خالکوبی عجيب دزد تيزچنگ
کد خبر: ۲۴۸۲۲۶
| | 11029 بازدید

خالكوبي عجيبي پشت گردنش ديده ميشود. تيزچنگياش از وي يك دزد حرفهاي ساخته است.
در چشم بر هم زدني گردنبندهاي طلايي را چنگ ميزند و ثانيهاي نميشود كه حتي صداي موتورشان در هياهوي خيابانها گم ميشود.
ساعت 12 ظهر 19 ارديبهشت ماه سال جاري مرد كيف به دست تهراني كه در حال عبور از عرض خيابان سپهبدقرني بود ناگهان با ويراژهاي موتورسواري كه به سرعت به نزديكياش آمد روبهرو شد.
اين مرد كه نميدانست چه بايد كند همان وسط خيابان ايستاد و ناگهان تركنشين موتور دست دراز كرد تا كيف مرد را بقاپد كه با مقاومت وي مواجه شد و زورآزمايي خياباني با شكست جوان كيفقاپ خاتمه يافت.
رهگذران و مغازهداران با ديدن اين صحنه و براي غافلگير كردن جوان كيف قاپ به سمت آنها دويدند و جوان تبهكار كه قصد فرار داشت را گرفتار كرده و در ادامه به مأموران تجسس كه آن سوي خيابان نظارهگر ماجرا بودند، تحويل دادند.
جوان زورگير كه «حميد» 25 ساله است در بازجوييها ادعاي بيگناهي كرد و گفت كه سوءتفاهم بين مرد كيف به دست و آنان به وجود آمده است و قصد دزدي كيف وي را نداشته است و در آستانه تصادف با اين مرد بودهاند.
مأموران تجسس كه براي دستگيري اين جوان و همدستش که در سطح خيابانهاي جمهوري، فردوسي، سعدي و انقلاب دست به قاپيدن گردنبند، موبايل و كيف ميزدند، چندين بار طرح مهار را اجرا كرده بودند و تصاويري از دزديهاي او و همدستش را به وي نشان دادند.
«حميد» با ديدن تصاوير همچنان به بيگناهي خود اصرار داشت، تا اينكه براي رسيدگي تخصصي در اختيار تيمي از پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.
كارآگاهان تيم مبارزه با كيف قاپي براي يافتن سرنخي از دزديهاي جوان تبهكار سوابق وي را تحت رديابي قرار دادند و نتايج نشان داد كه وي سال87 نيز به خاطر موبايل قاپي توسط پليس دستگير شده بود.
كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات موفق شدند چند تن از طعمههاي تبهكاران كيفقاپ را شناسايي كنند و با دعوت از آنان و مواجهه حضوري، «حميد» را در بنبست ادعاهاي دروغش قرار دهند.
يكي از طعمههاي «حميد» كه زني 50 ساله است در تحقيقات و در حضور «حميد» به پليس گفت: چند ماه پيش براي خريد دلار به خيابان فردوسي رفته و در حال قيمت گرفتن بودم و در حالي كه از خيابان عبور ميكردم ناگهان متوجه شدم كسي به گردنبند گرانقيمتام چنگ زده است، تا به خودم بيايم وي گردنبند مرا قاپيد و من نيز زمين خوردم. هنگامي كه روي زمين افتادم چهره تركنشين كه همان «حميد» است را ديدم و جالب است كه قيافه وي نسبت به آن زمان هيچ تغييري نكرده است.
با روشن شدن موضوع، «حميد» كه همه راهها را براي انكار دزديها بسته ميديد لب به اعتراف باز كرد و گفت: من چند ماه پيش با يكي از بچه محلهايم بهنام «مجتبي» دوست شدم و با اصرار وي براي دزدي همراهش رفتم.
وي در ادامه افزود: با توجه به اينكه خيلي تيزچنگ بودم، «مجتبي» رانندگي ميكرد و من نيز در يك لحظه كيف، موبايل يا گردنبند مردان و زنان حواسپرت را ميدزديدم و بعد آنها را بين خودمان تقسيم ميكرديم.
سرهنگ كارآگاه محمدرضا ذاكر استقامتي، رئيس پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران به شوك روزنامه ايران گفت: با توجه به اعترافات «حميد» تاكنون 30 تن از طعمههاي اين تيم سرقت شناسايي شدهاند و كارآگاهان هماكنون در حال شناسايي سرقتهاي احتمالي و ساير طعمههاي كيفقاپان تبهكار هستند.
سرهنگ استقامتي در ادامه افزود: اين جوان كيف قاپ به همراه همدستش با موتوسيكلت سياهرنگ در محدوده خيابانهاي جمهوري، انقلاب، سعدي و فردوسي دست به دزدي ميزدند و چنانچه كساني در دام آنان افتادهاند ميتوانند براي شناسايي دزدان به پايگاه هفتم پليس آگاهي مراجعه كنند.
«حميد» با چهرهاي مرموز اصرار دارد كه مقصر اصلي همدست فرارياش است. گريه ميكند ولي اشكي از چشمانش نميآيد.
هنگامي كه اين جوان تبهكار را براي گفتوگو با خبرنگار ما به طبقه بالا ميآورند نشانهاي پشت گردن وي حك شده بود كه در نوع خود جالب بود. علامتي شبيه باركدي كه روي محصولات درج ميشود پشت گردن «حميد» نقش بسته بود!
بچه كدام محل هستي؟
گمرك.
چند برادر و خواهر هستيد؟
4
برادر و 4 خواهر هستيم.
ازدواج كردي؟
نه.
پدر و مادرت چه شغلي دارند؟
پدرم 15 سال پيش از دنيا رفته و مادرم نيز خانهدار است.
خرج خانه را چگونه تأمين ميكنيد؟
برادرانم خرج زندگيمان را ميدهند.
خودت چي، كار ميكني؟
بله، تا چند ماه پيش در آهنگري كار ميكردم ولي با برادرانم درگير شدم و ديگر كار نكردم.
چقدر سابقه داري؟
يك سابقه، آن هم مربوط به 4 سال پيش بود. توبه كرده بودم ولي نميدانم چطور دوباره شروع كردم!
اعتياد چي؟
نه، فقط قليان ميكشم.
چطور شد دوباره دست به دزدي زدي؟
همدستم كه بچه محل مان نيز هست، با من طرح رفاقت ريخت و از من خواست به خاطر سرعت عملي كه دارم با وي همكاري كنم، ابتدا قبول نميكردم ولي آنقدر در گوشم خواند تا به دليل بيكاري و بي پولي مجبور شدم.
چطور دزدي ميكردي؟
مجتبي راننده بود و من هم كيف، پول يا گردنبند را ميقاپيدم.
نميترسيدي دستگير شوي!
ابتدا ميترسيدم ولي به دست فرمان «مجتبي» ايمان پيدا كرده بودم و ديگر نميترسيدم.
با پولهاي دزدي چه كار ميكردي؟
لباس ميخريدم، با بچهها ناهار يا شام بيرون ميخورديم، موبايل ميخريدم و ...
عذاب وجدان نداشتي كه پولها حرام است؟
سكوت.
پشت گردنت نشان باركد حك كردي، براي چي؟
همينجوري، شايد براي مد بودن!
باركد نشانه چه چيزي است؟
راستش نميدانم ولي براي قشنگي اين كار را كردم!!!
كجا اين كار را كردي؟
محل، يكي از بچهها 30 هزارتومان گرفت و خالكوبي را پشت گردنم حك كرد.
در دزديهايت چقدر به دست آوردي؟
همه پولها را خرج كردم. شايد 2 ميليون يا بيشتر!
به نظرت ارزش دارد؟
چندين روز است كه بازداشت شدهام و همدستم براي خودش خوش ميگذراند، البته ميدانم كه فراري است ولي دزدي كردن ارزش اين را ندارد كه جوانيات را در زندان بگذراني.
منبع: ایران
در چشم بر هم زدني گردنبندهاي طلايي را چنگ ميزند و ثانيهاي نميشود كه حتي صداي موتورشان در هياهوي خيابانها گم ميشود.
ساعت 12 ظهر 19 ارديبهشت ماه سال جاري مرد كيف به دست تهراني كه در حال عبور از عرض خيابان سپهبدقرني بود ناگهان با ويراژهاي موتورسواري كه به سرعت به نزديكياش آمد روبهرو شد.
اين مرد كه نميدانست چه بايد كند همان وسط خيابان ايستاد و ناگهان تركنشين موتور دست دراز كرد تا كيف مرد را بقاپد كه با مقاومت وي مواجه شد و زورآزمايي خياباني با شكست جوان كيفقاپ خاتمه يافت.
رهگذران و مغازهداران با ديدن اين صحنه و براي غافلگير كردن جوان كيف قاپ به سمت آنها دويدند و جوان تبهكار كه قصد فرار داشت را گرفتار كرده و در ادامه به مأموران تجسس كه آن سوي خيابان نظارهگر ماجرا بودند، تحويل دادند.
جوان زورگير كه «حميد» 25 ساله است در بازجوييها ادعاي بيگناهي كرد و گفت كه سوءتفاهم بين مرد كيف به دست و آنان به وجود آمده است و قصد دزدي كيف وي را نداشته است و در آستانه تصادف با اين مرد بودهاند.
مأموران تجسس كه براي دستگيري اين جوان و همدستش که در سطح خيابانهاي جمهوري، فردوسي، سعدي و انقلاب دست به قاپيدن گردنبند، موبايل و كيف ميزدند، چندين بار طرح مهار را اجرا كرده بودند و تصاويري از دزديهاي او و همدستش را به وي نشان دادند.
«حميد» با ديدن تصاوير همچنان به بيگناهي خود اصرار داشت، تا اينكه براي رسيدگي تخصصي در اختيار تيمي از پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.
كارآگاهان تيم مبارزه با كيف قاپي براي يافتن سرنخي از دزديهاي جوان تبهكار سوابق وي را تحت رديابي قرار دادند و نتايج نشان داد كه وي سال87 نيز به خاطر موبايل قاپي توسط پليس دستگير شده بود.
كارآگاهان در شاخه ديگري از تحقيقات موفق شدند چند تن از طعمههاي تبهكاران كيفقاپ را شناسايي كنند و با دعوت از آنان و مواجهه حضوري، «حميد» را در بنبست ادعاهاي دروغش قرار دهند.
يكي از طعمههاي «حميد» كه زني 50 ساله است در تحقيقات و در حضور «حميد» به پليس گفت: چند ماه پيش براي خريد دلار به خيابان فردوسي رفته و در حال قيمت گرفتن بودم و در حالي كه از خيابان عبور ميكردم ناگهان متوجه شدم كسي به گردنبند گرانقيمتام چنگ زده است، تا به خودم بيايم وي گردنبند مرا قاپيد و من نيز زمين خوردم. هنگامي كه روي زمين افتادم چهره تركنشين كه همان «حميد» است را ديدم و جالب است كه قيافه وي نسبت به آن زمان هيچ تغييري نكرده است.
با روشن شدن موضوع، «حميد» كه همه راهها را براي انكار دزديها بسته ميديد لب به اعتراف باز كرد و گفت: من چند ماه پيش با يكي از بچه محلهايم بهنام «مجتبي» دوست شدم و با اصرار وي براي دزدي همراهش رفتم.
وي در ادامه افزود: با توجه به اينكه خيلي تيزچنگ بودم، «مجتبي» رانندگي ميكرد و من نيز در يك لحظه كيف، موبايل يا گردنبند مردان و زنان حواسپرت را ميدزديدم و بعد آنها را بين خودمان تقسيم ميكرديم.
سرهنگ كارآگاه محمدرضا ذاكر استقامتي، رئيس پايگاه هفتم پليس آگاهي تهران به شوك روزنامه ايران گفت: با توجه به اعترافات «حميد» تاكنون 30 تن از طعمههاي اين تيم سرقت شناسايي شدهاند و كارآگاهان هماكنون در حال شناسايي سرقتهاي احتمالي و ساير طعمههاي كيفقاپان تبهكار هستند.
سرهنگ استقامتي در ادامه افزود: اين جوان كيف قاپ به همراه همدستش با موتوسيكلت سياهرنگ در محدوده خيابانهاي جمهوري، انقلاب، سعدي و فردوسي دست به دزدي ميزدند و چنانچه كساني در دام آنان افتادهاند ميتوانند براي شناسايي دزدان به پايگاه هفتم پليس آگاهي مراجعه كنند.
«حميد» با چهرهاي مرموز اصرار دارد كه مقصر اصلي همدست فرارياش است. گريه ميكند ولي اشكي از چشمانش نميآيد.
هنگامي كه اين جوان تبهكار را براي گفتوگو با خبرنگار ما به طبقه بالا ميآورند نشانهاي پشت گردن وي حك شده بود كه در نوع خود جالب بود. علامتي شبيه باركدي كه روي محصولات درج ميشود پشت گردن «حميد» نقش بسته بود!
بچه كدام محل هستي؟
گمرك.
چند برادر و خواهر هستيد؟
4
برادر و 4 خواهر هستيم.
ازدواج كردي؟
نه.
پدر و مادرت چه شغلي دارند؟
پدرم 15 سال پيش از دنيا رفته و مادرم نيز خانهدار است.
خرج خانه را چگونه تأمين ميكنيد؟
برادرانم خرج زندگيمان را ميدهند.
خودت چي، كار ميكني؟
بله، تا چند ماه پيش در آهنگري كار ميكردم ولي با برادرانم درگير شدم و ديگر كار نكردم.
چقدر سابقه داري؟
يك سابقه، آن هم مربوط به 4 سال پيش بود. توبه كرده بودم ولي نميدانم چطور دوباره شروع كردم!
اعتياد چي؟
نه، فقط قليان ميكشم.
چطور شد دوباره دست به دزدي زدي؟
همدستم كه بچه محل مان نيز هست، با من طرح رفاقت ريخت و از من خواست به خاطر سرعت عملي كه دارم با وي همكاري كنم، ابتدا قبول نميكردم ولي آنقدر در گوشم خواند تا به دليل بيكاري و بي پولي مجبور شدم.
چطور دزدي ميكردي؟
مجتبي راننده بود و من هم كيف، پول يا گردنبند را ميقاپيدم.
نميترسيدي دستگير شوي!
ابتدا ميترسيدم ولي به دست فرمان «مجتبي» ايمان پيدا كرده بودم و ديگر نميترسيدم.
با پولهاي دزدي چه كار ميكردي؟
لباس ميخريدم، با بچهها ناهار يا شام بيرون ميخورديم، موبايل ميخريدم و ...
عذاب وجدان نداشتي كه پولها حرام است؟
سكوت.
پشت گردنت نشان باركد حك كردي، براي چي؟
همينجوري، شايد براي مد بودن!
باركد نشانه چه چيزي است؟
راستش نميدانم ولي براي قشنگي اين كار را كردم!!!
كجا اين كار را كردي؟
محل، يكي از بچهها 30 هزارتومان گرفت و خالكوبي را پشت گردنم حك كرد.
در دزديهايت چقدر به دست آوردي؟
همه پولها را خرج كردم. شايد 2 ميليون يا بيشتر!
به نظرت ارزش دارد؟
چندين روز است كه بازداشت شدهام و همدستم براي خودش خوش ميگذراند، البته ميدانم كه فراري است ولي دزدي كردن ارزش اين را ندارد كه جوانيات را در زندان بگذراني.
منبع: ایران
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


