کلیدمعمایجنایتپارکجنگلیدردستانپسرگوشهگیر
راز جنایت خاموش در پارک جنگلی در دل پسر آرام و گوشهگیر نهفته بود.
کد خبر: ۲۴۱۸۵۴
| | 3560 بازدید
این پسر که اعتیاد پدرش را خطری برای آبرویش میدید نقشه قتل وی را طراحی کرد.
به گزارش ايران صبح روز 6 مهر ماه سال گذشته، مرد جوانی که در حال ورزش کردن در پارک جانبازان صومعهسرا بود نظرش به خودروی تیره رنگی که به شکل نامناسبی در وسط پارک توقف کرده بود جلب شد. مرد ورزشکار هنگامی که برای بررسی خودرو کنجکاو شده بود و به نزدیکی آن رفت همانجا در جایش خشکش زد. وی فکر نمیکرد که با جسد غرق در خون راننده روبهرو شود. این مرد با دیدن صحنه دلخراش مرگ راننده پلیس را با خبر کرد.
دقایقی بعد تیمی از مأموران پلیس صومعهسرا برای بررسی موضوع به پارک جانبازان آمدند و با جسد چاقو خورده راننده لاغر اندامی که پشت فرمان به شکل فجیعی کشته شده بود،روبهرو شدند. بررسیهای نخست نشان میداد این مرد با بیش از 20 ضربه چاقو به کام مرگ فرو رفته است.
در ادامه با دستور قاضی کشیک دادسرای صومعهسرا تیمی از کارآگاهان پلیس، مأموریت یافتند تا پرونده قتل راننده را بازگشایی کنند. بدین ترتیب دست به تجسسهای میدانی زدند و در ابتدای مسیر تحقیقات دریافتند که چند روز پیش زن جوانی با مراجعه به یکی از کلانتریهای شهر ناپدید شدن شوهرش را گزارش داده بود.
با دعوت از این زن، وی در پزشکی قانونی شوهر خود را که همان راننده لاغر اندام بود شناسایی کرد و با حالت گریان به پلیس گفت: یک روز پیش از پیدا شدن جسد شوهرم، وی از خانه بیرون رفت و قرار بود که ساعت 8 شب به دنبال پسر بزرگم که برای بازی فوتبال در باشگاه بود برود. پسرم به خانه آمد ولی خبری از «علی» نبود، هر چقدر به گوشی موبایلش زنگ زدم، گوشی خاموش بود. خیلی نگران بودیم و به هر جایی که میدانستیم وی رفته است، زنگ زدیم ولی هیچ کس اطلاعی از سرنوشت وی نداشت، در آخر موضوع را به پلیس گزارش دادیم.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات از خانواده «علی» متوجه شدند وی هیچ مشکلی با خانواده یا دوست و آشنایی نداشته است و در زمان پیدا شدن جسد هیچ پول یا وسیلهای از خودرواش دزدیده نشده است. بنابراین فرضیه اختلاف خانوادگی در قتل «علی» مطرح شد. دایره ردیابیهای ویژه روی خانواده «علی» متمرکز شد و کارآگاهان در تجسسها دریافتند که «علی» مردی کشاورز بوده و به مواد مخدر اعتیاد داشته است و خانواده وی بویژه پسرانش از این موضوع بشدت ناراحت بودهاند. «شاهین» پسر بزرگ «علی» که دانشجو است در بازجوییها به پلیس گفت که پدرش آن شب تماس گرفته ولی نزدش نرفته است و اصلاً فکر نمیکرده که پدرش به قتل رسیده باشد.
کارآگاهان در بازجوییها متوجه شدند «شاهین» اظهارات ضد و نقیضی دارد بنابراین با کنترل رفت و آمدها و ارتباطهای چندین ماهه وی موفق شدند سرنخهایی را برای رمزگشایی پرونده قتل پارک جنگلی بیابند.
همزمان با ارسال چندین بار احضاریه به خانه مادر شاهین، وی به بهانههای مختلف از مراجعه به پلیس خودداری میکرد تا این که شاهین بازداشت شد و خود را مقابل شواهد و مدارکی دید که چارهای جز بیان حقیقت نداشت و لب به اعتراف باز کرد و گفت: چندین بار پدرم را در حال مصرف مواد مخدر دیده بودم و این موضوع مرا بشدت آزرده کرده بود و از سویی احساس میکردم که آبروی خانوادگیمان رفته است. بنابراین پس از چندین بار کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم وی را به قتل برسانم و برای اجرای نقشهام شب حادثه از پدرم خواستم تا به سمت پارک جنگلی برود. آن شب باران تندی میآمد. به پارک رسیدم. من زودتر پیاده شدم و چاقویی را که از قبل تهیه کرده بودم از آن سوی خودرو آوردم و پدرم را که در حال پیاده شدن بود با چند ضربه چاقو مورد حمله قرار دادم و به خانه برگشتم.
یکی از بستگان شاهین با تماس با شوک روزنامه گفت: اواخر سال گذشته بازسازی صحنه قتل توسط پلیس انجام شد. در حال حاضر «شاهین» در زندان است و خانواده وی در تلاش هستند که از پدربزرگ و مادربزرگش رضایت بگیرند. بنا بر این گزارش در حال حاضر حکمی از سوی دادگاه استان گیلان برای پسر پدرکش صادر نشده است و پلیس در تلاش برای بازنگری به زوایای دیگر پرونده است.
به گزارش ايران صبح روز 6 مهر ماه سال گذشته، مرد جوانی که در حال ورزش کردن در پارک جانبازان صومعهسرا بود نظرش به خودروی تیره رنگی که به شکل نامناسبی در وسط پارک توقف کرده بود جلب شد. مرد ورزشکار هنگامی که برای بررسی خودرو کنجکاو شده بود و به نزدیکی آن رفت همانجا در جایش خشکش زد. وی فکر نمیکرد که با جسد غرق در خون راننده روبهرو شود. این مرد با دیدن صحنه دلخراش مرگ راننده پلیس را با خبر کرد.
دقایقی بعد تیمی از مأموران پلیس صومعهسرا برای بررسی موضوع به پارک جانبازان آمدند و با جسد چاقو خورده راننده لاغر اندامی که پشت فرمان به شکل فجیعی کشته شده بود،روبهرو شدند. بررسیهای نخست نشان میداد این مرد با بیش از 20 ضربه چاقو به کام مرگ فرو رفته است.
در ادامه با دستور قاضی کشیک دادسرای صومعهسرا تیمی از کارآگاهان پلیس، مأموریت یافتند تا پرونده قتل راننده را بازگشایی کنند. بدین ترتیب دست به تجسسهای میدانی زدند و در ابتدای مسیر تحقیقات دریافتند که چند روز پیش زن جوانی با مراجعه به یکی از کلانتریهای شهر ناپدید شدن شوهرش را گزارش داده بود.
با دعوت از این زن، وی در پزشکی قانونی شوهر خود را که همان راننده لاغر اندام بود شناسایی کرد و با حالت گریان به پلیس گفت: یک روز پیش از پیدا شدن جسد شوهرم، وی از خانه بیرون رفت و قرار بود که ساعت 8 شب به دنبال پسر بزرگم که برای بازی فوتبال در باشگاه بود برود. پسرم به خانه آمد ولی خبری از «علی» نبود، هر چقدر به گوشی موبایلش زنگ زدم، گوشی خاموش بود. خیلی نگران بودیم و به هر جایی که میدانستیم وی رفته است، زنگ زدیم ولی هیچ کس اطلاعی از سرنوشت وی نداشت، در آخر موضوع را به پلیس گزارش دادیم.
کارآگاهان در ادامه تحقیقات از خانواده «علی» متوجه شدند وی هیچ مشکلی با خانواده یا دوست و آشنایی نداشته است و در زمان پیدا شدن جسد هیچ پول یا وسیلهای از خودرواش دزدیده نشده است. بنابراین فرضیه اختلاف خانوادگی در قتل «علی» مطرح شد. دایره ردیابیهای ویژه روی خانواده «علی» متمرکز شد و کارآگاهان در تجسسها دریافتند که «علی» مردی کشاورز بوده و به مواد مخدر اعتیاد داشته است و خانواده وی بویژه پسرانش از این موضوع بشدت ناراحت بودهاند. «شاهین» پسر بزرگ «علی» که دانشجو است در بازجوییها به پلیس گفت که پدرش آن شب تماس گرفته ولی نزدش نرفته است و اصلاً فکر نمیکرده که پدرش به قتل رسیده باشد.
کارآگاهان در بازجوییها متوجه شدند «شاهین» اظهارات ضد و نقیضی دارد بنابراین با کنترل رفت و آمدها و ارتباطهای چندین ماهه وی موفق شدند سرنخهایی را برای رمزگشایی پرونده قتل پارک جنگلی بیابند.
همزمان با ارسال چندین بار احضاریه به خانه مادر شاهین، وی به بهانههای مختلف از مراجعه به پلیس خودداری میکرد تا این که شاهین بازداشت شد و خود را مقابل شواهد و مدارکی دید که چارهای جز بیان حقیقت نداشت و لب به اعتراف باز کرد و گفت: چندین بار پدرم را در حال مصرف مواد مخدر دیده بودم و این موضوع مرا بشدت آزرده کرده بود و از سویی احساس میکردم که آبروی خانوادگیمان رفته است. بنابراین پس از چندین بار کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم وی را به قتل برسانم و برای اجرای نقشهام شب حادثه از پدرم خواستم تا به سمت پارک جنگلی برود. آن شب باران تندی میآمد. به پارک رسیدم. من زودتر پیاده شدم و چاقویی را که از قبل تهیه کرده بودم از آن سوی خودرو آوردم و پدرم را که در حال پیاده شدن بود با چند ضربه چاقو مورد حمله قرار دادم و به خانه برگشتم.
یکی از بستگان شاهین با تماس با شوک روزنامه گفت: اواخر سال گذشته بازسازی صحنه قتل توسط پلیس انجام شد. در حال حاضر «شاهین» در زندان است و خانواده وی در تلاش هستند که از پدربزرگ و مادربزرگش رضایت بگیرند. بنا بر این گزارش در حال حاضر حکمی از سوی دادگاه استان گیلان برای پسر پدرکش صادر نشده است و پلیس در تلاش برای بازنگری به زوایای دیگر پرونده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


