سحرخيزی زودباوران
سعيد معيدفر*
کد خبر: ۲۵۰۰۲۰
| | 3083 بازدید
شب چهارشنبه با توجه به بازتاب خبرها در اينترنت، تعداد زيادي از افراد ساعتها به ماه چشم دوخته بودند تا براساس شايعه يا خبر موثق، تصوير «پپسيكولا» را بر ماه ببينند. امري كه اگر درست روايت شده باشد، حكايت از توانايي بشر در عرصه فناوري و نوآوري در اين زمينه دارد. اما صبح چهارشنبه خبر موثق بود كه به هنگام طلوع خوشيد، علاقهمندان بيدار بمانند تا مشاهده حادثه زيبايي از خلقت آسمانها و قانونمنديهاي آن را كه براي ما خارقالعاده است و هر 105 سال يك بار اتفاق ميافتد، يعني تصوير ناهيد بر خورشيد را از دست ندهند. چند نفر پريشب به پشت بامها رفتند و چند نفر ديروز صبح بيدار ماندند؟ نكته اول آنكه چقدر بشر امروز غافل است نسبت به زيباييهاي عظيم خلقت كه از وجود خود ما و آنچه ميخوريم و ميآشاميم و آنچه در اطراف ماست تا آنچه در قعر آبها و اقيانوسها وجود دارد يا در آسمانهاي لايتناهي بالاي سر ما هست.
آيا به قول سعدي در هر نفسي كه فرو برده ميشود يا برون ميآيد، اعجازهاي عظيم را درك نميكنيم، يا چون براي ما عادي شدهاند به آنها بيتوجه ماندهايم؟ در همين امور عادي، بعضا حوادث خارقالعاده مثل تصوير ناهيد بر ماه يا كسوف و خسوف يا حتي حوادث طبيعي كه نشاندهنده قدرت بلامنازع خداوند بزرگ است اتفاق ميافتند و ما شايد نسبت به آنها غافليم. بهنظر ميرسد بشر امروز نميخواهد جز خود و كارهاي خود را ببيند و نسبت به حقايق بزرگتر غافل مانده است.
نكته دوم آنكه حداقل چهارشنبه، بسياري از افرادي كه در پشتبام، ساعتها انتظار تصوير پپسيكولا را ميكشيدند، امروز در نقل محافل و سايتها نسبت به اين خبر ابراز انزجار كرده و از اينكه فريب خوردهاند، اظهار ناراحتي ميكنند و در اينباره تحليلها نوشتهاند و بدوبيراه به منشا خبر و ناقلان آن روا داشتهاند. شايد اين سوال مطرح شده باشد كه چرا در جامعه ايران شايعه اينقدر سريع گسترش مييابد و افراد به سرعت آن را باور ميكنند؟!
داستان ملانصرالدين قبلا، نقل محفلها بود كه روزي از ملا سوال كردند كه تازه چه خبر؟ او گفت منزل فلاني آش ميدهند. پس از مدتي ملاحظه كرد كه جمع زيادي از مردم دارند به سمت خانهاي كه او آدرس داده بود حركت ميكنند. پرسيد كجا ميرويد؟ گفتند خانه فلاني آش ميدهند. امر بر خودش نيز مشتبه شد كه حتما آنجا خبري است و خود نيز كاسه را برداشت و روانه خانه مزبور شد. اين حادثه حكايت از اهميت شايعه و تاثير آن دارد. بهنظر ميرسد امروز با تغييرات بزرگي كه در سطح درك و فهم جوامع ايران اتفاق افتاده است نبايد انتظار تاثير شايعه تا آن حد را داشت؛ اما شايد علت گستردگي و اهميت شايعه در جامعه را بايد در جاي ديگري يافت.
در كنار توجه به شايعه، مطلب ديگري كه رخ مينمايد، انتظار جامعه ما از وقوع حوادث غيرمترقبه است. مثل اينكه مردم هميشه منتظر امور خارقالعاده هستند. دايم ميپرسيم چه خبر؟ گويا منتظر خبرهاي نو و بسيار تعيينكننده هستيم. در واقع، در حال زندگي نميكنيم. در نظرسنجيها اين بدبيني نسبت به آينده را نيز بيان كردهايم، اما باز فكر ميكنيم قرار است اتفاقات خاصي بيفتد.
* جامعهشناس
منبع: شرق
آيا به قول سعدي در هر نفسي كه فرو برده ميشود يا برون ميآيد، اعجازهاي عظيم را درك نميكنيم، يا چون براي ما عادي شدهاند به آنها بيتوجه ماندهايم؟ در همين امور عادي، بعضا حوادث خارقالعاده مثل تصوير ناهيد بر ماه يا كسوف و خسوف يا حتي حوادث طبيعي كه نشاندهنده قدرت بلامنازع خداوند بزرگ است اتفاق ميافتند و ما شايد نسبت به آنها غافليم. بهنظر ميرسد بشر امروز نميخواهد جز خود و كارهاي خود را ببيند و نسبت به حقايق بزرگتر غافل مانده است.
نكته دوم آنكه حداقل چهارشنبه، بسياري از افرادي كه در پشتبام، ساعتها انتظار تصوير پپسيكولا را ميكشيدند، امروز در نقل محافل و سايتها نسبت به اين خبر ابراز انزجار كرده و از اينكه فريب خوردهاند، اظهار ناراحتي ميكنند و در اينباره تحليلها نوشتهاند و بدوبيراه به منشا خبر و ناقلان آن روا داشتهاند. شايد اين سوال مطرح شده باشد كه چرا در جامعه ايران شايعه اينقدر سريع گسترش مييابد و افراد به سرعت آن را باور ميكنند؟!
داستان ملانصرالدين قبلا، نقل محفلها بود كه روزي از ملا سوال كردند كه تازه چه خبر؟ او گفت منزل فلاني آش ميدهند. پس از مدتي ملاحظه كرد كه جمع زيادي از مردم دارند به سمت خانهاي كه او آدرس داده بود حركت ميكنند. پرسيد كجا ميرويد؟ گفتند خانه فلاني آش ميدهند. امر بر خودش نيز مشتبه شد كه حتما آنجا خبري است و خود نيز كاسه را برداشت و روانه خانه مزبور شد. اين حادثه حكايت از اهميت شايعه و تاثير آن دارد. بهنظر ميرسد امروز با تغييرات بزرگي كه در سطح درك و فهم جوامع ايران اتفاق افتاده است نبايد انتظار تاثير شايعه تا آن حد را داشت؛ اما شايد علت گستردگي و اهميت شايعه در جامعه را بايد در جاي ديگري يافت.
در كنار توجه به شايعه، مطلب ديگري كه رخ مينمايد، انتظار جامعه ما از وقوع حوادث غيرمترقبه است. مثل اينكه مردم هميشه منتظر امور خارقالعاده هستند. دايم ميپرسيم چه خبر؟ گويا منتظر خبرهاي نو و بسيار تعيينكننده هستيم. در واقع، در حال زندگي نميكنيم. در نظرسنجيها اين بدبيني نسبت به آينده را نيز بيان كردهايم، اما باز فكر ميكنيم قرار است اتفاقات خاصي بيفتد.
* جامعهشناس
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


