فدراسيونی كه خودش رامتولي فيلتر خارجي ها ميداند
رضا خدادادي
کد خبر: ۲۴۶۴۹۵
| | 4808 بازدید
1- برداشتن قانون منع ورود دروازهبان خارجي به ليگ برتر اتفاق فرخنده و خجستهاي بود. در تبعيد اين قانون به ليگ يك بيش از مدل قبلي آن ميتوان رگههاي تصميمي فني را ديد. ليگ يك جاي كشف استعدادهاست و مربيان فعال در آن دل و جرأت بيشتري براي بازي دادن به پديدههاي جوان دارند. حتي اگر فرض را بر اين بگذاريم كه دلالها نقش پررنگي در آوردن گلرهاي خارجي دارند قطعا در ليگ يك نان آنها كم چربتر خواهد بود؛ چراكه اصولا آنجا رقمهاي پرداختي به مراتب پايينتر از ليگ برتر است و با توجه به قيمت جديد دلار در ايران تيمهاي ليگ يكي قدرت خريد پايينتري هم خواهند داشت و همين پايين آمدن ميزان سود، دلالهاي فعال در اين زمينه را مأيوس خواهد كرد تا سفره خود را هم جاي ديگري پهن كنند.
2- برداشتن قانون منع ورود دروازهبان خارجي به ليگ برتر از منظر ديگري هم قابل تقدير است. آنجا كه قاطبه اهالي تأثيرگذار در فدراسيون فوتبال از رييس گرفته تا نايب رييس اول و دبيركل از موافقان آن بودند و حتما عزم جزمي هم براي به كرسي نشاندن خواسته خود داشتند اما از درون جلسه خبر ميرسد كه فدراسيون با نظرسنجي از مديران باشگاهها متوجه راي قاطع اكثريت آنها در ملغي كردن اين قانون ميشود. روحيات ديكتاتورگونه در فدراسيون كمرنگ نيست اما در اين مورد خاص تصميمگيري به اهالي باشگاهها سپرده ميشود و مردان دانه درشت فدراسيون هم به آن گردن ميگذارند تا مشخص شود آنها تفكر خود را وحي منزل نميدانند و كوركورانه بر آن پافشاري نميكنند. شايد بتوان اين اتفاق را تبلور دموكراسي در فدراسيون فوتبال دانست.
3- تا اينجاي كار تمجيد از تصميم جديد، تصميمسازان فوتبال بود. اما در اخبار تكميلي از جلسه سرنوشتساز ديروز آمده بود كه فدراسيون شرط و شروط بسيار سختي براي ورود كل بازيكنان خارجي به فوتبال ايران تدوين كرده و اصطلاحا سنگ بزرگي پيشپاي ايشان براي سفر به ايران انداخته است. از جمله ميتوان الزام به مليپوش بودن يا بازي در ليگ يك كشور مبدا اشاره كرد اما براي مثال چگونه ميشود سراغ بازار بازيكنان «برزيلي» رفت؟ آيا فوتبال ايران توانايي خريد بازيكن مليپوش برزيلي يا حتي بازيكن ليگ يكي آنها را دارد؟
يا بايد خودش را از اين بازار متنوع محروم كند؟ سزار برزيلي براي تيم ملي اين كشور بازي نميكند، حتي ليگ يكي هم نبود اما مهره بسيار تاثيرگذاري براي سپاهان ايران است. درواقع به نظر ميرسد وسواس فدراسيون براي فيلتر ورود بازيكنان خوب و بد به فوتبال ايران آنها را به سمت دستپاچگي در تصميمگيري برده است. نسخههايي كه آنها ميپيچند نشاندهنده حساسيت ويژه آنها از سر دلسوزي است، اما به نظر ميرسد همچنان در نوعي سردرگمي براي پيدا كردن راهي منطقي براي جداسازي سره از ناسره در اين مقوله به سر ميبرند.
درواقع اشكال كار آنجاست كه فدراسيون خودش ميخواهد نقش متولي فيلترينگ را بازي كند، در حالي كه اين وسواس بايد در دل باشگاهها ايجاد شود. اين باشگاهها هستند كه انتخاب ميكنند و اين آنها هستند كه بايد كيفيت فني «انتخاب» خود را بالا ببرند. آنها هستند كه نبايد اجازه دهند واسطهها، گنجشك را به جاي قناري رنگ كرده و دستشان بدهند. آنها بايد در قرارداد سرمربي خود بندي قرار دهند كه در صورت اصرار به جذب يك بازيكن بيكيفيت، بخشي از گناه ضرر و زيان به وجود آمده براي كل فوتبال ايران و خود آن باشگاه خاص بر گردن او باشد. آن وقت است كه مربي هم به جاي ساخت و پاخت با دلالها، تن به هر انتخابي نخواهد داد. راهكارهايي از اين دست نقش قيم بودن را از فدراسيون خواهد گرفت و اين فيلتر مورد اصرار آنها را جايي قرار خواهد داد كه بايد قرار داشته باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


