مشكلات زنان گريزناپذير است
گفتوگو با یک جامعهشناس
کد خبر: ۲۵۰۸۱۴
| | 2401 بازدید
ژاله شاديطلب، جامعهشناس و مدير گروه اسبق مطالعات زنان دانشگاه تهران معتقد است كه اگرچه رشته مطالعات زنان به رشته مطالعات زن در اسلام تغيير نام داده اما مادامي كه ماهيت پرسشگرانه آن وجود داشته باشد اين رشته در ايران كارآيي خواهد داشت. فراموش نكنيد كه عنوان رشته در زمان اصلاحات هم همين مطالعات زن در اسلام بود اما دانشكدههاي مختلف شيوههاي تدريس متفاوتي را اتخاذ كردند و نسلي از دانشجويان مطالعات زنان در آن موقع تربيت شد كه اگر از توان آنها در قوهقضاييه و ديگر نهادهاي مرتبط استفاده ميشد، تاثير شگرفي بر سياستگذاريهاي حوزه زنان در ايران داشت اما به هر شكل به باور من تغيير شگرفي در اين رشته به وجود نيامده و راهاندازي مقطع دكتراي آن در دانشگاه تربيت مدرس نيز ميتواند اتفاق مثبتي باشد.
شما سه سال مديرگروه مطالعات زنان دانشگاه تهران بوديد. تحليلتان از تغييرات بهوجود آمده در اين رشته چيست؟
به هر شكل تغييرات بهوجود آمده در اين رشته تابعي از تغييرات و بازنشستگيها و تعديل استادان در دانشگاههايي است كه اين رشته را تدريس ميكردند. از دانشگاه تهران گرفته تا دانشگاه علامه و الزاهرا(س). كه البته همه اينها ريشه در سياستگذاريهاي كلان در حوزه علوم انساني دارد.
در ارتباط با سرفصلهاي آموزشي چطور؟
زهرا شجاعي، رييس مركز امور زنان رياستجمهوري و معصومه ابتكار، معاون رييسجمهوري در دوران اصلاحات در تدوين اين رشته نقش داشتند و تا آنجايي كه در ذهنم مانده در خواست آنها نيز تدوين سرفصلهاي همين مطالعات زنان در اسلام بود، چيزي درست شبيه به آنچه امروز در دانشگاه تربيت مدرس در دستور كار قرار گرفته است.
اما آن موقع به دليل حضور شهلا اعزازي در دانشگاه علامه، محور مطالعات زنان با گرايش خانواده تدريس شد و در دانشگاه تهران نيز تلاش كرديم تا بدون هيچ گرايشي مطالعات زنان را تدريس كنيم. دانشگاه الزهرا نيز چون در مقطع كارشناسي خانواده دانشجو ميپذيرفت، همين گرايش را به كارشناسي ارشد منتقل كرد.
اگر هيچ گرايشي را در دانشگاه تهران تدريس نميكرديد، سرفصلهاي درسيتان چه بود؟
من از همان ابتدا با اينكه بخواهيم براي رشته مطالعات زنان گرايش تعريف كنيم، مخالف بودم. نخستين گروه از دانشجويان مطالعات زنان در دانشگاه تهران نيز در همين گرايش خانواده جذب شدند چراكه آن موقع آقاي «دكتر ساروخاني» در راس كار بودند.
اما بعدها كه گروه مطالعات زنان مستقل شد توانستيم به طور مستقل تنها به سرفصل دروس مطالعات زنان بپردازيم. نظر من اين بود كه دانشجوي مطالعات زنان بايد هم تاريخ اديان بخواند و هم از اسلام بداند و اساطير و هنر.
در كنارش تحليل جامعه شناختي داشته باشد و با نظريههاي فمنيستي معاصر آشنا باشد.حتي اگر رويكرد ما مبتني بر نقد اين نظريهها باشد، نخست بايد محورهاي آن در مطالعات زنان تدريس شود. متاسفانه ما از اين اهداف بسيار فاصله گرفتهايم و اصولا شش واحد نظريههاي فمينيستي در مطالعات زنان دانشگاه تهران هم امروز حذف شده است.
در دوران رياست خانم «صادقي فسايي» بر گروه مطالعات زنان دانشگاه تهران؟
بله، ايشان از همان روزهاي نخستي كه به رياست گروه انتخاب شدند، اعلام كردند كه مطالعات زنان رشتهاي غربي بوده و به ما تزريق شده و در واقع در مخالفت از ادامه كار اين رشته سخن گفتند و مطالعات زنان در دانشگاه تهران از وضعيت مستقلي كه داشت به زيرمجموعهاي از دانشكده علوم اجتماعي در آمد. به هر شكل همين كه امروز با وجود مخالفتها، اين رشته هنوز در ايران دانشجو ميپذيرد به از حذف آن است. وقتي دانشجو باشد، يعني روحيه پرسشگري وجود دارد و وقتي پرسشگري و روحيه انتقاد در دانشجو به وجود آيد آن وقت ديگر سرفصلها تعيينكننده نيست و سواد دانشجو ميتواند بر سرفصلهاي تعيين شده، پيشيگيرد.
خوشبختانه امروز اينترنت هم به كمك دانشجويان آمده و اگر جوياي واقعيت باشند ميتوانند با مطالعه متون انگليسي و دريافتشان از رهاوردهاي جديد مطالعات زنان در جهان به برآيندي از وضعيت زنان در جامعه ايران و اسلام دست يابند. اين كار غيرممكن نيست اما تلاش مضاعفي از سوي دانشجويان را ميطلبد.
قرار بود كه دانشجويان اين رشته در برخي مراكز و نهادها به عنوان مشاور و كارشناس مشغول به فعاليت شوند، اما گويي كه اين مساله كاملا فراموش شده است.
بله. هدف از تاسيس رشته مطالعات زنان تربيت نسلي از دانشجويان كارشناس در حوزه مسايل زنان بود تا بتوانند هم به امور پژوهشي بپردازند و هم در رسانهها مسايل زنان را ترويج دهند و در كنارش در نهادهاي مختلف به عنوان مشاور و كارشناس حضور داشته باشند كه در راس آن حضور فارغالتحصيلان مطالعات زنان در قوهقضاييه در دستور كار بود كه متاسفانه همه اينها به فراموشي سپرده شده و خيلي از فارغالتحصيلان اين رشته در حوزههاي غيرمرتبط مشغول به كار شدهاند.
سال گذشته زمزمههايي مبني بر حذف اين رشته بود و حالا رشته مطالعات زنان در مقطع دكترا راهاندازي شده است. ريشه اين تناقض در چيست؟
مساله شايد تناقض هم نباشد. موضوع اين است كه مسايل زنان اين روزها براي مسوولان آنقدر حياتي است كه نميتوانند آن را انكار يا حذف كنند. به هر شكل اگر بخواهيم قرائتي اسلامي از زن ارايه دهيم بايد دستكم خودمان گفتماني داشته باشيم. بنابراين به باور من مشكلات زنان براي جامعه ما از صرف مشكل به مساله ارتقا يافته و قابل حذف نيست.
منبع: شرق
شما سه سال مديرگروه مطالعات زنان دانشگاه تهران بوديد. تحليلتان از تغييرات بهوجود آمده در اين رشته چيست؟
به هر شكل تغييرات بهوجود آمده در اين رشته تابعي از تغييرات و بازنشستگيها و تعديل استادان در دانشگاههايي است كه اين رشته را تدريس ميكردند. از دانشگاه تهران گرفته تا دانشگاه علامه و الزاهرا(س). كه البته همه اينها ريشه در سياستگذاريهاي كلان در حوزه علوم انساني دارد.
در ارتباط با سرفصلهاي آموزشي چطور؟
زهرا شجاعي، رييس مركز امور زنان رياستجمهوري و معصومه ابتكار، معاون رييسجمهوري در دوران اصلاحات در تدوين اين رشته نقش داشتند و تا آنجايي كه در ذهنم مانده در خواست آنها نيز تدوين سرفصلهاي همين مطالعات زنان در اسلام بود، چيزي درست شبيه به آنچه امروز در دانشگاه تربيت مدرس در دستور كار قرار گرفته است.
اما آن موقع به دليل حضور شهلا اعزازي در دانشگاه علامه، محور مطالعات زنان با گرايش خانواده تدريس شد و در دانشگاه تهران نيز تلاش كرديم تا بدون هيچ گرايشي مطالعات زنان را تدريس كنيم. دانشگاه الزهرا نيز چون در مقطع كارشناسي خانواده دانشجو ميپذيرفت، همين گرايش را به كارشناسي ارشد منتقل كرد.
اگر هيچ گرايشي را در دانشگاه تهران تدريس نميكرديد، سرفصلهاي درسيتان چه بود؟
من از همان ابتدا با اينكه بخواهيم براي رشته مطالعات زنان گرايش تعريف كنيم، مخالف بودم. نخستين گروه از دانشجويان مطالعات زنان در دانشگاه تهران نيز در همين گرايش خانواده جذب شدند چراكه آن موقع آقاي «دكتر ساروخاني» در راس كار بودند.
اما بعدها كه گروه مطالعات زنان مستقل شد توانستيم به طور مستقل تنها به سرفصل دروس مطالعات زنان بپردازيم. نظر من اين بود كه دانشجوي مطالعات زنان بايد هم تاريخ اديان بخواند و هم از اسلام بداند و اساطير و هنر.
در كنارش تحليل جامعه شناختي داشته باشد و با نظريههاي فمنيستي معاصر آشنا باشد.حتي اگر رويكرد ما مبتني بر نقد اين نظريهها باشد، نخست بايد محورهاي آن در مطالعات زنان تدريس شود. متاسفانه ما از اين اهداف بسيار فاصله گرفتهايم و اصولا شش واحد نظريههاي فمينيستي در مطالعات زنان دانشگاه تهران هم امروز حذف شده است.
در دوران رياست خانم «صادقي فسايي» بر گروه مطالعات زنان دانشگاه تهران؟
بله، ايشان از همان روزهاي نخستي كه به رياست گروه انتخاب شدند، اعلام كردند كه مطالعات زنان رشتهاي غربي بوده و به ما تزريق شده و در واقع در مخالفت از ادامه كار اين رشته سخن گفتند و مطالعات زنان در دانشگاه تهران از وضعيت مستقلي كه داشت به زيرمجموعهاي از دانشكده علوم اجتماعي در آمد. به هر شكل همين كه امروز با وجود مخالفتها، اين رشته هنوز در ايران دانشجو ميپذيرد به از حذف آن است. وقتي دانشجو باشد، يعني روحيه پرسشگري وجود دارد و وقتي پرسشگري و روحيه انتقاد در دانشجو به وجود آيد آن وقت ديگر سرفصلها تعيينكننده نيست و سواد دانشجو ميتواند بر سرفصلهاي تعيين شده، پيشيگيرد.
خوشبختانه امروز اينترنت هم به كمك دانشجويان آمده و اگر جوياي واقعيت باشند ميتوانند با مطالعه متون انگليسي و دريافتشان از رهاوردهاي جديد مطالعات زنان در جهان به برآيندي از وضعيت زنان در جامعه ايران و اسلام دست يابند. اين كار غيرممكن نيست اما تلاش مضاعفي از سوي دانشجويان را ميطلبد.
قرار بود كه دانشجويان اين رشته در برخي مراكز و نهادها به عنوان مشاور و كارشناس مشغول به فعاليت شوند، اما گويي كه اين مساله كاملا فراموش شده است.
بله. هدف از تاسيس رشته مطالعات زنان تربيت نسلي از دانشجويان كارشناس در حوزه مسايل زنان بود تا بتوانند هم به امور پژوهشي بپردازند و هم در رسانهها مسايل زنان را ترويج دهند و در كنارش در نهادهاي مختلف به عنوان مشاور و كارشناس حضور داشته باشند كه در راس آن حضور فارغالتحصيلان مطالعات زنان در قوهقضاييه در دستور كار بود كه متاسفانه همه اينها به فراموشي سپرده شده و خيلي از فارغالتحصيلان اين رشته در حوزههاي غيرمرتبط مشغول به كار شدهاند.
سال گذشته زمزمههايي مبني بر حذف اين رشته بود و حالا رشته مطالعات زنان در مقطع دكترا راهاندازي شده است. ريشه اين تناقض در چيست؟
مساله شايد تناقض هم نباشد. موضوع اين است كه مسايل زنان اين روزها براي مسوولان آنقدر حياتي است كه نميتوانند آن را انكار يا حذف كنند. به هر شكل اگر بخواهيم قرائتي اسلامي از زن ارايه دهيم بايد دستكم خودمان گفتماني داشته باشيم. بنابراين به باور من مشكلات زنان براي جامعه ما از صرف مشكل به مساله ارتقا يافته و قابل حذف نيست.
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


