صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

شيطان آبي در قلمرو قرمزها

کد خبر: ۲۴۰۳۶
| |
2223 بازدید

براي دومين بار طي روزهاي اخير سرالکس فرگوسن زمزمه هاي بازنشستگي اش و جدايي از شياطين سرخ را اعلام کرد که گفته هايش در روزنامه تايمز به چاپ رسيد.

به نوشته روزنامه اعتماد، فرضيه اي که مي تواند با اعلام اين خبر بيش از پيش قوت بگيرد، اين است که با جدي شدن تصميم سرالکس فصل 2011- 2010 منچستريونايتد با سرمربي جديد آغاز خواهد شد؛ چيزي که ممکن است براي هواداران متعصب يونايتد چندان خوشايند نباشد.

اما چه کسي مربي جديد شياطين خواهد بود؟ چه کسي اين جسارت و شخصيت توانمند و البته قدرت مربيگري را دارد که پستي را بپذيرد که فرگوسن پيش از اين در توصيفش گفته بود؛ «بزرگ تر و سخت تر از آنچه حتي بتوانيد تصورش را بکنيد.»

مربيگري منچستريونايتد شغلي است که از عهده هر کسي و هر مربي با هر مختصاتي برنمي آيد و نامزدهاي احتمالي جانشيني فرگوسن هم نمي توانند و نبايد نامزدهايي معمولي باشند و پيش از هر چيزي بايد اثبات کنند به اندازه کافي براي نشستن روي نيمکت منچستر بزرگ و بزرگ انديش هستند.

فرگوسن در مصاحبه روز قبلش که به شکل کامل و مفصل در تايمز چاپ شد، اظهار اميدواري کرد فردي که جانشين او مي شود «انساني سخت و مقاوم» باشد؛ «حرف مرا بپذيريد و باور کنيد. شغل آساني نيست. اصلاً و ابداً.»

اسون گوران اريکسون سال 2002 که نمونه يک مربي موفق در انگليس بود، پيش از آنکه زمزمه هاي بازنشستگي فرگوسن مطرح شود شايد مي توانست گزينه خوبي باشد اما حالا شرايط فرق مي کند؛ اريکسون پس از اخراج از منچسترسيتي سرمربي تيم ملي مکزيک شد ولي آيا آنقدر سخت و مقاوم و بانفوذ هست که بتواند در اولدترافورد موفق باشد؟

اگرچه همه مي گويند اگر اين اتفاق نمي افتاد اريکسون نمي توانست اين وظيفه را به نحو احسن انجام دهد. اما واقعاً چه کسي اين مختصات را دارد؟

در طول چند سال اخير هميشه گزينه هايي که به نظر مي رسيد مي توانند جانشينان موفقي براي فرگوسن باشند مطرح شده اند؛ کساني که تجربه حضور در اولدترافورد را هم داشته اند مثل روي کين، مارک هيوز، استيو بروس و کارلوس کوئيروز، اينها به قدر کافي نام هاي بزرگ و پراعتباري در مقايسه با مربيان صاحب نام جهاني مانند مارچلو ليپي، کاپلو و کارلو آنچلوتي بوده اند، البته از کنار يک اسم ديگر هم نمي توان به سادگي گذشت؛ ژوزه مورينيو. کسي که در روزهاي اخير بارها در نشريات مختلف احتمال حضورش در اولدترافورد مطرح شده است و مي تواند گام موفق بعدي اش پس از ترک اينترميلان باشد.

مورينيو اين پرسوناژ را دارد و مي تواند با چالش ها و سختي هاي مسووليتي به اين بزرگي دست و پنجه نرم کند و نشان داده اعتماد به نفس اش براي اتفاقات بزرگ بالا است. اما آيا براي مربيگري يونايتد واقعاً مناسب است؟

مرد يکدنده و لجباز روزهاي مربيگري چلسي در جايي مثل اينتر حتي دست به تغييراتي در فلسفه فوتبالش زده و اين تغييرات کاملاً محسوس بوده. مورينيو يک سوپر قدرت مربيگري و با انگيزه است، تکنسين خوبي در فوتبال است و استحقاق اين را داشته که بيش از اينها در مدت زماني که مربيگري چلسي را به عهده داشت، به قدرت و اعتبار برسد.

دو فصل ابتدايي حضورش در استمفوردبريج براي همه هواداران چلسي و حتي خود آبراموويچ روزهايي رويايي است که شايد تکرار نشود. ولي به نظر مي رسد فوتبالي که او مي پسندد از آن جنس فوتبالي نيست که در هياهوها و شلوغي اولدترافورد بشود پيدا کرد. حتي در سال هايي که کمتر کسي او را به اندازه حالا مي شناخت (دهه هفتاد) هميشه از فوتبال به سبک شواليه ها با آن غرور ذاتي اش لذت مي برد.

از مقايسه ميان شخصيت هاي اين دو مربي مي توان به نکات موازي زيادي رسيد که در هر دو مشترک است؛ هر دو خودکنترل هستند و تن به هوس نمي دهند، هر دو عاشق اين هستند که برخلاف تئوريسين ها رفتار کرده و ذهنيت خودشان را در باشگاه حکمفرما کنند. اما مورينيو در چلسي و حتي هفته هاي نخست حضور در اينترميلان دوست داشت پيچيده و مرموز به نظر برسد. از طرف ديگر فرگوسن در مقابله با ساير مربيان جزيره چه در مسابقات، چه در رسانه ها درصدد بود شخصيتي کاملاً متفاوت و عاقل داشته باشد و کمتر حاضر به شرکت در درگيري هاي مطبوعاتي مي شد. اما خب ظاهراً سال 2010 آخرين سال حضور فرگي پير در اولدترافورد است و مي خواهد چمدانش را ببندد. چه کسي مي آيد؟

به جرات مي توان گفت اين شخص کاپلو نيست، که خب همه چيز در حال حاضر برايش در تيم ملي خلاصه مي شود و بايد ديد دستاورد مرد ايتاليايي براي تيم ملي انگليس چه خواهد بود. مارک هيوز هم از اين گردونه خارج شده و به مربيگري منچسترسيتي رضايت داده. قطعاً وقتي هيوز در ميان نامزدها نباشد بروس، پل اينس يا خيلي ديگر از اولدترافوردي هاي قديمي هم نمي توانند روي اين نيمکت پرمسووليت بنشينند.

احتمالاً فرگوسن هم نمي تواند اين اجازه را بدهد تا هر کسي سکان هدايت تيمش را به عهده بگيرد؛ تيمي که بيش از بيست سال براي قهرماني و موفقيتش تلاش کرده. استانداردهاي فرگوسن را نمي توان ناديده گرفت. به کانتونا فکر مي کنيد؟ نه، شوخي نکنيد،

مربيان غيروطني کساني مثل خوان د راموس سرمربي اخراجي تاتنهام و لوچانو اسپالتي سرمربي زير بار انتقادات رم هم شايد براي برخي جالب باشند اما نکته اينجاست که مربيگري در تيمي مثل منچستريونايتد المان هاي خاصي دارد که از عهده بسياري از مربيان خارج است.

پاسخ اين سوال آسان نيست؛ کوئيروز که تابستان امسال اولدترافورد را به مقصد پرتغال ترک کرد، در ميان گزينه هاي فعلي مي توانست کفش هاي فرگوسن را به پا کند، اما مربيگري تيم ملي پرتغال برايش جذابيت هاي بيشتري داشت اگرچه شروع ضعيفي با پرتغالي ها داشت،

هنوز هم داغ ترين شايعه براي جانشيني سرالکس فرگوسن اسکاتلندي مورينيو است، اين در حالي است که خودش تمايلي به اين اتفاق ندارد و تمام تمرکز و توجهش را براي موفقيت اينتر در اروپا صرف کرده. او قهرماني در اسکودتو را اولين گام مي داند و معتقد است اينتر بايد به اهداف بزرگ تري از قهرماني در ليگ ايتاليا فکر کند.

شايد او هم بايد چيزهاي بيشتري ياد بگيرد و تجربيات بيشتري به دست بياورد. فوتبال تهاجمي، قهرماني و حفظ جاه طلبي هاي شخصي و غرور فردي همه با هم در يک مشت نمي گنجد. اما حداقل مي توان به اين فکر کرد اگر روزي مورينيو قرار باشد جاي فرگوسن را در اولدترافورد بگيرد، چه اتفاقاتي ممکن است بيفتد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟