برچسب تقلب به مارادونا نمیچسبد!
از دانته نقل قول است كه گرمترین جای جهنم متعلق به كسانی است كه در هنگام بحرانهای بزرگ اخلاقی بیتفاوت میمانند.
به نوشته كارگزاران و به نقل از BBC، از هفته گذشته كه دیگو مارادونا بهعنوان مربی تیمملی آرژانتین انتخاب شد، عده زیادی از انگلیسیها بهعنوان فردی متقلب به او حمله میكنند، این به نظر من ناعادلانه است چرا كه تقلب علیه هیچكس به اندازه مارادونا به كار نرفته است.
زمانیكه دوران حرفهای او از اواسط دهه 70 آغاز شد، میزان دویدن بهطور متوسط در هر بازی 5 هزار متر بود. 20 سال بعد این میزان دو برابر شد. پیشرفت فیزیكی فوتبال روی بازی مارادونا تاثیر داشت و مارادونا تقریبا اكثر دوران حرفهایاش تا قبل از اواسط دهه 90 را درگیر مصدومیت بود. مارادونا در دورهای بازی میكرد كه داوران حمایتی را كه این روزها نثار بازیكنان میكنند، از او (و سایر همنسلانش) دریغ میكردند. بعضی از تكلهایی كه روی پای مارادونا زده شد، اگر امروز زده شود نه تنها با كارت قرمز داور روبهرو میگردد، بلكه با جرایمی نیز همراه خواهد بود. در واقع هر وقت او وارد زمین میشد، حریفان از هر راهی برای متوقف كردن او استفاده میكردند.
بازی یكچهارم نهایی جامجهانی 1986 انگلیس و آرژانتین نیز از این قضیه مستثنا نیست. فیلم آن تورنمنت نشان میدهد كه آرنج تری فنویكز به صورت مارادونا فشار وارد میكند. شاید از دانستن نام متقلبان نامدارتر از مارادونا غافلگیر شوید. داوران قدیمی برزیل بهخوبی حقه پله را برای گرفتن ضربات آزاد به یاد دارند.
او بازویش را به مدافع حریف میچسباند و با گرفتن او خودش را به زمین میزد، كه نتیجه این امر زمین خوردن دو بازیكن به همراه هم و متقاعد شدن داور برای گرفتن خطا بود. البته این موضوع تا حد زیادی هم تحت تاثیر و فرهنگهای مختلف است.
بابی چارلتون داستانی را تعریف میكند كه چگونه در یكی از نشستهای فیفا بازیكنان قدیمی نظرشان را راجع به شیرجه رفتن برای فریب داور ابراز كردند. یك نفر كه چارلتون از او به عنوان «یكی از بازیكنان بینالمللی قدیمی آمریكای جنوبی» نام برد، گفته بود: «شما بهعنوان یك حرفهای فكر نمیكنید كه ما باید برای كسی كه در گرفتن امتیاز برای تیمش كوتاهی میكند، دست بزنیم؟» من معتقدم در آمریكای جنوبی این قضیه نوسان بیشتری دارد. در برزیل حتی گفته میشود، شكست دادن یك رقیب قدرتمند از راهی غیرقانونی طعم بهتری به پیروزی میدهد!
اما ما انگلیسیها بهتر است قبل از اصلاح سایرین كمی هم به گذشته خودمان نگاه كنیم. مارتین پیترز در زندگینامهاش در مورد یك بازی خانگی مقابل لهستان در 1973 مینویسد؛ دیداری كه انگلیس باید برای راهیابی به جامجهانی سال بعد در آن برنده میشد.
گرچه من هرگز پیترز را ملاقات نكردم، اما او بازیكنی بسیار خوب بود و همواره نیز از او بهعنوان مردی قابل توجه یاد میشود. اما 35 سال پیش انگلیس با یك گل عقب افتاده بود و زمان نیز به سرعت میگذشت تا اینكه دفاع چپ لهستان داخل محوطه جریمه روی پای او تكل میزند: «او برخورد بسیار كوچكی با من داشت، اما من میخواستم پرواز كنم. شیرجه زدم. پنالتی نبود، اما داور در زاویهای قرار نداشت كه تشخیص درستی داشته باشد.»
این گل برای راه یافتن انگلیس به جامجهانی كافی نبود، اما برای اینكه ادعاهای انگلیسیها برای دفاع پرشور از «بازی جوانمردانه» را مهار كند كافی است.
به قضیه برچسب تقلب زدن، به مارادونا باز گردیم. هر چند كه نامیدن آن گل به اسم دست خدا توسط مارادونا نیز چندان كار جالبی بهنظر نمیرسد، اما او انسانی است با استعدادی فوقالعاده و البته داشتن نقصهایی. هر چند كه شاید این نقصها مانند پله، كمكی برای او در راه بزرگی باشد.
مارادونا اكنون به میدان آمده است تا نیمه دوم زندگیاش را نیز در فوتبال بگذراند، گرچه او به دلایلی كاندیدای مورد علاقه من نبود اما بهنظرم مخالفان باید به دو دلیل از نشستن او روی نیمكت تیمملی آرژانتین استقبال كنند.
اول به این دلیل كه میتواند با قرار گرفتن در این شغل از مشكلات زیادی كه او را در بر گرفته رها شود و دوم اینكه او خودش را برای قرار گرفتن در كورس رقابت آماده كرده است. خیلی از مردم فكر میكنند یك اسطوره نباید هیچگاه آبرو و اعتبارش را به خطر بیندازد، اما من مخالفم این قضیه فقط شامل اشیای موزه میشود. شاید هم بهترین جای بهشت متعلق به كسانی است كه شجاعت كافی برای قرار گرفتن در یك چالش جدید را دارند.


