راز زندگی پنهانی تاجر ایرانی مقیم آلمان
کد خبر: ۲۴۷۵۹۳
| | 6495 بازدید
یک تاجر ایرانی مقیم آلمان وقتی زن آشنایی را دزد خانهاش دانست، تصور نمیکرد راز زندگی پنهانش فاش شود.
به گزارش ايران این مرد 54 ساله اواخر اسفند ماه سال گذشته به دادسرای منیریه تهران مراجعه کرد و وقتی برابر بازپرس مکرمی از شعبه اول ایستاد، گفت: دی ماه سال 89 برای انجام برخی امور اداری به تهران آمدم. خیلی اتفاقی با زن جوانی به نام مریم که کارمند آن اداره بود، آشنا شدم. این زن جوان سر صحبت را با من باز کرد و از زندگی تلخ گذشتهاش گفت: با توجه به این که من از وضع مالی بسیار مناسبی برخوردار هستم از سر دلسوزی یک آپارتمان که در مرکز تهران داشتم با همه امکانات رفاهی در اختیار مریم گذاشتم و حتی پول زیادی به حساب وی ریختم تا قبضهای آب، برق، گاز و شارژ را پرداخت کند. با گذشت یکسال از این ماجرا وقتی برای سرکشی خانه از آلمان به تهران آمدم هنگام ورود به آپارتمان، ناگهان در کمال ناباوری دیدم که همه اثاثیه خانه که ارزش آن بیش از 20 میلیون تومان است. از سوی مریم به سرقت رفته است و خیلی شوکه شدم. فوراً به مریم زنگ زدم اما وی دخالت در این ماجرا را نپذیرفت و من به رفتارش شک کردم. این تاجر ایرانی گفت: از مریم که تصور میکنم از اعتمادم سوءاستفاده کرده و یک شیاد حرفهای است به خاطر سرقت و خیانت در امانت شکایت دارم.
بازپرس مکرمی با ادعای این تاجر دستور داد تا زن جوان تحت بررسیهای قضایی قرار گیرد. مریم وقتی پیشروی وی ایستاد، گفت: همه گفتههای مرد تاجر دروغ است و هیچکدام را قبول ندارم. این زن با ادعاهای عجیبی گفت: من کارمند هستم چند سال پیش این مرد برای انجام امور اداری خود به اداره ما آمد. وقتی متوجه مشکلات زندگیام شد و فهمید تنها هستم کلید خانهاش را در اختیارم گذاشت و خواست برای چند سالی در خانهاش زندگی کنم، پیشنهاد خوبی بود و میتوانست من را از مشکلات نجات بدهد، پذیرفتم و در غیاب مرد تاجر به خانهاش رفتم. «مریم» گفت: چند ماه بعد مرد تاجر برای سرکشی به خانهاش آمد و به من پیشنهاد ازدواج موقت داد. دو سالی میشد که از مرگ شوهرم میگذشت. وقتی دیدم او مهربان و خانواده دوست است و احساس کردم که نیاز به یک همدم و مونس دارم، پذیرفتم و به عقد موقتش در آمدم. پس از یکسال احساس کردم که تنهاتر شدهام. مرد تاجر هیچگاه ایران نبود به خاطر همین تصمیم گرفتم با وی قطع رابطه کنم. وقتی از این مرد خواستم جدا شویم رفتار عجیبی را دیدم، وی اصلاً نمیپذیرفت اما من تصمیم خودم را گرفته بودم و نمیخواستم آن را تغییر بدهم.
«مریم» در ادامه گفت: تصور میکنم مرد تاجر به دروغ من را متهم به دزدی میکند تا انتقام بگیرد و مجبور شوم با وی بمانم این در حالی است که همه وسایلی که با خودم بردهام، متعلق به خودم است و حاضرم فاکتور آنها را ارائه دهم.
بنابه این گزارش؛ تحقیقات در این زمینه ادامه دارد تا مشخص شود کدام یک از این زن و مرد داستان واقعی زندگیشان را بیان کردهاند. این در حالی است که مرد تاجر هیچ اشارهای به ازدواج موقت با «مریم» نکرده بود.
به گزارش ايران این مرد 54 ساله اواخر اسفند ماه سال گذشته به دادسرای منیریه تهران مراجعه کرد و وقتی برابر بازپرس مکرمی از شعبه اول ایستاد، گفت: دی ماه سال 89 برای انجام برخی امور اداری به تهران آمدم. خیلی اتفاقی با زن جوانی به نام مریم که کارمند آن اداره بود، آشنا شدم. این زن جوان سر صحبت را با من باز کرد و از زندگی تلخ گذشتهاش گفت: با توجه به این که من از وضع مالی بسیار مناسبی برخوردار هستم از سر دلسوزی یک آپارتمان که در مرکز تهران داشتم با همه امکانات رفاهی در اختیار مریم گذاشتم و حتی پول زیادی به حساب وی ریختم تا قبضهای آب، برق، گاز و شارژ را پرداخت کند. با گذشت یکسال از این ماجرا وقتی برای سرکشی خانه از آلمان به تهران آمدم هنگام ورود به آپارتمان، ناگهان در کمال ناباوری دیدم که همه اثاثیه خانه که ارزش آن بیش از 20 میلیون تومان است. از سوی مریم به سرقت رفته است و خیلی شوکه شدم. فوراً به مریم زنگ زدم اما وی دخالت در این ماجرا را نپذیرفت و من به رفتارش شک کردم. این تاجر ایرانی گفت: از مریم که تصور میکنم از اعتمادم سوءاستفاده کرده و یک شیاد حرفهای است به خاطر سرقت و خیانت در امانت شکایت دارم.
بازپرس مکرمی با ادعای این تاجر دستور داد تا زن جوان تحت بررسیهای قضایی قرار گیرد. مریم وقتی پیشروی وی ایستاد، گفت: همه گفتههای مرد تاجر دروغ است و هیچکدام را قبول ندارم. این زن با ادعاهای عجیبی گفت: من کارمند هستم چند سال پیش این مرد برای انجام امور اداری خود به اداره ما آمد. وقتی متوجه مشکلات زندگیام شد و فهمید تنها هستم کلید خانهاش را در اختیارم گذاشت و خواست برای چند سالی در خانهاش زندگی کنم، پیشنهاد خوبی بود و میتوانست من را از مشکلات نجات بدهد، پذیرفتم و در غیاب مرد تاجر به خانهاش رفتم. «مریم» گفت: چند ماه بعد مرد تاجر برای سرکشی به خانهاش آمد و به من پیشنهاد ازدواج موقت داد. دو سالی میشد که از مرگ شوهرم میگذشت. وقتی دیدم او مهربان و خانواده دوست است و احساس کردم که نیاز به یک همدم و مونس دارم، پذیرفتم و به عقد موقتش در آمدم. پس از یکسال احساس کردم که تنهاتر شدهام. مرد تاجر هیچگاه ایران نبود به خاطر همین تصمیم گرفتم با وی قطع رابطه کنم. وقتی از این مرد خواستم جدا شویم رفتار عجیبی را دیدم، وی اصلاً نمیپذیرفت اما من تصمیم خودم را گرفته بودم و نمیخواستم آن را تغییر بدهم.
«مریم» در ادامه گفت: تصور میکنم مرد تاجر به دروغ من را متهم به دزدی میکند تا انتقام بگیرد و مجبور شوم با وی بمانم این در حالی است که همه وسایلی که با خودم بردهام، متعلق به خودم است و حاضرم فاکتور آنها را ارائه دهم.
بنابه این گزارش؛ تحقیقات در این زمینه ادامه دارد تا مشخص شود کدام یک از این زن و مرد داستان واقعی زندگیشان را بیان کردهاند. این در حالی است که مرد تاجر هیچ اشارهای به ازدواج موقت با «مریم» نکرده بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


