تلاش ناکام سران اروپا برای نجات منطقه یورو
رئیس کمیسیون اروپا و نخست وزیر دانمارک به عنوان رئیس دورهای اتحادیه اروپا اخیرا در خصوص بحران یورو و و نحوه مواجهه با آن تبادل نظر کردند.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه "کپنهاگ پست"، رئیس کمیسیون اروپا و نخست وزیر دانمارک اخیرا در جلسهای مشترک که در دانشگاه کپنهاگ برگزار شد به تشریح دیدگاههای خود در خصوص بحران یورو و نحوه حل و فصل آن پرداختند.
"خوزه مانوئل باروسو" رئیس کمیسیون اروپا در این جلسه تاکید کرد که بحران اقتصادی اروپا از درون برخی کشورها آغاز شد. به عبارت بهتر ریشه این بحران فردی (مربوط به کشورهای خاص) بود.
اما باروسو معتقد است که برای حل این بحران فردی باید رویکردی جمعی داشت. در این خصوص اعضای اروپای واحد باید پیوندی بسیار نزدیک با یکدیگر برقرار کرده و بحران را از مجموعه دور کنند. در این خصوص هر کشور عضو اتحادیه اروپا باید نگاهی جامعنگر داشته و خود را در قبال خروج از بحران جمعی در منطقه یورو مسئول بداند.
"هله تورنینگ اشمیت" نخست وزیر دانمارک نیز در این جلسه تاکید کرده است که درس اصلی بحران یورو تاثیرگذاری و تاثیر پذیری کشورهای عضو از یکدیگر است.
اشمیت معتقد است که تصمیم و رویکرد هر یک از اعضای اروپای واحد بر روی مجموعه تاثیرگذار خواهد بود و در عین حال باید در راستای حل و فصل بحران اقتصادی موجود نیز همه اعضا رویکردی هماهنگ داشته باشند.
* همبستگی اعضای اتحادیه اروپا رو به افول است
وجه مشترک نخست وزیر دانمارک به عنوان رئیس دورهای اتحادیه اروپا و خوزه مانوئل باروسو رئیس کمیسیون اروپای واحد تاکید این دو بر "اتخاذ رویکرد مشترک در حل بحران یورو" و "اجتناب از فردگرایی" کشورهای عضو است.
اگرچه این اظهارات در شرایط عادی میتواند قابل هضم باشد اما در شرایط فعلی نمیتوان بر روی همبستگی اعضای اروپای واحد حساب ویژهای باز کرد. اصلاحات اقتصادی اتحادیه اروپا که در پایان سال 2011 میلادی به تصویب اکثر کشورهای عضو این مجموعه رسید نتوانسته است تاثیری در خروج منطقه یورو و اروپای واحد از بحران داشته باشد.
نرخ بیکاری در کشورهای عضو منطقه یورو و دیگر کشورهای اروپایی افزایش یافته است. سقوط دولتهای رومانی و هلند از یک سو و وضعیت متزلزل سارکوزی در فرانسه از سوی دیگر سبب شده است تا آینده اصلاحات اقتصادی اروپا زیر سوال قرار گیرد.
از سوی دیگر، مخالفتهای کلی انگلیس با طرح اصلاحات اروپا نیز به قوت خود باقیست و لندن حاضر نشده است رویکرد اقتصادی خود را با برلین و پاریس هماهنگ سازد. در چنین شرایطی نمیتوان بر ریو خروج اروپای واحد از بحران امیدوار بود. همان گونه که باروسو و اشمیت تاکید کردهاند جهت حل و فصل بحران یورو لازم است رویکردی جمعی اتخاذ شود و کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز باید در این خصوص رویکردی جمعی اتخاذ کنند اما این رویکرد جمعی فعلا قابل شکل گیری نیست.
* هشدار نسبت به وضعیت اروپای واحد
اروپای واحد هم اکنون در وضعیت قرمز به سر میبرد. شاید جلسه کشترک باروسو و اشمیت در دانشگاه کپنهاگ میتوانست قبل از وقوع بحران اقتصادی و استمرار آن مخاطبان زیادی را اقناع سازد اما هم اکنون یادآوری ایدهآلهای اروپای واحد نمیتواند سهمی در خروج این مجموعه از بحران ایفا کند. این نکتهای است که سران اروپای واحد نیز نسبت به آن اذعان دارند.
افرادی مانند جرج سوروس سرمایه داری غربی طرفدار لابی صهیونیسم و دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس به صورتی صریح نسبت به سقوط منطقه یورو در آینده هشدار دادهاند.
این در حالیست که فرانسو اولاند نامزد حزب سویالیست فرانسه در انتخابات ریاست جمهوری امسال نیز از اکنون مرز سیاستهای اقتصادی خود با سیاستهای آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان را به طور مشخص ترسیم کرده است. اولاند که به نظر میرسد پیروز انتخابات هفته آینده در فرانسه باشد، قول داده است که سیاستهای مرکل و حزب دموکرات مسیحی آلمان در عرصه اقتصادی اروپا را به چالش بکشد.در چنین شرایطی عملا میان قدرتهای بزرگ اروپا بر سر اعمال سیاست ریاضت اقتصادی اختلاف پدید خواهد آمد.
* اطمینانی که وجود ندارد
خوزه مانوئل باروسو رئیس کمیسیون اروپای واحد در قسمتی از سخنان خود در دانشگاه کپنهاگ تاکید کرده است که اگر اروپای واحد میخواهد مدل اجتماعی و محیط سیاسی خود را حفظ کند باید با اطمینان تغییرات لازم را در خود به وجود آورد و این تغییرات مفید نیز صرفا در رویکردیجمعی حاصل میشود.
واقعیت امر این است که بر خلاف تصور باروسو چنین اطمینانی در اروپا نسبت به سیاستگذاران این منطقه وجود ندارد. خشم شهروندان اروپایی از اجرای طرح ریاضت اقتصادی و افزایش این اعتراضات در کشورهای مختلف اروپای جنوبی، شرقی و غربی به خوبی نشان میدهد که شهروندان کشورهای عضو منطقه یورو و اروپای واحد اطمینانی نسبت به حل بحران و توانایی سیاستمداران فعلی اتحادیه اروپا در مدیریت شرایط سخت فعلی ندارند. این عدم اطمینان ریشه در رفتارهای سالهای اخیر سران اروپا دارد. بسیاری از کارشناسان مسائل اقتصادی اروپا معتقدند که مسئولیت ناپذیری برخی اعضای منطقه یورو مانند آلمان و فرانسه نسبت به تشدید بحران بدهی های خارجی طی سالهای گذشته منجر به ایجاد شوکی ناگهانی در اروپای واحد شده است.
همچنین اعمال طرح ریاضت اقتصادی به سبک و سیاق آنگلا مرکل و سارکوزی هزینههای مضاعفی بر پیکره جوامع بحران زده اروپایی مانندیونان و اسپانیا وارد ساخته است. در چنین شرایطی اساسا سخن گفتن از همکاری و اطمینان در اتحادیه اروپا سرابی بیش نخواهد بود.


