نبايد تنها از مردم انتظار انجام تکاليف را داشت
عماد افروغ استاد جامعه شناسي با بيان اينکه اگر بعثت نبود، ائمه نبود و نداي وحي به گوش مردم نميرسيد، تصريح کرد: اگر بخواهيم ويژگي اخلاقي و الگوي رفتاري را از پيامبر خاتم درس و عبرت بگيريم، بايد به اين آيه قرآن توجه کنيم که خطاب به پيامبر (ص) ميفرمايد «و ما ارسلناک الا رحمته للعالمين» و با توجه به اين آيه بايد تصويري از پيامبر اسلام ارائه دهيم که نشان دهنده عطوفت و رحمت باشد.
دکتر عماد افروغ در گفتوگو با پايگاه بينالمللي همکاريهاي خبري شيعه اظهار کرد: گرچه جوامع اسلامي و حرکتها و جنب و جوشهاي صورت گرفته در آن اسلامياند، اما دولتهاي آنها لزوماً اسلامي نبوده و شاهديم که شکافي بين بسياري از دولتهاي جوامع اسلامي و جهانبيني، ارزشها و الگوهاي رفتاري مردم اين جوامع وجود دارد؛ اما با فرض اينکه رابطه يک به يک و نزديکي بين دولتها و مردم اين جوامع وجود داشته باشد، در ايامي مانند بعثت رسالت سنگيني بر عهده داشته و بايد از اين ظرفيتها استفاده کنيم.
اين استاد جامعه شناسي با اشاره به بهره گيري از ديگر مشترکات ديني بين اهل تسنن و تشيع مانند جهاد، نماز، زکات و... در راستاي تحقق وحدت و تقريب مذاهب، بيان کرد: در جهان امروز که شاهديم بخشي از غرب که با جهاني سازي سرمايه داري پيوند خورده است و تلاش ميکند که سنگري ديني را براي خود فراهم کرده و پشت مسيحيت پنهان شود، در واقع هيچ نسبتي با مسيحيت ندارد و براي آنکه بتوانيم اين سنگر را از آنها بگيريم بايد به مشترکات بين اديان ابراهيمي توجه کنيم که بهترين امر مشترک در اين بين، توحيد است اما متاسفانه امروزه شاهديم که نه جوامع اسلامي داراي دولتهاي اسلامي بوده و نه برخي دولتهايي که وجهه اسلامي دارند چندان دغدغه چنين مسايلي را از خود بروز ميدهند و آنقدر غرق در سياست زدگي، اقتصاد زدگي و مسايلي براي حفظ قدرت شده اند که رسالت جهاني خود که همان گفت وگوي اديان و وحدت و تقريب است را فراموش ميکنند. وي افزود: در واقع همان غربيهايي که دعواي سرمايه داري با جهان غير سرمايه داري دارند ميخواهند وانمود کنند که اين دعوا بر سر مسايل ديني است اما در واقع دعوا بين اومانيسم و انسان منهاي خدا با انسان متصل به خداست، نه در سطح عامه مردم بلکه اين دعوا در سطح حاکمان برخي کشورهاي غربي وجود دارد.
افروغ با اشاره به اينکه اگر همه دولتهاي جوامع اسلامي، اسلامي بودند حال و روز آنها اينگونه نبود، تصريح کرد: بايد به اين موضوع فکر کرد که در اين راستا بيشتر به نهادهاي مدني و ديني توجه کنيم يا بايد دولتهايي را که چنين دغدغههايي را دارند، تقويت کنيم و در واقع براي بهره گيري از ظرفيتهاي موجود در دين اسلام بايد ديد که چه تصويري از اسلام در اين جوامع وجود دارد تا بتوان آن را در بين جوانان جاري و ساري کرد. آيا اسلام دين نشاط، اخلاق، شادي، معنويت، آزادي و... است يا ديني مخالف آزادي؟ بايد به اين سوال پاسخ داد که خداوند متعال و خداي اسلام، رئوف، بخشنده و مهربان است يا منتقم وخود خواه؟ چرا که اين مسايل براي جوانان اهميت دارد و اين مهم است که چه تصويري در ذهن آنان از اسلام و دين به وجود بيايد. وي درباره چگونگي پيوند دين و سياست با انتقاد از برخي رفتارها و هشدار نسبت به اينکه وقتي دين با سياست پيوند ميخورد بايد مراقب چگونگي عملکردمان باشيم، اظهار کرد: زماني مردم ميخواهند با گرايش به دين، حکومتشان ديني شود و حقوق خود را از طريق حکومت ديني دريافت کنند اما وقتي سياست غلبه کند و همه کار انجام دهد جز اينکه نگرش لطيف و بخشنده داشته باشد، حالت ديگري در جامعه به وجود ميآيد و به جاي آنکه دولت و حکومت ديني شود، فرهنگ و دين، سياسي ميشود و در ادامه به حکومت و حکمران تقليل پيدا ميکند و دين، ابزاري در دست حکومت و حکمرانان ميشود.
اين استاد دانشگاه هشدار داد که براي ايجاد تصويري مناسب از حکومت ديني در بين آحاد مردم نبايد در يک جامعه ديني از مردم تنها انتظار اطاعت و انجام تکليف را داشت بلکه بايد حق آنها داده شود.
وي با بيان اينکه وضعيت جامعه از نظر نشاط ديني مناسب نيست تصريح کرد: اين موضوع را به عدم مراقبت مسوولان و دولت به عهدي است که ميبندند تا در راستاي خدا عمل کنند اما به وعده خود جامه عمل نميپوشانند؛ در هر يک از جوامع اسلامي، اگر حکمراني دروغ بگويد و فساد کند بر روي مردم اثر گذاشته و مردم آن را به پاي دين مينويسند اما بايد اين مساله را در جامعه اسلامي جا انداخت که بين دين و حاکمان ديني تفاوت قائل شوند و در واقع دين خدا را با هيچ حاکمي گره نزنند چرا که الزاماً رابطه يک به يک بين دين و دينداري با حاکمان ديني وجود ندارد و در صورت عدم نهادينه شدن اين مساله شاهد خواهيم بود که اشتباهات و خطاهاي حاکمان و حکمرانان در کشورهاي اسلامي به پاي دين نوشته و اين مساله باعث تخريب دينداري و دين ميشود.


