اش بيرون مي‌دهد. براي ترك اعتياد آمده و به گفته يكي از كاركنان: «ديروقت آمده بود اما با التماس پذيرشش كرده‌اند.» با اين همه نرگس، حالا كه دوره سم زدايي را مي‌گذراند و خسته و عصبي است، دلش مي‌خواهد يكي او را از اين ديوارهاي بلند خارج كند. ثريا يكي از كاركنان كمپ كه شش سال از پاكي‌اش مي‌گذرد، مي‌رود كنارش و با او آرام حرف مي‌زند. از بين جملاتش چند كلمه را مي‌شنوم: «طاقت...دوباره... پاك مي‌شي.» نرگس چشمهايش را مي‌بندد. انگار گوشش از اين حرف‌ها پر است. شيشه مصرف مي‌كرده. اما با ريحانه كه به قول خودش كراك مي‌زده و سما كه مصرفش كوكائين بوده، در يك مكان نگهداري مي‌شود. به جز آنها زنان و دختران ديگري هم در سالن هستند. يكي شان پشت سر هم سيگار روشن مي‌كند و با پك‌هاي عميق دود را مي‌بلعد. لاغر است و چشم راستش عفونت كرده است. اين را با يك نگاه مي‌توان از قي سبزرنگ بزرگ گوشه چشمش دريافت. مي‌گويد: «7 سال تخريب داشتم. از ترياك شروع كردم و به كراك رسيدم. اين اواخر پدر و مادرم از خانه بيرونم كرده بودند. ديروز زنگ زدم به مادرم و گفتم مي‌خواهم ترك كنم. آمدند دنبالم ومرا تحويل اينجا دادند.» چند دقيقه‌اي طول مي‌كشد تا اين جملات را مي‌گويد. ميان جمله‌ها سكوت مي‌كند و به جايي خيره مي‌شود. انتهاي سالن زني آرام دراز كشيده. انگار تنها كسي است كه نمي‌خواهد برود. جاي زخم دستش را نشانم مي‌دهد و مي‌گويد: «اون بيرون بلايي سرم آوردند كه مجبور شدم خودزني كنم. كجا برم؟ بسه تو نكبت زندگي كردن!» سما غذا را پس مي‌زند و مي‌گويد كه نانش كپك زده است. سما مي‌زند زير گريه. مستاصل شده. التماس مي‌كند بگذارند برود. ثريا مي‌گويد: «توي اين مرحله چون حال شان بد مي‌شود همه شان مي‌خواهند بروند تا بتوانند جنس تهيه كنند و بزنند.»

بيرون از محوطه، چادر سبز برپاست. در اين چادر معتادان پس از طي دوره سم زدايي، دوران نقاهت را مي‌گذرانند. اجازه ندارم وارد چادر سبز شوم. ثريا مي‌گويد: «شرايطشان خيلي حساس است. هر محركي مي‌تواند احساسات‌شان را بالا و پايين كند. بنابراين بهتر است ارتباط‌هايشان محدود باشد.» قرار است نرگس‌ها و سماها وقتي از اين كمپ بيرون مي‌روند انسان ديگري باشند. نظم در زندگي را آموخته باشند و وسوسه‌هايشان را شناخته باشند. قرار است رابطه بهتري با خداوند برقرار كرده باشند. به ثريا نگاه مي‌كنم. با همه مهرباني‌اش چقدر مي‌تواند در اين آموزش‌ها موفق عمل كند؟

تفاوت‌ها فاحش است

اگرچه به گفته فتح اللهي: «بهتر آن است به جاي انتقاد كردن از اين روش‌ها از آنها حمايت كنيم، اين روش با فرهنگ بومي ما و با ارزش‌هايي مثل توبه كردن، اصلاح امور، امرو به معروف و نهي از منكر و... همخواني دارد و از شيوه‌هاي پرهيزمدار 12 قدمي و گروه‌هاي همتا براي درمان معتادان استفاده مي‌كنند.»‌ اما يك بازديد كوتاه از كمپ‌ها نشان مي‌دهد اوضاع آنچنان كه بايد چنگي به دل نمي‌زند.

«م.ع.ك» يكي از افرادي است كه كمپ داير كرده است. او كه خود يك معتاد بهبود يافته، مي‌گويد: «در كمپ‌هاي كشور نه خبري از پزشك است و نه خبري از روان‌شناس. بيمار بر اساس ماده مصرفي غربالگري هم نمي‌شود. معتادان خودشان مراجعه مي‌كنند و بدون آنكه برگه سلامت براي آنها پر شوديا مشاوره انجام گيرد، در سيستم كمپ پذيرش مي‌شوند. كمپ تنها كاري كه براي آنها مي‌كند اين است كه در مدت 21 روز آن‌ها را نگه مي‌دارد و به تغذيه و بهداشت‌شان رسيدگي مي‌كند. البته در اين مدت افرادي كه خودشان بهبود يافته هستند به آن‌ها كمك مي‌كنند و در كنارشان هستند.» به گفته او قرار است معتادي كه از نظر فرهنگي و اعتقادي دچار مشكل است با روش درماني پرهيزمدار بهبود يابد اما متاسفانه اتفاقي كه الان در كمپ‌هاي مي‌افتد فقط مبناي اقتصادي دارد و بس. از اين معتادان بين 150 هزار تومان تا يك ميليون تومان هزينه دريافت مي‌شود.

قصور دستگاه‌هاي دولتي

فتح اللهي البته همه كاستي‌ها را مي‌پذيرد و مي‌گويد: «در اينكه مراكز اقامتي با شرايط كنوني نمي‌توانند پاسخگوي نياز جامعه باشند ترديدي نيست چرا كه نياز است اين مراكز بر اساس استانداردهاو نيازها ارتقا پيدا كند و بروز رساني شود.» اما مشكلاتي هم وجود دارد. به گفته فتح اللهي: «مراكز درماني در حال حاضر 80 درصد بار درمان معتادان را به دوش مي‌كشند. البته ضعف‌هايي هم وجود دارد، اما اينكه بگوييم شكست خورده است و يااينكه با روش‌هاي علمي سازگاري ندارد، اين طور نيست.» او مي‌گويد: «علم محصول تجربه است و اين روش در كشور ما مفيد بوده است. اول اينكه به دليل استفاده از گروه‌هاي همتا زباني مشترك با درمان جو وجود دارد كه زمينه ترك اعتياد را فراهم كرده است. ديگر اينكه اين روش درماني از دل جامعه بوده و ديكته شده نيست.»

فتح اللهي مي‌گويد: «روش درماني در مراكز اقامتي هزينه آنچناني به خانواده‌هاي آسيب ديده وارد نمي‌كند. بيشتر اين خانواده مشكلات بيمه درماني دارند. اگرچه مصوبه هيات وزيران براي حمايت از اين خانواده‌ها وجود دارد اما در يك سال گذشته ما هيچ پيشرفتي در اين زمينه نداشتيم و همچنان اين افراد در مراكز درماني سرگردانند و از آنها پشتيباني نمي‌شود.» او مي‌گويد: «البته مراكز غير مجاز هم تنها به صرف درآمدزايي مثل قارچ اين روزها در حال رشد هستند كه اين امر ضعف دستگاه‌هاي نظارتي را مي‌رساند. چرا كه داير كنندگان اين مراكز مجازات نمي‌شوند و تنها مركزشان تعطيل مي‌شود. اين در حالي است كه نياز جامعه امروز در نظر گرفتن يك مجازات بازدارنده براي اين افراد است. آنها نه تنها با در پيش گرفتن روش‌هاي نادرست ذهن معتاد را نسبت به درمان تخطئه مي‌كنند حتي ديگران را نيز نسبت به اين روش بدبين كرده‌اند و به خانواده‌هاي معتادان هزينه‌هاي سنگين تحميل مي‌كنند.»

به نظر مي‌رسد زنگ خطر اعتياد هنوز توجه متوليان دولتي را به خود جلب نكرده تا عزمي جدي براي پيشگيري، مقابله و درمان شكل گيرد. از اين رو كمپ‌ها هنوز با وجود همه كاستي‌ها حرف اول را در درمان معتادان مي‌زنند و هنوز چشم اميد بسياري از خانواده‌هاي ايراني به اين كمپ هاست.

همين است كه فتح اللهي مي‌گويد: «فرض كنيد اين شيوه درماني را كنار بگذاريم و همه امكانات درماني را براي درمان معتادان بسيج كنيم. با اين فرض كه همه معتادان به انجام درمان در كلينيك‌ها رضايت دهند، آيا براي همه اين معتادان تخت خالي وجود دارد؟»

منبع: تهران امروز
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟