صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

يادداشت هاي کوهنورد اسکاتلندي از حادثه نانگاپاربات

کد خبر: ۲۴۹۴۲
| |
3297 بازدید

دکتر بروس نورمند؛ کوهنوردي با تجارب فراوان در صعودهاي اکتشافي و اولين صعودها و گشايش مسيرهاي جديد فني است. او در سال 2007 توانست در تيم اعزامي شرکت شيرساميت به سرپرستي «کريس وارنر» بدون اکسيژن، دومين قله بلند جهان، 2-K را صعود کند، او نخستين اسکاتلندي صعودکننده اين قله است.

به نوشته اعتماد، وي در سال 2008 در پاکستان بود تا تلاشي روي مسيري جديد در رخ شمالي ديستاگيل سار (به ارتفاع 7883 متر) داشته باشد. برنامه يي که از اول ژوئن تا 10 جولاي ادامه داشت. اما برنامه ناموفق ماند چون صعود به آن بيش از حد خطرناک بود. پس از اين برنامه يکي از اعضاي تيم به نام «بن چک» در منطقه شمشال ماند تا بتواند صعودي انفرادي روي شمشال وايت هورن داشته باشد اما بروس نورمند با ساير اعضاي تيم به کريم آباد بازگشت و از 15 تا 18 جولاي به راهپيمايي و گشت در هيسپار جهت شناسايي يخچال «خينيانگ» گذراند.

در اين ايام بود که اخبار حوادث روي داده روي قله نانگاپاربات را شنيد و خيلي زود تصميم به مشارکت جدي در کنترل بحران پيش آمده براي تيم کوهنوردي باشگاه دماوند گرفت. اين کوهنورد اسکاتلندي در مقاله يي ضمن شرح دقيق رويدادهايي که شاهد آن بود نکات بسيار کليدي را در متن يادداشت خود بيان کرده است.

نورمند در انتهاي مقاله مطول خود تحليل و نتيجه گيري خود را از وقايع مربوط به حادثه پيش آمده براي تيم کوهنوردان ايران چنين بيان مي کند؛ «نمي توانم ادعا کنم کمک من به تيم ايراني نوعي عمليات نجات بوده است. من صرفاً در زماني بحراني در صحنه حاضر بودم تا اطمينان حاصل کنم آنان مي توانند به گونه يي منطقي بر آرزوهاي قابل درک اما انتحاري خود که منجر به عملکردهايي از آن قسم شد فائق آيند. پنج کوهنورد تقريباً بي هيچ شکي بدون من هم قادر به انجام دقيق و محتاطانه اين کار بودند.»

البته اگر سه يا چهار باربر ارتفاعي که در غياب من دستور به صعود تا کمپ دو را گرفته بودند وارد عمل مي شدند قطعاً با خطر مرگ روبه رو بودند. چون براي رسيدن به پيکر سامان 2هزار متر ارتفاع و سه روز کار سخت باقي مانده بود.

من روي تصميم خود ايستادگي کردم تا نسبت به بازگشت کليه اعضا در عصر 20 جولاي به کمپ اصلي مطمئن شوم. باز تکرار مي کنم هرگونه عملکرد ديگري تحت آن شرايط به شدت خطرناک و همچنين بي فايده بود چون بدون شک پيش از اتمام آن سامان جان باخته بود. از آن جايي که حتي ورزيده ترين باربران پاکستان هم تجربيات کافي براي اين نوع کارها ندارند، زندگي افراد بيشتري حين عمليات نجات در معرض خطر جدي قرار مي گرفت همچون حادثه آگوست امسال در کي دو که دو تن از 11 نفر کشته شده باربران پاکستاني بوده اند.

به عنوان تاييدي بر دشوار بودن هر نوع فعاليت امداد و نجات در ارتفاع بالا ماجراي «ايناک اوچويا» کوهنورد اسپانيايي بسيار ورزيده يي که به علت ادم مغزي در ارتفاع 7500 متري در مي 2008 در آناپورنا جان باخت، کافي است.

تيمي بين المللي متشکل از تعدادي از بهترين کوهنوردان دنيا همچون نلي استاک سونيسي، دنيس اوروبکوي قزاق و «دن اوبوي کانادايي به کمک او شتافتند اما پس از چهار روز تنها استاک توانست بدون آنکه تجهيزاتي همراه خود داشته باشد، به وي برسد. تيم پشتيبان به کمک هلي کوپتر و پزشک، در آن زمان 1500 متر مسير سخت را پايين تر از آنان پيش رو داشتند. اوچويا پس از اين چهار روز به رغم اقامت در چادر، خوردن غذا و آب و دريافت دگزامتازون جان باخت.در مورد سامان احتمال زنده ماندن به مدتي طولاني تر و بدون وجود هيچ کدام از عوامل بالا (که در مورد اوچويا انجام شد) صفر بود.

در مورد سامان اشتباهات زودتر اتفاق افتاده بود و در حقيقت وضعيت بعد از روز صعود قله غيرقابل جبران بود. در اينجا بايد رک و راست گفت که در ارتفاعات بالا هيچ اشتباهي قابل جبران نيست. حتي کوچک ترين تصميم گيري هايي که در زمان اتخاذ ممکن است منطقي هم به نظر آيند مي توانند مبدل به اشتباهاتي مرگبار شوند. دو سوال کليدي در ارتباط با حاد در اينجا مطرح است.

1- آيا هم تيمي هاي سامان کار اشتباهي انجام دادند که وي را تنها برگرداندند؟

2- آيا هم تيمي هاي سامان کار اشتباهي کردند که کمپ چهار را بدون او ترک کرده، پايين آمدند؟

با نگاهي همراه با حسرت به گذشته، هر دو اين پرسش ها مي تواند به عنوان تصميماتي که به قيمت جان سامان بود، در نظر گرفته شود.

1- بنا به مطلب فوق، اين امر آشکار است که سامان در مراحل آغازين ابتلا به ادم مغزي ارتفاع بالا بوده است. اينها تنها علتي است که مي تواند رفتار نامعقول او را توجيه کند که از ردپاهاي خود خارج شد.

اين امر با سه شب زنده ماندن او تناقضي ندارد. ادم مغزي بيشتر روي واکنش هاي مغز تاثير مي گذارد ( در تصميم گيري) و در مرحله بعد بر ارگانيسم بدن. آيا بايد همنوردان او شرايطش را تشخيص مي دادند؟ در حقيقت اين امر محتمل است که علاوه بر سامان هر يک از ديگر اعضاي تيم نيز در يک سطحي از بيماري ارتفاع قرار داشته اند. همنوردان سامان بيش از خود او مسووليت براي شرايط او نداشته اند.

نشانه هاي شروع ادم مغزي در اشکال مختلفي مي تواند ديده شود و وضعيت سامان خيلي بي شباهت به آن ( اشکال بروز ادم مغزي) بوده است که بتواند مرگ آور بودن آن حتي براي همنورداني سالم يا پزشکي ماهر مورد تشخيص واقع شود. همنوردان او کار درستي کردند که به او دگزامتازون تزريق کردند و دستور بازگشت دادند. اينکه براي بازگشت به وسيله پنج عضو ديگر تيم همراهي نشده است احتمالاً بدين سبب بوده که ايشان نتوانستند پيش بيني کنند از اين پس رفتار او چقدر نامعقول خواهد شد. بايد درک شود که هيچ کدام از حوادث کوهستان، حتي حوادث کوچک با اهداف کينه جويانه همراه نيست و ابداً اين امکان وجود ندارد همنوردان سامان عمداً زندگي او را به خطر انداخته باشند. ايشان در بيشتر ساعات روز بعد از صعود، به رغم اينکه نمي دانستند کجا را جست وجو کنند به اميد امداد به او ماندند. (در کمپ4) و با توقف طولاني در آنجا زندگي خود را به شدت به خطر انداختند. بايد گفت که سامان به آساني ترک نشده بود.

2- از آنجايي که اعضاي تيم وي تنها کساني بودند که در تمامي زمان ها به حد لازم جهت نجات او به وي نزديک بودند، براي من با توجه به وضعيتي که در آنها در اولين ملاقات مان ديدم جاي هيچ شکي نيست که آنها در شرايط جسمي مناسب براي مبادرت به کمک نبوده اند. بدون شک بعضي از آن پنج کوهنورد جان به در برده، در صورتي که بازگشت شان براي يک روز ديگر به تاخير مي افتاد، مي مردند.

اين موضوع اخير، تاکيدي است بر همبستگي اعضاي تيم ايراني. آنها گروهي از دوستان نزديک بودند که هر آنچه مي توانستند براي هم انجام مي دادند و اين کاملاً مخالف بسياري از مرگ هاي اخيري است که در ارتفاعات پيش آمده، از جمله عملکرد غيرتيمي که منجر به ترک «زاواکا استفانو» در سال 2007 در کي 2 شد.

به طور خلاصه، بر اساس مشاهدات عيني، اين شاهد، شديداً مخالف اين نظر است که هم تيم هاي سامان به خاطر مرگ وي از نظر قانوني مسوول شناخته شده و مستحق مجازات باشند.پس از اينچنين وقايع ناخوشايندي بايد در کنار يکديگر و در کنار اعضاي تيم که خود رنج زيادي را متحمل شده اند حضور داشته باشيم و هرگونه برخورد قانوني در اين شرايط مصيبت و فاجعه به وجود آمده را به يک کمدي مسخره تبديل خواهد کرد.»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟